The Dam

The Dam (Каховський обʼєкт)

تنزيل الترجمة Farsi Persian

معلومات الإصدار

The Dam 2025
تعليق من Don Milo

الوسوم

webdl
نشرت في: 2025-11-28
تنزيلات: 215
ضعاف السمع: No

معاينة ترجمة Farsi Persian

أول 200 سطر.

۱۹۵۵‬ ‏‫استان زاپوریژیا‬

‏‫- ایست! دست ها بالا!‬ ‏‫- شلیک نکن، من سالمم!‬

‏‫- حالم خوبه.‬ ‏‫- بوریس ولادیمیروویچ،‬

‏‫باید پروتکل قرمز رو فعال می‌کردی.‬

‏‫پروتکل لعنتی تو کار نکرد!‬

‏‫جلوشون رو بگیرید.‬

‏‫بچه‌ها، دنبالم بیاین.‬

‏‫هیچ‌کس نباید از اینجا بره. هیچ‌کس.‬

‏‫- بوریس ولادیمیروویچ، من با شما میام.‬ ‏‫- نه، سرباز،‬

‏‫- تو باید جلوی این کار رو بگیری.‬ ‏‫- اونا همه رو کشتن.‬

‏‫نمی‌خوام بمیرم. توروخدا، نه!‬

‏‫- نه!‬ ‏‫- طاقت بیار.‬

‏‫نه!‬

‏‫سد‬

‏‫در ۲۴ فوریه ۲۰۲۲، نیروهای روسیه‬ ‏‫تهاجم تمام عیار به اوکراین را آغاز کردند.‬

‏‫نیروهای دفاعی اوکراین حملات اصلی را دفع کردند‬

‏‫و دشمن را به آن سوی رودخانه دنیپر عقب راندند.‬

‏‫نیروگاه کاخوفکا‬

‏‫برای جلوگیری از آزادسازی مناطق اشغال شده توسط مدافعان اوکراین،‬

‏‫در ۶ ژوئن ۲۰۲۳، اشغالگران سد‬

‏‫نیروگاه برق‌آبی کاخوفکا را منفجر کردند،‬

‏‫که منجر به یک فاجعه بزرگ زیست‌محیطی و انسانی شد.‬

‏‫در نتیجه این انفجار،‬

‏‫مناطقی که تقریباً ۷۰ سال زیر آب بودند، نمایان شدند.‬

‏‫۲۲ سپتامبر ۲۰۲۳‬ ‏‫منطقه زاپوریژیا - پایگاه نیروهای مسلح اوکراین‬

‏‫هی، مانک، دوباره امتحان کن.‬

‏‫- روشن نمیشه.‬ ‏‫- لعنتی.‬

‏‫این آشغال داره اذیتم می‌کنه.‬

‏‫یه جوک یادم انداخت.‬

‏‫اگه می‌خوای روزا سکس کنی،‬ ‏‫یه ماشین بخر.‬

‏‫اگه می‌خوای شبا سکس کنی،‬ ‏‫ازدواج کن.‬

‏‫اگه می‌خوای ۲۴ ساعته بهت تجاوز بشه،‬

‏‫برو ارتش، خدا ببخشه.‬

‏‫جوک همیشگی.‬

‏‫روز خوش!‬

‏‫سیم اتصال به زمین رو امتحان کن.‬

‏‫- به نظر جالب میاد.‬ ‏‫- این صدای آسمانی چیه؟‬

‏‫فرمانده دسته‌تون رو کجا می‌تونم پیدا کنم؟‬

‏‫و چرا...‬

‏‫مارا، بهش احتیاج داری؟‬

‏‫- شخصیه.‬ ‏‫- چطور شخصیه؟‬

‏‫مارینا؟‬

‏‫مارینا یاروونکو؟‬

‏‫منو یادت نمیاد؟‬

‏‫رومن پورنییچوک، مدرسه دونتسک ۳.‬

‏‫- من ردیف جلو می‌نشستم.‬ ‏‫- آها، درس‌خون.‬

‏‫خیلی عوض شدی.‬

‏‫یه کم چاق شدی.‬

‏‫بامبل‌بی یه دل نهاده.‬

‏‫اون صدای وز وز پهپاد بود؟‬

‏‫چرا انقدر جدی هستی رفیق؟‬ ‏‫ببخشید، بچه‌ها دارن اینجا شورش می‌کنن.‬

‏‫پس فرمانده رو می‌خوای؟‬ ‏‫بله.‬

‏‫می‌تونم تا اونجا همراهیت کنم؟‬

‏‫بذار کمکت کنم.‬ ‏‫من خوبم.‬

‏‫جواب داد.‬

‏‫ممنونم، مارا.‬

‏‫از این طرف.‬ ‏‫بامبل‌بی!‬

‏‫بفرمایید.‬

‏‫شما هم سال ۲۰۱۴ از دونتسک رفتین؟‬

‏‫از اون موقع چیکار می‌کردی؟‬

‏‫ببخشید، تقصیر من بود.‬

‏‫درسته، از ۲۰۱۴؟‬

‏‫به به.‬ ‏‫سلام رفیق.‬

‏‫خانواده چطوره؟‬

‏‫ازدواج کردی؟ بچه‌دار شدی؟‬ ‏‫این کارا که به من نمی‌خوره.‬

‏‫کی رفتی توی ارتش؟‬

‏‫از زمان حمله تمام‌عیار.‬

‏‫دارن منتقل می‌کننت به شرکت ما؟‬

‏‫نه، دنبال برادرمم.‬

‏‫اسم رمز «ویند»ـه.‬

‏‫صبر کن، ویند برادر توئه؟‬

‏‫آره، فامیلتونم یکیه.‬

‏‫ولی اون چیزی در مورد تو به ما نگفت.‬

‏‫نگفت؟‬

‏‫خیلی شبیه خودشه.‬

‏‫اون به من نگفت توی کدوم شرکت عضو شده.‬

‏‫ببین...‬

‏‫متاسفم، ولی فکر نمی‌کنم اون...‬ ‏‫اون زنده‌ست.‬

‏‫می‌دونم زنده‌ست.‬ ‏‫پیداش می‌کنم و حسابی از خجالتش درمیام.‬

‏‫پس می‌تونی متاسف باشی. برای خجالت کشیدنش.‬

‏‫فهمیدم. پس بریم.‬

‏‫اجازه ورود می‌خوام؟‬ ‏‫بله جناب.‬

‏‫مارا.‬

‏‫نمی‌دونم دیگه چه انتظاری داری بشنوی.‬

‏‫برادرت به همراه دو سرباز دیگه جلو رفتن‬

‏‫نزدیک سد سابق...‬ ‏‫وظیفه‌شون چی بود؟‬

‏‫اطلاعات‌گیری.‬

‏‫از پهپاد، یه گروه کاتساپ رو دیدن.‬

‏‫این گروه خیلی دقیق یه بمب کار گذاشتن،‬

‏‫بعد منفجرش کردن...‬

‏‫و از شکافی که ایجاد شد رد شدن.‬

‏‫ویند تصمیم گرفت بفهمه دلیل اصلی حضورشون اونجا چیه.‬

‏‫واضحه. مختصات چیه؟‬

‏‫چهار روزه ارتباط رادیویی قطع شده.‬

‏‫می‌دونم شما دی.آی.یوها خفنین، ولی...‬

‏‫تنهایی برگشتن اونجا...‬

‏‫مأموریت انتحاری احمقانه‌ست.‬ ‏‫من حاضرم ریسک کنم.‬

‏‫فرمانده، می‌تونم یه لحظه باهاتون حرف بزنم؟‬

‏‫من از زمان مدرسه می‌شناسمش.‬ ‏‫خب؟‬

‏‫حتی اون موقع هم اون می‌تونست...‬

‏‫نمی‌دونم چطور بگم...‬

‏‫- چیزایی رو بدونه.‬ ‏‫- چی؟‬

‏‫داری میگی اون یه آدم روحه‬

‏‫- یا یه جادوگر کوهست؟‬ ‏‫- جدی میگم. اگه بگه وین زنده‌ست،‬

‏‫حرفشو باور می‌کنم. حاضرم باهاش برم‬

‏‫- تو واقعاً به این مزخرفات اعتقاد داری؟‬ ‏‫- نه، ولی حرف اون رو باور دارم.‬

‏‫من مختصات و راه خروج رو‬

‏‫همراهیتون می‌کنن.‬

‏‫ما یه داوطلب داریم.‬

‏‫- لازم نیست.‬ ‏‫- اونا رفقای من هم هستن.‬

‏‫علاوه بر این، می‌خوام کمک کنم.‬

‏‫- من مانک و واکولا رو می‌برم.‬ ‏‫- باشه.‬

‏‫آماده بشید. طلوع حرکت می‌کنید.‬

‏‫بریم.‬

‏‫این بزرگه.‬

‏‫حتماً تا اینجا رسیدن.‬

‏‫- اون چیه؟‬ ‏‫- یه ورودی.‬

‏‫- واسه چی؟‬ ‏‫- جهنم، فکر کنم.‬

‏‫واسه ما زیادی زوده، نه؟‬

‏‫از این ترسناک‌تر نمی‌شه.‬

‏‫لعنتی!‬

‏‫اوکی.‬

‏‫اوکی، بریم جلو.‬

‏‫یه کلاه قدیمی ارتشی هست.‬

‏‫شبیه یه سنگر شوروی می‌مونه.‬

‏‫شاید پوتلر اینجا قایم شده،‬ ‏‫نه البا.‬

‏‫- منظورت والدایـه؟‬ ‏‫- کی اهمیت میده؟‬

‏‫پایگاه کاخوفکا‬

‏‫اینجا جای ردپای جدیده.‬

‏‫از اونجا شلیک شده.‬

‏‫اون گروه قطعاً باختن.‬

‏‫زخمی شدن با گلوله. اینا انگار‬ ‏‫چند روزیه مردن.‬

‏‫و یه گروه که زنده موندن رفتن تو.‬

‏‫- هیچکی برنگشت.‬ ‏‫- حواستون رو جمع کنید. مانک برو جلو.‬

‏‫این یکی رو تلف کردن.‬

‏‫چه باکلاس.‬

‏‫چه کار خوبی کرده.‬

‏‫آدم عوضی.‬

‏‫طبقه ۱‬

‏‫برو اونجا.‬

‏‫- امنه. حرکت کن.‬ ‏‫- داریم میریم.‬

‏‫- امنه.‬ ‏‫- حرکت کن.‬

‏‫بن‌بست شد. حرکت کن.‬

‏‫صدای وزوز میاد؟‬

‏‫این چیه؟‬

‏‫- ژنراتوره.‬ ‏‫- هنوز کار می‌کنه؟‬

‏‫تجهیزات ساخت شوروی.‬

‏‫دیگه از اینا نمی‌سازن.‬

‏‫چه کشوری رو به باد دادیم.‬

‏‫- و خداروشکر که باد دادیم.‬ ‏‫- ولی هنوز کار می‌کنه.‬

‏‫اونایی که شروع کردن هنوز اینجان.‬

‏‫تکون بخور.‬

‏‫حاجی، رد شد.‬

‏‫رد شد.‬

‏‫خب، متأسفم.‬

‏‫از اون عوضی‌ها متنفرم.‬ ‏‫اونا اجداد منو توی هولودومور کشتن.‬

‏‫دستاتو بذار پشت سرت!‬

‏‫- چی گوهی بود این؟‬ ‏‫- شبیه یه آدم معمولیه.‬

‏‫هی رفیق...‬

‏‫حالت خوبه؟‬

‏‫صدامو می‌شنوی؟‬

‏‫بذارید از روم بره کنار!‬

‏‫حرومزاده! گازم گرفت!‬

‏‫- حالت خوبه؟‬ ‏‫- اون کوفتی چی بود؟‬

‏‫منظورم اینه که خیلی عجیب بود.‬

‏‫چه خبره لعنتی؟‬ ‏‫گردنش شکسته بود.‬

‏‫باید به سرش شلیک کنی.‬ ‏‫مثل فیلمای زامبی‌ها.‬

‏‫مطمئن نیستم زامبی باشه.‬

‏‫زامبی؟‬

‏‫داری جدی می‌گی؟‬

‏‫این دیوونه منو گاز گرفت.‬

‏‫شاید فقط متابولیسمش بد بوده.‬

‏‫به درک. من فیلم دیدم،‬ ‏‫می‌دونم بعد از گاز گرفتگی چی میشه.‬

‏‫بذار یه نگاه بندازم.‬

‏‫چی؟‬

‏‫- باید دستشو قطع کنیم.‬ ‏‫- چی؟‬

‏‫- کلاً؟‬ ‏‫- دلتا، من اکو یکم، چک کن.‬

‏‫شوخی کردم.‬

‏‫یه باند می‌بندم بهش.‬ ‏‫زنده می‌مونی، سینه‌فیل.‬

‏‫اصلاً خنده‌دار نبود.‬

‏‫دلتا یک، دریافت شد.‬

‏‫- باید بریم.‬ ‏‫- کجا بریم؟‬

‏‫اگه از اینا بیشتر باشن چی؟‬ ‏‫باید از اینجا بریم بیرون.‬

‏‫- چسب نواری.‬ ‏‫- بچه‌های ما اینجان.‬

‏‫- حتماً تا حالا خورده شدن.‬ ‏‫- نه.‬

‏‫از کجا می‌دونی؟‬

‏‫من کمک تو رو نخواستم.‬

‏‫اون کمک نخواست.‬

‏‫- آروم باشیم و تصمیم بگیریم.‬ ‏‫- چیزی برای تصمیم‌گیری نیست.‬

‏‫یه پناهگاه پر از زامبی.‬ ‏‫این خودکشیه.‬

‏‫صدای تق‌تق می‌شنوی؟‬

‏‫خب که چی؟‬

‏‫کد مورس هست.‬

‏‫- من بلد نیستم.‬ ‏‫- من بلدم.‬

‏‫سیگنال درخواست کمکه (اس.او.اس).‬

‏‫واضحه که از یه آدمه، نه زامبی.‬

‏‫مانک، من گاز گرفته شدم،‬ ‏‫منم ممکنه تبدیل بشم.‬

‏‫واکولا، حالت خوبه. باشه؟‬

‏‫وقتی برگشتیم بهت واکسن هاری می‌زنم.‬

‏‫- باشه؟‬ ‏‫- باشه.‬

The Dam subtitles in other languages

التعليقات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left