Prvních 75 řádků.
سلام رفقا، من و دافی داریم دنبال
معبد گمشده میمون پرنده میگردیم.
قراره گنج رو با خودمون ببریم خونه!
ثروت و شهرت!
و قراره جریمه هایی که شدیم رو هم پرداخت کنیم
و یکی دیگه، و یکی دیگه و یکی دیگه
خب، چقدر دیگه مونده؟
فقط باید این مسیر رو
تا این ضربدر اینجا ادامه بدیم
مسیرمون!
گم شدیم. حالا چیکار باید بکنیم؟
تو این جنگلا میمیریم
خودتو جمع و جور کن
رفتارت مسخره ست!
نمیخوام اینجا بمیرم
ما هیچوقت معبد رو پیدا نمیکنیم!
اوه، اونجاست
از نفرین میمون پرنده باخبر باشید!
نفرین میمون پرنده!
شاید باید بیخیال بشیم
دوست ندارم نفرین بشم!
نفرین چرت و پرته! این علمه که واقعیه!
چیزی به اسم نفرین وجود نداره
شما اول بفرمایید داخل.
هنوز که خبری از نفرین نیست
ولی نقشه گفته مواظب تله ها باشید
بنظر میرسه جاشون خیلی معلومه.
زمان خوبی رو برای استراحت کردن انتخاب نکردی
اوه، یک مشعل!
دافی!
یک کلید برق!
چیـ...
خیلی وقت بود دنبال این بودم
یکم کجه
از آشنایی باهات خوشحال شدم!
پورکی، ببین!
گنج معبد میمون پرنده!
قضیه پوست موزا چیه؟
و این مجله های ماهانه میمون پرنده
هرکی اینجا زندگی میکنه یک خوک واقعیه!
البته بهت برنخوره، رفیق
یک مار نیشم زد!
باید جای نیشش رو میک بزنی زهرش بیاد بیرون
زهرش رو بیارم بیرون؟
عجله کن! چشمام داره سیاهی میره
زهر داره میرسه به سرم
عجله کن!
کارم تمومه!
نجاتت میدم، دافی!
به میک زدن ادامه بده
میک بزن! میک بزن! با تمام وجود انجامش بده
خیلی خب، گنج رو گرفتم! بزن بریم
اون پای کیه؟
میمون پرنده!
به امید دیدار، میمون پرنده!
قیافه ت رو ببین
کاملا شبیه احمقا شدی!
قبل از اینکه نابودمون کنی، باید بگم که...
تو قشنگ ترین چشمایی رو داری
که تاحالا دیدم!
چه منقار قشنگی
دیگه از پر هات هم که نگم
واقعا زیبایی.
میدونی، یک چند وقته داریم باهم میگردیم
و برام سوال شده بود که...
ژاکت چرمیم رو میپوشی؟
همیشه ساقدوش عروس میشم هیچوقت عروس نمیشم
تو عروسی ها همیشه گریه میکنم
عاشقشم
ولی میدونی، فکر میکنم به تو
بیشتر میاد.
با این حلقه، شما را عروس و دوماد اعلام میکنم
موفق شدیم
بیا گنجمون رو ببینیم!
یک تخم طلا
No comments yet. Be the first to leave one.