Prvních 200 řádků.
قبلاً در پروندههای سنریستسو کایکی کوواسُوگی
- پرونده ۰۱: عملیات دستگیری زنی با دهان شکافته -
- پرونده ۰۲: روح لرزان -
- پرونده ۰۳: افسانه مرد کَپا -
- این اثر مجموعهای از مصاحبهها و تحقیقات دربارهی پدیدههای عرفانی و عجیب است --
۱۵ آگوست
میتوانید دربارهی فیلم توضیح بیشتری بدهید؟
لازم نیست عصبی باشی، آرام باش. و دوباره با جزئیات برایم تعریف کن چه اتفاقی افتاد.
ما اینجا نیستیم که سرت فریاد بزنیم. و دوستت هنوز زنده است، اجازه نمیدهیم بمیرد.
یک شب اینجا نشسته بودیم...
و داشتیم صحبت میکردیم...
و از روزهای خوب دبیرستان یاد میکردیم.
خب حالا که وقت آزاد داشتیم، تصمیم گرفتیم به این مدرسه برویم.
- ویدیوی ارسالی.
داری از من فیلم میگیری؟
آره.
نکن، خجالت میکشم!
دوربینت؟
نه، کار خاصی نداشتم، برای همین دزدیدمش.
کار خاصی نداشتم.
کار خاصی نداشتم...
تصمیم گرفتم یه چیزی شبیه مجله هفتگی فیلمبرداری کنم.
حالشو ببر!
برش میدارم!
این منم.
کار خاصی نداشتم...
راستی، درسا چطور پیش میره در مدرسه؟
مگه ماه ژوئن نیست؟
آره.
من از ماه مِی نرفتم.
اصلاً حال نمیده اونجا.
واقعاً؟
گاهی دلت نمیخواد برگردی به اونجا؟
اصلاً.
تو یه هیکیکوموری هستی!
درسته! من هیکیکوموریم.
من یه هیکیکیکوموریم.
میخوای شروع به کار کنی؟
و داری خودتو میگیری چون سر کار رفتی.
راستش هر کسی میتونه صندوقدار سوپرمارکت بشه...
بابا منم باید برم مدرسه.
هی، جواب بده، لطفاً.
نه، من نمیخوام کار کنم!
چرا آخه~
من نمیخوام کار کنم.
مگه چه اهمیتی داره...
تو مدرسه نمیروی. تو مدرسه نمیروی!
دبیرستان خوش میگذشت، نه؟
آره، خیلی خوش میگذشت.
میدونم قصدت چیه.
منظورت...
کاش رفته بود.
حالا متروکه شده...
میخوای بری ببینیش؟
نه، معلومه که نه!
هی... گوش کن...
بریم؟
نه، نه، نه!
اصلاً!
راستی، از *** و *** شنیدم.
تو یه خونه متروکه گیر افتاده بودن.
داشتن همدیگه رو میبوسیدن.
جدی؟! وای خاک بر سرم!
هر دو از خجالت سرخ شده بودن!
اون جاهای متروکه ترسناکه!
اگه بقیه هم رفتن، ما هم میتونیم. خوش میگذره. بریم؟
بیا بریم. خیلی دلم میخواد برم!
البته، کار دیگهای هم نداریم.
آره، آره!
دیگه فقط مونده بریم!
بیا! بریم!
بریم!
بریم قبل از اینکه هوا خیلی تاریک بشه.
بیا بالا.
بیا، بریم.
تو جنگل ترسناکه!
اونجا تاریکه. چراغ قوه داری؟
بدون چراغ قوه اونجا نمیرم.
اینجوری که جالب نمیشه.
پس من نمیرم.
باشه، باشه، فهمیدم.
خیلی خب، بریم.
- نانا و اری به مدرسه متروکهای که قبلاً توش درس میخوندن، میرن.
خیلی تاریکه!
خدا رو شکر که چراغ قوه هست.
اری، اون تو خوبی؟
ترسناکه!
همین الان میخوای برگردی؟
آره، میخوام.
ادامه دادن به این بحث...
شنیدم شایعاتی هست...
که صداهای عجیبی از این مکان متروکه شنیده میشه.
همین، همین، بیا ساکت باش.
میدونستی که توی دستشویی
صدای یه دختر رو میشه شنید...
شایعه شده هاناکو توی این دستشویی زندگی میکنه.
یادت نمیاد چه اتفاقی برات افتاد توش؟
من فقط یادم میاد با *** رفتم اونجا.
ما رفتیم تو اون دستشویی، ولی من هیچی یادم نمیاد.
تنها چیزی که یادمه اینه که توش حالم بد شد.
واسه همینه که تو و بقیه ازش خیلی میترسین، ولی من اصلاً نمیترسم.
نه، نه، من بیشتر از همه ترسیده بودم.
یه بار اونجا غش کردی. رنگت پریده بود.
خیلی وحشتناک بود. دستشویی خیلی ترسناکی بود.
اتفاق دیگهای هم اون تو افتاده بود؟
کی میدونه.
اوه، در اونجاست.
چه نوستالژیک!
اوه، راستی، یه فانوس داره میسوزه.
خب اِری، برو روی در.
بیا، زودتر.
فکر میکنی قفله؟
نمیدونم. میبینیم.
اگه قفل باشه چی کار میکنیم؟
یه راه دیگه برای ورود پیدا میکنیم.
من سعی میکنم بازش کنم.
بسه دیگه، گوشم رو اذیت کردی!
خوب نیست.
باز کن.
دارم میرم تو.
بریم.
اوه، ببخشید.
چقدر خاطره دبیرستان!
واقعاً!
چه حیف!
دبیرستان همیشه اینقدر ترسناک بود؟
بفرما.
کجا داریم میریم؟
از این طرف، ورودی اونه.
از همین راه بیاید.
امیدوارم چیزی اینجا نباشه، چون واقعاً ترسناکه.
چه باحال!
ترسناکه بری تو.
من خوردم به چیزی.
ببین، اونجا جاییه که باید بریم.
باشه.
باشه، باشه.
گیاهان جلوی راه رو گرفتن.
مواظب باش، راه برو.
این طرف؟
بیا پایین.
بریم؟
آره.
چقدر اینجا شلوغه!
بیا این طرف.
دارم میام، دارم میام.
صبر کن.
حالت خوبه؟
خوبم.
آفرین، بیا تو.
یالا، بیا داخل.
حالت خوبه؟
خوبم.
من میترسم.
بدو دیگه، عجله کن.
تاریکی مطلقه.
چرا اینقدر تاریکه...
تندتر، تندتر.
بابا، هیچی نمیبینم.
نمیبینی؟
از این طرف، از این طرف.
ترسیدم.
ما هم باید بریم کلاس؟
معلومه که باید بریم.
اینجا، ما از این طرف میریم.
ببین در بازه یا نه.
میخوای بازش کنی؟
آره.
سریعتر.
باز میشه؟
باز کن.
بسته است.
شاید کسی اونجا زندگی میکنه؟
باز میشه.
داره باز میشه؟
آره.
خوب نیست.
یکی دیگه به من بده.
آه، بازه.
باشه.
من نمیخوام برم اونجا.
وحشتناکه!
درسته.
اینجا خیلی ترسناکه.
خیلی ترسناک.
خیلی میترسم!
واقعاً ترسناکه.
ای بابا! بریم اون طرف.
نمیخوام، میترسم.
ای بابا!
چقدر ترسناک!
خیلی ترسناکه!
باید قیافهات رو میدیدی!
ترسناکه.
صدایی میشنوی؟
من نمیشنوم.
تقلب کردی!
دنبال کلاس ما بگرد.
چه خاطراتی!
آه، ساعت، ساعت!
No comments yet. Be the first to leave one.