أول 200 سطر.
زيرنويس از مهدي shine021
یکشنبه، ۱ ژوئن ۲۰۲۵. امروز به مامان تو درست کردن ناهار کمک کردم.
چک کن لیست کارهای امروز رو.
هان سئو-یون
آلارم
تو به خاطر یه تصادف دچار اختلال حافظه شدی. کامپیوترت رو روی میز چک کن!
وقتی بیدار میشی، حافظهات ریست میشه به قبل از تصادف.
یادداشتها و دفتر خاطراتت رو چک کن وقتی صبح از خواب بیدار میشی.
هان سئو-یون، سال سومی دبیرستان 'هاسول'، کلاس ۵، شماره ۲۹.
همیشه دفترچه رو تو کیفت نگه دار.
کارهای امروز رو تو تقویم چک کن!
دفتر خاطراتت رو تو کامپیوتر چک کن! همیشه چیزهایی که باید یادت بمونه رو بنویس!
*در تاریخ ۸ ژانویه ۲۰۲۵،*
*تو یه تصادف رانندگی کردی که باعث شد دچار اختلال حافظه بشی.*
*وقتی خوابت میبره،*
*حافظهات صبح روز بعد ریست میشه به لحظه تصادف.*
*این یه حالته*
به اسم 'فراموشی پیش گستر'.
*تنها کسایی که در موردش میدونن*
پدر و مادرت، جی-مین، و معلمهای مدرسه هستن.
*تو از زمان تصادف هر روز یه دفتر خاطرات نگه داشتی.*
خوب خوابیدی؟
یه کم صبحونه بخور. -باشه.
تکالیفتو انجام دادی؟ -مگه تکلیف داشتیم؟
چرا زودتر بهمون نگفتی؟ -خب، هیچکدومتون انجام ندادین؟
هی، اتوبوس اومد.
سلام، هان سئو-یون.
چرا جلب توجه میکنی؟ فکر میکنی باهات دوست میشه؟
ما همکلاسی هستیم، پس دوستیم.
صداتو میشنوی؟
احمق نباش.
خیلی خجالتآوری. -'پس دوستیم.' چه جوکی.
اون واقعا خوشگله، مگه نه؟
هی، تو دوستدختر داری.
من بهت گفتم که اول ازش خوشم اومده.
درسته.
یه کاری بکن پس.
نه، نمیتونم.
چرا که نه؟ فقط برو جلو.
چطوری میتونم؟
شما اراذل! دارین سعی میکنین کشته شین؟
چه خبره؟ -ای بابا.
حالت خوبه؟ -آقا، حواست به رانندگیت باشه!
چه کوفتی بود؟
خیلی درد داشت.
فکر کنم کبود میشه.
متاسفم.
واقعا متاسفم.
بهت گفتم اینجوری نباید انجامش بدی.
احمق.
باید اینجوری بگیریش. -تو چی؟
خب، بزن بریم.
هی!
چرا همش تحملش میکنی؟
ببخشید.
شما اراذل! جدی میگم.
- اوه شت. - یه چیزی رو سرش داشت...
- هی، چشه؟ - چیه؟
میز منو کثیف کردی.
آه، تو همکلاسی 'دونگ-سیک' هستی، درسته؟
شاید من این کارو کردم. ببخشید.
این چیزا برات خندهداره؟
آره، بهم حس زنده بودن میده.
دیگه بسه.
'دونگ-سیک' رو اذیت نکنید. دلتون براش نمیسوزه؟
چیه، دوست پسرشی؟ فکر میکنید با هم قرار میذارن؟
- چی؟ جدی؟ - ای بابا.
- دوباره از 'هان سئو-یون' خواستگاری شد. - تمومی نداره، ها؟
- خیلی از خود راضیه. - سریع جواب رد داد.
- ولی خیلی خوشگله. - دفعه بعد من امتحان کنم؟
- یه بار این کارو کردم، ولی جواب رد داد. - تو چه خلی هستی.
- تو چقدر دیوونهای. - هی، تو باید از 'هان سئو-یون' خواستگاری کنی.
ازم میخوای چیکار کنم؟
بهش بگو دوستش داری.
- ازم میخوای ازش بخوام باهام بیرون بیاد؟ - آره.
چرا؟
همینجوری.
بیخیال.
اصلاً چرا اومدم اینجا؟ من رفتم.
هی، 'دونگ-سیک'. تو ازش خواستگاری کن!
- هی، برگرد اینجا! - تو از کی اونجا بودی؟
- هی، بیا اینجا! - 'دونگ-سیک'!
من دارم چیکار میکنم؟
هی، برگرد و به پنجره کلاس نگاه کن.
'جائه-وون' قلب 'سئو-یون'.
شبیهشه.
اینجا یه ترجمه مدرن داریم.
"واقعاً داری میری؟"
"داری منو جا میذاری؟"
خب، امروز "گاشیری" رو بررسی کردیم.
بابت همه دردسرها متاسفم.
حتماً ویژگیهایی که در آخر گفتم رو مرور کنید.
و اگه میتونید مطالب جلسه بعد رو هم یه نگاه بندازید.
خب، برای امروز کافیه. ناهارتون رو نوش جان کنید.
- بله قربان! - بله قربان!
زود باشین!
- صف میشه! - بریم!
'کیم جائه-وون'.
هی، 'دونگ-سیک'!
- هنوز نرفتی ناهار؟ - چی شده؟
خب، تصمیمتو گرفتی؟
واقعاً همه چیزی که می خوای همینه؟
فقط ازش می پرسم و دیگه تمومه.
آره، همون کارو بکن.
سر حرفت بمون.
-هی، داره واقعاً انجامش میده! -تو خیلی خفنی، 'جائه وون'!
هی.
با من قرار می ذاری؟
فکر کنم داره واقعاً این کارو می کنه. زود باشین!
هی، فیلمبرداری رو شروع کنین. سریع.
داره انجامش میده.
واقعاً داره این کارو می کنه؟
باشه.
باشه.
صبر کن، چی؟
خوشحال میشم.
بیا بریم بیرون.
-چی گفت؟ -باورم نمیشه.
-بعد از مدرسه قرار بذاریم. -جدی میگی؟
-من اول میرم. -چی؟
چرا باید بگه آره؟
-چی؟ چرا؟ -چی؟
چه خبره؟
چرا؟
-هی، یه جا وایسا. -داری چیکار می کنی؟
برای مثال، 'وای' مساویه
-با 'ایکس' به توان دو به اضافه سه. -'جائه وون'.
سه واحد به سمت بالا شیفت داده میشه، و 'وای' مساویه 'ایکس' منهای دو به توان دو.
-چجوری شیفت داده میشه؟ -عجب مردیه.
-خیلی باحاله. -دو واحد به سمت راست شیفت داده میشه.
زود باشین. دارم از گشنگی می میرم.
سلام.
سلام.
تو 'کیم جائه وون' هستی، درسته؟
آره، درسته.
گوشیتو بده به من.
چرا؟
بیا.
'سال دومی، کلاس 2، کیم جائه وون'.
'دوست پسر من کم حرفه'.
منو دوست پسر خودت خطاب کردی؟
آره.
چی؟ تو اول از من خواستی باهات قرار بذارم.
اینطور نیست،
دوست پسر؟
اوه، درسته. من این کارو کردم.
میدونی، قضیه اینه که...
یه سری بچه ها دارن همکلاسیمو اذیت می کنن،
برای همین نمی تونستم فقط بشینم و تماشا کنم.
اونا قول دادن که دیگه اذیتش نکنن
اگه من از تو بخوام باهام قرار بذاری.
واسه همین این کارو کردم.
متاسفم.
تو دوست خوبی هستی.
ما فقط هم میزیم، همین دیگه.
خب، دلیلش برام مهم نیست.
برات مهمه؟
نمیخوای با من قرار بذاری؟
نه، من... -خیلی خب، پس.
نه اینکه نخوام، ولی...
تو...
از من خوشت میاد؟
نه.
پس چرا؟
میخوام یه چیز جدید رو امتحان کنم.
وگرنه زندگی خسته کننده میشه.
پایه ای دیگه، درسته؟
ولی چند تا شرط برای قرار گذاشتن دارم.
شماره یک،
ارتباطمون رو کوتاه نگه میداریم.
شماره دو،
تا بعد از مدرسه با هم حرف نمیزنیم.
شماره سه،
احساسات واقعی پیدا نمیکنیم.
تو چی... -بزن بریم.
کجا بریم؟
یعنی باید بیام؟
آره!
فصل مورد علاقت چیه؟
فصل مورد علاقه من؟
تابستون.
عدد مورد علاقت؟
پنج. -'پنج'.
درس مورد علاقت؟
فکر کنم تاریخ کره.
تاریخ کره؟ -آره.
غذای مورد علاقت چیه؟
من هر چی گوشت داشته باشه دوست دارم.
راستی داری چیکار میکنی؟
ما از امروز یه زوجیم،
پس باید یکم بیشتر باهات آشنا بشم.
اینم از این.
هی.
نودل لوبیا سیاه یا سوپ نودل دریایی تند؟
نودل لوبیا سیاه.
'نودل لوبیا سیاه'.
هلو سفت دوست داری یا نرم؟
من به هلو آلرژی دارم.
عجب حیف شد.
'آلرژی'.
No comments yet. Be the first to leave one.