Informace o verzi

★ ★ Man Who Sets The Table E06 ★ ★ Man in the Kitchen ★ ★
Komentář od Mehdi_Rain
➤➤➤Translator : Mehdi_Rain ➨ ➨ ➨ Telegram : @Mehdi_Rain

Tagy

TS
Zveřejněno: 2017-09-20
Stažení: 14
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

‫ممنونم

‫(قسمت ششم)

‫شنیدم این روزا اینجا باحال ترین جایِ سئوله

‫بیا بخوریم تا بفهمیم چرا اینجا اینقدر معروفه

‫اما به نظر میاد غذاش خیلی گرون باشه

‫تو باید حساب کنی

‫امروز دستمزد گرفتی

‫من؟

‫ای خدا، چقدر زود باوری ‫شوخی کردم

‫تنها سرگرمیِ زندگی ـتون اینه که ‫منو دست بندازید؟

‫از کجا فهمیدی؟

‫امروز روزِ شانسته ‫بیا به سلامتی مشروب بخوریم

‫البته با شامپاینِ غیر الکلی

‫هنوزم یادتونه که من به الکل حساسیت دارم؟

‫چطور میتونم اب دزدک دریایی آتیشی رو فراموش کنم؟

‫بیا

‫ممنونم

‫خوب پُرِش کنید ‫میخوام به اندازه چهار نفر بخورم

‫سلام. میتونید سوئیچ ـتون رو به من بدید. سلام

‫ممنونم

‫اینجا الان جایِ فوق العاده ایه

‫واسه همین خیلی از جوونا میان اینجا

‫بیا بعد از مدت ها بریم سَرِ قرار

‫بیا بریم تو

‫ببخشید

‫الو؟

‫دو نفریم ‫لطفا همراه من تشریف بیارید

‫تو اینجا چیکار میکنی؟

‫تو باید الان تو گوام باشی، ‫اما چرا اینجایی؟

‫سلام، حالتون چطوره؟

‫اون کیه؟ ‫لازم نیست بهش سلام بدی

‫این همون پسریه که راجبش بهت گفتم

‫اون رو ریِ ما رو به بازی گرفت

‫راستشو بهم بگو

‫بخاطر رو ری اومدی کره؟

‫من یه مقدار کار دارم ‫به هر حال،

‫اگه هدفت اینه تا وقتی اینجایی ‫رو ریُ از راه بدر کنی،

‫باید بیخیالش بشی ‫شنیدی چی گفتم؟

‫اگه دوباره دورُ بَرِ رو ری ببینمِت

‫واقعا تیکه تیکه ـت میکنم

‫دارم بهت هشدار میدم

‫رو ری میخواد با یه آدم خوب ازدواج کنه

‫نمیخوام نزدیکش بشی

‫وانمود کن که نمی شناسیش

‫حتی بهش نگاه نکن

‫و اونُ کاملا از ذِهنت پاک کن

‫فهمیدی؟ ‫آقا...

‫فهمیدی یا نه؟

‫من تو گوام بهت گفتم

‫من به محل ساخت و ساز تمومِ دنیا سفر کردم

‫لطفا فقط همین یه بار

‫رود بزرگِ دست‌ ساز تو لیبی...

‫عزیزم، بیا بریم بشینیم رو صندلی ـمون

‫بهت هشدار دادم ‫یادت باشه

‫معذرت میخوام. ‫لطفا از غذاتون لذت ببرین

‫بدجنسِ نابکار

‫عزیزم، بیا اونجا بشینیم

‫چرا باید بریم گوشه ‫وقتی که میتونیم بریم کنار پنجره بشینیم؟

‫اونجا خیلی دِنجه

‫بیا بریم ‫باشه

‫برو دستشویی ‫دستشویی؟ باشه

‫باید چی سفارش بدیم؟

‫یه لحظه صبر کن

‫میرم دستشویی دستامو بشورم

‫عزیزم، من دستمال مرطوب دارم

‫نمیخواد. به هر حال باید برم دستشویی

‫عزیزم

‫مامان ‫بابات داره میاد دستشویی

‫چی؟

‫کسی داخله؟

‫کسی داره از دستشویی استفاده میکنه؟

‫چرا جواب نمیده؟

‫ببخشید؟

‫ببخشید؟

‫چرا اینقدر طولش میده؟

‫مامان، نجاتم بده ‫من تو دستشویی گیر افتادم

‫ای وای

‫رو ری کجاس؟

‫(مامان، نجاتم بده ‫من تو دستشویی گیر افتادم)

‫حالا باید چیکار کنیم؟

‫من دُرستش میکنم

‫کسی داخله؟

‫کسی داره از دستشویی استفاده میکنه؟

‫ها؟

‫چی شده؟ ‫یعنی در قفل شده؟

‫ببخشید. درُ باز کنید

‫ببخشید

‫ای بابا

‫مثانه ـم داره میترکه

‫ای وای ‫جناب

‫معذرت میخوام، دستشویی الان خرابه

‫اگه خیلی عجله دارید، ‫لطفا از دستشویی زنونه استفاده کنید

‫چی؟ پس باید یه چیزی روی دَر بنویسید

‫اونجا کسی نیست؟

‫نه

‫ممنون

‫زودباش بیا بیرون

‫بابام چی شد؟

‫زود باش

‫مامان ‫زودباش برو

‫چی؟

‫تو چرا اومدی اینجا؟

‫میخواستم دستامو بشورم

‫زودباش برو بشور ‫باشه

‫ای خدا، چطور میتونن با مشتریا اینطوری برخورد کنن؟

‫(پارکینگ)

‫ماشین من 5700 ـه ‫5700؟ باشه

‫حتما خیلی غافلگیر شدی ‫حالت خوبه؟

‫آره

‫فهمیدم

‫دیگه یواش یواش جلو میرم

‫عزیزم، باید یه چیزی سفارش بدیم

‫بیا از اینجا بریم ‫نمیتونم اینجا غذا بخورم

‫چرا؟ من گرسنمه

‫از دستشوییش میشه تشخیص داد ‫کیفیت رستوران چطوریه

‫اونا حتی واسه مشتریاشون ‫روی دَر اعلامیه نزدن که دستشویی خرابه

‫حتی گرون هم هست

‫من یه رستوران خوب میشناسم ‫بیا بریم

‫عزیزم

‫عزیزم

‫عزیزم، عزیزم

‫بیا همینجا غذا بخوریم ‫من گرسنمه

‫همینجا منتظر بمون ‫میرم زود ماشین رو میارم

‫ای خدا ‫مدیر جونگ، حالا باید چیکار کنیم؟

‫میرم ماشینُ بیارم

‫اون پست فطرت رو ببین

‫خیلی وقت نیست که با رو ری به هم زده

‫اما حالا داره با یکی دیگه قرار میذاره

‫عزیزم، بیا بریم تو

‫یه لحظه صبر کن

‫چرا اون دختر اینطوریه؟

‫ظاهر فیزیکش...

‫مثل رو ریه

‫چی داری میگی؟

‫او الان رفته سَرِ قرار از پیش تعیین شده

‫عزیزم، بیا بریم داخل

‫یه لحظه صبر کن

‫قَدِشم خیلی بُلنده

‫خیلی مشکوک میزنه

‫همینطور نیس؟ ‫عزیزم

‫چیه؟ ‫عزیزم

‫یه لحظه صبر کن ‫همینجا وایسا

‫حالا باید چیکار کنیم، مدیر جونگ؟ ‫فکر کنم داره میاد اینجا

‫هی، گوام، به من نگاه کن

‫هی، گوام

‫عزیزم!

‫اون داره چیکار میکنه؟ ‫یه دِیقه صبر کن

‫این یه دستوره ‫تکون نخور

‫مدیر جونگ

‫هی

‫ما چاره ای نداریم

‫بیا فقط بهش بگیم

‫نمیتونيم همچین كاري كنيم

‫آقا

‫عزیزم

‫نگاش کن ‫بفرمایید اینم ماشینِ ـتون

‫یه لحظه صبر کن ‫تو چِت شده؟

‫ماشینم رو آوردن

‫چی؟

‫هی، یه لحظه صبر کن

‫هی، هی، هی، ‫وایسا، وایسا

‫اون داره چیکار میکنه؟

‫لطفا پشتِ سَرِمون رو نگاه کن. ‫بابام داره دنبالمون میاد؟

‫آروم باش ‫هیچکس پشت سَرِمون نیس

‫واقعا؟

‫حالت خوبه؟

‫چیکار کنم؟

‫بله، بابا ‫الان کجایی؟

‫الان؟

‫آره

‫الان با کی هستی؟

‫تازه قرار از پیش تعیین شده ـم تموم شده

‫دارم میرم سوار مترو بشم

‫واقعا؟

‫قرارِت چطور بود؟

‫ازت خواست باهاش بری بیرون؟

‫فعلا مطمئن نیستم

‫وقتی اومدم خونه بهت میگم

‫باشه. دیگه دیروقته ‫پس زودباش برو خونه

‫اون رو ری نبوده

‫دیدی؟ ‫الکی واکنش نشون دادی

‫دیگه انقدر بدگمان نباش

‫اون خیلی عجیب و غریبه

‫باید دنیا به آخر رسیده باشه

‫دخترم داشت با یه مَرد زندگی میکرد

‫به هر حال، ‫تا وقتی که اون پسر تو سئول زندگی میکنه

‫خیالم نمیتونه راحت باشه

‫واقعا نمیتونی بفهمی؟

‫نمیتونی بفهمی چرا تو مسابقه طراحی مِنو شرکت کردم؟

‫تو گوام گفتید که بهم علاقه ای ندارید

‫اشتباه میکردم ‫واسه همین برگشتم

‫دیگه فکرشم نکن که اون پسره ی عوضی رو ببینی

‫چرا اومدی بیرون؟

‫متاسفم، اما بیا فقط با همین جشن بگیریم

‫باید گرسنه باشی

‫مدیر جونگ

‫گفتید بعد از خوردنِ غذا، جوابتون رو بدم

‫میخوام الان بهتون جواب بدم

‫وقتی امروز پدرم رو دیدم...

‫واقعا نزدیک بود از ترس سکته کنم

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left