أول 200 سطر.
خانم؟
برگر.
واگن ۲۶۰۰...
بله؟
غیب شده.
زرو زرو، جواب بده...
سلام. صدامو میشنوی؟
این ادوارد دیل هستم، مدیر مرکز کنترل شبکه.
ببخشید، با کی صحبت میکنیم؟
انگلیسی. میتونی انگلیسی حرف بزنی؟
آره، یه کم انگلیسی بلدم.
من کلارا برگر هستم از مرکز کنترل.
میشه با راننده صحبت کنم؟
الان داری با من حرف میزنی. فهمیدی؟
آره.
خیلی خب، کلارا، گوش کن.
این قطار دزدیده شده.
بسیار خب. بیشتر از ۲۰۰ تا مسافر تو این قطارن.
اگه دقیقا کاری که میگم رو نکنی، جونشون رو به خطر میندازی.
میفهمی یعنی چی؟
فکر کنم آره.
این دیگه چه جونوریه؟
متاسفم.
- من با کی دارم حرف میزنم؟ - سوال نپرس. فقط گوش کن.
میتونی این کارو بکنی، کلارا؟
بله، ما گوش میکنیم.
با پلیس حرف بزن.
یه مرد هست که من میخوامش. اسمش جان بیلی-براونه.
ببخشید، میشه تکرار کنید لطفا؟
جان...
جان بیلی-براون.
اون تو آلمانه.
دولت میدونه کجاست. بهشون بگو پیداش کنن.
کلارا؟
- کلارا! - بله، سعی میکنم.
نه. کلارا، سعی نکن. به مسافرا فکر کن.
دقیقا کاری که میگم رو انجام میدی و سریع انجامش میدی.
و اگه این کارو بکنی، هیچکس آسیب نمیبینه.
بله؟
بله. ما با پلیس تماس میگیریم.
همونجا بمون. و لطفا به کسی آسیب نزن.
زيرنويس از مهدي shine021
ربــودن
سلام؟ میتونم کمکتون کنم؟
صبر کنید، لطفا. نمیتونید از اونجا برید پایین...
مثل اینکه آقای نلسون یه جایی رو ترجیح میده که اونجا باشه.
چی... اینو یادت نره.
خانم تاچر، واقعا فکر میکنید این عکس چی رو نشون میده؟
سام معتقده این عکس فراری رو نشون میده،
جان بیلی-براون، در آلمان.
و من معتقدم این میتونه هر کسی باشه.
- خب، من فقط فکر میکنم... - اولیویا، یه نصیحت.
از پیشینیانت درس بگیر و برای این مرد کمترین تلاشی که میشه رو بکن.
آقای نلسون تو یه چاهیه که خودش برای خودش کنده.
این 'جان بیلی-براون' کیه؟
تا جایی که ما میدونیم، اون یه جنایتکار انگلیسیه. یه فراری.
اوهوم.
و اون کسی که دنبالشه، هواپیماربا، اونم انگلیسیه؟
بله.
کسی با اطلاعات انگلیس صحبت کرده؟
به همه آژانسها خبر داده شده.
اما باید سریع عمل کنیم. یه تهدید جدی برای زندگی وجود داشته.
جدیتر از این که گروه دخترم دارن 'بتهوون' رو سلاخی میکنن؟
دارن همه ایستگاهها رو تخلیه میکنن. ولی الان ساعت شلوغیه.
امیدوارم این بدترین اتفاقی باشه که امروز میفته.
ما همه رو برای رفتن به سر کار دیر کردیم.
داریم روش کار میکنیم.
باشه، رئیس پلیس داره میاد.
بیاین قبل از اینکه اون برسه، اوضاع رو مرتب کنیم.
خانم برگر...
من نمیفهمم.
کلارا.
آخرین سیگنالی که قطار رد کرده؟ 'تالار شهر قرمز'؟
بله، ولی بعدش...
غیب شد.
'یو5' رو تخلیه کنید. همه قطارها و ایستگاهها.
الان.
بقیه شما. مکس، 'یو8'. زابین؟
زابین، 'یو7'.
و غیره.
همه قطارها رو نگه میداریم،
ولی کل شبکه رو خراب نمیکنیم.
نمیخوایم یه وحشت عمومی راه بیفته.
کلارا.
اگه دوباره باهات تماس گرفت، به من زنگ میزنی.
کجا داری میری؟
دارم میرم قطار ناپدید شدهتو پیدا کنم.
ما کجاییم؟
راستش، من نمیدونم.
جورج؟
حالت خوبه؟
'ربکا' نوشیدنیشو بهت داده.
آقا، تقصیر اون نیست که قطار وایساده؟
ممنون، ربکا. خیلی لطف کردی.
- ما اینجا گیر کردیم، نه؟ - نه، الان راه میفتیم.
- انگار پنج دقیقه گذشته. - نه دقیقه گذشته.
باید باهاشون حرف بزنی.
چی؟ من؟ نه.
نه. نه، نه، نه. اونا... اونا گروگانهای تو هستن.
تو رانندهای. اونا انتظار دارن صدای تو رو بشنون.
اینجوری خیلی راحتتر میشه...
اگه تو تاریکی نگهشون داریم. باشه؟
به من اعتماد کن.
هیچی تو شبکههای اجتماعی 'یو-بان' نیست.
باید بریم از کسی بپرسیم؟
من مطمئنم که همهچی خوبه.
اون باید بهمون خبر میداد.
یا اون. یا اونا.
چیزی که داشتم فکر میکردم اینه که، چرا موزه رو بیخیال نشیم
و مستقیم نریم تور پیادهروی؟
باشه، هرچی تو بگی.
میخوای شالگردنتو پس بگیری؟
شالگردنم؟
میخواستم مال خودت باشه.
خیلی ممنونم.
بوی تو رو میده.
آقا؟ آقا، چی داره میگه؟
خب، برای همینه که باید آلمانی تمرین کنی.
واقعا؟
به دلیل مشکلات مداوم در سرویسدهی،
این قطار قادر به توقف در همه ایستگاهها نیست.
در حال حاضر پشت چراغ قرمز نگه داشته شده.
باید به زودی دوباره حرکت کنیم.
خیلی خوب.
'سم'، کجایی؟
گوش کن، میدونم از لندن راه دوری اومدی،
ولی من هفتهها طول کشید تا این جلسه رو هماهنگ کنم.
فقط هر وقت تونستی بهم زنگ بزن، باشه؟
با 'نیلسون' چی کار کردی؟
پیچوندنم.
شاید یه بهونه خوب داشته باشه.
تاخیرها تو کل 'یو-بان' هست. یه جورایی حادثه تروریستی.
کنترل، این واگن ۲۶۳۷ هست. چه خبره؟
قطارت رو تخلیه کن. این یه دستوره.
و از این کانال دور بمون.
خانمها و آقایان، این ایستگاه بسته است.
لطفا به نزدیکترین خروجی برید.
خیلی سرده، ولی برلین شهر خیلی خوبیه برای پیادهروی.
و ما بعدا دوباره شروع به کار خواهیم کرد.
بعید میدونم.
چطور؟
چه خبره؟
شنیدم یه راننده تو دردسر جدی افتاده.
تو این خط؟
باشه، ما آمادهایم...
بزن بریم.
باشه.
- چیه؟ - لعنتی.
'اتو'؟
این آلارم ترمز اضطراریه.
یکی کشیدتش. تا ریست نشه نمیتونیم حرکت کنیم.
چرا آلارم رو کشیدن؟ چرا؟
چون من از ایستگاهها رد شدم.
دقیقا، باشه؟
مشکل توئه. خودت گندشو جمع کن.
چون اگه قبل از اینکه پیدامون کنن این قطار رو راه نندازی، مردهایم.
هی.
با هیچکس حرف نزن.
باشه.
نه، جدی میگم، باشه؟ فقط یادت باشه چی به مرکز کنترل گفتم.
اگه مردم دقیقا کاری که میگم رو انجام بدن، هیچکس آسیب نمیبینه.
باشه.
با هیچکس حرف نزن.
ادوارد دیل، مدیر شبکه.
روز بخیر. چه اتفاقی برای این قطار افتاده؟
ما 'U5' رو قفل کردیم و بقیه شبکه رو نگه داشتیم.
خوبه.
فقط چند تا ایستگاه دیگه تو این خط مونده.
فقط تا همینجا میتونه بره، درسته؟
بله.
شما میدونید قطار کجاست، آقای دیل؟
این نقشه سادهسازی شدهست. در واقعیت، اون پایین یه...
یه لابیرنته.
کی باهاش حرف زده؟
کلارا برگر.
- روز بخیر. - سلام.
شما زیاد با این چیزا سر و کار دارید؟
این دومین هفتهایه که اینجام.
پس بذار ببینیم این یارو چی میخواد بگه.
صبر کن، صبر کن. اینو دیدی؟
اشکال نداره. کار درستی کردی. اشکال نداره.
نگران نباش.
آلارم اضطراری؟
آره. معلومه. ببخشید بابت این. بیا بریم.
- آفرین، جورج. - خفه شو، ربکا.
- آقا، اون الان بهم گفت خفه شم. - بسه دیگه ربکا! بسه!
- تمومش کنید. - تقصیر جورجه.
- ما اصلا کاری نکردیم. - بسه دیگه!
از سر راه برو کنار. بذار راننده کارشو بکنه.
- حالا! بله؟ - کالین.
هی، راننده؟
چه خبر شده؟
- سلام؟ - همهچی مرتبه، رفیق.
- اون تازه آلارم رو ریست کرد. - هیچی مرتب نیست، رفیق.
بعضی از ما باید یه جاهایی باشیم.
هی، راننده؟
من مطمئنم که به زودی راه میفتیم.
ببین، بعضی از ما کار و زندگی داریم، باشه؟
واگن ۲۶۰۰، این کنترل هست.
پلیس اینجاست. آمادهان که صحبت کنن.
No comments yet. Be the first to leave one.