The Paradine Case

The Paradine Case

تنزيل الترجمة Farsi Persian

معلومات الإصدار

The Paradine Case (1947) 720p, 1080p BluRay
تعليق من payampop
برای نسخه بلوری تنظیم کردم

الوسوم

BluRay
720p
720
1080
نشرت في: 2017-07-02
تنزيلات: 75
ضعاف السمع: No

معاينة ترجمة Farsi Persian

أول 200 سطر.

تهيه و ترجمه ماهان ح

شام تا 15 دقيقه ديگه آماده مي شه - ممنون ليکين -

بازرس آمبروز اينجا هستند خانم

بهشون راه رو نشون بده تشريف بياورند - چشم خانم -

عصر بخير بازرس - عصر بخير خانم پاراداين -

ايشون گروهبان ليگوت هستند

حال شما چطوره؟ - حال شما چطوره؟ -

بايد بگم که از ديدن مجدد شما تا حدي متعجب شدم بازرس

نمي تونم تصور کنم که چيز ديگه اي هم باشه که از من بخواهيد

ميدونم خانم پاراداين من مي دونم که شما درحين

اما اومدم اينجا تا بازداشتتون کنم

اين باورنکردنيه

معذرت مي خوام

پس مي خواهيد که با شما بيام؟ - بله -

پس بايد بهشون بگم که شام برايم نياورند

ميشه شما زنگ بزنيد؟ زنگ اونجا نزديک عکسه

شما از نقاشي خوشتون مياد؟

من يک يا دو هفته قبل از اينکه او فوت کنه

اين نقاشي رو تموم شد

من فکر مي کنم که نقاش نگاه مرد کور رو

کاملا حيرت انگيز به تصوير کشيده

خانم پاراداين من بايد چند جمله رو بصورت رسمي عنوان کنم

ليکين از هلن خواهش کن تا کت مشکي و کيف دستي من بياره

من فکر مي کنم که اگه نياز به لباس ديگه اي هم داشتم مي تونن برام بيارنش؟

البته خانم

خب؟ - من حکم دستگيري شما را دارم -

بايد به شما بگم که شما نيازي به گفتن چيزي نداريد

چون هر چيزي که گفته بشه برعيله شما بعنوان مدرک مي تونه مورد استفاده قرار بگيره

حکم اتهام شما در تاريخ 6 مه 1946

بايد اجرا بشه

که متهم به استفاده از سم براي آقاي پاتريک پاراداين بوده ايد و اونو کشته ايد

ليکين من احتمالا امروز عصر برنمي گردم

بسيار خوب خانم

به آشپز بگو که بابت شام متاسفم - بله خانم -

عصر بخير - عصر بخير -

بله من اين حوالي رو خوب بلدم

ولي خيلي مشکله که به اونجا بريم

با ماشين نمي تونيد بريد - همينجا قربان -

اميدوارم منو بابت تاخيرم ببخشيد-

داشتم لباسمو براي شام مي پوشيدم که شما زنگ زديد

من اونو در حوله حمام آوردم - ايشون بازرس آمبروز هستند -

آقاي سيمون وکيل خانوادگي ما

بله ما از دوستان قديمي هستيم حال شما چطوره بازرس؟

خيلي ممنون آقاي سيمون. ما کمتر شما رو اينجا ديده ايم

شما بايد عذر خواهي يک پيرمرد رو قبول کنيد

من خيلي به اين محل تمايلي ندارم

ما شما رو در اسرع وقت خارج مي کنيم خانم پاراداين در اسرع وقت

وقتي که حاضر شديد ما اتهام رسمي رو قرائت مي کنيم

مي خواهيد بريم به اتاق ديگه؟ - لازم نيست -

فقط به من چند دقيقه در همين جا وقت بدهيد

حالا بذاريد که وقتمون را با کلمات بيهوده تلف نکنيم

من مي دونم که پليس مرتکب يک اشتباه وحشتناک شده

اما ما نبايد مايوس بشيم

تو که مايوس نيستي، هستي؟ - نه آقاي سيمون -

بذار ببينم اونها اتهام رو مي خوانند

و ازت مي خواهند که اگه چيزي براي گفتن داري بگي

بهتره که بگي نه به همين سادگي فقط بگو نه-

فهميدي؟ بسيار خوب

مادلنا پاراداين

اتهام شما اينه که در تاريخ 6 مه 1946

دست به قتل آقاي ريچارد پاتريک ايروينگ پاراداين زده ايد

حرفي براي گفتن داريد؟

حرفي براي گفتن ندارم - اين تمام کاري بود که مي توانيم انجام بديم -

من به پيشخدمتت مي گم که چيزهايي که لازم داري رو برات بياره

به تو براي چند چيز اجازه داده مي شه - کي از من دفاع مي کنه؟ شما؟

در محاکمه؟ البته که نه

من يک رييس شناخته شده رو بهت معرفي مي کنم

شما آقاي آنتوني کين رو مش ناسيد؟ - اسمشو شنيده ام -

او در اينجور کارها عاليه

بسيار صميمي و زيرکه اما ژوري اونو دوست داره همونقدر که من دوستش دارم-

برات مشکل نيست که اونو بياري؟ بذار تا ببينيم -

الان روي يک موردي در لينکلن کار مي کنه

من مي رم پايين و باهاش صحبت مي کنم ازش خوشت خواهد اومد

اصلا مهم نيست که اون از من خوشش بياد. اينطور نيست؟

مطمئنم که خوشش مياد شب بخير

شب بخير

شب بخير

ميشه لطفا از اين طرف بيايد؟

روي اون فکر کن کين - حتما سيمي روي اون فکر مي کنم

عصر بخير بيکر - عصر بخير قربان -

توني؟ - بله عزيزم -

مي دونستم که با خودت چتر يا باراني نبرده اي اه عزيزم

توني اينجوري خيس ميشي بيکر ميشه برامون کوکتل بياري بالا ؟

تو بايد ازم مي پرسيدي که برنده شدم يا نه؟ - تو هميشه برنده ميشي -

حتي اگه خشک هم به خونه نيايي

ماشين سيمي... نشتي داره

بيا و يک دوش گرم بگير

نوشيدنيت رو قوي درست مي کنم

سيمي ازم خواست تا يک پرونده رو بگيرم - جدي؟ -

خانم پاراداين

من نمي تونم باور کنم که اون انجام داده باشه - ميشه بگي چرا؟ -

بعنوان وکيلش من مي تونستم از کوچکترين مدرکي استفاده کنم

انسانهاي زيبا بقيه انسانهاي زيبا را نمي کشند

پس فکر مي کني زيبا هم هست؟

عکسش که قشنگ بود

اگه اينطور بودنبايد با يک مرد فقير و نابينا ازدواج مي کرد

بفرماييد

خيلي خوب شده - خوبه -

پس افراد زيبا شوهرشونو نمي کشند؟

من فرض مي کنم که بستگي به شرايط داره

من متعجبم که چطور 11 سال با بزرگترين رئاليست در کشور

نتونستم توهمات زيباي تو در مورد افراد زيبا تغيير بدهم

خوشحالم که از اينجا داري دفاع مي کني

چرا؟ - موهات خيسه من برات خشک مي کنم -

نه اينقدر سفت نکن - اين خيلي قشنگه که با کسي ازدواج کني که بتونه به ديگران کمک کنه -

و حتي زندگي اونها رو هم نجات بده

اما تو عوض شدي. 11 سال پيش اين مورد پاراداين رو نمي گرفتي

اينطور نيست من هيچوقت يک دستمزد بالا رو رد نمي کردم نه قبلا نه الان

تو اين کار رو گرفتي اما تنها بعد از اينکه به ريش افراد پير خنديدي

من کاملا نظرات گمشده ام رو به ياد مي آورم

من اولين بار رو که بهم زنگ زدي به ياد ميارم

همراه با دو بليت بازي. يادته؟

يادت رفته بود که لباس مناسب بپوشي به همين خاطر ظاهرت خيلي وحشتناک شده بود

پنج سال زمان برد تا بابت اون شب ببخشمت

پانزده سال زمان برد تا کامل کني اون ظاهر من رو

تو الان به اندازه کافي خشک شدي بهتره لباس بپوشي

من واقعا عاقل به نظر نميام؟ - مي دونم که نيستي -

اگه وانمود نمي کردم نمي تونستم با همچين مرد با استعدادي زندگي کنم

من اين نوع صحبت رو تنها در ژوري انجام مي دهم

حالا نتيجه هم ميده؟ - بيا اينجا -

نه راننده داره مياد - بيا اينجا -

نه توني

اون زن قوي همراه با يک آرامش رازآلوده

چطوريد آقاي سيمون؟ - اينهم اون مرد بزرگ خانم پاراداين -

برادرزاده ام رو معرفي ميکنم آقاي کين

حال شما چطوره؟ - حال شما چطوره خانم پاراداين؟ -

ممکنه که تو دلشو داشته باشي اما در طرف ديگه خودمون تفنگدار سلطنتي داريم

از من دفاع مي کني؟ - تفنگداران سلطنتي دنبال مشکل مي گردند -

يک زد و خورد کوتاه خواهيم داشت و بعدش شما ناهار رو در ساوي خواهيد خورد

واقعا؟ من راجع به ساووي فکر نکرده بودم

من مي دونم به فکر چي بودي - واقعا؟ -

بله. افکار تيره مثل مرگ وقتي به سراغ آدم ميايند نيش تو کجاست؟

مقبره .... پيروزي کجاست؟ - من هميشه به اين چيزها گوش مي دادم

که بهم مي گفت تو با يک مرد بيچاره کور فقط بخاطر پولش ازدواج کردي

و بعد هم بخاطر پول اونو کشتي و از ديکي چه خواهند گفت؟

اونو احمق کرده بود بخاطر عشق به من

ما جواب اين سوالات را داريم

تو اونو دوست داشتي و او هم به تو نياز داشت

مي دونستي که؟ - آيا تو چشمان او نبودي؟ -

البته مجبور بودم که باشم

مجبور بوديد خانم پاراداين؟ مجبور بوديد؟

بايد حواستون به حرفهاتون باشه

منظورشون اينه که خدمت داوطلبانه بوده

تو تمام زندگيتو وقف او کردي... آزادانه و با خوشحالي

بله منظورتون رو مي فهمم

اين کار قرباني کردن خودت بود

قرباني کردن شديد خودت

بله بهتره که از اين ديد به قضيه نگاه بشه

اما چيز جالبي هم هست که نميشه درک کرد خانم پارادين

نميشه قرباني کردن شما رو درک کرد

اون هيچوقت شما رو نديد

او هيچوقت نتونست شما رو ببينه - بله کاملا درسته ، کاملا درسته -

مطمئن نيستم که آيا آقاي کين شما رو بعنوان شاهد قرار بده. اگه اينطور باشه

در حال حاضر به اين مشکل کاري نداريم خانم پارادين

کي مي تونم مجددا شما رو ببينم؟

به محض اينکه از جزييات باخبر بشم

عميقا از شما تشکر مي کنم - بعد از ظهر شما بخير -

ممنون از اينکه اونو آوردي

تا دفعه بعد

بريم کين

فکر مي کني توني جذب اون شده بود؟

بذار تا سريعا نتيجه گيري نکنيم

بسيار خوب ، به من نگو توني ممکنه که يک وکيل خوب باشه

اما اون عاشق هر چيز نمايشي هم ميشه

واقعا مي خواهي اين پاپيون رو ببندي؟

جسارت اين جوانها امروزه خيلي آدم رو مي ترسونه

اگه فقط يک چيز باشه که من نتونم در مقابلش تحمل کنم - مي دونم چيه . اون جسارت کردنه -

توني نمايش بزرگ ديگه اي رو خواهد داشت

تلاش براي کمک کردن به خانم زيباي درمانده شده است

حالا بايد ديد که چطور بايد خوش مزگي کنه

اگه اين مورد قبل از هاوفيلد بود بهتر بود که نمايشي رو هم اجرا نمي کرد

يا اينکه بايد مودب و موقر يک گوشه مي نشست خيلي دير کرديم

هاوفيلد اونو بسمت سوفيا مي کشونه

اجازه بده تا حتي يک کلمه هم از خاطرات اونو از ياد نبريم

اگر من حتي يک کلمه بيشتر زماني که در دوکسويل با زنان مختلف بود رو به ياد بياورم

بويژه اون دختر پير که اسمش ليدي ميلسنت بود

ما دوران قشنگي در کنار هم بوديم دوکسويل در ايام جواني

من مشوق اون شده بودم تا در سن 17 سالگي شنا کنه

من اونو تماشا مي کردم و افکار ناراحت کننده اي در مورد از بين رفتن زيبايي در سنين بالا داشتم

من ديوونه شدم... مگه هسته آلو قورت دادي؟

نه تامي من خوبم من فقط منظورم اين بود که

منظورم اينه که فکر کردم شايد

آقايون زياد طول نکشه مي دونم خيلي منسوخ شده که

اما اينجوري دوست داره - او نمي گذاره که ما به مدت زياد فاصله بگيريم -

اگه صحبتتون به جاهاي جالبش رسيد منو خبر کن

مي بينم فراموش نکردي که گوشم کر شده

کين آنقدر مشاور خيلي خوبيه که هيچ چيز رو فراموش نمي کنه

گاهي من تعجب مي کنم که شما چقدر خوب هستيد

خيلي خوب يا خيلي خوش شانس - بسه بسه ديگه تعارف الکي نکن -

افراد بهتر از تو زياد نيستند - شايد اما من خودم رو قانونمند مي شناسم -

تو عادت کردي که با احساس با ژوري طرف بشي

من بايد اقرار کنم که فکر نمي کنم اين کار مناسب باشه

بسه بسه... کين آدم احساساتي نيست

من دوست ندارم در وسط يک اهانت حرفمو قطع کنند سيگار ميخواهي؟

تو درک مي کني که من فقط دارم تو رو علاقمند مي کنم

شما سيگار مي خواهيد؟ - نه ممنون -

عزيزم ،تامي نظر مساعدي روي شوهرتون داره

حداقل من اينطور فکر مي کنم

شوهرتون باهوشه، اينطور نيست؟ - بله -

اينطور فکر مي کنم - منم همينطور. مطمئن نيستم خوشم بياد که -

More Farsi Persian subtitles for The Paradine Case

التعليقات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left