أول 200 سطر.
خیلی خب
چشمهات رو باز کن
همهی اینا رو تو درست کردی
خوشت میاد؟
آره
عاشقشم
منم عاشق تو هستم
اینجا خیلی خوشحالم
منم همینطور
فقط ای کاش
میتونستم لمست کنم
راههای دیگهای هم واسه ارتباط برقرار کردن هست
...مثلا
.: Arman333 ترجمه از آرمان اسدی :.
صبح بخیر
بیخیال، نباید اینطوری دزدکی جلوم ظاهر بشی
.من که دزدکی ظاهر نشدم وارد آشپزخونه شدم
و گفتم صبح بخیر
ولی توی نقطه کورم بودی
گربه چطوره؟ - کدوم گربه؟ -
،آره، همونی که تو و بنگلز نجات دادین
یادته، با نردبون؟
آهان، گربه
...اون گربه... نگفتیم
بهت نگفتم گربه چی شد؟
نه - خب، رسیدیم به اونجا -
...و ما... ما
به گربه نگاه میکردیم و اون بالا بود
و بدجوری ترسیده بود
میو میو میکرد و یه چیزی به پام میخورد
با خودم گفتم این دیگه چیه؟
و پایین رو نگاه کردم و دیدم گربهی بنگلزه
و انگار عین همدیگه بودن
...اصلا نمیدونم
...احتمالش چقدر بود به هر حال آوردیمشون پایین
و داشتیم میخندیدیم و حالا بنگلز دو تا گربه داره
مگه اینکه یکیش رو تو بخوای
دایان حساسیت داره
صحیح
میخوای این رو الان بخوری تا یادت نره؟
میدونی چیه؟ حالا یه روز نخورم، چیز مهمی نیست
میدونی، خودنش هم چیز مهمی نیست
ای وای
باید برم به شهر
چیزی لازم نداری؟
نه - عالیه، خیلی خب -
بعدا میبینمت
خیلی خب
،دایان
توی دردسر افتادیم
حداقل هنوز آفتاب میتابه
.دارم میرم شرکت سلام، عزیزم
.نه، نه، نه فیفانی، الان آخر هفتهاس
بیخیال - آره، آره، خب؟ -
و رئیست الانش هم فکر میکنه زیاد کار میکنی
اوه، رئیسم
فکر کردم ما شریک هستیم
فکر نمیکردم اگه شریکت کنم
باید ازدواجمون رو فدا کنیم
فکر کردم قراره یه خانواده تشکیل بدیم
نظرت چیه؟ - نه -
این واسه قبل از این بود که 20 میلیون سرمایهی اولیه گیرمون بیاد
الان وقتش نیست
امشب میبینمت
چیزی رو فراموش کردی؟
منم بچه میخوام
!زلدا
نمیتونم بذارم بایرون قسر در بره
باید یه راهی به بیرون پیدا کنیم
آزمایش گفتاری 0996
زلدا، لطفا جواب بده
آزمایش گفتاری 2483
زلدا، میتونی شروع کنی
این بیفایدهاس
هی، روبراهی؟
من تحلیلگر جدید، جسپر هستم
هی، جسپر
انتظار نداشته باش دادهای از زلدا نصیبت بشه
،از وقتی دانشمند اصلیمون، فیفانی هودک رفته
زلدا خیلی بیشعور شده
فکر کردم اجازه نداریم از هاب بریم بیرون
خب، واسه کله گندهها قوانین فرق میکنه
در حالت عادی، میگم از شرش خلاص شدیم
دکتر هودک قبل از رفتن تحقیقاتش رو بهمون نداد
ظاهرا زلدا توانایی کامل حرف زدن داره
ولی هیچکس دیگهای نمیتونه به حرفش بیاره
سالها تحقیقات به هدر رفت
اون دلفین میتونه حرف بزنه
ظاهرا - مثلا انگلیسی حرف میزنه؟ -
اوه، وقت ناهاره
بهم اعتماد کن، اصلا نمیدونی پاستا چیه
تا اینکه بدون رشتههاش امتحانش کنی
میرم واسمون بیارم
خیلی خب، ممنون
خیلی خب، بذار ببینم
سلام؟
دمای اونجا چطوره؟ روبراهی؟
نمیدونم
راستش، زیادی سرده
چی؟
میتونه حرف بزنه. خیلی خب
...واو، این خیلی هیجانانگیزه
میخوای دما رو درست کنی یا نه؟
آره
الان چطوره؟
!زیادی گرمه! سوختم
.خیلی خب، خیلی خب، خیلی خب ببخشید
گولت زدم. داشتم شوخی میکردم
خیلی خب
تو کی هستی؟
من؟ من جسپر هستم
آره
تا حالا کسی به اسم جسپر ندیده بودم
نه؟
خب، راستش تو هم اولین زلدای منی
...فقط - ببخشید -
چیکار میکنی؟
متن سخنرانیم برای کنگرهاس
میری به کنگره؟
نه، نه. مجازی انجامش میدم
میتونم بشنوم؟
میخوای سخنرانیم رو بشنوی؟
آره
آره، خیلی خب
...آره. ما
میخوایم تحقیقات به خصوصی رو ادامه بدیم
که باور داریم ما رو میرسونه به
کشف جاودانگی
واو - ،اساسا -
فکر میکنیم این قابلیت رو داریم
که ذهن هر شخص رو ...روی کامپیوتر آپلود کنیم
که اصولا میتونه یه نفر رو برای همیشه حفظ کنه
ولی هنوزم داخل یه کامپیوتر میمونن، درسته؟
نمیتونی بغلشون کنی یا بوشون کنی؟
.ببخشید بذار برم بیرون
باید این رو جواب بدم
.ژنرال، سلام چطوری؟
بله، صد در صد، صد در صد
مراقب خودتون باشین. ممنون
خیلی خب، خداحافظ
ببخشید، کجا بودیم؟
عجب
قربان، زلدا داره حرف میزنه
.تو روحش دارن میان دنبالم
.برمیگردم دنبالت، دایان قول میدم
آروم
فکر کن سرش یه تخم طلای گرانبهای گرد و خاک گرفتهاس
آقای گرین
اینجا کجاست؟ ...چی
من داخل هاب هستم؟
...چطوری اینجا بغل خونهامه تو کدوم خری هستی؟
این فقط یه خوابه
...خیلی خب، پس اگه
،اگه این رو با تمام زورم بکنم توی گردنم
اونوقت بیدار میشم، درسته؟
بذار برم وگرنه این کار رو میکنم - باشه، باشه -
.داخل هاب هستی داریم سرطانت رو درمان میکنیم
لطفا بذارش رمین
من نمیخوام درمان بشم
چطوری اومدم اینجا؟
هیزل
هیزل
توجه، ساکنان چراگاه
بازم این مزخرفات شروع شد
،اگه میخواین از هزارتو بیرون برین
برین به سمت خروجی
در هر زمانی آزادین که برین
،هیچ خروجیای وجود نداره !آشغال عوضی
ممنون و روز خوبی داشته باشین
سلام، ناخدا
گنج جیرهی غذایی
یالا
چی؟
لعنتی، غذا نیست
فقط لباسهای رسمی قدیمی گوگوله
اون مسخرهبازی رو یادته؟
این طراحی بایرون بود
یادته اون یارو که سعی کرد
شباهتش به 69 رو توضیح بده رو اخراج کرد؟
بدنم اینقدر میخاره
که نمیتونم اینا رو نپوشم
منم سنم زیاده
اهم
اوه. اوه
ممنون
.بیخیال، لایل اینطوری نباش
ناراحتی؟
از دستم ناراحتی؟
کارشون تازه داره باهامون شروع میشه
شکنجهی واقعی قراره شروع بشه
شروع بشه؟
ما داخل یه زندان مجازی گیر افتادیم
دارن بهمون گرسنگی میدن
واسه اینه که ما رو از پا بندازن
الان نوبت بازی ذهنیه
مطمئنی اینجا راه خروجه؟
چون اصلا هیچی نمیبینم
بذار چراغها رو روشن کنم
این دیگه چیه؟
ساحل پبل بخشی از هابه؟
No comments yet. Be the first to leave one.