أول 200 سطر.
آنچه در L.A.'s Finest گذشت
مقتولمون، اسمش لانی امونزه، سی و پنج ساله
- سه بار از پشت بهش شلیک شده - لانی مرد خوبی بود
نمیدونم چرا کسی خواسته باشه بهش آسیب بزنه
هیچ اطلاعی دارید که چقدر دزدیده شده؟
تقریباً 10 میلیون دلار الماس و جواهرات تراش نخوردهی غیرقابل ردیابی
امروز یه پروندهی آدم کشی گرفتیم...
که ممکنه ربطی به این قضیه داشته باشه
یه گروه ضربت علیه گابریئل ناکس راه انداختم
- و میخوام تو توی تیم باشی - وارن دوست پسر من نیست
- باهاش بودی وقتی که... - بچه مال اون بود
خودش میدونه؟
آره، ولی تو باید این چیزا رو بدونی، پدر دفعه اولی
چی؟ مبارکه. عالیه
میدونم چطور به نظر میاد
- تو باید متوجه بشی... - به نظر میاد جنس من...
شاید با یه توزیع کننده ی متفاوت بهتر پخش بشه
- اینا یه سری مانع پیش پا افتادهست - دن هاوزر گفت میتونم بهت اعتماد کنم
وقتی شروع به گشتن کنم، ممکنه چیزایی پیدا کنم که همونقدر به همسرتون...
آسیب بزنه که به دانته آسیب میزنه
بهش گفتم زنگ نزنه
ولی ری رو که میشناسی
وقتشه که بیشتر شبیه ری باشم
میدونم چرا اینجایی، ولی من هرکاری که لازمه رو انجام میدم...
- و تو باید مطمئن شی قرار وثیقه صادر بشه - اینجام که کمک کنم
چیکار... چیکار کردی؟
کاری که واسه محافظت از خانوادهام لازم بود
بخواب رو زمین، تکون نخور
بزن بریم
دانته شرمان، اون کیِ تو میشه؟
همه چیزو بهت میگم، ولی الان...
ازت میخوام کمکم کنی که یه جنازه رو نبش قبر کنیم
ولش کن، داری بهش آسیب میزنی
چه جور مادری هستی تو؟
- تو یه دائمالخمری - بس کن، مامان
- تو رقت انگیزی - لطفاً
تنها چیزی که میخواستم این بود که اون پول رو گیر بیارم...
نیکو رو بردارم و از اون خراب شده بزنم بیرون
وقتی با دانته تماس گرفتم گوشام هنوز زنگ میزد
خیلی متاسفم، مک کنا
اون و ری بردنمون
تا اینجا رانندگی کردیم و...
جنازه رو دفن کردیم
پس، واسه همین بهش بدهکاری
همه قسم خوردیم که یه راز باقی بمونه
حالا دانته تهدید میکنه که میگه
پس، اگه ما مدرک جرم رو نبش قبر کنیم...
اون موقع اون دیگه هیچ مدرکی نداره
آره
پس دیگه محافظتی از دانته در کار نیست؟
من پیشتم
باشه؟
منظورم اینه که، ذوق نکردم...
راجع به کل این قضیهی بیرون کشیدن یه جنازه
که بخشی از برنامهست
ولی من یه جوری باهاش کنار میام
- خیلی بزدلی - همینطوره
خودشه
تو باید سید باشی
واسه کمک اومدم
نمیدونم چرا بهش گفتی
درست عین خودته
عین مامانمه
پسر، این تا ابد طول میکشه
هی، احتمال زیادی هست که مظنونمون الماسا رو داده باشه بهش
اون یه ساعت پیش تلاش کرده که آبش کنه
- مطمئنی اینجاست؟ - این اطلاعاتیه که از بخش جرائم تجاری گرفتم
لقب خیابونیش، دهنه
یه مدل موی داغون داره، خیلی بد دهنه...
و فکر میکنه میتونه بسکتبال بازی کنه
این میتونه خود تو باشه
هه، هه، هه این خط تمیزو ببین، عزیزم
اگه بخوایم بگیم، اون پیچای کوچولوی توی سرت...
- نیاز به شونه کردن دارن - اوه، باشه
یه بازی ویژهی وست بروکه
یه بشقاب مخصوص که واسه خودت درست کردم
گرسنته؟
- اوه - آخ
اوه، خدای من
اه، رفیق، این نامردی بود
میخوای اینطوری تو بازی با برادرت جرزنی کنی؟
- یالا - آره، همین فکرو میکردم
پسر
اوه هو
چه خبرا، کله بادوم زمینی؟
تو بعدی ای؟
باید کاری که باید رو انجام بدی
- بزن بریم - اوه
اوه، این قشنگ نمیشه
توپو چک کن
اسمی هم داری؟
هم اسم دارم هم بازی
و اسمم دکاری آدامزه
بعد از این اتفاق دیگه اسممو یادت نمیاد، عزیزم
اوه، آره، اوه، آره
اوه، رفتیم که بگیریمش
اه
بیخیال، مرد
کینگ جیمز در برابر من هیچه
- مرد، تو کی هستی؟ - پلیس لس آنجلس
ای، کیر توش
آره، بهتره فرار کنی، پسر
فرار کن، دکاری
شنیدم در تلاشی یه چند تا الماس رو آب کنی
خب، اشتباه شنیدی
کی راجع به من اینطوری دروغ گفته؟
مامان بچه گفت. بزن بریم
میدونی که جرزنی کردی، درسته؟
کامل هلم دادی
هی، افسر بادوم زمینی
بوی غذای دیشبت رو میتونم حس کنم
جوجه. همین قدر جرزنی بود
ترجمه: thetrueali
Telegram: @thetrueali
این درست نیست
چی؟
نیکو رو برگردون داخل ماشین، نانسی
نه، میخوام پیش خودم باشه
اون نباید اینجا باشه
باهاش برو
ما ترتیبشو میدیم
خیلی خب
- عجله کن، باشه؟ - حله
ما اینجا نبودیم
راجع به چی حرف میزنی؟
ما درست اونجا وایساده بودیم
من اون شب رو فراموش نکردم، نانسی و هرگز فراموش نخواهم کرد
آره، درست همونجا وایساده بودیم
قبل از اینکه بریم داخل ماشین
یادت نمیاد؟
ری و دانته بودن که جنازه رو دفن کردن، نه ما
باشه، پس این یه کم بیشتر طول میکشه
پیداش میکنیم
نه. فقط بیایید بریم. این...
همین الانش اینجاییم
بذار فقط پیداش کنیم و قال قضیه رو بکنیم
مادرمون زندگیمون رو نابود کرد...
حالا از تو قبر داره این کارو میکنه
- این باید متوقف بشه - فکر کردم واسه همین اینجاییم
نگاهمون کن
این دیوونه کنندست
امکان نداره بتونیم پیداش کنیم
چیکار میخوای کنی، مک کنا؟
لعنت بهش. لعنت بهش
الماس دست نخورده
تو آب کردن این موفق نبودی؟
حالا دیگه خیلی پررو حرف نمیزنی، ها؟
من تابحال ندیدمش
تو جیبت بود، دکاری
و همین چند روز پیش دزدیده شده
توی حل پروندتون مشکل دارید؟
آره، این بامزه بود
- خیلی خب، بیا بفرستیمش بازداشتگاه - نه، نه، نه، نه
صبر کن، صبر کن
حالا، دکاری تو میدونی که این سرقت الماس...
تو کل اخبار بود، درسته؟
اگه دستگیرشون کنیم، قهرمانیم
مطمئنی میخوای به خاطر جرم نکرده بری زندان؟
اوه، فهمیدم
امروز نوبت توئه که نقش پلیس خوب رو بازی کنم؟
- امروز نوبت منه؟ - آره، نوبت توئه
اوه، پس در اون صورت، گوش کن، رفیق
من عشقت به بسکتبال رو تحسین میکنم...
با وجود اینکه لباس والیبال تنته
لیکرز. من نمیتونم فردا شب برم بازی رو ببینم...
ولی مایلم که این بلیط رو بدم بهت
واسه یه کم اطلاعات
- بلیط لیکر؟ - بهش بلیط لیکر رو میدم
جدی میگید؟
کاملاً
میخوای اون بلیط رو بدی به من؟
- نمیتونم برم - نمیتونه بره
بازیم نمیدین؟
من بازی دادنشو دیدم، قطعاً بازی نمیده...
وقتی پای بلیط لیکر رو میکشه وسط
میخوایید بندازیدم تو تله؟
بلیط منه
بلیط خودشه. میتونه هر کاری میخواد باهاش بکنه
نه، مرد...نه
این قضیه مشکوکه
حتی لازم نیست بری بوفهی ورزشگاه
اونا میان پیشت. درست همونجا آدما میان اونجا و...
و میگن، چیزی نمیخوای؟ لباس والیبال؟
تو هم میگی آره، یه کم پف فیل بهم بده، شکلات کاکائویی...
و عجله کن، دارم لبران رو نگاه میکنم
و مجانیان
- باشه، پسر، اگه نمیخوای - صبر کن، صبر کن، صبر کن
صبر کن، صبر کن. ببین
یه یاروئه به اسم رومئو
اومد حیاط چون شنیده بود یه سری ارتباطاتی دارم
No comments yet. Be the first to leave one.