Prvních 140 řádků.
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
من کجام...؟
...کمک
!یه نفر کمکم کنه! کمک
.اوه، بالاخره بیدار شدی خواهر
حالت چطوره؟
خواب خوب دیدی؟
m -7.5 166.5 l -57 198 -147 202.5 -141 -444 135 -433.5 129 48 6 58.5
ازدواج شاد من
ازدواج شاد من
ازدواج شاد من
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
@AioSub | @AioFilmcom
قسمت ششم
« عزم و رعد»
« عزم و رعد»
« عزم و رعد»
« عزم و رعد»
« عزم و رعد»
« عزم و رعد»
!لطفا سریع تر برونید
.اینطوری بی صبری کردن دردی رو دوا نمی کنه
.باید یکم آروم باشی
.شما برای کسی که نامزدشو دزدیدن یکم زیادی آرومید
.اصلا نمی دونیم دارن چه بلایی سرش میارن
مطمئنی که میدونی کجاست؟
...بله. مطمئنم که میو
.توی خونه سایموری هستش
،خیلی طول کشید تا بیدار بشی .فکر کردم بالاخره مردی
چ-چرا داری اینکارو باهام میکنی؟
.تو خیلی آزاردهنده ای
.باید یه خدمتکار میموندی یا توی جوبی جایی میمردی
!باید جایگاهت رو بدونی
.بهت دستور میدم پیشنهاد ازدواج کودو ساما رو رد کنی
.خوب گوش کن
.باید دقیقا بهش بگی که پیشنهادشو رد می کنی
آخه به نظرم همسر کودو ساما بودن .بار خیلی بزرگی روی دوش توعه
...مثلا کیمونوی قشنگی که پوشیدی
فکر نمی کنی پاتو از گلیمت درازتر کردی؟
خب، بهمون قول نمیدی که پیشنهاد ازدواجشو رد می کنی؟
وگرنه مجبور میشم به سر و وضع ،این کیمونوی باارزشت برسم
.تا به جایگاه پایینت بخوره، خواهر
حالا که تونستی مجبورش کنی همچین کیمونوی گرونی برات بخره
.حتما راحت میتونی پیشنهاد ازدواجشو رد کنی
،وقتی با کودو ساما نامزد کردم
.کوجی رو میدم بهت
خب، خواهر؟
قراره به کودو ساما چی بگی؟
...نه
نه؟
...بس کن
!نه - !اشتباهه -
!بس کن - .این چیزی نیست که میخوام بشنوم -
.بذار از زبون خودت بشنومش، خواهر
بگو که پیشنهاد ازدواجشو
.رد می کنی
چرا؟
چرا همچین اتفاقی داره میفته؟
.الان تسلیم شدن راحته
...ولی این
.این یک چیزو به هیچکس نمی خوام بدم
چی شده؟ زبونتو موش خورد؟
.خیلی به درد نخوری، خواهر
...من
...نمی تونم
.همچین درخواستی رو قبول کنم
.نمی خوام
!از ما سرپیچی نکن
...دختره ی
مادر؟
.بسپرش به من
همونطور که فکر می کردم .کف زمین به تو بیشتر میخوره، خواهر
هی، تو مایه ننگی، مگه نه؟
.برخلاف من، تو نه قدرت روح بینی داری نه ویژگی خاصی
مایه خجالتی مثل تو امکان نداره .بتونه همسر کودو ساما باشه
.از همون اولشم کار اشتباهی بود
!هی! دروازه رو باز کنید - فکر نمی کنی این به نفعته؟ -
.این خونه سایموری و کوجی سان مال تو میشن
این چیزی نیست که از همون اول میخواستی، خواهر؟
...من
...منم که
...نامزدِ
.کودو کیوکا هستم
.هیچ وقت بیخیالش نمیشم
...شوخیت گرفته
!دیگه کافیه
.تو به خاطر اینکه تا الان بزرگت کردم بهم مدیونی
ولی تا بهت پیشنهاد ازدواج دادن، نمک نشناسی کردی، هان؟
!خدای من، عجب بچه ناسپاسی هستی
!نمیذارم کسی مثل تو زندگیمو نابود کنه
...اگه منِ گذشته اینجا بود، عذرخواهی می کرد
...تا زودتر دعوا تموم بشه .من اینطوری زندگی می کردم
.اینطوری راحت تر بود
.ولی نمی خوام تسلیم بشم
.من دیگه اون کسی که هیچ کاری نمی تونست بکنه، نیستم
...میخوام برگردم
.پیش همسرم
.هی، یکم عقب وایسا
برای چی تسلیم نمیشی؟
!این دیگه چی بود؟
...این
...این دیگه چی بود
.بریم
!هان؟ آه، بله
!چه خبر شده؟
!کودو دونو! صبر کنید
معنی این کارا چیه؟
میو کجاست، سایموری دونو؟
میو؟
.اگه اومدی دنبال میو، اون دیگه به خونه کودو برنمی گرده
پدر! چطور میتونی...؟
.کودو کیوکا
.فکر نمی کردم به این زودی بیای اینجا
نامزدم کجاست؟
.میو دیگه نمیخواد تو رو ببینه
.گفت دیگه برنمی گرده
.وقتی ازش بپرسم خودم میفهمم
!اگه نمی تونی جوابمو بدی پس برو کنار
.این کارو نمی کنم
،حالا که میخوای به زور وارد شی
.ما ساکت نمیشینیم نگاهت کنیم
.پس با زور وارد میشم
!ص-صبر کنید
اینجا چه خبره تاتسویشی؟
.بعدا از دخترت بپرس
.دروازه اصلی نابود شده
.اگه بذاری بیاد تو، ممکنه کل خونه نابود بشه
.اگه نمیخوای این اتفاق بیفته، کمکم کن
.همون چیزی که از رئیس خاندان کودو انتظار می رفت
.فقط دارن وقتمو تلف می کنن
.اون مثل یه هیولاست
.سر راهید
.برید کنار
.اصلا حریفش نیستن
.در مقایسه با اون قدرتشون در حد بچه هاست
...پس این نیروی
...قدرتمند ترین توانایی این دوره ست
صدای چی بود؟
!دیگه از این رفتارت خسته شدم
!زود باش بگو
No comments yet. Be the first to leave one.