أول 200 سطر.
اعتقاد به یه منبع فراطبیعی برای شرارت ضروری نیست،
خودِ آدما به تنهایی از هر شرارتی برمیان.
جوزف کنراد، قلب تاریکی
این اولین قتل مستند شده توی تاریخ بود.
قتل یه زن.
چهارصد هزار سال پیش.
همونطور که میبینید، کار این زن تموم شده بود.
دو تا ضربه یکسان داره که با یه شیء زده شده.
انسانها از قدیمالایام خشن بودن.
سه تا از همتیمیها گم شدن. کجان؟
نمیدونم.
باید بریم، درسته؟ اینجا چیزی واسه دیدن نیست.
صبر کن.
لعنتی!
اون دخترهای ماقبل تاریخ خیلی جذاب بودن.
خیلی خوب ساخته شده.
گوشیتو بیار و یه ویدیو بگیر انگار دارم باهاش رابطه جنسی برقرار میکنم.
داره ضبط میکنه.
میخوام بخورمش.
ما معتقدیم که این یه انباشت انسانساز از جسدهاست.
-یعنی یه... -معلم!
همینجا بمونید.
معلم!
چه خبره؟
چرا لخت شدی؟
ببرینشون، اون مرده.
جنایات غار
زيرنويس از مهدي shine021
خب، دراز بکش.
ما میخوایم تو رو زیر نظر بگیریم و پاهاتو ببندیم. باشه؟
تو به درمان خوب جواب دادی.
میبینی، باردار میشی.
ما میخوایم تو رو بیهوش کنیم تا تخمکها رو بیرون بیاریم.
به یه چیز خوب فکر کن.
و حالا از ده تا یک بشمار.
-تموم شد؟ -متاسفم، نمیتونم.
ماههاست که داریم روی این کار میکنیم.
سیلیا، حالت خوبه؟
آره. صبر کن.
الان میام بیرون. به یه...
کمیسر مندوزا
-سلام. -دوباره اتفاق افتاد، بازرس.
درست مثل شش سال پیش.
هر جا که هستی میام دنبالت.
نمیفهمم. داری میری؟ چند روز مرخصی نداری؟
به محض اینکه رسیدم بهت زنگ میزنم.
حالت چطوره، رئیس؟
خوبم.
-صبح بخیر، کمیسر. -بازرس گوزمن.
دوباره نزدیک بورگوس.
در آتاپوئرکا، توی پارک موضوعی نزدیک حفاریهای باستانشناسی.
قربانی جدید...
اوا سانتوس، یه دختر از شهر.
لخت، تو حالت جنینی...
احاطه شده با خاک قرمز.
لبای کبود.
مسموم شده.
قاضی 'Vázquez de Mella' همون تیم تحقیقاتی پرونده قبلی رو میخواد.
از جمله 'Daniel Velarde'.
ولی اون شش سال پیش درخواست مرخصی داده.
میدونم شما دو تا تو گذشته اختلافاتی داشتین
ولی قاضی یه جورایی به 'Velarde' علاقه داره.
نظر اونو میخواد.
باید سریع عمل کنیم.
دانشجوهای دانشگاه که تو حفاری هستن از کشورهای مختلف اومدن.
با تموم شدن کمپین باستانشناسی میرن.
چقدر وقت داریم؟
کمتر از دو هفته.
'CAREX' - مرکز باستانشناسی تجربی.
کمیسر.
افسر 'Ortega'، از این طرف، لطفا.
همهش اینجاست، 'CAREX'.
مرکز باستانشناسی تجربی.
من کامل میدونم.
-از خانواده قربانی خبری شده؟ -آره. به همه زنگ زدیم.
کمیسر مندوزا.
من با قاضی صحبت میکنم.
وقتی زنگ زد خیلی دستپاچه بود.
-ما هر چه زودتر تونستیم اومدیم. -من باهاتون میام محل دفن.
راه رو بلدم.
دوباره ناامیدم نکن.
مردم شهر تحریک شدن.
همه دارن منو نگاه میکنن.
من درک میکنم، جناب قاضی،
ولی نیازی نیست 'Velarde' بیاد.
'Velarde' تو راهه.
هیاهوی زیاد تو بورگوس و آتاپوئرکا
به خاطر چیزی که میتونه یه جرم آیینی جدید باشه، مثل اتفاقی که شش سال پیش افتاد.
جسد یه دختر جوون که به قتل رسیده دوباره تو بورگوس پیدا شده.
این بار تو 'CAREX' بود.
امروز صبح، وقتی چند تا دانشآموز از یه دبیرستان محلی
داشتن از امکانات بازدید میکردن، جسد قربانی رو پیدا کردن.
اوا سانتوس، یه دختر دیگه از همون شهر.
یعنی قاتل حفاری برگشته؟
هنوز خیلی زوده که انگیزههای جرم رو تعیین کنیم.
خشونت جنسیتی رد نشده.
اگه اینطور باشه، این میشه بیستمین زنی که به قتل رسیده
امسال تو کشور ما.
همه چی مرتبه؟
آره.
من بودم که زنگ زدم.
بازرس گوزمن.
اینس مادریگال، هماهنگ کننده دانشجویی حفاری.
-شما قربانی رو پیدا کردین؟ -نه، در واقع من نبودم.
چند تا بچه مدرسه ای بودن
که ظاهرا اومده بودن یه ویدیو بگیرن. نمیدونم.
-میدونی دست بهش زدن یا نه؟ -آره.
وقتی رسیدم، پسره داشت میلرزید.
فکر میکنن خیلی شجاعن. ولی فقط بچه ان.
حالت چطوره؟
من...
شوکه شدم.
منم دست بهش زدم. میخواستم ببینم زنده است یا نه.
-من به شونش دست زدم. تکونش دادم. -اشکال نداره.
باشه.
میدونی با کی میگشت؟
دوست پسر داشت؟
نه، تا اونجایی که من میدونم.
میخوام با مدیر صحبت کنم.
-هنوزم ساموئل هنارس هست؟ -آره.
اون تو ترانشه راه آهن، تو حفاری هاست.
ما یه ماشین در اختیار داریم.
-یه چیز دیگه. -بله.
میشه یه لیست از دانشجوها بهم بدین؟
و بهم بگین که اونا شش سال پیش تو حفاری ها بودن یا نه؟
حتما. آره.
بچه ها یه ویدیو گرفتن.
-به دستش بیار. -باشه.
همه چی برای امشب حاضره؟
قارچ؟
گالدر داره بقیه اش رو درست میکنه.
دختر، منو میترسونه.
حالا دیگه جا نزن، روبن.
عالی میشه. عالی.
پالوما؟
یه دختر مرده تو 'CAREX' پیدا شده.
-چی؟ چی شده؟ -نمیدونم.
انگار یه دختر از شهر بوده.
تو محل دفن نئاندرتال ها پیدا شده.
گالدر رو دیدی؟
سایت های باستان شناسی کوه های آتاپوئرکا.
این باستان شناس ها انگار دارن خوب پیش میرن، نه؟
اینجا 'Gran Dolina' است.
تو سطح شش این حفاری ما استخوان های انسان نما پیدا کردیم
که آدم خواری شده بودن.
وقتی سال 1994 کشفش کردیم، میترسیدیم به مطبوعات بگیم.
فکر میکردیم مردم برای این وحشیگری آماده نیستن.
و حالا ما آماده ایم...
آقای هنارس. بازرس سیلیا گوزمن. منو یادتونه؟
-حتما. -معاون بازرس آجوریا.
سلام.
- داشتم به همکارتون میگفتم... - اون همکار من نیست.
- اون همکار سابقت بود. - شش سال پیش.
بازرس گوزمن، قبل از اینکه حرفمون رو قطع کنی،
آقای هنارس داشت یه چیز خیلی جالب بهم میگفت.
چرا اونا رو خوردن؟
برنده ها بچه های بازنده ها رو میکشن و میخورن.
وحشتناکه، نه؟
بدون نوادگان آینده ای وجود نداره.
- قربانی قبلی رو یادتونه؟ - البته.
ولی اونم اهل حفاری نبود.
چیزی درباره کارلوس بژار شنیدین؟ مومیایی کننده.
نه، از وقتی که شش سال پیش رفتی دیگه برنگشته، تا جایی که من میدونم.
قربانی که امروز پیدا شد هم تو همون وضعیت بود.
به پهلوی چپ دراز کشیده بود، رو به شرق و احاطه شده با خاک قرمز.
درست مثل آدم ها تو دوران ماقبل تاریخ دفن میشدن.
تو دوران ماقبل تاریخ جسدها رو با خاک قرمز احاطه نمیکردن.
ولی خاک قرمز تو محل های دفن پیدا شده.
کاری که میکردن این بود که بدن ها رو رنگ میکردن.
وقتی گوشت تجزیه میشد، رنگدانه روی زمین میریخت.
پس قاتل لازم نیست یه متخصص تو دوران ماقبل تاریخ باشه.
خشونت نتیجه انتخاب طبیعیه، بازرس.
اون ما رو به اینجا رسونده
حتی با اینکه الان خجالت میکشیم و نمیدونیم چطور باهاش کنار بیایم.
ولی خشونت تو دی ان ای ماست
و ما هیچوقت نمیتونیم از شرش خلاص شیم.
همون قاتله. هیچ شکی نیست.
باید دوربین های امنیتی منطقه رو درخواست کنی
و یه لیست از همه کسایی که تو حفاری کار میکنن تهیه کنی.
خب، فکر کنم دوباره جستجو برای کارلوس بژار رو فعال کردی.
به من دستور نده، دنیل.
من دقیقا میدونم باید چیکار کنم. باشه؟
گوش کن، این منو هم به اندازه تو ناراحت میکنه.
کاش گارد مدنی بهش رسیدگی میکرد.
ولی اون قاضی لعنتی بهم فشار آورد.
میبینم که برای تو یه دختر مرده فقط یه روال معمولیه.
چی؟
سیلویا.
شاید بهتر باشه قبل از شروع با هم حرف بزنیم.
پسر، میشه یه دقیقه ما رو تنها بذاری؟
-رفیق؟ -هی!
معاون بازرس آجوریا، برای شما.
اون میتونه به هرچیزی که میخوای بهم بگی گوش بده.
-این کاملا یه مسئله پلیسیه. -باشه. هر جور که میلته.
خب، معاون بازرس آجوریا، شش سال پیش، من و اون... ما داشتیم...
میخواستم بگم یه رابطه. چی بود، سیلویا؟
یه رابطه؟
-ما درباره مسائل شخصی حرف نمیزنیم. -لعنت.
نه، دنیل، نه.
هر وقت خواستی برو. جدی میگم. برو از قایق تفریحی رئیس جمهورت مراقبت کن.
No comments yet. Be the first to leave one.