Informace o verzi

Bride of the Century E16 END 2014
Komentář od niloo1991
ترجمه و زیرنویس: نیلوفر

Tagy

other
Zveřejněno: 2014-04-19
Stažení: 14
Pro sluchově postižené: Yes

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

.این پایان نیست، بلکه تازه شروع همه چیزه

.تو نشون دادی که انتظار و صبوری کردن هم بخشی از عشقه

.حالا دیگه ناراحتی ها رو پشت سر بذار و به بچه ات فکر کن

و اگه صبور باشی، چیزی که منتظرشی

.رو در آخر راه بدست میاری

قسمت آخر

.این هدیه خیلی باارزشه

این یه جایزه ی محبوب ملیه، بنابراین برای وجهه ی یک برند خیلی خوب می شه

که این به این معنیه که ما می تونیم .انتظار داشته باشیم درآمدمون بالاتر بره

مهم تر از همه تلاش های شما برای هماهنگ کردن

.سود کارمندان نیمه وقت و تمام وقت موضوع داغ روز شده

.می دونم کی مسئول این تغییرات شماست رئیس

چی؟ پس داری بهم می گی نمی تونی؟

.ببخشید خانم، از مهلت مقرر شده ی برگشت جنس گذشته

...و قسمت آسیب دیده تقصیر ما نبوده، بنابراین

پس داری می گی من به خاطر یه کیف احمقانه دارم بی خودی سر و صدا راه می اندازم؟

.من یه مشتری خیلی خیلی ویژه ام

!همین الان پولم رو برگردون

...متاسفم، اما طبق قوانین کمپانی

...چرا تو

.آجوما

آجوما؟

.کاملا مشخصه که همچین کیف برازنده ای حتی به شما نمیاد

.درخواست برگردوندن ایشونُ قبول کنید

.بله

.و لطفا از کارمند من عذرخواهی کنید

...واقعا که...چی

.برو دنبالش

.ممنونم رییس. ممنونم

.سخت تر کار می کنم

.روز خوبی داشته باشید

!رییس

!سلام- .سلام-

.امروز اینجا عکاسی داشتم

طی مدت عکسبرداریتون مشکلی پیش اومده؟

...اینطور نیست

اما خبر بهم زدنمُ دیدید، مگه نه؟

.اگه وقت داشته باشید، می خوام بعضی وقت ها باهاتون شام بخورم

چرا هنوز ازدواج نکردید؟

!حتما نشنیدید

.من ازدواج کردم

.پس بااجازه اتون

ازدواج کرده؟

با اون دختره نادوریم که اصلا وجود نداره؟

الان به خاطر اون ردم کرد؟

مامانت کجاست؟ کجاست؟

مامانت کجاست؟

!جونهو

!مامان اینجاست! مامان دیگه اینجاست

.ممنونم

.یه سال گذشته

...از وقتی که از خونه رفتی

...می دونم قابل مقایسه با سالهایی که منتظر موندی نیست

.اما من هر روزم رو جوری سپری کردم انگار یک سال بود

برای بقیه ی عمرم می خوام هر روزم رو .به عنوان شوهر کیم میونگ هی زندگی کنم

بالاخره فهمیدم که حضورت توی زندگیم

.رو باید عزیز بدونم

،روزی که این دنیا رو ترک کنم

امیدوارم تبدیل به خاک بشم و

،وقتی باد منُ به این طرف و اون طرف می بره

.کسی که می بینم تو باشی

و اگه ردت کنم چی؟

.این دومین زمستون بعد از رفتنشه

.و درست همونطور که اون امید داشت زندگی آروم تر شد

.و کسی که رفته بود برگشت

.دادا. آماده شد، زود باش بیا بیرون

!خوشمزه است

همتون باید برای کنسرت بعدی بیایید، باشه؟

.باشه. من حتما میام

مامان حالا چرا سیب زمینی شیرین؟ .باعث می شه دلم برای دوریم تنگ بشه

.اگه می تونست به کنسرتمون بیاد خیلی ازش خوشش میومد

.مامان اینُ بخورید

.باشه

این خوشحالی ای که حس می کنم برای چیه؟

من چیزی نمی گیرم؟- ...کیمچی-

...من اونُ خوردم

.عزیزم اینُ بخور- واقعا؟-

.بعد از رفتنش، متوجه همه ی هدیه هایی شدیم که بهمون داد

.در غیابش، جای اشک ها رو خنده گرفت

.دلم...خیلی براش تنگ شده

.مامان بزرگ، من برمیگردم

!کانگ ریم، مامانی برمی گرده

.عزیزم، نهارتُ یادت نره- .آه راستی-

.غذاتُ فراموش نکن و مراقب خودت باش

.چشم

!مامانی، خداحافظ! خداحافظ- !خداحافظ! خداحافظ-

.اینُ امروز گرفتیم واسه همین خیلی تازه است

.و اینُ هم اضافه می کنم

!ممنونم! خداحافظ

!خواهر

مدرسه ات تموم شد؟- .آره-

.من بالاترین نمره رو توی میانترم گرفتم- واقعا؟-

!این عالیه یوجونگ

.یه کم پیش غذا برای خودت و بابا بزرگت پیچیدم

!و اینم دارو برای بابابزرگته

!بیا! اینم هدیه ی من برای نمره ی خوب میانترمت

!ممنون خواهر

!سخت درس می خونم و برات جبران می کنم

!باشه

داری اونُ برای کانگ ریم می بافی؟

ببینش. به نظرت به کانگ ریم نمیاد؟

!دلم برای کانگ ریم تنگ شده

!این آخر هفته میام ببینمش- !باشه-

.بابابزرگت حتما منتظرته. زود باش برو خونه

!خداحافظ خواهر- !خداحافظ-

خوبی؟

.من خوبم

.پسرمون که درست شبیه توئه، باید هدیه ای از طرف تو باشه

هر وقت دلم برات تنگ می شه، نگاهش می کنم .و می تونم این انتظار رو تحمل کنم

تو هم داری به همین آسمون نگاه می کنی، درسته؟

.امیدوارم یه روزی اون بالا توی آسمون بتونم دوباره ببینمت

دلم...خیلی...برات...تنگ شده

.بیرون هوا خیلی گرمتر شده

.بهار، گل ها دوباره شکوفه می زنن

.و پرنده ها بر می گردن خونه

.یه روز، خبر خوبی می گیری

اومدید ببینید چقدر با هم سازگارید؟

.نخیر

.اومدیم دنبال یه نفر بگردیم. اسمش نادوریمه

اگه دنبال کسی می گردید باید برید ایستگاه پلیس

.شرکت های خدماتی، یا همچین جاهایی

هرچقدرم که توانمند باشم، این توانایی .رو ندارم که آدمهای زنده رو پیدا کنم

چه خبره؟

...منم نمی دونم چرا مامانم گفت

حالا که اومدید اینجا چرا به آینده اتون به عنوان یه جفت نگاهی نمی اندازید؟

.با نگاه به ساختار صورتتون، شما دو تا برای هم ساخته شدید

برای همدیگه ساخته شدیم؟- .بله-

.هیچ وقت زوجی رو ندیدم که بهتر از شما به هم بیان

.رابطه ی ما اونطوری نیست

.اگه شما دوتا با هم نباشید، هر دوتون بدبخت می شید

.کافیه

.بیا بریم. نیازی نیست بیشتر این حرف ها رو بشنویم

چطور نمی تونی الماسی رو که کنارت ایستاده ببینی؟

.تو از اون آدم هایی هستی که خوشبختیت رو با دستای خودت می رونی

.تصمیم با خودته که حرفمُ باور کنی یا نه

الماس؟

.نگهش دار. خیلی محکم

و وقتی این کارُ بکنی، شانست مثل

.یه اژدها مستقیم به سمت آسمون می ره

.داری چی کار می کنی؟ گفتم بیا بریم

.ممنونم

...زندگیم شده سفارش گرفتن از یه بچه ی فسقلی

.اون بچه ی بی ادب

.توانایی هامُ از دست دادم، واسه همین دیگه مشتری هم ندارم

.و اینجا دارم مردمُ گول می زنم

اون کی برمی گرده؟

اینها روی سایت ارسال شده بودند، اما هشدارهای غلط زیادی بودند

.واسه همین من اگه جای تو بودم، انتظار زیادی نداشتم

.حتی اگه خودش نباشه، من باید برم

.اگه چیز دیگه ای به دستت رسید بهم خبر بده

.باشه

.خدای بزرگ، بودا، لطفا بذارید این بار پیداش کنه

!ممنونم! روز خوبی داشته باشید

.بله

.فکر نمی کنم اونجا باشه

.اطلاعات جدیدی از ایستگاه پلیس سوکچو داریم

.توضیحاتش مشابه و قابل اعتماد به نظر می رسه

.باشه

.کانگ ریم. بابات اینجاست

.اسمشُ گذاشتم کانگ ریم

.یه قسمت از اسم هر کدوممون رو برداشتم

،چشمهاش، دماغ و دهنش

.همشون شبیه توئن

.خیلی ممنونم که دوریمُ فراموش نکردی و پیداش کردی

.خیلی ازت ممنونم

...ممنونم

.مادربزرگ، لطفا احترام منُ بپذیرید

.متاسفم که اینقدر طول کشید تا برسم

...واقعا متاسفم

!بابا! بابا

!خداحافظ

!سلام

اینجا جاییه که قصه ی عشق چویی کانگ جو و نادوریم شروع شد؟

.ما اینُ دیدیم و اومدیم

.قصه ی عشق چویی کانگ جو و نادوریم

.بله. درسته

.این رستوران نادوریمه

.ما سعی داریم تاریخ رو دوباره زنده کنیم

تاریخُ زنده کنید؟

قصه ی عشق چویی کانگ جو و نادوریم

.واقعا رومانتیک و تاثیر گذاره

.قصه ی عشق اونها اخیرا موضوع داغ روزه

.من همه ی شبُ با خوندن کل داستان گریه کردم

.اما نادوریم کجاست؟ می خواستم امضاش رو بگیرم

.دوریم الان اینجا نیست. رفته خونه ی اقوام شوهرش

...خونه ی اقوام شوهرش

خونه ی چویی کانگ جو؟

تو هم شایعات رو باور می کنی؟

،در مورد اولین عروس بزرگترین پسر خانواده

که به عنوان قربانی توسط روحی که از خونه مراقبت می کنه

.قبل از اینکه اولین شب تموم شه گرفته می شه

باور می کنی که روحی اینجا باشه؟

...سون بوک

...اون شایعات رو من ساختم

.این تنها راهی بود که می تونستم تو رو عروس خودم کنم

...اولین باری که دیدمت، یه روز بهاری بود که

.اومده بودی لباس های مامانم رو بیاری

.مامانم کار ریزبینانه ی تو رو تحسین می کرد

.و تو با خجالت زیر سایه ی درخت ها لبخند می زدی

.تو از لباس صورتی ای که دوخته بودی خیلی زیباتر بودی

Bride of the Century (Hundred Year Bride / Baeknyeonui Shinboo / 백년의 신부) subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Bride of the Century (Hundred Year Bride / Baeknyeonui Shinboo / 백년의 신부)

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left