Iron Lung

Iron Lung

Stáhnout Farsi Persian titulky

Informace o verzi

Iron Lung 2026 1080p WEB-DL Farsi Dubbed Film2Media
Komentář od Samurai_EP
A commentary by HosseinEsmaily 🔴 30Nama | حسین اسماعیلی 🔴

Tagy

webdl
full_subtitles
Zveřejněno: 2026-06-03
Stažení: 71
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

‫ستاره‌ها از بین رفتن

‫سیاره‌ها ناپدید شدن

‫اونقدر تعدادمون کمه که به‌زحمت ‫تونستیم اسمی روی پایان‌دنیا بذاریم...

‫ربایش خاموش

‫دارم نوساناتی می‌بینم توی...

‫نه، در حد قابل قبوله

‫ماموریت رو ادامه میدیم

‫آذوقه‌ها کاهش پیدا می‌کنن

‫زیرساخت‌ها ویران میشن

‫تعدادمون برای بازسازی خیلی کمه ‫و نون‌خور خیلی زیاده

‫بشریت رو به زوال میره

‫ولی ناامید نشید، پسرانم

‫از من بشنوین، این قمرها

‫فراتر از چیزی هستن که به‌نظر میان

‫اتحاد...

‫فناوری‌شون و مردم‌شون رو مخفی می‌کنن

‫اونا بهتون نمیگن چی پیدا کردن، ولی من میگم

‫یک قمر با بقیه‌شون فرق می‌کنه

‫و در تاریکی اون قمر...

‫دریایی از خون وجود داره

‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

‫شیرجه رو آغاز می‌کنیم

‫ماموریت شروع شد

‫کاوش ای‌تی-5 آغاز میشه

‫اون پایین اوضاع چطوره، زندانی؟

‫آماده‌ای برای یه بارم که شده ‫یه کار خوب انجام بدی؟

‫آره

‫بیاین تمومش کنیم بره

‫دریافت شد

‫حدوداً تا 2 دقیقه‌ی دیگه ‫به عمق مورد نظر می‌رسی

‫منتظر باش

‫دارم توی تجهیزات

‫نوسانات برق می‌بینم

‫پس مراقب جرقه یا آتیش

‫و اینجور چیزها باش

‫آتیش؟ چرا باید آتیش ببینم؟

‫نمی‌دونم. برای همین بهت هشدار دادم

‫اینو که امتحان کردین، مگه نه؟

‫امتحان همینه

‫ولی تا جایی که می‌تونستیم جوشکاریش کردیم

‫و زیردریاییت یه‌پا تانکه

‫فقط وقتی اون پایینی ‫حواست به عمق باشه

‫سطح قمر غیرقابل پیش‌بینیه

‫پس حواست باشه

‫ زیادی نری توی بخش قرمز

‫توان تحمل فشار رو داره ‫ولی تا یه حد خاص

‫هی فرمانده

‫بدنه‌ی زیردریایی تحت فشاره و اون شیشه‌ش...

‫خیلی‌خب. دریچه‌ی پنجره رو می‌بندیم

‫میگم، دقیقاً می‌خواین چی پیدا کنم؟

‫هنوز بهم نگفتین چیه

‫نمی‌دونیم. تو اولین نفری هستی ‫که میری اون پایین

‫تنها چیزی که داریم ‫عکس‌برداری‌های سطح قمره

‫برای همین تو رو فرستادیم...

‫خب، یکی از دلایلش اینه

‫می‌دونستی اون شیشه رو ‫از بقایای ایستگاه فیلامنت برداشتیم؟

‫یه خراش هم روش نیفتاده

‫آره، مگه نه؟ خیلی شانس آوردیم

‫جالبه که چطور بعضی چیزها ‫دووم میارن و بعضی چیزها نه

‫داری به حداکثر عمق نزدیک میشی

‫سی ثانیه

‫میگم...

‫میگم، شما هم ‫این صدا رو می‌شنوین؟

‫با شمام! هی!

‫هی، گفتین نرسم به بخش قرمز

‫رسیدیم به بخش قرمز!

‫برو توی مختصاتی ‫که توی نقشه هست...

‫و طبق دستورات ‫همه‌چی رو ثبت کن

‫تا مجازاتت رو ببخشیم

‫مراقب خودت باش ‫خودتی و خودت

‫نه! هی! هی!

‫جدی که نمیگی!

‫شوخیتون گرفته؟

‫شوخیتون گرفته؟

‫خیلی‌خب

‫تف توش

‫پنجاه

‫دوربین

‫این یکی به‌درد می‌خوره

‫خیلی‌خب. یکیش انجام شد...

‫پنج تا دیگه مونده

‫اکسیژن

‫« اکسیژن »

‫حتی نزدیک هم نیست

‫این حتی توی نقشه هم نیست

‫شاید...

‫میگم...

‫اگر چیزی پیدا کردم ‫که توی نقشه نبود چیکار کنم؟

‫الکی که تظاهر نمی‌کنین ‫صدام رو نمی‌شنوین، مگه نه؟

‫چرا توی این خراب‌شده اینقدر گرمه؟

‫این دیگه چه کوفتیه؟

‫...وضعیتت چطوره...

‫صدام رو داری؟ وضعیتت چطوره؟

‫آره، صدات رو می‌شنوم

‫زیردریایی صدمه دیده؟ افتادی؟

‫نمی... نمی‌دونم

‫کار شما بود؟

‫بازم میگم، اگر بدنه آسیب ببینه...

‫واقعاً؟!

‫بهم نگفته بودین ‫چیزی این پایینه!

‫خیلی‌خب، آروم باش

‫اگر زیردریایی مشکلی داره بهم بگو

‫باید قبل از اینکه ‫برت گردونیم پایین

‫بدونیم زیردریایی آسیب دیده یا نه

‫برگردونین... برگردونین پایین؟

‫پایین؟ عمراً!

‫صد سال سیاه!

‫دیگه بسمه. دیگه بسمه

‫برم گردونین بالا ‫و بندازینم پشت میله‌ها

‫دیگه اینجا نمی‌مونم!

‫زیردریایی... آسیب... دیده؟

‫فقط بهم بگو ‫زیردریایی مشکلی پیدا کرده یا نه

‫چون اگر افتاده باشی ‫ممکنه بدنه سوراخ شده باشه

‫که باعث نشتی میشه، که باعث میشه ‫زیردریایی پر بشه، که باعث میشه بمیری

‫زیردریایی...

‫به‌نظر سالم میاد

‫خوبه. خوبه

‫چیز زیادی نمی‌بینم، ولی ظاهراً بدنه سالمه

‫پس تا وقتی منتظریم ‫اقیانوس دوباره آروم بگیره

‫بررسی می‌کنیم به کجا رسیدی

‫میگم، به‌نظرت میشه عکسی گرفت؟

‫توی اون عمق؟

‫شاید بشه یکی دو تا گرفت

‫آره خب، شاید آروم شدنش ‫یکم طول بکشه، پس عکس بگیر

‫"آروم شدنش"؟

‫یعنی چی؟

‫برای همین همه‌چی داشت می‌لرزید؟

‫عملاً آره

‫کف اقیانوس سنگ نیست

‫چندین و چند لایه خون لخته‌شده ‫و حباب‌های گازه

‫وقتی گفتم ثبات نداره الکی نگفتم

‫- هی... ‫- چیه؟

‫بیا اینو ببین

‫آخرین عکسه

‫یا خدا. زندانی، تو...؟

‫اسکلت پیدا کردی؟

‫آره

‫- آره. یه چیز دیگه هم بود... ‫- ممکنه فقط سنگ باشه

‫میشه یه عکس باکیفیت‌تر بگیری؟

‫- کدوم سنگی دندون داره آخه؟ ببینش ‫- واقعاً داری همچین سوالی می‌پرسی؟

‫- آره، دارم همینو می‌پرسم ‫- زندانی، کاملاً مطمئنی اسکلت بود؟

‫آره. قبلاً هم اسکلت دیدم

‫خیال می‌کنین چقدر احمقم؟

‫- داریم می‌کشیمت بالا. منتظر باش ‫- چی؟

‫همه آماده‌ی بازیابی زیردریایی بشین

‫شماره‌ی 13 داره زودتر از موعد میاد بالا

‫ممکنه یه چیزی پیدا کرده باشیم

‫حتماً جک رو خبر کنین بیاد

‫تازه شیفتش تموم شده

‫عصبانی میشه ولی جوش‌هایی می‌خوام ‫که بشه روشون حساب کرد...

‫تو. برو برام نقشه بیار

‫از آخرین مکان شماره‌ی 13 اسکن می‌خوام

‫صد متر صد متر جلو برین

‫تا دوباره برسیم اونجا

‫اگر چیزی دیدین که با قبل ‫تفاوت کرده بود، بگین

‫چی؟

‫نه. ولش کن

‫اگر به‌موقع برنگردیم اون پایین ‫فرقی نمی‌کنه

‫نه، اونا هم لازم نیست بفهمن

‫حداقل فعلاً لازم نیست

‫داریم میاریمت داخل

‫خیلی‌خب

‫خیلی‌خب...

‫خب حالا چی؟

‫خیلی‌خب. امنه

‫سطح اکسیژنش چطوره؟

‫سلام. خب... قضیه چیه؟

‫- کارم تموم شد؟ ‫- سطح اکسیژنت چطوره؟

‫نشتی نمی‌بینی؟

‫آره. یه چراغ کمتر شده

‫ولی... ولی آره، شاید ‫شاید یه نشتی داشته باشه

‫یکم خون داشت چکه می‌کرد داخل

‫و یجور مایعی داره ‫روی دیوارها جمع میشه

‫نمی‌دونم... نمی‌دونم چی بود

‫چیزی نیست میعانه

‫خودم می‌‌دونم میعان... ‫ببین، مهم نیست

‫فقط به نفر بعدی که قراره بره پایین ‫هشدار بدین من چی پیدا کردم

‫یه چیز زنده‌ای اون پایینه

‫هی، فرمانده

‫بیا اینو ببین

‫عکس‌ها رو گرفتیم؟

‫می‌تونیم از نزدیک‌تر بگیریم

‫اگر تعداد بیشتری از اینا ‫اون پایین باشن، ممکنه...

‫وایسا ببینم، اکسیژن کافی داره؟

‫نه، مهم نیست ‫باید سریع‌تر دست بجنبونیم

‫- نمی‌تونیم از دستش بدیم ‫- فرمانده، مطمئنی لازم نیست

‫قبل از برگشتن ‫اکسیژن بیشتری بهش بدیم؟

‫محض احتیاط؟

‫اینش به خودم مربوطه ‫تو به شورا خبر بده

‫باشه. چشم

‫میگم، خب... ‫پس واقعاً یه چیزی پیدا کردم، مگه نه؟

‫یه چیز درست‌و‌حسابی؟

‫عکس‌ها رو بارگیری کردیم

‫از نظر من که شبیه اسکلته

‫خب یالا دیگه، منو بیارین بیرون

‫نمی‌تونیم. بهت که گفتم ‫حسابی جوشکاریش کردیم

‫اگر برای درآوردنت ‫وقت تلف کنیم

‫ممکنه این فرصت رو از دست بدیم

‫اگر دوباره جابه‌جا بشه ‫ممکنه بره جایی که دستمون بهش نرسه

‫پس یه چیزی بهت میدم ‫که یه نمونه بگیری

More Farsi Persian subtitles for Iron Lung

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left