L.A.'s Finest

L.A.'s Finest

تنزيل الترجمة Farsi Persian

الموسم 1

معلومات الإصدار

L A s Finest S01E09 1080p WEB H264-EDHD HI
L A s Finest S01E09 720p WEB H264-EDHD HI
L A s Finest S01E09 WEBRip x264-ION10 HI
تعليق من thetrueali
🌕 Sub by: thetrueali 🌕 Telegram: @thetrueali

الوسوم

web
720p
720
HD
1080
webrip
x264
BRip
نشرت في: 2020-06-21
تنزيلات: 19
ضعاف السمع: No

معاينة ترجمة Farsi Persian

أول 200 سطر.

‫آنچه در L.A.'s Finest گذشت

‫مقتولمون، اسمش لانی امونزه، ‫سی و پنج ساله

‫- سه بار از پشت بهش شلیک شده ‫- لانی مرد خوبی بود

‫نمی‏دونم چرا کسی خواسته باشه ‫بهش آسیب بزنه

‫هیچ اطلاعی دارید که چقدر ‫دزدیده شده؟

‫تقریباً 10 میلیون دلار الماس و جواهرات ‫تراش نخورده‎ی غیرقابل ردیابی

‫امروز یه پرونده‎ی آدم کشی ‫گرفتیم...

‫که ممکنه ربطی به ‫این قضیه داشته باشه

‫یه گروه ضربت علیه گابریئل ناکس ‫راه انداختم

‫- و می‏خوام تو توی تیم باشی ‫- وارن دوست پسر من نیست

‫- باهاش بودی وقتی که... ‫- بچه مال اون بود

‫خودش می‏دونه؟

‫آره، ولی تو باید این چیزا ‫رو بدونی، پدر دفعه اولی

‫چی؟ مبارکه. عالیه

‫می‏دونم چطور به نظر میاد

‫- تو باید متوجه بشی... ‫- به نظر میاد جنس من...

‫شاید با یه توزیع کننده ی متفاوت ‫بهتر پخش بشه

‫- اینا یه سری مانع پیش پا افتاده‎ست ‫- دن هاوزر گفت می‏تونم بهت اعتماد کنم

‫وقتی شروع به گشتن کنم، ممکنه ‫چیزایی پیدا کنم که همونقدر به همسرتون...

‫آسیب بزنه که به دانته آسیب می‏زنه

‫بهش گفتم زنگ نزنه

‫ولی ری رو که می‏شناسی

‫وقتشه که بیشتر شبیه ری باشم

‫می‏دونم چرا اینجایی، ولی من ‫هرکاری که لازمه رو انجام میدم...

‫- و تو باید مطمئن شی قرار وثیقه صادر بشه ‫- اینجام که کمک کنم

‫چیکار... چیکار کردی؟

‫کاری که واسه محافظت از ‫خانواده‎ام لازم بود

‫بخواب رو زمین، تکون نخور

‫بزن بریم

‫دانته شرمان، اون کیِ تو میشه؟

‫همه چیزو بهت میگم، ‫ولی الان...

‫ازت می‏خوام کمکم کنی که یه ‫جنازه رو نبش قبر کنیم

‫ولش کن، داری بهش آسیب می‏زنی

‫چه جور مادری هستی تو؟

‫- تو یه دائم‎الخمری ‫- بس کن، مامان

‫- تو رقت انگیزی ‫- لطفاً

‫تنها چیزی که می‏خواستم این ‫بود که اون پول رو گیر بیارم...

‫نیکو رو بردارم و از اون ‫خراب شده بزنم بیرون

‫وقتی با دانته تماس گرفتم گوشام ‫هنوز زنگ میزد

‫خیلی متاسفم، مک کنا

‫اون و ری بردنمون

‫تا اینجا رانندگی کردیم و...

‫جنازه رو دفن کردیم

‫پس، واسه همین بهش بدهکاری

‫همه قسم خوردیم که یه ‫راز باقی بمونه

‫حالا دانته تهدید می‏کنه که میگه

‫پس، اگه ما مدرک جرم رو ‫نبش قبر کنیم...

‫اون موقع اون دیگه ‫هیچ مدرکی نداره

‫آره

‫پس دیگه محافظتی از دانته ‫در کار نیست؟

‫من پیشتم

‫باشه؟

‫منظورم اینه که، ذوق نکردم...

‫راجع به کل این قضیه‎ی ‫بیرون کشیدن یه جنازه

‫که بخشی از برنامه‎ست

‫ولی من یه جوری باهاش ‫کنار میام

‫- خیلی بزدلی ‫- همینطوره

‫خودشه

‫تو باید سید باشی

‫واسه کمک اومدم

‫نمی‏دونم چرا بهش گفتی

‫درست عین خودته

‫عین مامانمه

‫پسر، این تا ابد ‫طول می‏کشه

‫هی، احتمال زیادی هست که ‫مظنونمون الماسا رو داده باشه بهش

‫اون یه ساعت پیش تلاش ‫کرده که آبش کنه

‫- مطمئنی اینجاست؟ ‫- این اطلاعاتیه که از بخش جرائم تجاری گرفتم

‫لقب خیابونیش، دهنه

‫یه مدل موی داغون داره، ‫خیلی بد دهنه...

‫و فکر می‏کنه می‏تونه بسکتبال ‫بازی کنه

‫این می‏تونه خود تو باشه

‫هه، هه، هه ‫این خط تمیزو ببین، عزیزم

‫اگه بخوایم بگیم، اون پیچای ‫کوچولوی توی سرت...

‫- نیاز به شونه کردن دارن ‫- اوه، باشه

‫یه بازی ویژه‎ی وست بروکه ‫

‫یه بشقاب مخصوص که ‫واسه خودت درست کردم

‫گرسنته؟

‫- اوه ‫- آخ

‫اوه، خدای من

‫اه، رفیق، این نامردی بود

‫می‏خوای اینطوری تو بازی ‫با برادرت جرزنی کنی؟

‫- یالا ‫- آره، همین فکرو می‏کردم

‫پسر

‫اوه هو

‫چه خبرا، کله بادوم زمینی؟

‫تو بعدی ای؟

‫باید کاری که باید رو انجام بدی

‫- بزن بریم ‫- اوه

‫اوه، این قشنگ نمیشه

‫توپو چک کن

‫اسمی هم داری؟

‫هم اسم دارم هم بازی

‫و اسمم دکاری آدامزه

‫بعد از این اتفاق دیگه ‫اسممو یادت نمیاد، عزیزم

‫اوه، آره، اوه، آره

‫اوه، رفتیم که بگیریمش

‫اه

‫بی‎خیال، مرد

‫کینگ جیمز در برابر من هیچه

‫- مرد، تو کی هستی؟ ‫- پلیس لس آنجلس

‫ای، کیر توش

‫آره، بهتره فرار کنی، پسر

‫فرار کن، دکاری

‫شنیدم در تلاشی یه ‫چند تا الماس رو آب کنی

‫خب، اشتباه شنیدی

‫کی راجع به من اینطوری ‫دروغ گفته؟

‫مامان بچه گفت. بزن بریم

‫می‏دونی که جرزنی ‫کردی، درسته؟

‫کامل هلم دادی

‫هی، افسر بادوم زمینی

‫بوی غذای دیشبت رو ‫می‏تونم حس کنم

‫جوجه. همین قدر جرزنی بود ‫

‫ترجمه: ‫thetrueali

‫Telegram: @thetrueali

‫این درست نیست

‫چی؟

‫نیکو رو برگردون داخل ‫ماشین، نانسی

‫نه، می‏خوام پیش خودم باشه

‫اون نباید اینجا باشه

‫باهاش برو

‫ما ترتیبشو می‏دیم

‫خیلی خب

‫- عجله کن، باشه؟ ‫- حله

‫ما اینجا نبودیم

‫راجع به چی حرف می‏زنی؟

‫ما درست اونجا وایساده بودیم

‫من اون شب رو فراموش نکردم، نانسی ‫و هرگز فراموش نخواهم کرد

‫آره، درست همونجا وایساده بودیم

‫قبل از اینکه بریم ‫داخل ماشین

‫یادت نمیاد؟

‫ری و دانته بودن که جنازه رو ‫دفن کردن، نه ما

‫باشه، پس این یه کم بیشتر ‫طول می‏کشه

‫پیداش می‏کنیم

‫نه. فقط بیایید بریم. این...

‫همین الانش اینجاییم

‫بذار فقط پیداش کنیم ‫و قال قضیه رو بکنیم

‫مادرمون زندگیمون رو نابود کرد...

‫حالا از تو قبر داره این کارو می‏کنه

‫- این باید متوقف بشه ‫- فکر کردم واسه همین اینجاییم

‫نگاهمون کن

‫این دیوونه کنندست

‫امکان نداره بتونیم ‫پیداش کنیم

‫چیکار می‏خوای کنی، مک کنا؟

‫لعنت بهش. لعنت بهش

‫الماس دست نخورده

‫تو آب کردن این موفق نبودی؟

‫حالا دیگه خیلی پررو ‫حرف نمی‏زنی، ها؟

‫من تابحال ندیدمش

‫تو جیبت بود، دکاری

‫و همین چند روز پیش ‫دزدیده شده

‫توی حل پروندتون مشکل دارید؟

‫آره، این بامزه بود

‫- خیلی خب، بیا بفرستیمش بازداشتگاه ‫- نه، نه، نه، نه

‫صبر کن، صبر کن

‫حالا، دکاری تو می‏دونی ‫که این سرقت الماس...

‫تو کل اخبار بود، درسته؟

‫اگه دستگیرشون کنیم، ‫قهرمانیم

‫مطمئنی می‏خوای به خاطر ‫جرم نکرده بری زندان؟

‫اوه، فهمیدم

‫امروز نوبت توئه که نقش ‫پلیس خوب رو بازی کنم؟

‫- امروز نوبت منه؟ ‫- آره، نوبت توئه

‫اوه، پس در اون صورت، ‫گوش کن، رفیق

‫من عشقت به بسکتبال رو ‫تحسین می‏کنم...

‫با وجود اینکه لباس والیبال تنته

‫لیکرز. من نمی‏تونم فردا شب ‫برم بازی رو ببینم...

‫ولی مایلم که این بلیط رو ‫بدم بهت

‫واسه یه کم اطلاعات

‫- بلیط لیکر؟ ‫- بهش بلیط لیکر رو میدم

‫جدی می‎گید؟

‫کاملاً

‫می‏خوای اون بلیط رو بدی به من؟

‫- نمی‏تونم برم ‫- نمی‏تونه بره

‫بازیم نمی‏دین؟

‫من بازی دادنشو دیدم، قطعاً ‫بازی نمیده...

‫وقتی پای بلیط لیکر رو می‎کشه وسط

‫می‏خوایید بندازیدم تو تله؟

‫بلیط منه

‫بلیط خودشه. می‏تونه هر کاری ‫می‏خواد باهاش بکنه

‫نه، مرد...نه

‫این قضیه مشکوکه

‫حتی لازم نیست ‫بری بوفه‎ی ورزشگاه

‫اونا میان پیشت. درست همونجا ‫آدما میان اونجا و...

‫و میگن، چیزی نمی‏خوای؟ ‫لباس والیبال؟

‫تو هم میگی آره، یه کم ‫پف فیل بهم بده، شکلات کاکائویی...

‫و عجله کن، دارم لبران رو نگاه می‏کنم

‫و مجانی‏ان

‫- باشه، پسر، اگه نمی‏خوای ‫- صبر کن، صبر کن، صبر کن

‫صبر کن، صبر کن. ببین

‫یه یاروئه به اسم رومئو

‫اومد حیاط چون شنیده بود ‫یه سری ارتباطاتی دارم

More Farsi Persian subtitles for L.A.'s Finest

التعليقات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left