Prvních 200 řádků.
سیر تا پیاز سینمای جهان رو با ما ببین! تلگرام، توییتر، اینستاگرام: Bamabinofficial@
.این، داستان یه شکارچی و شکارشه
،داستان یک شیر جنگل
.و یک پرندهی شکاری که در آسمان پرواز میکنه
.بچهها، لاله کیران اینجاست
.لطفا در تالار روی صندلیها بشینین
.اون شیره
.حاکم جنگل .کسی که قدرت داره
هیچ وقت فکرش رو نمیکرد .به دست یه پرنده کوچیک کشته میشه
.اون رو اوجه
و چون رو اوجه، نمیتونه ببینه .زیر پاش چه خبره
کسی رو تصور کنین که داره کاری رو .انجام میده که میخواد از چشم مردم مخفی بمونه
.برای ما، این میشه اخبار
.ما این خبر رو میگیریم و گزارشش میکنیم
اهمیتی نداره کدوم جناح اون اطلاعات رو .در اختیار داره یا کی ممکنه بابتش ناراحت شه
ما به عنوان خبرنگار، خودمون رو .بابت هیچ کدوم از این مسائل ناراحت نمیکنیم
ولی در آخر، مهمترین چیزی که ...باید به یاد داشته باشیم
کسی میدونه چیه؟
.انگار یهکم خجالتی هستین .اشکالی نداره. خودم میگم
نکته مهم اینه که .اطلاعاتتون واقعیت داشته باشه
.اغلب اوقات یه واقعیت وجود داره
،نمیتونیم به اعتقادات مخاطب اهمیت بدیم .بشنویم، یا بخوایم ببینیمشون
.این کار، اجرای نمایش نیست
.اخبار باید واقعیت داشته باشن
.بله، الان تموم کردن
.غیرممکنه
.ترافیک الان شدیده
.پس گریم رو انجام نمیدیم
.باشه، پس ورودی هم رو میبینیم
باز بگین؟
.البته. مثل همیشه عالی بود
.خیلی خب، خداحافظ
.میرم دستشویی - .دم در منتظر میمونم -
.تا کسی مزاحمت نشه - .ممنون -
اشغاله. میشه پنج دقیقه صبر کنین؟
.فقط پنج دقیقه
.من باردارم. فکر نکنم بتونم صبر کنم
.شرمنده. پس برین
خانم کیران؟
.سلام
لاله، من از اول حرفهتون .دنبالتون میکردم
از یازده سالگی تماشاتون میکردم .و تصمیم گرفتم خبرنگار بشم
وقتی هجده سالم شد، کل پولم رو .پسانداز کردم تا یه دامن اداری مثل مال شما بخرم
،مامانم بهم گفت احمق .میگفت برای پوشیدن همچین دامنی خیلی جوونم
ولی خیلی درس خوندم .تا وارد دانشکده خبرنگاری بشم
فقط میخواستم یه فرصت .برای آشنایی با شما نصیبم بشه
،باورم نمیشه آرزوم به واقعیت تبدیل شده .شما اینجایین
.این ممکنه شادترین روز عمرم باشه .من واقعا بزرگترین طرفدارتونم
.که اینطور
باید اهداف واقعگرایانهتری .برای خودت داشته باشی
،باید دنبال داستانهای خبری باشی .نه من
.عصر بخیر، خانمها و آقایون .باری دیگر، کلی بحث داریم
امروز از داخل و خارج کشور .کلی خبر مهم داریم
امشب، ما همهی این اخبار رو پوشش میدیم .و با مهمانانمون به صورت زنده حرف میزنیم
...ما اینجاییم تا اخباری که شما میخواین رو
.با بیشترین جزئیات در اختیارتون بذاریم
.من لاله کیران هستم
.و این، برنامه آن سو هست
بدون سوگیری- مدرن- قابل اطمینان] [موثر- سر وقت- دقیق
.سلام. برای موقعیت کارآموزی اومدم
.اسمم آسلی تونا هست
.بذارین اسمتون رو توی لیست ببینم
.اسمتون رو نمیبینم .همه از قبل اومدن. داخلن
.محاله. جنید بهم گفت بیام
«.گفتش، «منتظرت میمونن .بفرمایین. پیامش رو نشون میدم
اگه میخواین، می تونم بهش زنگ بزنم .و بگم از لاله کیران بپرسه
.مشکلی نیست. بفرمایین
.حتما. فردا این خبر رو میدیم
مضطربی؟
.نه زیاد
.خانوادهی من و کنان همسایهن
.با هم میریم تعطیلات
،به بابام گفت «.دوست داریم گولیز با ما باشه»
.به خاطر همین اومدم .ببینیم چی میشه
.خیلی بابتش مطمئن نیستم
.شنیدم اینجا کار کردن عالیه .کلی انرژی داره
.و من با توصیهی جونید اومدم
شما دوتا دیوونهاین؟ .آخه اینجا مثل رئال مادریده
.فقط کارآموز اینجا بودن خودش خیلی حرفه .رزومهات قشنگ همه چیز تموم میشه
،اگه از کارآموزی جون سالم به در بردی .به صورت تمام وقت استخدامت میکنن
.هیچی بعد از اون جلودارت نیست
.مخصوصا اگه کسی کنترلت کنه
کسی کنترل نمیکنه، خب؟ .این فقط یه مصاحبه کاریه
.هر دو طرف، هم رو ارزشیابی میکنن
.ما اونا رو ارزشیابی میکنیم .اونا هم ما رو
.خب، این موگه است که تصمیم میگیره
.اینا فقط دستیارن - .فکر نکنم به جوونا اهمیت بدن -
کسی که الان رفت داخل، بهش گفتن .نمیتونه یه لحظه هم خودش رو از گوشیش جدا کنه
،خب به هر حال
.یهکم دیگه میبینمتون موگه میخواد برم باهاش سلام و احوالپرسی کنم
.ممنون که نکات رو بهم گوشزد کردین
یعنی چی؟ واقعا موگه رو میشناسی؟
موگه؟
...بله، خودمم. و شما - .آسلی هستم -
.اون روز توی ساکلی هم رو دیدیم .درباره فستیوال فیلم برلین حرف زدیم
معلوم شد جفتمون سال ۲۰۱۸ .اونجا بودیم
،وقتی حرف زدیم، دیر وقت بود .پس منطقیه اگه یادتون نباشه
.نه، مطمئنم حق با توئه .فقط سرم شلوغه
.و تو رو یادم نیومد - این چیه؟ -
.یه مقاله برای ویراستاری - چطوره من براتون انجامش بدم؟ -
.الان مصاحبهم رو تموم کردم .از این به بعد کارآموز جدیدتون میشم
جدی؟
.باشه، موفق باشی
.خیلی ممنون - .اولین کارت از طرف منه -
ببخشید. گمونم .یه سوءتفاهم پیش اومده
موگه بهم گفت این مقاله رو .برای ویراستاری ببرم
ببخشید، شما کی هستین؟
.من کارآموز جدیدم
.موگه من رو گذاشت سر کار
سردبیر گذاشت؟
.این جنگ بین یه شیر و پرنده است
...جنگی بین تکبر
.و جاه طلبی کورکورانه
،یک سمت، قدرتش رو از شهرت میگیره
اون یکی سمت، قدرتش رو از .نامرئی بودنش میگیره
.پرنده به عادلانه جنگیدن اهمیتی نمیده
.برای بردن، باید از دوز و کلک استفاده کنه
این تنها راهیه که یه پرنده کوچولو .میتونه یه شیر رو شکست بده
.پرنده به اخلاقیات اهمیتی نمیده
.هر راهی رو امتحان میکنه
.هر کاری میکنه
چون یه جنگ رو نمیشه .از طریق درستکاری برنده شد
کسی که بیشتر برد رو بخواد .برنده میشه
.و شیر، بیخبره
داری چیکار میکنی؟
.تمومش کن
.ای خدا
چطوری؟ - .خوبم
.امشب توی هپروتم
متوجه نشدی؟
موقع مصاحبه پروفسور؟ - .ای وای. متوجهش شدی -
.نه، نشدم. راست میگم
کنان چیزی گفت؟ - .نه -
.پس مشکلی نیست
دخترا خوابن؟
.ملیسا خوابه .ولی میلا هنوز نمیخوابه
.میرم باهاش حرف بزنم
بگو روزت چطور بود؟
واقعا الان باید فرانسوی حرف بزنم؟
.اگه تمرین نکنی، یادت میره، عزیزم
!یالا .بیا درباره یه چیزی حرف بزنیم
فکر نکنم مجبور باشیم همیشه .از خودمون زیاد کار بکشیم
.خیلی خب .گمونم بشه امشب رو استراحت کرد
.کنان زنگ زد
.گفت دیگه نباید گفتگوها رو انجام بدی .باعث میشه حواست پرت شه
.اخ. گمونم فهمید
!سر به سرم نذار
.میبینم استخر رو باز کردین - .آره -
.دخترا هیجانزده بودن
.باید بری یه آبی به بدن بزنی .به نظرم برات خوبه. برو
.خیلی خستهم
میشه من رو نگه داری؟
.صبح به خیر. ساعت هفته
،شاید الان خلوت باشه .ولی نذارین این خلوتی گولتون بزنه
،تا چند دقیقه دیگه .اونقدر کار میریزه سرتون که وقت سر خاروندن ندارین
.ساعت هشت، لاله خلاصه اخبار رو میخونه
.حتما توی این جلسه حواستون جمع باشه
،اصلا سر به هوا بازی در نیارین
.یا نظرای نصفه و نیمه ندین ...همینطور نظرات غیرضروری رو
.اصلا تحمل نمیکنن
.این راهروها درازن .پس وقتتون رو با گشتن بین دفترها تلف نکنید
.برای مثال، این راهرو، ۳۳ متره .شما نمیتونین ۳۳ متر تلف کنید
برای همین باید یاد بگیرین .موقع راه رفتن، بخونین
.سردبیر، موگه تورکمنه
،داستانها از زیر دست اون رد میشن و اونم داستانها رو به کنان میده. فهمیدین؟
.کنان
.اون تهیه کننده برنامه است
اون از شروع حرفهشون .با موگه و لاله بوده
.کنان همه چیز رو میبینه .ولی وظیفهتون اینه که جلوی چشمش نباشین
،چون اگه شما رو ببینه .به این معنیه که تو دردسر افتادین
.و لاله کیران
.اصلا پاتون رو توی این دفتر نذارین
،حتی اگه یکی روتون بنزین بریزه ،آتیشتون بزنه
.و تنها راه نجاتتون، رفتن توی این دفتر باشه
نرین داخلش. فهمیدین؟ - .باشه -
لاله از چی خوشش میاد؟
توی طول روز چیکار میکنه؟ میشه دربارهش بهمون بگی؟
.میتونم سه دقیقه بیشتر براتون وقت بذارم
.امروز، روز خوبیه، برای همین میگم
.زندگیش خیلی خوب سازماندهی شده
.هر روز دقیقا سر یه ساعت میاد
.اول، خلاصه اخبار رو میگیره
همه چیز رو میدونه، به معنای واقعی .همه چیز رو قبل پخش میدونه
،از نشستن خوشش نمیاد .و جلسه اخبارش خیلی سریع تموم میشن
.بیاین سمتش نریم .زیادی ریسک داره
.اون و کنان همدیگه رو میفهمن
.اصلا برای فهمیدن هم لازم نیست حرف بزنن
.ساعت شادی
.منظورم نوشیدنی خوردن نیست
از ساعت ۴ تا ۶، لاله بچههاش رو .از مدرسه برمیداره
،این زمان خصوصیشه .اصلا نمیشه توی این زمان بهش دسترسی پیدا کرد
.برای همین بهش میگیم ساعت شادی
،چون حتی اگه دنیا در حال سوختن باشه ،نمیشه بهش دسترسی پیدا کرد
برای همین هیچ کاری .برای انجام دادن نداریم
.ملیسا. بدش بهم، عزیزم. زود باش
.خلاصه بگم، لاله کیران سختکوشه
.هیچکس مثل اون نیست
من مدت زیادیه براش کار میکنم .و اون فوقالعاده است
.هر روز، بیشتر از قبل تحسینش میکنم
.اون گله
No comments yet. Be the first to leave one.