Chicago P.D.

Chicago P.D.

Stáhnout Farsi Persian titulky

Série 13

Informace o verzi

Chicago PD S13E03 1080p WEB h264-GRACE
Komentář od NESTED
🔥Mr. Rocky | T.me/NestedSub 🔥

Tagy

webdl
Zveřejněno: 2025-10-17
Stažení: 77
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

‫تقدیم به تمام پارسی‌زبانان

NESTED ‫با افتخار تقدیم می‌کند

‫کنری‌ویل، شیکاگوئه

‫ولی انگار یه جورایی ‫همزمانم نیست، میفهمی؟

‫تموم عمرم اینجا بوده...

‫هیچ جای دیگه‌ای جز این محله.

‫که وقتی بچه بودم ‫مثل یه شهر کوچیک بود.

‫بهترین خاطراتم اینجا شکل گرفت،

‫پس فکر کنم اینجا ‫بزرگترین جای دنیا بود.

‫همه‌چیز وقتی بچه‌ای ‫بزرگتر به نظر میاد.

‫ولی بعد بزرگ شدم،

‫و حالا اینجا برام ‫خیلی کوچیک و آشنا شده.

‫مردم چیزای آشنا رو دوست دارن

‫چون بهشون یاد گذشته‌شون رو میده.

‫حس راحتی بهشون میده.

‫ولی اگه این راحتی ‫بهت دروغ بگه چی؟

‫یا اگه...

‫خودت به خودت دروغ بگی چی؟

‫خب، حالا رسمی شد.

‫ریشه‌ها دارن تو لوله‌ها ‫رشد میکنن.

‫مک، میدونم چرا دستشوییت گرفته.

‫باید آخر هفته ‫لوله‌کش بیارم اینجا.

‫وگرنه این لوله میترکه.

‫هی، اوم... این تو نامه‌ها اومده.

‫آکادمی پارک فیرفیلد؟

‫این مدرسه خصوصی گرون ‫چطور آدرس ما رو گیر آورده؟

‫اوه، من... من بهشون دادم.

‫یه هفته پیش ‫با دفتر پذیرششون تماس گرفتم؟

‫واقعا؟ تو این کارو کردی؟

‫آره.

‫اوم، من... میخواستم بهت بگم.

‫- امیدوارم. ‫- اوم...

‫فقط اینه که

‫اونا نرخ قبولی ‫عالی برای دانشگاه دارن

‫و بیشتر از نصف دانش‌آموزاشون ‫سیاه‌پوستن.

‫این تو حومه‌ هست.

‫یعنی هر طرف یه ساعت رانندگیه.

‫ما همین الانشم به زور میرسونیمش

‫به برنامه‌هاش.

‫آره، میدونم.

‫ولی، میدونی، هنوز ‫زوده تو سال تحصیلی.

‫شاید وقت خوبی باشه ‫که محیطش رو عوض کنیم.

‫دوستاش چی؟

‫اون از مدرسه‌ اش خوشش میاد.

‫چرا باید چیزی که ‫درست کار میکنه رو عوض کنیم؟

‫این دیگه چه کوفتیه این‌ وقت صبح؟

‫کمی پیام داده که ‫یه عالمه ماشین تو خیابون والاسه.

‫باشه، بیسیم رو چک میکنم.

‫اطلاعات.

‫شنیدیم یه جنازه گیرتون اومده.

‫با قتل طرفیم یا چی؟

‫صاحبخونه‌ها بازنشسته‌ هستن.

‫آره، ویلسون‌ها رو می ‌شناسیم. ‫ما ته خیابون زندگی میکنیم.

‫45 دقیقه پیش، ویلسون‌ها ‫رفتن تو زیرزمین طوفانشون

‫که یه سری ابزار بردارن، ‫ولی به جاش یه جنازه پیدا کردن.

‫اوف، خانم ویلسون ‫خیلی عصبی به نظر میاد.

‫آره.

‫اونا چیزی دیدن؟ چقدر دیدن؟

‫زیاد نه. خیلی ترسیده بودن.

‫ولی ما کل محل رو گشتیم

‫و مطمئن شدیم قربانی یه دختره.

‫19، شاید 20 سالش باشه. ‫کارت شناسایی همراهش نیست.

‫شاهدایی بودن که ‫یکی رو در حال فرار دیده باشن؟

‫- نه. ‫- عالیه.

‫افسر، میتونم چراغ‌قوت رو قرض بگیرم؟

‫- بله. ‫- مرسی.

‫خون داریم.

‫و خط و خش.

‫وای خدایا.

‫این دختر ناتالی کینگ ‫از ته خیابون نیست؟

‫آره.

‫آره، ساشا.

‫ساشا کینگ.

‫ ‫قسمت سوم - کنری‌ویل

‫برگردان به پارسی ‫

‫اگه همه چیزی که بودیم ‫فقط گیر افتادن بود چی؟

‫گرفتار.

‫مثل مورچه‌ها،

‫گرفتار تو شیره،

‫که بدجوری دلمون بخواد فرار کنیم.

‫ولی هیچ‌وقت قرار نبود بریم.

‫همه‌چیز یه دروغ بود.

‫اون راحتی، همه اون ‫چیزای کوچیک آشنا...

‫فقط یه دروغ بود، ‫یه ترفند برای نزدیک نگه‌داشتنت.

‫اسمش ساشا کینگه. 19 سالشه.

‫اهل کنری‌ویله.

‫می‌شناسیش؟

‫زیاد نه.

‫مامانش رو می‌شناسیم. ‫محله کوچیکیه.

‫با مک تو یه مدرسه بود.

‫تو خیابون نرمال بزرگ شده.

‫هنوزم خونه بود.

‫باباش چند سال پیش ‫خودکشی کرد، درسته؟

‫- آره. ‫- مامانش بدجوری بهم ریخت.

‫یه کم با الکل درگیر شد.

‫علت مرگ خونریزی مغزیه

‫از ضربه شدید.

‫اون‌ور در خون زیادی ریخته.

‫آره، سعی کرده بود دربیاد.

‫آره، وقتی قفلش کردن ‫اینجا زنده بود.

‫زمان مرگ بین

‫ساعت 10 شب تا 1 صبح دیشب بوده.

‫- این‌جوری پیداش کردن؟ ‫- آره.

‫منظورم اینه، ‫هیچ لباسی تو صحنه نیست.

‫کلید نیست. گوشی، کیف پول نیست.

‫لباس زیرش یه کم پاره شده.

‫- ممکنه با یه تجاوز طرف باشیم. ‫- آره.

‫تازه با ویلسون‌ها حرف زدم.

‫صبح زود برگشتن خونه

‫بعد از اینکه شب رو ‫با پسرشون تو اوک پارک بودن.

‫داستانشون جور درمیاد. ‫اونا قاتل نیستن.

‫نه، هیچ‌وقت نبودن. ‫ویلسون‌ها آدمای خوبی هستن

‫باشه، تورس، ‫تو پرس‌وجو رو شروع کن،

‫دوربین‌های خیابونی رو چک کن، ‫ببین میتونی گوشی ساشا رو ردیابی کنی.

‫یه جدول زمانی کامل ‫از همه حرکتاش دیشب میخوام.

‫شماها برین به مامانش بگین ‫دخترش رو از دست داده.

‫خبرا زود پخش میشن.

‫آره. هی.

‫دنی. خوبی؟

‫سلام، ناتالی.

‫نیازی به خبر دادن تو نیست، آدام.

‫میدونم دخترم مُرده.

‫چرا یکی باید بخواد ‫به ساشا صدمه بزنه؟

‫میدونی کی این کارو کرده؟

‫نه، هنوز نه.

‫هنوز داریم اطلاعات جمع میکنیم،

‫ولی پیداشون میکنیم.

‫ناتالی.

‫اشکالی نداره اگه... ‫یه نگاهی این‌ور اون‌ور بندازم؟

‫آره.

‫می‌شه خصوصی حرف بزنیم؟ بیا.

‫شنیدی اون ضرب‌المثل رو، ‫«قناری تو معدن زغال‌سنگ»؟

‫دقیقا مثل اونه.

‫قناری‌ها رو میذاشتن تو معدن‌ها

‫تا به معدن‌چیا درباره ‫مسمومیت مونوکسید کربن هشدار بدن.

‫اول آواز خوندنشون قطع میشد...

‫بعد شروع میکردن به خفه شدن...

‫تا وقتی که ‫از روی میله‌شون می‌افتادن.

‫مُرده، همین‌جوری یهویی.

‫بدون هیچ هشداری.

‫فقط یه مرگ سریع و وحشتناک.

‫آخرین بار ساشا رو ‫دیروز صبح حدود ساعت 8 دیدم.

‫کسی رو می‌شناسی که ‫بخواد به ساشا صدمه بزنه؟

‫نه.

‫پسرای جدید تو زندگیش چی؟

‫نه. تا جایی که من میدونم، هیچ‌کس.

‫لیلی، درسته؟ دختر افسر والش.

‫آره.

‫حالت چطوره؟

‫دیدمت با ساشا که باهم میگشتین.

‫شما دوتا دوست بودین؟

‫آره. بهترین دوستا.

‫آخرین بار کی دیدیش؟

‫اوم...

‫چند روز پیش.

‫مدتی بود که ‫دیگه باهم نگشته بودیم.

‫- متاسفم. ‫- نه، اشکالی نداره.

‫از کلاس دوم ‫بهترین دوستای هم بودیم.

‫فقط...

‫اخیرا خیلی گرفتار شده بودیم.

‫اون خیلی برای کمپین کار میکرد.

‫باشه، برای کمپین کی کار میکرد؟

‫گرگ ویتمن. ‫برای فرمانداری کاندید شده.

‫اونجا مشکلی داشت؟ ‫کسی اذیتش میکرد؟

‫نه. همه اونجا دوستش داشتن.

‫ناتالی.

‫این دوست‌پسر ساشاست؟

‫نه، این برادرمه.

‫ساشا و تامی ‫یه وقتایی باهم میگشتن.

‫میدونی، یه جورایی باهم بودن.

‫عادی بود.

‫اخیرا باهم بودن؟

‫نمیدونم.

‫رابطشون یه وقتایی بود، یه وقتایی نبود.

‫- چیز مهمی نبود. ‫- مطمئنی.

‫میدونی رابطه‌شون چطور تموم شد؟

‫لیلی گفت رابطه ساشا

‫با برادرش خوب تموم شده، ‫ولی تامی والش، منظورم اینه،

‫این بچه داره یه کم خراب میشه.

‫سابقه‌ش حسابی پره.

‫24سالشه،

‫پسر فرانک والشه، پلیس بازنشسته.

‫دو تا سابقه داره، ‫یکی برای نگهداری با نیت توزیع.

‫یکی دیگه برای حمله ‫به یه زن که پرونده‌ش بسته شد

‫چون قربانی درست نبود.

‫یا شاید فرانک والش ‫کاری کرد که بسته بشه.

‫نه، نه. فرانک پلیس درستیه.

‫از قدیم می‌شناسمش.

‫تو آکادمی هوامو داشت. ‫آدم درستیه.

‫اون یه پدرم هست.

‫هی.

‫هنوز منتظر نتیجه دی‌ان‌ای

‫از نمونه دهانی و کیت تجاوزم.

‫زیرزمین یه کم طول میکشه. ‫دی‌ان‌ای غریبه زیاده.

‫ولی داده‌های برج مخابراتی

‫گوشی ساشا از دیشب رو داریم.

‫گوشیش ساعت 7 عصر خاموش شده.

‫داده‌های قدیمی نشون میده ‫گوشیش همیشه خاموش میشده،

‫پس چیز عجیبی نیست.

‫قبل از اینکه گوشیش خاموش بشه،

More Farsi Persian subtitles for Chicago P.D.

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left