Prvních 200 řádků.
دانلود فیلموسریالهای روز دنیا، بدونسانسور و حذفیات، بهمراه زیرنویسچسبیده اختصاصی، تنها در رسانه اینترنتی نایت مووی
.اودی گُرگ شد
یالا، یالا، هاها برو
هی، هی، هی قبلی (گرگ قبلی) رو نمیتونی گرگ کنی
قبلی رو دوباره نمیتونی گرگ کنی، جِر زن
یالا
یالا بیا پس
.کل روز رو وقت ندارم، اودی
خودت گرگی
گفتی نمیشه قبلی رو گرگ کرد
.هی، بچه ها ، هی، ببینین .زیـه
چه خبره؟
!زی
زی، اینجا چی کار میکنی؟
یه ویزیت خونگی توی این منطقه داشتم
میخوای بازی کنی؟ - .اوه، مواظب باشا -
.اودی یه تقلب کار لاشیه
.هه، متاسفم .دارم کار میکنم
.حالا که معروف شده سرش حیلی شلوغه
.دفعه ی بعدی، قول میدم
هه هه، باشه. بیا .بیا به بازی کردن ادامه بدیم
.متاسفم، منم کار دارم
.هی
پس اون کیه که همش باهاش وقت میگذرونی؟
.دوستم نیکو
داستانش چیه؟
.نمیدونم
ما باهم میتابیم .و چیز میز میدزدیم
،پس هیچی درموردش نمیدونی
مثلا، اهل کجاست، یا هر چیز دیگه ای؟
.درمورد این جور چیزا حرف نمیزنیم
.میدونی، این کاریه که دوستا انجام میدن
میدونی، اونا درمورد اینجور چیزا .با هم دیگه حرف میزنن
.شاید باید امتحانش کنی
اون چیزی درمورد تو میدونه؟
اره، که من توی پیدا کردن مخیفگاه ها کارم خوبه
خب، برای سرگرمی چیکار میکنی، به جز دزدی البته؟
...بعضی وقتا، فکر کنم
به ستاره ها نگاه میکنم
شرط میبندم نیکو از شنیدنش خوشحال میشه
.باید بهش بگی
.پسر، این احمقانه بنظر میرسه - .نه -
.خب ما داریم حرف میزنیم
یعنی ما باهم دوستیم، درسته؟
.قطعا
هی، میشه تو جلوتر بری؟
.من بهت میرسم
.مشکلی نیست
الان دیگه تعقیبم میکنین؟
.میدونی که ما همه جا آدم داریم، دختر
تو داری برای مردم معمولی کار میکنی؟
ویزیت خونگی میکنی؟
نیروهای خیلی بزرگتر از تو اینجا درگیرن
و همین الانشم نتیجه رو مشخص کردن
.بهت هشدار میدم
حرفات تموم شد؟
.نباید برمیگشتی
.خوبی، مشکلی برات پیش نمیاد
هی، آلما
اوه، خدا رو شکر
ما یه زخم چاقو توی اتاق یک داریم فکر کنم، آنفولانزا توی اتاق دو
و یکی با قانقاریا توی پاش یه جا این اطراف داره پرسه میزنه
تو کجا بودی؟
(پیش هاسید ها ( فرقه ای از یهود
خاخام بیماری مزمن انسدادی ریه داشت
ویزیت خونگی جدیدی نیومده؟
هی، بچه توی هردوتا سالن گنده کاری شده
.که باید تی کشیده بشه. برو
اون نباید این کار رو انجام بده
ما که یتیم خونه نیستیم
اگه میخواد اینجا زندگی کنه باید اینجا کار کنه
باشه، پس، من انجا میدم
وقتی که داری میری بیرون ویزیت خونگی؟
.نه، قبل اینکه برم
الما، من یه داستان ترسناک رو به ارث بردم
بزور داریم از پس کارا برمیایم .من اینجا به کمک نیاز دارم
.همینطور مردم اون بیرون
.این یکی رو بگیر، مشکل قلبی
اون حل شده. یه یارویی رو داریم که
.هر هفته میره پیش شبه نظامیان سرخ .ماجرا داره
.خب، من الان انجامش میدم
،اونا قرار نیست به ویلسون رای بدن
.با ویزیت خونگی یا نه
مردم همینو درمورد «اونا» میگفتن
تو همینو درمورد سامریها
و هاسید ها هم گفتی
.بیخیال، من اونو تغییرش دادم
با خریدن رای با کمک کردن؟
تو چند روزه اینجایی، چی 4 روز؟
اینا آدمای واقعین
با تموم سختی هاش اینجا زندگی کردن
و به چیزی که تو میگی اعتقاد دارن
.نه ویلسون، تو
خب، این خوبه
ویلسون از دسترسی مردم به خدمات درمانی محافظت میکنه
.که یعنی یه کلینیک امن
ببین، یعنی دیگه کمبود دارو نخواهیم داشت
خب، اینقدر تجربه دارم که بدونم
.ویلسون مسیح (ناجی موعود) نیست
فقط دارم میگم
بهتره بدونی چیکار داری میکنی
.سوای اینکه کاری کنی اون مرد انتخاب بشه
.ممنون
.هی تو
.دیگه نمیخواد کار کنی از اینجا برو بیرون
...ولی الکسیس گفت
.برو. خوش بگذرون
.برو با دوستت حرف بزن
یه ویزیت خونگی دیگه داری
.این یکی راننده داره
الما
.ممنون که اومدی
.حتما
.الما دوست دارم تو رو به سوزی معرفی کنم
شنیده تو داری تبدیل به
موثرترین حمایت کننده جدیدم میشی
متاسفانه من زحمت دادم تا بیای اینجا
از دیدنتون خیلی خوشحالم
میخواست ازت تشکر کنه
تا حالا اینقدر مهربون ندیده بودمش
پس... تو مادرِ
مردی که شاه میشه هستی؟
.مادرش نیستم
.فقط ازش مراقبت میکردم
.حالا اون از من مراقبت میکنه
.تو خیلی انگیزه دهنده ای و مردم رو تحت تاثیر قرار میدی
ویلسون همچین چیزی بهت گفته؟
.چیزیه که خودم با چشمام دیدم
چرا داری برای ما متحد جمع میکنی؟
.ما یه ... علاقه ی مشترک داریم
نیازی نیست پیش من محتاط باشی
علاقه ی مشترک توی چی؟
.متوقف کردن پارکو
.میفهمم
بعدش چی؟
اوه، به خاطر خودم اینکار رو نمیکنم اگه اینجوری به نظر میرسه
معلومه که نه
.اون میگه همش برای پسرته
.اره - معتقدی که میتونی -
.بر گردونیش
.آره - برگردونی به چی؟ -
به محض اینکه به چیزی که میخوای برسی
هی ادعایی دیگه ای نسبت به اینجا
برای خودت یا پسرت نمیکنی؟
اوه، نگرانی که من قراره چیز بیشتری
...برای کمکم درخواست کنم - .نگران نیستم -
کنجکاوم بدونم که میدونی چیکار میخوای بکنی
نمیخوای ویلسون رئیس باشه؟
من اینقدر جوون نیستم که
به هرچیزی که یه مرد .در راس قدرتش باشه اعتقاد داشته باشم
تو اعتقاد نداری یه حاکم ممکنه از بقیه بهتر باشه؟
.من فکر میکنم یه دونه حاکم داشتن مشکل اصلیه
از نزدیک شاید تو لحظات مختلف
.با هم فرق داشته باشن
.ولی این یه خیال خامـه
.مثل نمایش توی شهرداری
.از بالا بهش نگاه کنی، نه
تموم مردایی که تنهایی و برای خودشون حکومت میکنن
.از پا درمیان
.در نهایت چرخه روزگار کار خودش رو میکنه
پس فایدهـش چیه؟
اگه همشون یه جور به پایان میرسه؟
.تو منو یاد خودم میندازی
.من یه انقلاب رو پشت سر گذاشتم
اعتقاد داشتم یه تفاوتی هست
به فساد ناپذیری
.یه حاکم بزرگ اعتقاد داشتم
و یه تفنگ برداشتم و به مائو خدمت کردم
،برای چیزی که میگفت درسته
و به مردمی که بهم میگفت شلیک کردم
...و اعتقادم
.یه بچه رو یتیم کرد
من پدر مادرش رو ازش گرفتم و کفاره ی خودم رو گرفتم
و توی این گندهکاری که با اعتقاداتم درست کرده بودم
. درش اوردم و بزرگش کردم
اینو ازت پرسیدم چون هیچ کس
.قبل اینکه خیلی دیر بشه از من نپرسیده بود
وقتی که یکی رو یتیم کردی چیکار میخوای بکنی؟
آماده ای که وایستی و بزرگش کنی؟
اوهم
میخوای بدونی وقتی که پسرم رو برگردونم چی میشه؟
.میرم. همین
.ببین این جنگ من نیست
.حیف
ما خیلی خوش شانسیم که همچین زن جوون، درخشانی
.پشتیبان هدفـمون داریم
.اره. اون بهترینه
داشتم سعی میکردم بهش نشون بدم که ممکنه چی باهم بشیم
،همینطور که به سوزی توضیح دادم
تنها هدف من اینجا پسرمه، نه چیز دیگه ای
...ببین، من
باید یه چیزی بهت نشون بدم
!اسم
.وای، وای، بس کنین
این دیگه چیه؟
.من یه مشکل کوچولو دارم
.یکی داره طلاهای منو میدزده
چون این یارو اینجا داشته .اطلاعات رو درز میداده
الان نمیخواد بهم
اسم دزد رو به من بگه که خب درک میکنم
No comments yet. Be the first to leave one.