Under the Volcano

Under the Volcano

تنزيل الترجمة Farsi Persian

معلومات الإصدار

Under The Volcano 1984 720p
تعليق من drmn9561
فقط هماهنگ کردم

الوسوم

720p
720
نشرت في: 2016-01-09
تنزيلات: 35
ضعاف السمع: No

معاينة ترجمة Farsi Persian

أول 200 سطر.

کوئرناواکا - مکزيک____ 1 نوامبر 1938 روز مردگان

عصر بخير

چرا از من ميترسي؟

من دوسِت دارم، دوسِت دارم

تو براي من بدنيا اومدي

منو نميشناسي؟

عصر بخير، دکتر

عصر بخير، سنيور جفري - عصر بخير -

درست بموقع اومدين

انگليسيها هميشه وقت شناسن

فکر کنم ميخواين به مهمانيِ صليب سرخ برين

خوبه

خيلي خوبه

ولي نه يه مشکلي هست

آقا، شما جوراب پاتون نيست

درسته، جوراب نپوشيدم

با اين لباس رسميِ شيک بايد جوراب بپوشين

ميخواين براتون بيارم؟ - نه ممنون، لازم نيست -

راستي، سنيور بوستامنتا ...شما نامه اي پيدا نکردين

نامه اي که به اسم من باشه؟...

نه، سنيور هيچ نامه اي بنام شما پيدا نکردم

چه نامه اي گم کردي؟

يه نامه از همسرم

از يووان

حتما ازش خبر داري چي نوشته؟

قراره برگرده مکزيک؟

نه، فکر نميکنم

متاسفم که ميبينم از هم جدا هستين

هميشه خانم يووان رو تحسين ميکنم

فکر کنم برگرده

برات نامه نوشته پس حتما برميگرده

همينطور يه نامه از وکيلش بدستم رسيد

بنظر ميرسه از هم طلاق گرفتيم

اوه، رفيق

حقيقت داره؟ - آره -

حقيقت داره

!ولم کن

قول ميدم برگردم - دروغ ميگي -

!نه - تو برنميگردي -

ازم متنفري، منو تحقير ميکني - نه، نه -

!دروغگو...حقه باز

Las Manos de Orlac. دستهاي اورلاک

داستان خوبي داره

يه پيانيست دستاشو زير قطار از دست ميده

بعد دستاي يه قاتل رو بهش پيوند ميزنن

اون دستها آدم ميکشن

ولي قلبش نه و اون از اين موضوع خيلي ناراحتِ

بخاطر بعضي چيزا نبايد عذرخواهي کرد

سرنوشت تمام دنيا عوض شده

فقط تو مکزيک مرگ يه موضوع خنده دار ـه

در روز مردگان ...وقتي ارواح اونا برميگردن پيش ما

...جاده بهشت بايد خيلي هموار باشه

نه اينکه بخاطر اشک ريزان لغزنده باشه...

ببخشيد، دختر خانم اينجا تو رو راه نميدن

لباست زيادي برهنه ست

شب خوش، آقا - حالتون چطوره؟ -

حالتون چطوره؟ - دکتر رو که ميشناسين -

يکم برندي

يکم انيس

يکم تکيلا

يکم ويسکي

يکم مسکال

نه نه، اسم مسکال رو نيار

حاضرم از تشنگي بميرم ولي مسکال نخورم

مسکال همون تکيلاي فقراست

مسکال مخصوص نفرين شده هاست

خداي من آخرين بازمانده ديپلماسي هم داره مياد

عصر بخير، سنيور فرمين - عصر بخير -

مايلم آقاي کراسبرگ رو بهتون معرفي کنم، ديپلمات آلماني

آقاي کراسبرگ، آقاي فرمين

کنسول سابق انگليس در کوئرناواکا

از آشنايي با شما خوشبختم، آقاي فرمين

منم همينطور - کاکتل شامپاين -

اميدوارم محل خدمت بعديتون هم به زيباييِ کوئرناواکا باشه

بعدي وجود نداره، من بازنشسته شدم - واقعا؟ -

" بريده است نهالي که گويي درخت تنومندي مي گشت " يا يه همچين چيزي

من خيال دارم همينجا تو مکزيک بمونم

باعث خوشحاليِ بنده ست

...اميدوارم با شما رابطه دوستي داشته باشم

خيلي نزديک و صميمي درست مثل رابطه اي که بين کشورهامون وجود داره

راستش، آقاي کراسبرگ شايد بتوني خدمت بزرگي به من بکني

خوشحال ميشم اگه کمکي از دستم بربياد

در رابطه با برادرم ـه برادر ناتنيم

ميدوني که برادر ناتني چيه؟

پدرم با يه دختر خوشکل آمريکاي جنوبي ازدواج مجدد کرد

هيو از اون روزنامه نگارهاي مستقل

الان داره رد يه شايعه رو ميگيره

شايد بتوني يه چيزايي رو روشن کني - اگه بتونم خوشحال ميشم -

آيا آلمان داره روي جنبش نازيها در مکزيک سرمايه گذاري ميکنه؟

...البته که نه، برادرتون، آقاي فرمين - ناتني، ناتني -

ناتني، ببخشيد ...برادر ناتنيتون

مشخصا از قوه تخيل فعالشون رنج ميبرن...

" اگه اشتباه نکنم بهشون ميگن " سينارکويستس

دروغ محض ـه همونطور که گفتين شايعه ست

بهرحال ما الان متحديم، درسته؟

بعد از اون توافقنامه جالب توجه بين نخست وزير شما و صدراعظم ما

پس بهتره به سلامتي بزنيم

به سلامتيِ توافق نظر بين کشورهامون

...فکر کنم همين اتحاد باشه

که باعث ميشه سالهاي سال... صلح برقرار باشه

به سلامتي، آقاي فرمين

بله، کاملا درسته توافقنامه مونيخ

" صلح در زمانه ما " ولي نبايد شتابزده عمل کنيم

بهتره هواي هردو طرف رو داشته باشيم هرچي باشه، راه آهن مکزيک اينکارو کرده

اونا دوست ندارن غافلگير بشن

فقط کافيه يه نگاهي به برنامه کاريِ جديدشون بندازي

جنازه ها بايد با قطار سريع السير منتقل بشن

...هرکدوم از اين جسدهاي سريع السير

بايد توسط يه مسافر درجه يک... همراهي بشن

حالا فرض کن عهدنامه بهم بخوره و آرماگدون رخ بده

فقط بهش فکر کن

ببين راه آهن چه سودي به جيب ميزنه

حق با شماست - فقط بهش فکر کن -

تمام اون جنازه هاي لعنتي با يه بليط درجه يک

دقيقا

يه روز براي مردگان کافي نيست

يک ماه، يک دهه

!بهتره بگن دوره مردگان

...تمام دنيا ميفهمه که بايد

به اون لاشه هاي متعفن بخندِ...

ها ها ها به اون جنازه نگاه کن، ها ها ها

خداي من

قطارهاي سريع السير از يکسال قبل رزرو ميشن

جنازه ها دست در دست هم ...با بليطهاي درجه يک لعنتي

تو يه صف يک مايلي ايستادن... و منتظرن تا منتقلشون کنن

آره

...خانمها و آقايان صليب سرخ

کارتون حسابي دراومده...

...يه انبار درست کنين

يه انبار براي اين توده عظيم لاشخورهاي رقصان

يه مخزن مخصوص درست کنين

اونا رو لايه لايه رو هم بذارين

اونا رو بطور عمودي توي هم بچپونين

نه، بهتره اونا رو قطعه قطعه کنين

اونا رو تيکه تيکه کنين و بريزين تو گوني

و روي گونيها آرم صليب سرخ بزنين

هي، رفيق اين چه کاريِ

نبايد زندگيتو بخاطر اندوهي که داري خراب کني

اين موضوع ربطي به زمان نداره چيزيِ که تو قلب منه

آدم بدون عشق نميتونه زندگي کنه

آدم بدون عشق نميتونه زندگي کنه

يروز صبح بيدار شدم و اون رفته بود

بغير از يه يادداشت لعنتي هيچي نبود

بهش احتياج دارم

بريم ميدونم بايد چيکار کني

با من بيا زياد از اينجا دور نيست...بريم

اون باکره سولدادِ

...يه حامي

...براي اونايي که تنها هستن

...و اونايي که گم شدن

و ملوانهاي تو دريا...

... بايد از اون بخواي

همسرت دوباره برگرده...

ازش تقاضا کن

نميتونم

مث اين ميمونه که از فرشته مهربون قصه ها تقاضاي سه تا آرزوم رو بکنم

بخاطر دوستم معذرت خواهي ميکنم

اون کله شق تر از اينه که دعا کنه

آدم بدون عشق زنده نميمونه

...و اون

همسرش اونو ترک کرده

و اون تقاضاي کمک داره

خواهش ميکنم

مريم مقدس رو دعا کن

بدون اون دارم ميميرم

برگرد پيشم، يووان

گوشت با منه، فرناندو؟

خوب حواستو جمع کن يه درس، يه پند اخلاقي

دارم از مسئوليت پذيري حرف ميزنم، فرناندو

...اون کشتي يه دروغ تمام عيار بود

و من افسر ارشدش بودم...

...اسمشو گذاشته بودن

اس.اس.ساماريتن...

ظاهرش شبيه يه بانوي پير چاق و بي آزار بود

يه کشتيِ باريِ سنگين که توي درياست

گوشت با منه، فرناندو؟

بهار 1917 بود

ديديم دوربين يه زيردريايي بطرفمون نشونه رفته

گوشت با منه، فرناندو؟

آماده بودن ما رو بفرستن زير آب

وقت غافلگيريِ بزرگ رسيده بود

گوشت با منه، فرناندو؟

چهره واقعيمون رو نشون داديم

ناگهان شکارچي تبديل به شکار شد

بخاطر گرفتن اون زيردريايي بهم مدال دادن

ولي اول مجبور شدم برم دادگاه نظامي

گم شدن افسران آلماني تبديل به يه معما شده بود

...ميدوني

...توي خاکستر هاي باقيمونده

فقط بقاياي هفت نفر پيدا شد...

خيلي وحشتناکِ، نه؟

به همين جا ختم نميشه، فرناندو

آدما نميتونن همين الکي يه عده ديگه رو بندازن تو کوره

يووان

من برگشتم

واقعا خودتي؟ - معلومه که خودمم -

امکان نداره

برات نوشتم که دارم ميام نامه هام بدستت نرسيد؟

حتي مطمئن نبودم هنوز اينجايي مجبور شدم زنگ بزنم سفارت

من هميشه کم و بيش اينجا بودم

More Farsi Persian subtitles for Under the Volcano

التعليقات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left