Informace o verzi

★ ★ Man Who Sets The Table E28 ★ ★ Man in the Kitchen ★ ★
Komentář od Mehdi_Rain
➤➤➤Translator : Mehdi_Rain ➨ ➨ ➨ Telegram : @Mehdi_Rain

Tagy

TS
Zveřejněno: 2017-12-13
Stažení: 10
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

‫(قسمت بیست و هشتم)

‫صبح بخیر

‫ای وای؟ چی؟ چی؟

‫آروم باش. آروم باش، نونیم(خواهر) ‫تو کی هستی؟ ریلکس باش

‫یه لحظه صبر کن. یه لحظه صبر کن ‫چرا باید خواهرت باشم؟

‫من برادر ندارم

‫چرا باید خواهرت باشم؟

‫این...

‫نزدیکم نشو ‫همونجا بمون

‫نونیم، اینطور نیس

‫فکر کنم برات سوء تفاهم شده

‫مهم نیس. نزدیکم نشو ‫میکُشمت

‫چرا من و تو اینجاییم؟

‫چرا؟

‫یادت نمیاد؟

‫دیروز خیلی مست کردی ‫واسه همین...

‫چه اتفاقی افتاد؟ نخند

‫چه اتفاقی افتاد؟

‫واقعا یادت نمیاد؟

‫یادم نمیاد ‫دیروز،

‫من خیلی پُر انرژی بودم

‫واسه همین ما... ‫چطور بگم...

‫دیشب شبِ کثیفی داشتیم

‫چی؟ شوخیت گرفته؟

‫کثیف؟

‫عوضی. منظورت چیه؟ ‫چرا باید شب رو با تو بگذرونم؟

‫چرا باید اینکارو کنم؟

‫کافیه

‫اگه یادت نمیاد نمیشه کاریش کرد

‫فقط اینو به عنوان...

‫یه خاطره ارزشمند تو ذهنم نگه میدارم

‫داری باهام شوخی میکنی

‫هی، عوضی ‫فکر میکنی از حقه هاتون خبر ندارم؟

‫بعضی وقتا تو اخبار میگه

‫شما زَنای مُسنِ معصوم رو فریب میدین

‫تو یه مَردِ فاحشه ای

‫یه مَردِ فاحشه یِ هرزه ای

‫مگه مَردِ فاحشه نیستی؟

‫هرزه؟ ‫آره

‫نونیم. شوخی نکن ‫واقعا یادت نمیاد؟

‫بخاطرِ تو اصلا نتونستم بخوابم

‫چرا نتونستی بخوابی؟ چرا نتونستی بخوابی؟ ‫منظورت چیه؟

‫آه، همه چی خراب شد

‫بخاطر تو خیلی دردسر کشیدم

‫حتی فکر کردن بهش دیوونه ـم میکنه

‫نونیم، میدونی دیشب چیکار کردی؟

‫مست کرده بودی، واسه همین باهات اومدم بیرون ‫که برات تاکسی بگیرم

‫خیلی مست بودی و استفراغ کردی

‫لباس من و خودت رو خراب کردی

‫مجبور شدم لباسا رو بشورم و خشکِ ـشون کنم

‫اصلا نتونستم بخوابم

‫چطور تونستی اونکارو کنی؟

‫هنوزم بویِ خرچنگ ماریناد شده میده

‫چی خورده بودی؟

‫جدی داری میگی؟ ‫واقعا داری راست میگی؟

‫آره. اگه بهم اعتماد نداری. خودت برو ببین

‫بو میده

‫باشه

‫خجالت آوره ‫پس لباستشو بپوش و برو

‫برو، عوضی. زود باش

‫چی؟ زود باش برو

‫دلت میخواد بمیری؟

‫میخوای با این وضع برم؟

‫آره، برو بیرون. برو بیرون ‫برو بیرون

‫چرا نمیری؟ ‫بذار فقط شلوارمُ بپوشم

‫برو بیرون. برو بیرون بپوش

‫نونیم ‫نونیم

‫چیه؟ ‫باز چی شده؟

‫راستش...

‫نمیخواستم اینو بهت بگم

‫من...

‫دیشب پولِ هتل رو دادم

‫یعنی چی؟ منظورت هزینه اتاقه؟

‫اینجا؟ ‫آره

‫خیلی خسیسی

‫واقعا خسیسی

‫عوضی، باشه

‫هی، هی، خیلی نفرت انگیزی

‫بیا، بیا. اینو بگیر

‫زود باش برو ‫باشه

‫ممنونم، ممنونم ‫برو

‫زود باش ‫ممنونم

‫برو بیرون ‫خیلی زیاد دادی

‫الکُل بدترین چیزه

‫ای خدا، خیلی ترسیدم ‫این چه وضعیه؟

‫باورم نمیشه با یه مَردِ غریبه اومدم اینجا

‫ای خدا، زندگیم نابود شد

‫یه لحظه صبر کن ‫من هنوز لباس زیرم رو دارم

‫هیچ اتفاقی نیفتاده

‫بازم باورم نمیشه همچین اتفاقی افتاده

‫من 30 سال به عنوان یه بیوه نجیب زندگی کردم ‫حالا باید چیکار کنم؟

‫وقتی یه عالمه مرد بهم نزدیک میشدن، ‫بهشون بی محلی می کردم

‫صبر کن ‫اما هیچ اتفاقی نیفتاده

‫فقط لباسام رو شسته

‫بازم باورم نمیشه

‫ای خدا، خيلی خجالت میکشم

‫ای خدا، نبايد اين اتفاق میفتاد

‫بعد از مرگم چطوری تو رویِ پدر یون جو نگاه کنم؟

‫ای خدا

‫ای وای. این دخترمه

‫حالا چطوری تو رویِ یون جو نگاه کنم؟

‫چطور میتونم باهاش روبرو بشم؟

‫فرقی نمیکنه حتی اگه اشتباه شده باشه ‫نمیتونم باهاش روبرو بشم

‫خيلی خجالت میکشم

‫واقعا خجالت میکشم

‫ مشترک مورد نظر قادر به پاسخگویی نمی باشد

‫باورم نمیشه

‫اون هیچوقت سابقه نداشت بیرون بخوابه، ‫و گوشیشو جواب نده

‫مطمئنم یه اتفاقی واسش افتاده

‫اینطوری فایده نداره ‫باید به زَنایی که عضو انجمن اجاره املاکَن زنگ بزنم

‫انقدر سوال نکن

‫شاید داره استراحت میکنه

‫استراحت؟

‫این یعنی چی؟

‫شنیدم به گروه زنگ زد ‫و باهاشون رفت بیرون

‫نکنه...

‫سرم گیج میره ‫و دنیا داره میچرخه

‫پس... میخوای بریم استراحت کنیم؟

‫آه، نمیدونم

‫نه... مامانم اینطوری نیس

‫وقتی جوون بود و مَردا بهش نزدیک میشدن ‫بهشون محل نمیذاشت

‫مامانم هیچوقت همچین کاری نمیکنه

‫درسته. اون زن نیس ‫پیرزنه

‫پس چه اتفاقی افتاده؟ ‫دزدیدَنِش؟

‫چی شده؟ چرا نمیتونم پیداش کنم؟

‫اگه سو وون اینجا بود خیلی بهتر میشد

‫اوه، باورم نمیشه هنوز خوابی

‫هی، سو وون ‫بیدار شو، باید بری سَرِ کار

‫هی، سو وون

‫آیگو، آیگو ‫پدر

‫عجبا!

‫چرا اینقدر دیر بیدارم کردی؟ ‫بهت گفته بودم یه جلسه دارم

‫هی، منم دیر بیدار شدم ‫باید چطوری بیدارت میکردم؟

‫زود باش آماده شو

‫پدربزرگ

‫بله، دارم میام

‫سرم از تو شلوغ تره...

‫چون باید همه رو واسه رفتن آماده کنم

‫دفعه دیگه خودت بیدار شو

‫خیلی گیج شدم

‫دارم میام ‫دارم میام

‫آه، پیرهنم کجاس؟

‫ای بابا

‫تکون نخور. تکون نخور ‫یه کم دیگه وایسا

‫بیا، بیا، کافیه؟ خوبه؟

‫خوشکل نیس ‫نمیخوام برم مهد کودک

‫یو ‫ برای اینکه مودبانه باشه به حرفش پسوند یو داد

‫باشه، دوباره برات می بَندمِش

‫پدر، پیرهنم کجاس؟

‫پیرهنِت؟ ‫یه لحظه صبر کن

‫ایناهاش. مادرت اینو برات شسته بود

‫این اتو نداره ‫باید عوضش کنم

‫پدربزرگ، دوست ندارم اینو بخورم

‫تلخه

‫پدر، چطور تونستی غذایِ سوخته بهش بدی بخوره؟

‫هی، هی ‫واسه اینه که اولین بارمه

‫کارِ هیچکس از اول خوب نیس

‫فعلا بشین

‫باید کُلِ روز به مریضات برسی ‫نباید گرسنه باشی

‫الان برات تخم مرغ سرخ میکنم ‫اول باید بخوری

‫زود برات میارم

‫پدربزرگ، آتیش

‫خیلی داغه ‫دستم سوخت

‫پدر، نمی تونيم با اين وضع ادامه بديم

‫بهتون پول میدم ‫بیاین یه خدمتکار بگیریم

‫چطوری میخواین از پَسِ کارایِ خونه بر بیاین؟

‫بهت که گفتم، ‫قبلا دنبال یه نفر گشتم

‫هزینه ـش 80 دلار در روزه ‫نمیتونیم از عهده هزینه ـش بر بیایم

‫باید هر پنی رو پس انداز کنیم ‫تا کلینیکِت راه بیفته

‫پدر، اما بازم...

‫بهت که گفتم نمیخواد نگران باشی

‫من، لی شین مو، عربستان سعودی، قطر،

‫و سه تا کشورِ مهم خاورمیانه رو تحت کنترلم داشتم

‫هی، حتی مادر احمقت میتونه ‫از پس اینکار بر بیاد. چرا من نتونم؟

‫من برات همه کار می کنم

‫تو فقط باید رو کلینیکِت تمرکز کنی

‫از امروز شیفت شب هم کار میکنم

‫دیر میام خونه ‫امیدوارم بهتون سخت نگذره

‫چرا باید سخت بگذره؟

‫وقتی مادرت داشت عمرشو به بطالت میگذروند ‫میتونست همچین کاری کنه

‫مطمئنم میتونم ازش جلو بزنم ‫و خیلی بهتر از اون باشم

‫نگران نباش

‫باشه

‫من هان گیول رو میرسونم

‫اول صبحونه بخورین

‫چی؟ صبحونه؟ واقعا؟

‫از صبح تا حالا کار کردم

‫قند خونم افتاده پايين

‫ای خدا، چه حیف

‫ما تو خونه یه زن لازم داریم

‫باهات موافقم

‫اما، مادر بزرگ و عمه ـت برنمیگردن

‫منظورم مادربزرگ یا عمه نیس

‫بابا، تو هیچی نمیدونی

‫برای آه کشیدن هنوز خیلی بچه ای

‫امروز تو مهد کودک به حرفِ معلمت گوش کن

‫و با دوستات خوب بازی کن

‫باشه؟

‫سردته؟

‫من تنها کسی ام که مامان نداره

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left