Informace o verzi

Isekai Nonbiri Nouka - 11 [AioFilm com]
Isekai Nonbiri Nouka S01E11 AioFilm com
Farming Life in Another World S01E11 AioFilm com
Komentář od AioFilm
🔷 K.zahra آیوفیلم تقدیم میکند | مترجم 🔷

Tagy

other
Zveřejněno: 2023-03-18
Stažení: 5
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

K.zahra

آیوفیلم تقدیم می‌کند

وقتی چشم‌هات رو باز می‌کنی و اون نور رو می‌بینی داستانت شروع میشه

به دنیایی جدیدی وارد میشی، فکر می‌کنی چه گلی هستیم؟

حتی اگر هوا ابری بشه و ما گلی بشیم

ادامه میدیم

آینده‌ای در انتظارمون که ازش خبر نداریم مطمئنم

دیدین و دیدین و ارتباط برقرار کردن با بقیه

اگر بخندی، کسایی که پیشت هستن هم می‌خندن

بیا باهم دونه بکاریم و مراقبش باشیم

یه روزی تبدیل به یه گل بزرگ میشه

شکست‌هامون رو تبدیل به نیروی می‌کنه

که باهاش می‌تونیم زندگی شاد و رنگینی داشته باشیم

دست‌هامون رو به هم میدیم و

این گل زیبا رو با دنیا تقسیم می‌کنیم

وقتی چشم‌هات رو باز می‌کنی و اون نور رو می‌بینی داستانت شروع میشه

به دنیایی جدیدی وارد میشی، فکر می‌کنی چه گلی هستیم؟

حتی اگر هوا ابری بشه و ما گلی بشیم

ادامه میدیم

آینده‌ای در انتظارمون که ازش خبر نداریم مطمئنم

دیدین و دیدین و ارتباط برقرار کردن با بقیه

اگر بخندی، کسایی که پیشت هستن هم می‌خندن

بیا باهم دونه بکاریم و مراقبش باشیم

یه روزی تبدیل به یه گل بزرگ میشه

شکست‌هامون رو تبدیل به نیروی می‌کنه

که باهاش می‌تونیم زندگی شاد و رنگینی داشته باشیم

دست‌هامون رو به هم میدیم و

این گل زیبا رو با دنیا تقسیم می‌کنیم

امروزم یه صبح آروم و دل‌انگیز دیگه است

روستای درخت اعظم جدیدا خیلی زنده و پرهیاهو شده

..یک، دو

صبح که کامل طلوع می‌کنه من روزم رو شروع می‌کنم

اون موقع بیدار میشم

صبح بخیر

سلام، صبح بخیر

حالت خوبه؟

هر بار که من میبینی این سوال رو می‌کنی

واقعا؟

اما مطمئنا که شرایط برات خیلی سخت

وقتی که فهمیدیم لو حامله است

کل روستا خوش‌حال شدن

پس به خاطر همینکه نمی‌تونم تغییر شکل بدم

اینجوریه؟

اون از همه اروم‌تر بود

لازم‌ نیست انقدر نگران باشی

مطمئنم مشکلی پیش نمیاد

اره؟

اره

من میرم باغ گیاه‌های دارویی رو چک کنم

باشه، خودت تنهایی می‌تونی بری؟

دوباره داری همون کار می‌کنی

ببخشید

حالا دوباره بریم سراغ کارهای روزمره‌ی من

آنه و بقیه‌ی خدمتکارها گفتن که

وظیفه‌ی من مراقب کارهای خونه باشم

صبح بخیر

صبح بخیر

راستی اینکه صبح خیلی زود بیدار نمی‌شم یه دلیل خاص داره

آنه و بقیه‌ی خدمتکارها اصرار دارن که زودتر از من بیدار بشن

به خاطر اونا بیشتر می‌خوابم

اصلا از سر تنبلی نیست

وقتی صبح‌ها اون رو می‌بینم

اگر گزارشی داشته باشه بهم میگه

دیشب الایم شراب‌خور رفته بخش نگهداری مواد غذایی

و یه بشکه شراب رو کامل خورده

همون بشکه‌ای که کنار گذاشته بودم تا اسلایم سراغ بقیه‌ی بشکه‌های شراب نره؟

اره، نمی‌دونم باید جشن بگیریم که نقشه‌مون کار کرده

یا به خاطر اینکه اجازه دادیم این اتفاق بیفته ناراحت باشیم

فقط بیا بگیم که طبق نقشه پیش رفت

وقتی بازرسی خونه تموم میشه وقت صبحانه است

همه نمی‌تونن باهم بیان توی سالن غذاخوری

به خاطر همین برای صبحانه خوردن سه تا گروه تشکیل دادیم

صبحانه‌ی اصلی امروز

سوپ تربچه دایکون، اسفناج و کلمه

تازه گوشت خرگوش قاتل هم داریم و باید تمومش کنیم

ممنون

عالی به نظر میاد

..یک میکروارگانیسم، دو میکروارگانیسم

فلورا؟

...یک میکروارگانیسم، دو میکروارگانیسم

...یک میکروارگانیسم، دو میکروارگانیسم

نخوابیدی؟

...یک میکروارگانیسم، دو میکروارگانیسم

هیچ‌ پیشرفتی توی پروژه‌ی میسو نداشتم

..فکر کنم ۲۰٪ از راه رو رفتی

به خاطر اینکه از این حرفا می‌زنی

مطمئنم باید یکم بیشتر از اینا بریزم

معذرت می‌خوام و خواهش میکنم یکم بخواب

دومین گروهی که صبحانه می‌خورن، خدمتکارهان

گروه سوم هم کسایی هستن

که به صبحانه‌ی گروه اول و دوم‌ نرسیدن

بعضی وقتا هاکورن به موقع برای گروه سوم هم نمیاد

دهیار، اومدم گزارش بدم

چیزی شده؟

دیروز سه تا خرگوش قاتل سعی کردن به روستا حمله کنن

اما کورو و بقیه‌ی سگ‌ها تونستن اونا رو بگیرن

که اینطور این خرگوش‌ها هیچ وقت درس نمی‌گیرن

خب می‌تونیم به عنوان غذا ازشون استفاده کنیم

پس در حقیقت باید خوشحال باشیم‌ که این‌ کار رو می‌کنن

نکته‌ی خوبیه

می‌دونی، با اینکه گرانماریا و بقیه‌ی فرشته‌ها

همیشه شیک و متین به نظر میان

وقتی دیگه شیف کاریشون نیست و می‌خوان استراحت کنن خیلی تنبل میشن

نمی‌تونن هیچ کاری بکنن

آنه و بقیه‌ی خدمتکارها براشون غذا درست می‌کنن

و داگا و بقیه‌ی مارمولک‌ها هم

لباس‌های کثیف‌شون رو می‌شورن

البته با امن نگه داشتن روستا این کارشون رو جبران می‌کنن

خوشحالم که اونا اینجان

صبح بخیر

بعد از صبحانه خوردن وقتش که برم سراغ کارهای مزرعه

بازم‌ اینا؟

هیچ کدوم از آفاتی که من می‌شناسم اینجا وجود ندارن

به جاش این چیزایی عجیب و غریب سیاه رو دارن

که روی گیاه‌ها زندگی می‌کنن و برگ‌هاشون رو می‌خورن

خوش‌بختانه بچه‌های زابوتون، کورو و بقیه‌ی سگ‌ها می‌تونن اونا رو برامون پیدا کنن

به خاطر همین هنوز آسیبی بهمون نزدن

...من با تبدیل ابزار کشاورزی اعظم

به اب‌پاش باهاشون مقابله می‌کنم

ظاهرا افت‌های گیاهی رو نابود میکنه

زمین کشاورزی‌مون خیلی بزرگ شده

دیگه بررسی کردن همه‌شون خیلی سخت

اما دیدن گیاهای که بزرگ شدن خوش‌حالم می‌کنه

باعث میشه از کارم احساس رضایت کنم

وقتی دارم کار می‌کنم موقع ناهار میشه

ناهاری که آنه و بقیه‌ی خدمتکارها موقع کار کردنم پختن رو می‌خورم

انگار ناهار خوردن تو این دنیا خیلی عجیب

یه وعده غذایی بعد از ظهر؟

اما صبح غذا خوردیم

منم اوایل که اومدم اینجا همین حس رو داشتم

جدا از ناهار، لی و بقیه‌ی های‌الف‌ها در مورد خودن صبحانه هم استرس داشتن

اگر امروزم غذا بخوریم اشکالی نداره؟

اینجوری ذخیره‌ی غذایی‌مون تموم نمیشه؟

میگن که همیشه نمی‌تونستن غذا بخورن حتی یه وعده‌ی تو روز

یعنی هر روز می‌تونیم غذا بخوریم؟

قرار از اینجا پرت‌مون کنن بیرون مگه نه؟

چطوری به این نتیجه رسید

می‌خوام مطمئن بشیم که هیچ کدوم

از اونها تا وقتی اینجا زندگی می‌کنن در مورد غذا نگرانی نداشته باشن

دهیار

گاو، گوساله دنیا آورده

می‌خوام خوراک‌شون رو بیشتر کنم

اره، انجامش بده

دهیار، انبار غذا مون خیلی زود پر میشه

با مایکل در مورد فروش بیشتر محصولات‌مون حرف بزنیم؟

اره، بیا با فلو حرف بزنیم و در مورد مقدارش تصمیم بگیریم

وقتی ناهار تموم میشه دوباره میریم سر کار

چون تعدادمون زیاد خیلی توی کار کشاورزی بهم کمک میشه

اما درست کردن مزرعه‌ی جدید و یا کاشتن محصولات جدید کاری که خودم

باید با ابزار کشاورزی اعظم انجام بدم

تا حالا فقط موادی کاشتم که بشه بخوریم

اما فکر می‌کنم اضافه کردن یکم رنگ و بو

به روستامون باعث میشه همه چیز متمدنانه‌تر به نظر بیاد

،به جز کار کشاورزی

روستایی ها ازم خواستن که خیلی چیزا براشون بسازم

به لطف ابزار کشاورزی اعظم

بدون تجربه در ساخت و ساز می‌تونم وسایلی

که می‌خوان رو بسازم

بازم از خدا به خاطر این لطفش ممنونم

...البته

دوست دارم بعضی وقتا موقع آموزش برم پیش بقیه

دوست دارم به این‌ فکر کنم که ما تو روستا هیچ وقت به همچین‌ چیزی نیاز پیدا نمی‌کنیم

اما انه و بقیه اصرار دارن که به صورت مداوم آموزش و تمرین داشته باشیم

تا اگر اتفاقی افتاد آماده باشیم

خب یکم ورزش و تمرین برای سلامتی همه خوبه

باشه، بیا ادامه بدیم

اگر بازم به اینجوری غذا خوردن ادامه بدیم

دیگه توی لباس مقدس خدمتکاری‌مون جا نمی‌شیم

فکر کنم مال من همین الانم تنگ شده

!بریم

...شاید منم باید یکم بیشتر تمرین کنم

!دیگه توان ندارم

مطمئنم کارم با این یکی بهتر

میشه امتحان کنم؟

حتما، مشکلی نیست

از چیزی که فکر می‌کردم سخت‌تر

فکر کنم من به درد اینکه از سلاح‌های عادی استفاده کنم نمی‌خورم

!اما این نیزه رو دارم

عالی بود، چطوری این کار کردی؟

..دقیقا نمی‌دونم کی می‌تونم ازش استفاده کنم

وقتی خورشید غروب می‌کنه

کارم رو تموم می‌کنم و میرم خونه

تا حالا این غذا رو ندیده بودم

این یه غذای جدید که امروز قرار امتحان کنیم

گوشت خرگوش قاتل پخته شده همراه با سس عسل شیرین

چه قدر بهش اطمینان داری؟

بیست درصد

خیلی درصدش کنم

!شیرین

اگر میشه می‌خوام غذاهای رو بهمون بدی ..که حداقل ۵۰٪ بهشون ایمان داری

نمی‌تونم این کار بکنم

نمی‌تونیم غذا رو حروم‌ کنیم

نکته‌ی خوبیه

تمام تلاشم رو کردم که از غذا لذت ببرم

موقع شام‌ افراد بیشتری میان سر میز

از این فرصت برای گزارش خبرهای که می‌خوام همه بدونن استفاده می‌کنیم

دهیار

شاهدخت یوری یه نامه فرستاده

نمی‌دونم در مورد چیه

بزار ببینم دلم می‌خواد بازم از سیب‌های روستای شما بخورم"

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left