Prvních 145 řádků.
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
!چی؟
!آن، داری جدی میگی؟
.آره
منظورت از نشان...نشان خانواده چمبر، همونیه که خانواده سلطنتی نابودش کرد، درسته؟
...اگه همچین چیزی بسازی
.خیلی خب
.منم کمک می کنم
کدوم پودر رنگ ها رو میخوای؟
.ممنون میثریل لید پود
.بنفش، قرمز و آبی. سبز و سیاهم بیار لطفا
!بسپارش به من
میشه همه رنگهایی که شبیه اینان رو برام بیاری؟
!حتما
.نشان یه خانواده اشرافی، غرورشه
.ممکنه نوآ هنوز نشان رو به چشمِ قلب هربرت ساما ببینه
...برای همین نوآ همش
حتی اگه وجود اون نشان ممنوع باشه
...قلب هربرت ساما
...که نوآ تمام این مدت بهش خیره شده بوده
تموم شد؟
.بله، تمومه
!تموم شد! آخجون! موفق شدیم
!خیلی زحمت کشیدی
.با همدیگه انجامش دادیم
.بریم. اونم با خودت بیار
.به نوآ نمیگیم این یه مسابقه اس
.اگه بهش بگیم ممکنه به غرورش بر بخوره و چیزی نخوره
نوآ بیداری؟
ویکنت سیلورشوگر؟
.هدیه ای که دیروز قولشو دادم بودم رو آوردم
...این
هیو از کجا درمورد این می دونست؟
.تخته رو از سالن کوچیک برداشتم
چی؟
متاسفانه موقع غارت اینجا مهره ها هم از دست رفت، نه؟
.ولی کلیسای سنت لویسون بل هنوزم طراحی های پر جزئیاتی داره
.همینطور اطلاعات درمورد این که هربرت ساما استاد فیف بوده
چی؟
.این درست نیست
.هربرت ساما خیلی توی بازی فیف حرفه ای نبودن
.گفت برای همین فقط من باهاش بازی می کنم
.مطمئنم همینطور بود
کی با حرفه ای ترین کشور بازی میکنه؟
حرفه ای ترین؟
تو خبر نداشتی و به بازی دعوتش کردی، نه؟
...هربرت ساما حتما خیلی خوشحال شده
.از اینکه تو نه برای رقابت، بلکه برای سرگرمی میخواستی بازی کنی
...پس هربرت ساما
.این شیرینی ها مال توعن
.کاری که دوست داری رو باهاشون بکن، کاری که خیلی وقت پیش می کردی
...فهمیدم! اگه چیزی باشه که راحت بتونه توی دستش نگه داره، شاید
...من
نوآ
.یه هدیه دیگه ام برات هست
!اینم برای توعه نوآ
.مخصوص تو درستش کردم
چطور؟
!این نشان هربرت ساماست
!خیلی قشنگه
قشنگه؟
!آره
.خوشحالم
...امیدوارم یکم هم که شده حسش کنه
.اینکه قلب هربرت ساما اینجاست
.خوردمش
...من
!خوردمش
...من...من
.نوآ
.بگیر
ویکنت سیلورشوگر
.هرچقدر میخوای بخور
.مطمئنم هربرت ساما عصبانی نمیشه
خودتم اینو میدونی، نه؟
.تا وقتی براش اشتیاق داشته باشی این نشان از بین نمیره
...هربرت ساما
.هربرت ساما واقعا اینجا بود
.باهام فیف بازی کرد و شیرینی شکری خورد
!لبخند زد و خندید...اون اینجا بود
.خیلی خوش گذشت
...بهم
...خیلی خوش گذشت
.هربرت ساما
.وجود اون نشان ممنوعه
.ساختنش فقط به معنی شورش کردنه
به عنوان یه استاد سیلورشوگر اصلا دودل نشدی؟
.فقط یکم
...ولی نساختن چیزی که یه نفر بهش احتیاج داره
.اینجوری دیگه استاد سیلورشوگر بودن فایده ای نداره
.که اینطور. خب برنده شدنت دلیل هم داره
چی؟
.نشان خانوادگی روح اون خانواده رو میرسونه
.اثبات اینه که ارباب مرده اش یه روزی زنده بوده
چون نوآ معنی نشان خانوادگی رو میدونه
.طبیعیه که تونسته قلب هربرت ساما رو داخلش حس کنه
تو که همه اینارو میدونستی چرا خودت نشان رو نساختی؟
.یه بار ساختمش
.ولی خرابش کردم
.من ویکنت سیلورشوگر و خدمتگزار سلطنت هستم
...نمیتونم نشانی رو بسازم که اعلی حضرت
.که خاندان میلزلند ممنوعش کرده
.برای من امکان نداره
...هیو
اگه فقط برای اعلی حضرت میتونی شیرینی شکری درست کنی
پس چرا ویکنت سیلورشوگر شدی؟
.کت هم همینو ازم پرسید
بهم گفت انقدر دلت قدرت میخواد که آزادیت رو میندازی دور؟
.خیلی عصبانی بود
.من قدرت میخواستم
.حتی اگه بهاش آزادیم بود
.بدون قدرت بعضی چیزها ممکن نیست
به جای قدرت دعایی که داخل یه شیرینی شکریه
.یه قدرت مستقیم میخواستم
!خب دیگه حرف زدن بسه
.وقت برای تلف کردن نداریم
.زود باش بفرست دنبالش
...اگه هیو نشان خانوادگی رو ساخته بود
!آن
!عالی بودی آن! شنیدم برنده شدی
.آ-آره
!شنیدم الیوت و ویکنت سیلورشوگر الان حرف میزدن
این یعنی اون آقاهه کت میاد، درسته؟
!دقیقا
.کالینز سان
!من میرم به همه بگم
.ویکنت سیلورشوگر بهم گفت مسابقه چطور پیش رفت
.فکر نمی کنم واقعا برده باشم
.به هر حال تو نجاتمون دادی
فعلا همین کافی نیست؟
.کارت عالی بود
.کالینز سان
!خب دیگه! وقتشه به کار ادامه بدیم
.آن تو باید یکم استراحت کنی
احتمالا چون فکرت درگیر بوده نخوابیدی، نه؟
.اگه به خاطر کم خوابی کارو خراب کنی زحمت ما بیشتر میشه
.ممنونم
!شال
.نوآ آروم شده
.مثل اینکه شیرینی ها حالشو بهتر کردن
.خداروشکر
.کارت خوب بود
.هوم
.اصلا هم به شیرینی ها نگاه نمی کردم
.اوهوم
No comments yet. Be the first to leave one.