Prvních 200 řádků.
.من روت حساب میکنم
رئیس ماهیگیران تامیو میشیما
اپراتور رادیو آیکیچی کوبویاما
.هی یه تکونی به خودت بده
چه خبر؟ - هی -
.کارتو به خوبی انجام بده
مدیر کشتی یوایچی نیشی یاما
.هی
بیست و دوم ژانویه 1954
.دیگه تو چنگمی
.و اینجاست که کونت پاره میشه
.جوجه رو آخر پاییز میشمارن
.لعنتی
نقشه اقیانوس آرام
.امیدوارم این بار شصت و چهار تن ماهی گیرمون بیاد
.آخرین بار توی اقیانوس هند پنجاه و شش تن ماهی گیرمون اومد
...آره، اگه شصت و چهار تن بعلاوه کمیسیونمون رو بگیریم
.میتونم حداقل یه شرت برای مامانم بخرم
.عجیببه، انگار داریم مسیر رو اشتباهی میریم - چی؟ -
داریم کجا میریم؟ .رفتیم سمت شرق
من هنوز به کسی چیزی نگفتم .فکر کردم ماهیگیری تو سمت شرق رو هم یه امتحانی بکنیم
.نمیدونستم
من فکر کردم قراره به سولومونس بریم، نه بچه ها؟
.آره درسته
...هی
.عمرا این کشتی قدیمی بتونه از دریای شرق عبور کنه
.من خودم تازه همین الان رئیس در جریانم گذاشت
اون فکر میکنه به جای اینکه به جنوب بریم و ماهی های زرد تن بی ارزش صید کنیم
بهتره که ماهی های چشم بزرگ گرون قیمت رو صید کنیم .حتی اگه دریا ناآروم باشه
.خارج از شرق دریاش خیلی ناآرومه
.من ماهیگیر دریای جنوبم
.ماهی زرد تن هم پول خوبی توشه
.من با مدیر کشتی آقای نیشی یاما صحبت کردم
اون میگه بیاید به خودمون یه فرصتی بدیم و .ماهی های تن درشت شرق رو هم صید کنیم
تو چی میگی، کوبویاما؟
...خب من فکر میکنم که حرف آخر رو توی کشتی اون میزنه
.پس بیاید به سمت جزیره میدوی حرکت کنیم
.اگه کوبویاما موافقه، پس منم هستم - .خوشحالم که همه مون موافقیم -
.بیاید اون چشم بزرگا رو صید کنیم و یه پول درشت به جیب بزنیم
گذشتن از جزایر اوگاساوارا و رسیدن به جزیره مینامی توریشیما
.کارت خوبه .من الان میام جات وایمیسم
.تو توی استفاده از چاقو حرف نداری، آشپز
.بیا یکم بچش
.خیلی خوب شده
حالا تو خواب حرف میزنی؟
.خودم که نمیخوام تو خواب حرف بزنم
«.کیوچان .کیوچان»
«.من میخوام با تو باشم کیوچان»
.بس کن، آقای هارادا
.شام آماده ست، آشپز برنج کاری برامون درست کرده
از جزیره مینامی توریشیما به جزیره میدوی
...دما تقریباً مناسبه
.رنگ آب هم به نظر خوبه
آماده ی رفتن هستی؟
.طنابا رو بیارید
.لطفا ماهی های زیادی برامون صید کن
.بزنید بریم
.بزنید بریم
.طنابا رو بیارید
...لعنت بهش، بازم کوسه
.بمیر دیگه
.شاید ماهی های تن رفتن تعطیلات
به تلاشتون ادامه بدید
.طنابا پاره شدن
.دور بزن
...دریا خیلی مواجه
.ممکنه توی مرجانا گیر کرده باشه .مخصوصا با این موج دریا
.هی برید دیده بانی بدید
.چهار روزه که هیچی پیدا نکردیم .بیاید بی خیال این کار بشیم
.دلم برای صاحب کشتی و این مردها میسوزه
.تنها چیزی که توی این سفر گیرمون اومد یه مشت بدهیه
.میتونیم هنوز هم از طنابای سالممون استفاده کنیم .باید این کارو تا آخرش انجام بدیم
با اون یه ذره طناب .شاید فقط بتونیم بدهی هامون رو صاف کنیم
.ما نباید وقتمون رو اینجا تلف کنیم
.میگم بهتره بریم سمت جنوب، اونجا دریاش آرومه
چرا نریم سمت شمال؟ .هم به خونه هامون نزدیکتر میشیم و هم توی سوخت صرفه جویی میکنیم
میتونیم توی مسیر هم ماهیگیری کنیم
از اونجا که سوختمون کمه، چطوره بریم سمت شمال ماهی تن آلباکور صید کنیم؟
.همه از کت و کول افتادن .دریاهای شمال خیلی مواجن
.اگه به سمت جنوب بریم میتونیم حتما یه چیزی صید کنیم
با صاحب کشتی حرف زدی؟
.نه الان این کارو میکنم
.توی صید ماهی همیشه هم شانس یار شما نیست
.من برم به همه بگم
هی
.بچه ها گوش کنید
.طنابای پاره شده رو فراموش کنید .ما به سمت جنوب حرکت میکنیم
.یه ماهیگیر باید بدونه که کی تسلیم بشه
.این یه شروع جدیده
.با رفتن به سمت جنوب، انرژیه از دست رفته مون رو به دست میاریم
.بیاید اون بطری مشروبی رو که داریم بازش کنیم
از جزیره میدوی به آتل بیکینی
.بندازینشون توی آب
.مراقب باشید
اول مارس
.هارادا، بعد اینکه طنابا رو بالا کشیدم برمیگردیم میریم به یائزو و خونه مون
.کیوچان که برای من دلش تنگ شده
«.کیو چان»
.من که دیگه نمیتونم برای دیدنش صبر کنم .اعصابم خورد شد
.اگه بتونیم هشت یا نه تن ماهی صید کنیم میتونیم از پس هزینه هامون بربیایم
.چه سفر وحشتناکی بود
صاحب کشتی خیلی عصبانی میشه
.ما جز بدهی هیچی به دست نیاوردیم - .صبحونه حاضره -
.خورشید از سمت غرب طلوع کرد
.ای حمق از کی تا حالا خورشید از سمت غرب طلوع میکنه
به نظرتون بمب اتمی نبود؟
اون چی بود؟
.بیاید غذامون رو بخوریم
.موتور رو روشن کن
.طنابا رو بالا بکشید
.با تمام سرعت
.انفجار هفت دقیقه بعد از فلاش نور بود
.نه هشت دقیقه بعدش بود
.نگاه کنید، بمب اتمیه
.ممکنه هواپیماها همین دور و برا باشن .مراقب باشید
.برید سر کاراتون .طنابا رو بکشید بالا
.سرعت صوت در حدود 1000 فوت در ثانیه ست
...فرض کنیم هفت و نیم ثانیه انفجار طول کشید
.به مسافت دریایی میشه هفتاد و پنج مایل
...موقعیت کشتی
.یازده و 53 درجه شمالی ، 66 و 58 درجه شرقی هستش
از تماس رادیویی استفاده نکن .ما نمیتونیم ریسک کنیم ممکنه هواپیماها ردمون رو بزنن
این چیه، برفه؟
.تو دریای جنوب که برف نمیباره
.چه چیزای عجیب غریبی از آسمون داره میباره
.برگردید سر کاراتون .بجنبید
اینا دیگه چی هستن؟ - .ممکنه خاکستر باشه -
.چسبیدن به پاهام
این چیه؟
چهاردهم مارس
بچه ها، این مدت داشتید چه کار میکردید؟
.رئیس باید باهات صحبت کنم
صورتت چی شده؟
.شبیه بومی های پولینیزی شدم
چرا صورتت اینجوری شده؟
.بیا، باید حرف بزنیم
.همه صورتاشون سیاه شده - .میدونم، بیا بریم دیگه -
چی؟ شماها دیدید که یه بمب اتمی منفجر شد؟ - ...ما یه فلاش نوری دیدیم -
بعد نود دقیقه .خاکستر سفید رنگی از آسمون بارید
همه مون از خاکستر پوشیده .و سیاه شدیم
چرا از طریق رادیو باهامون تماس نگرفتید؟
.اگه با رادیو تماس میگرفتیم ممکن بود ارتش آمریکا ردمون رو بزنن
.نباید دراین باره به کسی چیزی بگیم
ممکنه ما رو یه عنوان جاسوس دستگیرمون کنن، میدونی که منظورم چیه؟ - حال بچه ها چه طوره؟ -
موهامون داره میریزه .و تاول زدیم
.صورتاتون خیلی بد سیاه شده .خیلی عجیبه
.من باید یه سر برم بیمارستان
...باشه، زود برو وایسا، امروز یکشنبه ست
.هنوز یه دکتر کشیک اونجاست - .اون درست میگه، برو باهاش تماس بگیر -
.بگو باید اونو ببینی
شماها شاهد یه عملیات محرمانه آمریکا بودید
.اگه اونا فکر کنن که شما جاسوس بودید، این براتون گرون تموم میشه
.صبح بخیر - .صبح بخیر -
.کیو چان، اژدهای خوش شانس به بندر برگشته
اژدهای خوش شانس برگشته؟ - .حواست به کارهای منم باشه الان برمیگردم
.خوش اومدی
صورتت چی شده؟
.من برگشتم - .به خونه خوش اومدی -
صورتت چی شده؟
کی از همه سیاه تره باباتون یا ماهی؟
.شبیه ارواح شدی، زود باش برو صورتت رو بشور عزیزم
.شستن پاکش نمیکنه
.باید برم حموم
...پوستت خیلی سیاه شده
.همچنین تاول هم زدی
خاکستر تا کی میبارید؟
.حدود چهار ساعت
بعدش صورتاتون رو شستید؟
.ما بلافاصله صورتمون رو شستیم - تب هم داری؟ -
.یه مدت احساس تهوع داشتیم و اشتهامون رو هم از دست داده بودیم
.همچنین استفراغ میکردیم و موهامون هم شروع به ریزش کرد
الان چه حسی دارید؟
.حالمون خوبه
از اونجا که حالتون خوبه و از اون موقع هم دوهفته گذشته .ممکنه چیزیتون نشده باشه
.بهتره برای محکم کاری یه آزمایش خون ازتون بگیرم
.به نظر میرسه صورتاشون دچار سوختگی شده .یه پماد سوختگی هم بهشون بدید
بیمارستان کیوریسو
دکتر، فکر میکنید حال ما خوب میشه؟
خب، شما در معرض یه بمب آتشین بودید و ...خاکستراشم ریخته روی سر و هیکلتون، پس چی بگم
...دکتر شرمنده که این حرفو میزنم - چی؟ -
.ولی ما میخوایم برای معالجه بریم بیمارستان توکیو
.خوبه، منم براتون یه معرفی نامه به بیمارستان دانشگاه توکیو میفرستم
.ممکنه شماها از مسمومیت اشعه رنج ببرید
.فردا صبح دونفری که حالشون از همه بدتره رو بفرستید بیمارستان
شما از اون خاکستر یه چیزی نگه داشتید دیگه، درسته؟
.آره، توی یه کیسه ی پلاستیکی یکم از خاکستر رو با خودمون آوردیم
.خوبه، اونم با خودتون به بیمارستان ببرید
چی شده؟ شبیه بومی های اقیانوس آرام شدید .که یه کاسه آرد رو لیس زدن
.هی، بعدش منو اصلاح کن
.خوش اومدی
.مطمئنا شبیه بومی هایی شدیم یه کاسه آرد رو لیسیدن
نمیخواید داخل بشید؟
.بفرمایید، بچه ها
.خوش اومدید
.من که دلم نمیخواد اینجوری آفتاب سوخته بشم
.خوش اومدی
.چقدر اومدنتون طول کشید .پنجاه روز شد
.ناقابله برای شماست
خیلی جوون و تازه ست .درست مثله ماست
.دیگه باید بریم
No comments yet. Be the first to leave one.