Golden Rainbow

Golden Rainbow (황금 무지개)

Stáhnout Farsi Persian titulky

Informace o verzi

Golden Rainbow E28 2013
Komentář od aramesh82
ترجمه و زیرنویس :آرامش www.koeanforum.ir

Tagy

other
Zveřejněno: 2014-02-24
Stažení: 45
Pro sluchově postižené: Yes

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

رنگین کمان طلایی قسمت بیست و هشتم

چرا می خواستی منُ اینجا ببینی؟

.برای اینکه نمی خواستم توی دفتر کارت آبروتُ ببرم

...پدر

روز فوت کیم هان جو بین ساعت 4 تا 6 کجا بودی؟

یهویی این چه حرفیه می زین؟

.عذر و بهونه تُ می خوام

چرا نمی تونی بگی کجا بودی؟

. نمی خوام در موردش حرفی بزنم چرا؟

چون خودتم توی صحنه بودی؟

...دو یونگ تو کیم هان جو رو کشتی ، نه؟

تو توسط جو کوانگ دو کیم هان جو رو به قتل رسوندی، نه؟

منظورت چیه؟ جو کوانگ دو ، کیم هان جو رو کشته؟

.دروغ گفتنُ بس کن

.تو پشت تمام کارای جو کوانگ دو به مدت 24 سالی

، اول ، اختلاس 3 بیلیون ون از از شیلات طلایی

.بعدشم تو به جو کوانگ دو گفتی که جانگ هابینُ بدزده

. و جوکوانگ دو هم به کانگ دونگ پال گفت اینکارُ بکنه

اشتباه میگم؟

.من هرگز همچین کارایی نکردم

...دوم

.چهارده سال قبل تو، به جو کوانگ دو دستور دادی که از تور برای ماهیگیری استفاده کنه

.وبااستفاده از کیم مان ون،کیم هان جو رو مجبور به قاچاق طلا کردی

می خوای بگی اینام کار تو نبوده؟

.همش کار جو کوانگ دو بوده

.من هیچوقت بهش دستور انجام همچین کارایی ندادم

.خیله خب ...سوم

.تو ته یونگُ مجبور به قاچاق ماهی کردی که از شر موقعیتش خلاص شی

اینم کار تو نبوده؟

.بیا فقط بگیم از اتفاقی دیدن همدیگه چیزی از دست دادیم و بدست آوردیم

ولی، چرا فکر می کنی من دستور کشتن هان جو رو دادم؟

.من هیچ دلیلی برای کشتن هان جو نداشتم

.چون جو کوانگ دو تحت فرمان تویه

.تنها کسایی که برای شیلات طلایی کار می کنن تحت فرمان منن

جو کوانگ دو تحت فرمان من نیست

.حتی نمی دونم چه نفرتی بین جوکوانگ دو و هان جو وجود داشته

.منم کنجکاوم بدونم چرا اینکارُ کرد .وقتی بازداشتش کردی ، لطفاً ازش بپرس

!اگه واقعاً اینکارُ نکردی ، بهونه تُ بهم بگو

وقتی کیم هان جو کشته شد ، کجا بودی؟

پس چرا وقتی یه دفترت برگشتی اینقدر گریه کردی که منشیت شنیده؟

اونروز چه اتفاقی افتاده بود که

وقتی برگشتی خونه مست کرده بودی؟

.نمی خوام درموردش حرف بزنم

.اگه به من مشکوکی ، می تونی بازداشتم کنی

فکر می کنی نمی تونم؟

! ولی قبل اینکه اینکارُ بکنم ، حقیقتُ بهم بگو

.حقیقت اینه که من در مورد مرگ هان جو هیچکاری نکردم

.اون برام مثل یه برادر بود

.بذار دوباره بهت بگم .من هیچ دلیلی برای کشتن هان جو نداشتم

.افسر لی

.سابقه ی تماس تلفن سو جین کی رو در روز تصادف کیم هان جو دربیار

.همینطور سابقه ی معاملات بانکیشُ لازم دارم

.جناب دادستان، برای انجام اینکارا حکم لازمه

پدرتون چه ربطی به مرگ هان جو داره؟

.ربطی به کیم هان جو نداره .درمورد فساد مالیه شیلات طلاییه

.همین الان یه طرح کلی درست می کنم .تو برو دادگاه و درخواست حکم کن

.باشه

برای زیردستای جوکوانگ دو از گروه جین کانگ چه اتفاقی افتاد؟

.تحت بررسیه

مطمئنی کامیون قرض ندادی؟

شواهدی هست که نشون میده یه کامیون سرقتی . از گروه جین کانگ قرض گرفته شده

.این چیزا ربطی به من نداره

.اگه بررسی کنین خودتون می فهمین

.گروه جین کانگ بخاطر قاچاق ماهی ورشکسته شده

.برای همین من دیگه یه شغل دیگه دارم

هیچ تماسی با جو کوانگ دو نداشتی؟

.خودتون گفتین که اون به چین فرار کرده چرا باید با تماس داشته باشم؟

.همینه . از حالا به بعد ، هر جا میره دنبالش کن

.مراقب باش گیر نیفتی

.حالت خوبه؟ می دونم سخته، اما تو می تونی تحمل کنی

.بله

خب ولی، چطور شد؟

.فکر نمی کنم جو کوانگ دو با اینا ارتباطی داشته باشه

.اونها شاهد دارن و هیچ ردی هم از تماس با اون ندارن

.فکر کنم جو کوانگ دو خودش یه کامیونی قرض کرده و سعی کرده بهت آسیب بزنه

.اونا هیچ ربطی به این قضیه ندارن

.رییس بخش، یه خواهشی از تون دارم

چی؟ ...دویونگ

طبق گفته ی دادستان سو، جو کوانگ دو قاچاق ماهی کرده . تا ته یونگ موقعیتشُ از دست بده

.همونطور که می دونین، دویونگ ، نوه ی شیلات طلاییه

.برای همین احساس بدی دارم که ازش این سوالا رو بپرسم

چی رو می خوای برات دربیارم؟

.کسی که بعد از حذف موقعیت ته یونگ بیشترین سودُ می بره

.فکر می کنم باید انگیزه ی کارای جوکوانگ دو رو پیدا کنم

.بهت گفتم با من تماس نگیر چی شده؟

.برای همیشه که نمی تونم مخفی شم ، لطفاً بفرستم چین

.مگه درک نمی کنی .بخاطر اشتباهت توی بیمارستان،خط توسط پلیس مسدود شده

.اگه وقتی می خوای کشورُ ترک کنی اشتباهی پیش بیاد کار هردومون تمومه

.اینجا دیگه امن نیست

.عکس من به عنوان مجرم تحت تعقیب همه جا هست .حتی نمی تونم بیام بیرون

.برای همین باید یه مدتی آفتابی نشی

.درهرحال، لطفاً هرچه سریعتر منُ بفرست چین

...اگه من گیر بیفتم

شمام تو دردسر می افتین، مگه نه؟

.یونگهی

...دوران کودکی

...و جوانیِ زیبات

...وزمانی رو که با هم گذروندیم

.فقط فکر گذروندن بقیه ی عمرم با تو قلبمُ به لرزه درمیاره

.حتی اگه نیمی از زندگیمُ گذرونده باشم،هیچی نمی تونم به بچه هام بدم

.دلم می خواد با تو زندگی کنم و احترام به یکدیگر ارث من به بچه هام باشه

.می دونم گفتن این حرفا به تو لازم نیست و ممکنه هیچوقتم بهت نگم

.ولی من بهش عمل می کنم

.یونگهی ، دوست دارم

...هان جو .هان جو

.صبر کن و ببین . می خوام یه مزرعه ی پرورش ماهی خیلی بزرگتر از این بسازم

.و می خوام یه عالمه پول دربیارم و بذارم هرکاری که می خوای انجام بدی

!خیلی خوشحالم کردی

.بک ون، نمی خوام که تو حریص باشی

چرا؟

.زیر دریا رو ببین

.اگه ماهیا احساس سیری کنن ، دیگه هیچی نمی خورن

.اونا حریص نیستن .اونا هماهنگ با طبیعت زندگی می کنن

.من ترجیح میدم تو هماهنگ با مردم اطرافت زندگی کنی تا اینکه پول بیشتری دربیاری

.درست مثل مراقبت کردن از خواهر برادرات

.معلومه ...چون من دختر توام

.ولی هنوزم دلم می خواد یه عالمه پول دربیارم،که بتونم با بقیه سهیم بشم

!آره. اینکارُ می تونی بکنی

.بابا

با نشون دادن این کتاب مصور ماهی که برام درست کردی

.هر کاری رو که بخوام می تونم انجام بدم

...همینطور

...اون کسیکه تو رو از ما گرفت

.با دستای خودم...می گیرمش

.اومدی

چرا می خواستی منُ ببینی؟ مگه خودت کسی نبودی که با من همینجا قطع رابطه کردی؟

.خودت ، سو جین کی

.بشین

. بشین؟ واو ...هیچوقت نشنیده بودم که تو بهم بگی بشین

.مفتخرم کردی

.احساس خیلی خوبی دارم

.نشستم

.بعد از مرگ هان جو، به چیزی که بهت گفتم فکر کردم و حق با تو بود

.هان جو بود که باعث شد من چیزی که الان هستم بشم

.وقتی به زمان پرورشگاه فکر می کنم، هیچ کاری برای هان جو انجام ندادم

چت شده؟

مریضی؟

.از حالا به بعد می خوام مثل یه آدم رفتار کنم

.من که بهت نگفتم ازت پول می خوام

.می خواستم درمورد رفتار گذشتت بهت بگم

.چیزی که فکر کنم کمک به خونواده ی بک ونه

.باید بعد از ، ازدست دادن هان جو ، خیلی بهم ریخته باشن

جداً؟ .بله

.از حالا به بعد هزینه های سنگینِ زندگیشونُ بهت میدم .ولی نگو که از طرف منه

.و خواهشاً مراقبشون باش

.اگه بفهمن این پول از طرف منه، غرورشون می شکنه

.بجاش ، باید هر اتفاقی رو که برای خونوادشون می افته رو بهم بگی

.باشه... نگران نباش

.ولی...خیلی تحت تأثیر قرار گرفتم

.هان جو دیگه رفته . من و تو باید عموشون بشیم

اینطور نیست ؟

.درسته

.تو و من عموهاشونیم

...ما بایدم ...

.تا جاییکه می تونیم بهشون کمک کنیم

.دیونه ای ؟ دیگه نمی تونیم از رستوران پول بدزدیم . نمیشه این پولمونُ هدر بدی

مامان ، واقعاً که؟ .باید لاتاری رو برده باشه

واقعاً لاتاری بردی؟

.بچه ها، باید هر کاری رو که می کردینُ ول کنین و خوشحال باشین

.من تو لاتاری برنده شدم

لاتاری؟

.( این یه چکه(سوپیو=چک ! از آخرین باری که چک دیدم خیلی میگذره

.منُ که هر روز می بینی چته؟

.ولی تو یه چک بیفایده ای

عزیزم، چه لاتاری ایه؟

.بعد از مردن هان جو، سوجین کی شیلات طلایی مهربون شده

.الان دیگه داره سعی می کنه مثل یه آدم رفتار کنه

. آره.وقتی تو مراسم تشییع جنازه دیدمش مثل یک جنتلمن به نظر می اومد

.خیلی بزرگانه فکر می کرد و درمورد پول هم سخاوتمند بود برخلاف گذشته

.پس بیا ازش بیشتر بخوایم تا بتونیم برای خودمون یه رستوران بسازیم

اگه خودمون رستوران داشته باشیم،دوباره ورشکست میشیم.تازه چرا باید ما کار کنیم؟

.فقط صبرکن و ببین. خونمون به زودی پره پول میشه

چطوری؟

.جین کی سعی داره به خونواده ی بک ون کمک کنه

.برای همین قراره از طریق من بهش پول بده

.و ماهم می تونیم نصفشُ برداریم

نصفش؟ نصفش؟

.مامان .مامان

.هابین

.اینجا سرده .باید تو اتاق بخوابی

شام خوردی؟

.اینجا چیکار می کنی؟ اگه دیر بری خونه مادربزرگت نگرانت میشه

.اگه می دونستم اینطوری میشه ، با عروسیت مخالفت نمی کردم

.متأسفم ، مامان

. نمی خواستم اونها تو رو ازم بگیرن برای همین حریص بودم

.الان احساس بدی دارم .فکر می کنم همه ی این اتفاقا بخاطر منه

.می دونم الان زمان سختی رو داری .اغلب میام بهت سر می زنم

.شونه هامُ بهت قرض میدم .امیدوارم بهت کمک کنه

.تو م اینجایی

مامان، حالت خوبه؟

مامان؟

.با بابام ازدواج کرده بود پس مامانم دیگه

.خانمم موافقت کرده

تو مشکلی نداری که؟

.البته ، نه

.فکر کردم تو خونه تنهایی

همه اینا رو خودت درست کردی؟ مگه سرت شلوغ نیست؟

.باید بخوری و روحیه داشته باشی . می دونم سیب زمینی شیرین دوست داری،برای همین باهاشون سوپ درست کردم

.ممنون

خوبه؟ . خوشمزه است

More Farsi Persian subtitles for Golden Rainbow

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left