Prvních 200 řádků.
اینجا شراب شما می آید.
لطفا از خودتون لذت ببرید
اگر به چیزی نیاز دارید، فقط به من اطلاع دهید.
شما ده سال در ارتش خدمت کرده اید.
دشمن را قطع کن، شکستن تشکیلات آنها
شایستگی های نظامی که به دست آورده اید
از مجموع همه ما بیشتر است!
همه اینها به لطف برادران است.
مو یان
مطمئنی میخوای ارتش رو ترک کنی؟
آره میخوام برگردم
و پیش خانواده ام بمانم
من با Ru مبارزه کرده ام سلسله برای سه روز متوالی
و شما فقط این را به من نشان می دهید؟
به جای آن «بریکینگ فرمشن» را بازی کنید!
من بلد نیستم برقصم
من به شما یاد می دهم!
"شکستن شکل گیری" تخصص من است
من خودم بهت یاد میدم! هاهاها!
خانم جوان! نترس
استاد سوم! استاد سوم!
خانم ژوان فقط برای رقص دعوت شده بود.
اون چیزی که فکر میکنی نیست...
دارم به چی فکر میکنم؟
منو برای کی میبری؟!
خانم جوان
آیا شما خجالتی هستید؟ جای تعجب نیست با افراد زیادی در اطراف
همه شما به من کمک کنید تا آنها را بدرقه کنم.
هی، تو اینجا بمون!
من هنوز رقص رو بهت یاد ندادم
"شکستن" مهمترین
چیز "شکستن" است.
برو
قوانین نظامی مزاحمت غیرنظامیان را ممنوع می کند.
اما این حرامزاده ها
بیش از حد متجاوز هستند!
من دیگر سرباز نیستم
این را به من بسپار
تو اول برو
برو بیرون!
بیرون!
ببخشید قربان!
ببخشید قربان!
ببخشید!
آه هه! هنوز یکی هست که
از مردن نمی ترسد، نه؟
برای چی اونجا ایستاده ای؟
کمکم کن
منتظر چی هستی؟
حمله کن! آه!
استاد از من دریغ کن من خودم یک مقام دولتی هستم.
برادر شوهرم
او لرد وانگ از اداره شهر یونگژو است!
قانون شکنی آگاهانه - بدتر از آن،
اکنون شما را به اردوگاه نظامی می فرستم.
شما تحت حکومت نظامی محاکمه
خواهید شد من اشتباه کردم!
متاسفم! آقا این چطوره:
حاضرم برای هر چیزی که
امروز شکستیم دوبرابر بپردازم!
مدیر.
آه، من اینجا هستم.
دستور چیه؟
ضرر را ارزیابی کنید.
ای استاد ثالث، دو برابر 50 سکه است.
به او پرداخت کنید!
باشه من پرداخت میکنم
آقا حتما پرداخت میکنم.
آقا اجازه
میدین اول بلند شم؟
اینجا
ممنون استاد سوم
آقا همین الان
من وسایلت را زدم
در اینجا مقداری پول برای جبران آن وجود دارد.
سپس من
همین الان ترک کن
برخیز! برخیز! همه بالا!
حرکت کن
عجله کن
عجله کن
استاد سوم لطفا مواظب خودتون باشید
ممنون استاد سوم با تشکر از قهرمان ما که ما را نجات داد.
قهرمان من
اسم من مو یان است.
شنیدم پسرت در
حکاکی خیلی خوبه؟
پسرم؟
کنده کاری عالی
تو کی هستی؟
بذار ببرمت یه جای سرگرم کننده
به پسرم دست نزن!
ببخشید
پدر! مادر!
من برگشتم!
پدر!
مادر!
تو کی هستی؟ من می خواهم به مسئول گزارش دهم.
گزارش؟
گزارش چی؟
پدرم و لرد جی دوستان قدیمی بودند.
لطفا اطلاع رسانی کنید.
همه می گویند که می خواهد لرد جی را ببیند.
چرا من شما را نمی شناسم؟
برو کنار
فوری است، لطفا اجازه دهید حضوری توضیح بدم...
تو چه لعنتی هستی تلاش برای انجام دادن، زن احمق؟
جرات داری به ما حمله کنی؟!
من به افسران حمله کردم. توسط قانون، من باید دستگیر شوم!
حالا می توانم لرد جی را ببینم، درست است؟
شما حتی نمی توانید یک دختر را شکست دهید.
چطور جرات میکنی به زنها نگاه تحقیرآمیزی کنی؟
بانوی جوان من مهارت های
استثنایی شما را دیده ام.
حتما سربازی بودی؟
پدرم سرباز بود.
دفاع شخصی را یاد گرفتم از سنین جوانی
می خواهی لرد جی را ببینی، درست است؟
رذل!
من 12 شهرستان را بررسی کردم و
فرنی که درست کردی شفاف ترین
چیزی است که تا به حال دیده ام!
تسکین کجاست غلات از استان؟
همه رو بلعید ای انگل ها؟!
پروردگارا!
به این روستاییان نگاه کنید که
از گرسنگی می میرند و یخ می زنند!
و شما بیشتر از آنها می گیرید؟!
نگهبانان!
او را به زندان ببرید من
شخصاً فساد او را بررسی خواهم کرد.
اگر می خواهید زندگی کنید، فرنی مناسب درست کنید!
برخیز!
اگر فرنی نمی تواند این
چاپستیک را صاف نگه دارد
با سرت!
باشه
براوو واقعا یک مقام عادل!
سپاسگزارم، پروردگار من!
یک مسئول خوب فرستاد تا ما را نجات دهد!
تو مرا چاپلوسی می کنی
نه اصلا.
ما را نجات بده
لرد جی
این خانم جوان دارد برای ارائه پرونده او بیا
لرد جی
پدر و مادرم
همه مرده اند
پدرت هست؟
مو دینگ فانگ.
شما مو یان، دختر آقای مو هستید؟
دقیقا چه اتفاقی افتاد؟
من مشکوکم
آنها به قتل رسیدند
وو لیانگ! به ته این موضوع برس!
یک تیم را به مو ببرید دهکده خانوادگی بلافاصله.
قاتل را پیدا کن!
بله، پروردگار من!
پروردگار من، مولان یک درخواست دیگر دارد.
فقط بگو
برادر کوچکتر من، مو هونگ، گم شده است.
لطفا کمکم کنید او را هم پیدا کنم.
مو یان
در صد مایلی قحطی وجود دارد
پناهندگان در همه جا
من به پدر و مادرت مشکوکم
توسط پناهندگان کشته شدند.
برادرت مو هونگ نیز در خطر جدی قرار دارد.
اما مطمئن باشید!
حتی اگر مجبور باشم زمین را زیر و رو کنم
من جواب درستی بهت میدم!
به لرد جی اعتماد کن
مو یان
اگر با هر مشکلی مواجه شدید
بلافاصله به عمو جی اطلاع دهید.
سپاسگزارم، پروردگار من!
آقا من دو تا تابوت نیاز دارم.
چوبی یا صنوبر.
من بهترین چیزی را که می توانم به دست بیاورم می خواهم
با این پول
مطمئن شوید که آنها تحویل داده شده اند به روستای خانواده مو
امروز
متوجه شدم.
سلام! خانم جوان! این پول جعلی است
پول جعلی؟
اینجا را نگاه کن
اخیراً این منطقه شاهد
انبوه سکه های تقلبی بوده است.
برخی از مردم آن را به خرید برنج، دیگران برای خرید پارچه.
این پول را از کجا آوردی؟
در اینجا مقداری پول
برای جبران آن وجود دارد.
هی قربان
بیا! بیا و ببین!
کسب و کار اخیرا چطور است؟
استاد سوم.
خیلی وقتا به من سر میزنی
فقط یک بار در ماه.
مالیات شما چطور؟
الان باید پرداخت بشه
No comments yet. Be the first to leave one.