Prvních 200 řádků.
ستارهها از بین رفتن
سیارهها ناپدید شدن
اونقدر تعدادمون کمه که بهزحمت تونستیم اسمی روی پایاندنیا بذاریم...
ربایش خاموش
دارم نوساناتی میبینم توی...
نه، در حد قابل قبوله
ماموریت رو ادامه میدیم
آذوقهها کاهش پیدا میکنن
زیرساختها ویران میشن
تعدادمون برای بازسازی خیلی کمه و نونخور خیلی زیاده
بشریت رو به زوال میره
ولی ناامید نشید، پسرانم
از من بشنوین، این قمرها
فراتر از چیزی هستن که بهنظر میان
اتحاد...
فناوریشون و مردمشون رو مخفی میکنن
اونا بهتون نمیگن چی پیدا کردن، ولی من میگم
یک قمر با بقیهشون فرق میکنه
و در تاریکی اون قمر...
دریایی از خون وجود داره
تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی
شیرجه رو آغاز میکنیم
ماموریت شروع شد
کاوش ایتی-5 آغاز میشه
اون پایین اوضاع چطوره، زندانی؟
آمادهای برای یه بارم که شده یه کار خوب انجام بدی؟
آره
بیاین تمومش کنیم بره
دریافت شد
حدوداً تا 2 دقیقهی دیگه به عمق مورد نظر میرسی
منتظر باش
دارم توی تجهیزات
نوسانات برق میبینم
پس مراقب جرقه یا آتیش
و اینجور چیزها باش
آتیش؟ چرا باید آتیش ببینم؟
نمیدونم. برای همین بهت هشدار دادم
اینو که امتحان کردین، مگه نه؟
امتحان همینه
ولی تا جایی که میتونستیم جوشکاریش کردیم
و زیردریاییت یهپا تانکه
فقط وقتی اون پایینی حواست به عمق باشه
سطح قمر غیرقابل پیشبینیه
پس حواست باشه
زیادی نری توی بخش قرمز
توان تحمل فشار رو داره ولی تا یه حد خاص
هی فرمانده
بدنهی زیردریایی تحت فشاره و اون شیشهش...
خیلیخب. دریچهی پنجره رو میبندیم
میگم، دقیقاً میخواین چی پیدا کنم؟
هنوز بهم نگفتین چیه
نمیدونیم. تو اولین نفری هستی که میری اون پایین
تنها چیزی که داریم عکسبرداریهای سطح قمره
برای همین تو رو فرستادیم...
خب، یکی از دلایلش اینه
میدونستی اون شیشه رو از بقایای ایستگاه فیلامنت برداشتیم؟
یه خراش هم روش نیفتاده
آره، مگه نه؟ خیلی شانس آوردیم
جالبه که چطور بعضی چیزها دووم میارن و بعضی چیزها نه
داری به حداکثر عمق نزدیک میشی
سی ثانیه
میگم...
میگم، شما هم این صدا رو میشنوین؟
با شمام! هی!
هی، گفتین نرسم به بخش قرمز
رسیدیم به بخش قرمز!
برو توی مختصاتی که توی نقشه هست...
و طبق دستورات همهچی رو ثبت کن
تا مجازاتت رو ببخشیم
مراقب خودت باش خودتی و خودت
نه! هی! هی!
جدی که نمیگی!
شوخیتون گرفته؟
شوخیتون گرفته؟
خیلیخب
تف توش
پنجاه
دوربین
این یکی بهدرد میخوره
خیلیخب. یکیش انجام شد...
پنج تا دیگه مونده
اکسیژن
« اکسیژن »
حتی نزدیک هم نیست
این حتی توی نقشه هم نیست
شاید...
میگم...
اگر چیزی پیدا کردم که توی نقشه نبود چیکار کنم؟
الکی که تظاهر نمیکنین صدام رو نمیشنوین، مگه نه؟
چرا توی این خرابشده اینقدر گرمه؟
این دیگه چه کوفتیه؟
...وضعیتت چطوره...
صدام رو داری؟ وضعیتت چطوره؟
آره، صدات رو میشنوم
زیردریایی صدمه دیده؟ افتادی؟
نمی... نمیدونم
کار شما بود؟
بازم میگم، اگر بدنه آسیب ببینه...
واقعاً؟!
بهم نگفته بودین چیزی این پایینه!
خیلیخب، آروم باش
اگر زیردریایی مشکلی داره بهم بگو
باید قبل از اینکه برت گردونیم پایین
بدونیم زیردریایی آسیب دیده یا نه
برگردونین... برگردونین پایین؟
پایین؟ عمراً!
صد سال سیاه!
دیگه بسمه. دیگه بسمه
برم گردونین بالا و بندازینم پشت میلهها
دیگه اینجا نمیمونم!
زیردریایی... آسیب... دیده؟
فقط بهم بگو زیردریایی مشکلی پیدا کرده یا نه
چون اگر افتاده باشی ممکنه بدنه سوراخ شده باشه
که باعث نشتی میشه، که باعث میشه زیردریایی پر بشه، که باعث میشه بمیری
زیردریایی...
بهنظر سالم میاد
خوبه. خوبه
چیز زیادی نمیبینم، ولی ظاهراً بدنه سالمه
پس تا وقتی منتظریم اقیانوس دوباره آروم بگیره
بررسی میکنیم به کجا رسیدی
میگم، بهنظرت میشه عکسی گرفت؟
توی اون عمق؟
شاید بشه یکی دو تا گرفت
آره خب، شاید آروم شدنش یکم طول بکشه، پس عکس بگیر
"آروم شدنش"؟
یعنی چی؟
برای همین همهچی داشت میلرزید؟
عملاً آره
کف اقیانوس سنگ نیست
چندین و چند لایه خون لختهشده و حبابهای گازه
وقتی گفتم ثبات نداره الکی نگفتم
- هی... - چیه؟
بیا اینو ببین
آخرین عکسه
یا خدا. زندانی، تو...؟
اسکلت پیدا کردی؟
آره
- آره. یه چیز دیگه هم بود... - ممکنه فقط سنگ باشه
میشه یه عکس باکیفیتتر بگیری؟
- کدوم سنگی دندون داره آخه؟ ببینش - واقعاً داری همچین سوالی میپرسی؟
- آره، دارم همینو میپرسم - زندانی، کاملاً مطمئنی اسکلت بود؟
آره. قبلاً هم اسکلت دیدم
خیال میکنین چقدر احمقم؟
- داریم میکشیمت بالا. منتظر باش - چی؟
همه آمادهی بازیابی زیردریایی بشین
شمارهی 13 داره زودتر از موعد میاد بالا
ممکنه یه چیزی پیدا کرده باشیم
حتماً جک رو خبر کنین بیاد
تازه شیفتش تموم شده
عصبانی میشه ولی جوشهایی میخوام که بشه روشون حساب کرد...
تو. برو برام نقشه بیار
از آخرین مکان شمارهی 13 اسکن میخوام
صد متر صد متر جلو برین
تا دوباره برسیم اونجا
اگر چیزی دیدین که با قبل تفاوت کرده بود، بگین
چی؟
نه. ولش کن
اگر بهموقع برنگردیم اون پایین فرقی نمیکنه
نه، اونا هم لازم نیست بفهمن
حداقل فعلاً لازم نیست
داریم میاریمت داخل
خیلیخب
خیلیخب...
خب حالا چی؟
خیلیخب. امنه
سطح اکسیژنش چطوره؟
سلام. خب... قضیه چیه؟
- کارم تموم شد؟ - سطح اکسیژنت چطوره؟
نشتی نمیبینی؟
آره. یه چراغ کمتر شده
ولی... ولی آره، شاید شاید یه نشتی داشته باشه
یکم خون داشت چکه میکرد داخل
و یجور مایعی داره روی دیوارها جمع میشه
نمیدونم... نمیدونم چی بود
چیزی نیست میعانه
خودم میدونم میعان... ببین، مهم نیست
فقط به نفر بعدی که قراره بره پایین هشدار بدین من چی پیدا کردم
یه چیز زندهای اون پایینه
هی، فرمانده
بیا اینو ببین
عکسها رو گرفتیم؟
میتونیم از نزدیکتر بگیریم
اگر تعداد بیشتری از اینا اون پایین باشن، ممکنه...
وایسا ببینم، اکسیژن کافی داره؟
نه، مهم نیست باید سریعتر دست بجنبونیم
- نمیتونیم از دستش بدیم - فرمانده، مطمئنی لازم نیست
قبل از برگشتن اکسیژن بیشتری بهش بدیم؟
محض احتیاط؟
اینش به خودم مربوطه تو به شورا خبر بده
باشه. چشم
میگم، خب... پس واقعاً یه چیزی پیدا کردم، مگه نه؟
یه چیز درستوحسابی؟
عکسها رو بارگیری کردیم
از نظر من که شبیه اسکلته
خب یالا دیگه، منو بیارین بیرون
نمیتونیم. بهت که گفتم حسابی جوشکاریش کردیم
اگر برای درآوردنت وقت تلف کنیم
ممکنه این فرصت رو از دست بدیم
اگر دوباره جابهجا بشه ممکنه بره جایی که دستمون بهش نرسه
پس یه چیزی بهت میدم که یه نمونه بگیری
No comments yet. Be the first to leave one.