أول 183 سطر.
تـرجـمـه از : مـرتـضـی Morteza_Lkz
سلام، احیاناً نمیدونی جلسه اساتید کجاست؟
چرا، چرا، از این طرف بیا دنبالم
اوه، ممنون
هفته پیش کلیدهای کلاسم رو برداشتم،
ولی هنوز با اینجا آشنایی ندارم
آره، همچین حسی رو یادمه
من کترین سندرز هستم معلم فرانسویام
کلیر ویلسون دبیر انگلیسی
- اوه، از دیدنت خوشبختم - منم همینطور
قبلا کجا درس میدادی؟
توی مدرسه راهنمایی ریورتون بودم
داری پیشرفت میکنی
آره
خب، هیجانزدهام که اینجام و با بقیه آشنا میشم
خیلی خب، صبح بخیر همگی خوش برگشتین
سعی میکنم خیلی خلاصه بگم
امسال همراه ما چند چهره جدید وجود داره
بیاید همگی به خانم کلیر ویلسون خوشآمد بگیم،
- معلم انگلیسی جدیدمون - سلام، کلیر
سلام، کلیر
- کلیر - خوش اومدی
وای خدا
و آقای چارلز هیل دبیر تاریخ
باید یه وقتی یه نوشیدنی بخوریم
تمام خبرای خوب رو بهت میدم
خیلی دوست دارم
ای کاش مجبور نبودی به این سفر بری
میدونم از مسافرت خسته شدم
و تو داری تخمکگذاری میکنی
آره، ولی میتونیم یه ماه دیگه تلاش کنیم
هرچند با توجه به اینستاگرام،
ما تنها آدمایی هستیم که تو دهه 30 سالگیمون
نه بچهای داریم و نه سگی
هی، فکر کردم قرار گذاشتیم توی تخت گوشی ممنوع باشه
درسته. شرمنده
یه چیزی از امروزت بگو
آره؟
یه چیزی درباره امروز؟
- آره - باشه
خیلی خب
یه رژلب توی فروشگاه دیدم
احتمالا دزدیدمش
چرا؟
نمیدونم
فقط،
من سالهاست پول زیادی توی اون مغازه خرج کردم
فقط، هرچی
یک رژلب؟ چیز مهمی نیست
خب، کلیر، کمی عجیبه
خب، دیگه اینکارو نمیکنم
کار احمقانهای بود از دستم عصبانیای؟
نمیدونستم با یه مجرم ازدواج کردم
وای خدای من نباید بهت میگفتم
همیشه شگفتزدهم میکنی
شب بخیر
آره، شب بخیر
سال آخریها! سال آخریها! سال آخریها!
- سلام - سلام
همیشه از اینکارا میکنن؟
آره بابا هر سال
- موقع ناهار میبینمت؟ - آره
سال آخریها! سال آخریها! سال آخریها!
سلام، بچهها
من خانم ویلسون هستم
من معلم انگلیسی پیشرفته جدیدتون هستم
لعنتی
خب شماها سال آخری هستین
برای همین،
قبل از هرکاری، از دیلن تامس یک شعر میخونیم
اون فوقالعادهست
و درباره بزرگ شدن واقعبینه
کار اون در مورد تلاش
و ارزشِ رنج کشیدنه
دربارهی جنگیدن در برابر سرنوشته،
که ممکنه غیرعقلانی بهنظر برسه
جنگیدن در برابر چیزهای اجتنابناپذیر،
شاید برای همینه که خیلی دوستش دارم
"نرو مطیعانه در آن خواب خوش،
پیری باید بدرخشد و آتش بیافروزد در پایان روز
بخروش، بخروش بر مرگِ نور
مردمان فکور گرچه میدانند در پایان تاریکی محتوم است...
برو!
چون کلامشان آذرخشی نیافروخته
نمیروند مطیعانه در آن خواب خوش"
بریم. بزنین بریم
مردمان خوب، که در فرود آخرین موج،
فریاد برمیآورند
چه زیبا تلاش خُردشان در خلیجی سبز
به رقص میتوانست آید
میخروشند، میخروشند بر مرگ نور
مردمان پرشور که در پرواز خورشید آواز میخوانند،
چه دیر میفهمند که غروبش را در حال ماتم بودند
نرو مطیعانه در آن خواب خوش..."
همینه!
مردمان بزرگ، لب گور،
که در آفتابِ کورکنان میبینند
که چشمان کور هم میتوانند بدرخشند چون شهاب و خوشحال باشند"
سال آخریها!
بخروش، بخروش بر مرگ نور"
- آقای کاستیلو - سلام، اریک، خوشحالم میبینمت
میشه بشینم؟
حتما، بیا تو
ممنون
- تابستونت چطور بود؟ - خیلی خوب بود، میدونین؟
زیادی اینجا موندم،
کمی فوتبال بازی کردم
- مثل همیشه - تعجبی نیست، خوبه
- برای امسال آماده میشی؟ - آره، آره
شنیدم کاپیتان شدی
آره
بعد از فصل پیش تعجبی هم نداره
امسال تیم خوبی بهنطر میاد
عالیه. خب چه خبر؟
خب، یه سوال داشتم
درباره کمکهزینه تحصیلی انجمن شهرستان تراویس
فقط یه لحظه وایسا بذار بیارمش بالا
میدونم تا این دسامبر نیست
فقط میخواستم یه مزیتی داشته باشم، میدونین؟
کار خوبیه
خیلی خب، اینم از این
خب "برای کسانی قابل استفادهست که
میخوان توی یه محیط پزشکی کار کنن"
و غیره
و همچنین باید یه کار داشته باشی
در حالیکه کلی دوره برمیداری
- هنوز توی رستوران کوچیک کار میکنی؟ - بله، آقا
تا آخر سال کار میکنی؟
آره
پس توی اینش مشکلی نداری
خیلی خب، بذار اینجا رو ببینیم
بهنظر میاد از دید کلاسای آمادگی پزشکی
خیلی متناسبی،
و عاشق دانشآموزایِ ورزشکارشون هستن
ولی توی آزمون استعداد تحصیلی
باید حداقل 1250 بگیری
هنوز نگرفتی اینو؟
نه هنوز
خب پس، بهت پیشنهاد میکنم درس بخونی، آقای واکر
حتما
اوه، یالا یالا، رفیق
محکمتر بزن، باشه؟
هی رفیق، اون کیه؟
اوه، آره
آره، اون خانم ویلسونـه آره، تازه اومده
انگلیسی پیشرفته درس میده
- اون معلمته؟ - آره
اوه، برای معلم بودن خیلی جذابه
معلم خوبیه
کلی تکلیف کوفتی بهمون داد
اونم تو اولین روزش
خب نمیدونم جری هنوز بیرونه
مرد، جداً هرکاری بخواد میتونه بهم بگه که انجام بدم
هی، شماها چیز دیگه میخواین؟
لازم نیست، ماریا ممنون
- ممنون، ماریا - خواهش میکنم
یهکم شیر سویا لطفا؟
شیر سویا، آره شیر سویای شما
متشکر
هی، آلیسون مثل گوله آتیشه، مرد
- آره، بدک نیست - بدک نیست؟
- آره، خوبه - جدی؟
قطعا وقتی شما باهم بودین اینقدر جذاب نبود
شنیدم که آلیسون
و اون پسره توی مدرسه دیگه از هم جدا شدن
آره، البته که شدن
دختره خیلی رو مخه
همیشه از بحران آبوهوا یا هرچی حرف میزنه
اگه اینقدر نگرانی خب برو کانادا دیگه
اوه، لعنتی
چی؟
شرمنده، رفیق، ولی کِی خواهرت...
خفهخون بگیر، لوگن
- وای خدای من، رفیق - چرا؟
هرکسی خواهرِ یه آدمیه
جدی میگی؟ یعنی چی؟
- اونو فالو میکنی؟ - رفیق
- اون دخترا 12 سالشونه - اون 14 سالشه، مرد
تو به 30 سالهها میخوری، پس...
هی، یکیتون میتونه منو برسونه سر کار؟
کِی برای خودت ماشین میگیری؟
خفه شو و منو برسون
میشه گوشیم رو پس بدی؟
No comments yet. Be the first to leave one.