Steal

Steal

تنزيل الترجمة Farsi Persian

الموسم 1

معلومات الإصدار

Steal S01E02 1080p WEB h264-NESTED
تعليق من NESTED
🔥Mr. Rocky | T.me/NestedSubtitle 🔥

الوسوم

webdl
نشرت في: 2026-01-31
تنزيلات: 65
ضعاف السمع: No

معاينة ترجمة Farsi Persian

أول 195 سطر.

‫تقدیم به تمام پارسی‌زبانان

‫NESTED ‫با افتخار تقدیم می‌کند

‫ ‫قسمت دوم

‫اسلحه هاشونو شلیک نکردن، ‫کل مدت دستکش دستشون بود.

‫و همون طور که میدونیم ‫همه شون پروتز زده بودن،

‫پس نرم افزار تشخیص چهره مون ‫کاملا بی فایده هست.

‫تیم واکنش سریع خروجشونو ‫در دوربین مداربسته ردیابی کرد.

‫با حمل و نقل عمومی رفتن ‫بعدش از هم جدا شدن.

‫و بعدش همه شون غیبشون زد ‫در نقطه های کور دوربین.

‫چک کردیم کرایه شونو چجوری دادن. ‫کارت بانکی. همه شون کلون شده بودن.

‫سطح کاری که دارن انجام میدن، ‫حرفه ای گریشون،

‫داریم حرف از ارتشی های سابق، ‫سرویس های ویژه سابق،

‫شاید حتی بازیگرای دولتی میزنیم.

‫این ماجرا دو تا شاخه داره بچه ها. ‫دزدا رو پیدا کنین. پول رو پیدا کنین.

‫همون طور که میدونین ‫هر دوتاشون خیلی زمان برن،

‫پس باید با سرعت نور بریم جلو. آره؟

‫4 میلیارد، بزرگ ترین سرقت تاریخ انگلیس ‫و پول بازنشستگی مردمه، باشه؟

‫درباره تقسیم کار ویدیوها ‫با سرگروه هاتون حرف بزنین.

‫- خبری از شماره حسابا شد؟ ‫- هنوز هیچی.

‫ولی فکر کنم زود بیاد. ‫کمیسر داره فشار میذاره.

‫فکر کنم این همون یاروئه.

‫- بازرس الی لوید. ‫- بازرس لوید. من دارم یوشیدا هستم. من...

‫- خوشبختم. ‫- آره.

‫سلام، امم، کاراگاه کا...

‫- کوواچی. ‫- کوواچی.

‫من، امم، دارم یوشیدا هستم، ‫بازرس مالی شما.

‫- خیلی دیر کردی. ‫- ببخشید؟

‫باید از دیروز بعدازظهر اینجا میبودی.

‫خب من، امم، ‫یه ساعت پیش بهم پرونده رو دادن.

‫مستقیم اومدم اینجا. پس...

‫- یه ساعت پیش؟ ‫- آره.

‫خیلی هم سرعت نور!

‫- بیا شروع کنیم. ‫- آره.

‫حالا...

‫هنوز دقیق نمیدونیم ‫چی بردن، یا اصلا چقدر.

‫ولی همین که این حمله...

‫- کارت شناسایی لطفا. ‫- بله.

‫- مرسی. ‫- مرسی.

‫آیا خطرش هست که مشتریای معمولی ‫بازنشستگیشونو از دست بدن؟

‫این همون سواله...

‫صبح بخیر.

‫و اگه مردم بازنشستگیشونو از دست دادن، ‫غرامت میگیرن؟

‫- چیه؟ ‫- و اگه آره، کی قراره بده؟

‫- باید حرف بزنیم. ‫- مرسی جورج.

‫این جورج اینزورث بود...

‫5 میلیون؟ داری چی میگی... ‫گفتن صد هزار!

‫- لوک، باید حسابت رو چک کنی. ‫- 5 میلیون...

‫لوک! باید کریپتو رو از حسابت برداری،

‫بذاری تو کیف پول سرد. آفلاین.

‫آره، بعدش من یه کیف پول کریپتو دارم ‫ با 5 میلیون...

‫که میتونی قایمش کنی! باشه؟

‫اگه پول رو آنلاین بذاری، ‫یه رد بین ما و اونا میمونه!

‫باید دقیق همون کاری رو کنیم که گفتن، ‫که راستی، باید تا حالا کرده بودی.

‫با وی پی ان برو تو حسابت،

‫پول رو جابه جا کن، ‫قایمش کن، حساب رو ببند.

‫این کارو عمدا کردن.

‫متوجه شدی که این کارو کردن ‫تا به نظر بیاد ما هم تو کار بودیم.

‫ما تو کار بودیم. باشه؟ ‫فقط چون گفتن هک میشه،

‫و فقط باید اطلاعات ورودیمون رو بدیم، ‫این به این معنی نیست که...

‫- سلام داداش! ‫- داداش.

‫- هی. ‫- چطوری؟

‫خیلی دیوونه کننده هست نه؟

‫جاش گفت وقتی داشت میاومد،

‫یه خبرنگار 5 هزار پوند پیشنهاد داد

‫برای عکسای دفتر و یه کم شایعه.

‫بس کن. چه شایعه ای؟

‫نمی دونم.

‫پس شماها حسابی کارتون زیاد شده؟

‫چرا؟

‫چون 4 میلیارد پوند تو پرتفویامون گم شده.

‫مرسی که اومدی کمک کنی به هر حال.

‫یعنی اگه جای تو بودم،

‫با اسلحه گذاشتن رو سرم، ‫شش ماه مرخصی استرس میگرفتم.

‫آره خب، اضطراریه دیگه؟ ‫همه باید باشن.

‫- سلامتی. ‫- سلامتی وین.

‫این دیگه چه کوفتی بود؟

‫این دیگه چه کوفتی بود؟ ‫اون مشکوکه.

‫- همه مشکوکن. ‫- نه نه نه، نیستن.

‫- آره... ‫- هیچ دلیلی ندارن.

‫هیچ مدرکی نیست.

‫جز 10 میلیون پوند بازنشستگی ‫که حالا مال ماست!

‫باشه. میدونم. میدونم. میدونم.

‫- باید بریم پیش پلیس. ‫- چی؟

‫تنها راه همینه. باید بگیم گولمون زدن

‫و فکر کردیم فقط داریم اطلاعات کاری ‫به یه رقیب میدیم...

‫فکر میکنی اگه بریم پیش پلیس چیکار میکنن؟

‫- دیدی با جیسون و دانی چیکار کردن. ‫- خب حالا چیکار کنیم؟

‫- الان... ‫- لوک.

‫- هی. ‫- کارآگاهای دیروز اومدن،

‫چند تا مصاحبه تکمیلی دارن. ‫پرسیدن میتونن باهات حرف بزنن.

‫چی، الان اینجان؟ باحال. امم...

‫آره، چرا چرا میخوان ‫با... من حرف بزنن؟

‫چون، ببخشید، ‫دیروز باهاشون حرف زدم.

‫- مصاحبه تکمیلی. ‫- آره، گفتی.

‫مشکلی نیست دیگه؟ ‫گفتم میتونین از اتاق 6 استفاده کنین.

‫آره، این... ‫الان خیلی مشغولم با، امم...

‫همون تعادل دوباره پرتفوی ‫و انتقالا، الان...

‫معلومه آره. ‫آره، یه دقیقه دیگه میام.

‫هر چی لازم دارن. همه چی خوبه. باحال.

‫بعدا تو جلسه مشاوره تروما میبینمتون.

‫آره آره. خیلی منتظرم.

‫دیروز تو مصاحبه چی بهشون گفتی؟

‫هیچی! فکر کنم کل مدت فقط گریه کردم.

‫لعنتی، چیزی اعتراف نکن، باشه؟

‫باید حسابی فکر کنیم و راستی، ‫اگه اعتراف کنی،

‫بقیه عمر یا زندانیم یا میمیریم. باشه؟

‫باشه.

‫- لوک، بیا تو. ‫- چطوری؟

‫بشین.

‫صبح بخیر.

‫امم، فکر نمیکردم امروز ببینمت.

‫شوخی میکنی؟ ‫دیدی همه خبرنگارا بیرونن؟

‫دوستم واتساپ کرد.

‫من تو پس زمینه خبر بودم،

‫وقتی داشتم میاومدم دفتر.

‫ببین.

‫آره، باحال.

‫خیلی باحال.

‫مرسی که دوباره باهامون حرف میزنی.

‫میدونیم چقدر کار داری با عواقبش.

‫آره.

‫راستش تعجب کردم که اومدی اصلا.

‫آره خب، اضطراریه دیگه؟ ‫همه باید باشن.

‫الی، دیروز دیدیش.

‫این دارن یوشیدا ست. ‫بازرس مالی معتبره.

‫قبل پلیس، دارن، تو شهر مدیر سرمایه گذاری بود،

‫که امیدوارم کمک کنه بهتر بفهمه چی شده.

‫باحال.

‫امم... آره، پس چند تا سوال فنی، ‫اگه اشکالی نداره؟

‫اول، اون 4 میلیارد تو حساب نقدتون.

‫قطعه بزرگی از دارایی تحت مدیریتتونه، نه؟

‫معمولا اینقدر نقد نگه میدارین؟

‫امم، نه. نه نه، فقط داشتیم ‫تعادل دوباره پرتفوی انجام میدادیم.

‫یه تعادل حسابی بزرگ.

‫زیاد این کارو میکنین؟

‫شاید هر دو سه سال یه بار.

‫پس دزدا دقیقا همون هفته‌ای زدن ‫که تو سه سال گذشته تنها باری بود

‫که اینقدر پول نقد داشتین؟

‫امم، آره. فکر کنم آره.

‫امم، الان میرم دستشویی.

‫آخرین سوال پیگیری.

‫فقط تایید کنیم، دزدا نیاز داشتن ‫کمیته سرمایه گذاری

‫معامله ها رو تایید کنه، درسته؟ آره؟

‫اتفاقی یه جلسه کمیته سرمایه گذاری

‫صبح روز سرقت بود؟

‫آره. خب، امم، آره.

‫ولی راستش، هفته ای یه بار اتفاق میفته.

‫پس شانسش مثل یک به پنج بود.

‫لوک.

‫چیزی هست بخوای بهمون بگی؟

‫اینا آدمای خطرناکی هستن.

‫دو تا از همکارات رو فرستادن بیمارستان.

‫اسلحه اتوماتیک دستشون بود

‫و طرز دست گرفتنشون نشون میده حرفه ای هستن.

‫بی رحم. خونسرد.

‫ولی ما میتونیم ازت محافظت کنیم، لوک.

‫فقط کافیه بگی.

‫امم...

‫فکر کنم... همینا بود. ‫آره، همه چی رو گفتم.

‫هر چی میدونستم گفتم، پس امم...

‫اگه همین بود، میتونم برم؟ لطفا؟

‫مرسی که وقت گذاشتی.

‫واقعا ممنونیم.

‫خداحافظ. ببخشید. امم، مرسی.

‫خداحافظ، مرسی.

‫اگه من داشتم این نقشه رو میکشیدم ‫و میخواستم یه آدم داخل داشته باشم،

‫میرفتم سراغ یکی تو تیم پردازش معامله.

‫گفتم که.

‫وقتی همچین سرقتی رو نقشه میکشی،

‫همه چی رو نمیذاری رو دوش یکی مثل لوک.

‫یه پشتیبان هم پرورش دادن.

‫به هر حال، هنوز مدرک کافی ‫برای دستگیر کردنش نداریم.

‫با سوپر حرف میزنم درباره نظارت.

‫میدونن. باشه؟ میدونن.

‫هر سوالی میپرسیدن انگار اتهام بود.

‫اون یارو متخصص مالی هم اونجا بود،

‫هر چی میگفتم میدونست دارم چرت میگم، باشه؟

‫میدونستم میدونن. لعنتی میدونن!

‫صداتو بیار پایین.

‫- هی. ‫- هی!

‫هی.

‫- شماها میاین جلسه تروما؟ ‫- آره.

‫- آره حتما. ‫- الان داریم میریم.

‫- معلومه آره. ‫- الان شروع میشه.

‫آره. یه دقیقه دیگه میایم.

‫- آره. ‫- آره.

‫جلسه تروما نمیام .

‫فقط میخواستم بگم

‫فوق العاده هست که لاکمیل ‫این جلسه ها رو ترتیب داده.

‫واقعا نشون میده چقدر ‫به کارمنداش اهمیت میدن.

‫و میخواستم از زارا تشکر کنم.

‫مثلا تو عملا جونت رو گذاشتی کف دستت برام

‫وقتی سعی کردی دزدا رو ‫متقاعد کنی منو ول کنن.

‫و وقتی زنگ بانک نگهدارنده رو جواب دادی،

‫فکر کنم شاید جون همه مونو نجات دادی.

More Farsi Persian subtitles for Steal

التعليقات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left