Prvních 200 řádků.
THESIS ON A HOMICIDE «فرضيه يك قتل»
برو
چپ
اونوري باز هم چپ
امروز يك كم نرمتر شدي
يك، دو
مستقيم به بدن حريف، برمودز
خوب بود
اون منو با گيتار الكتريك ديونه كرده
،بعد از فقط 3 جلسه كلاس حالا اون ميخواد ساز درامز هم بزنه
اين سوء استفاده از يك آدم درسته
نه، اون يه احمق پيدا كرده كه هر چي ميخواد براش ميخره
فردا مياي؟
ساعت چند؟
نزديك ساعت 8:00
يكي از اونها به من ميدي يا من بايد بخرم؟
براي چي؟ تو كه در هر صورت اون رو نميخوني
اما ممكنه بهش احتياج پيدا كنم
چند صفحه داره؟ ميز كار شبانه من يك كم لق شده
روزهاي ديگه بيشتر راجع بهش فكر ميكنم
،اگرچه همسرت لباسهاش رو پشت در ميذاره
اما اونوقت ذهن من ضعيف شده و من فراموش ميكنم
اين مثل هر ساله
همه خاندان كاردوزو مثل اونن
در حاليكه، بچهها همه چيز رو از اينترنت دانلود ميكنن
،وقتي از اونها ميپرسي تعقيب قانوني يعني چي هيچ جوابي ندارن بهت بدن
چطوري ميري؟
تو ميدوني كه چرا من هنوز موندم؟ - بخاطر بچهها -
از اون بگذر
چون من اعتقاد دارم هنوز كسي اون رو باور داره
ما بايد كلمات بهتري براي بچههامون داشته باشيم
اجازه بده مسير درست رو نشونت بدم چون يه كم منحرف شدي
،وقتي تو 30 ساله بودي سعي كردي موقعيتي پيدا كني
،وقتي 40 سالت شد كار كردي تا پول در بياري
،و وقتي 50 ساله شدي كار كردي تا وجهه اجتماعي پيدا كني
تو هميشه تو مسير اشتباه بودي
اين يعني اينكه من يك متابوليسم پيچيده دارم
اوريت؟
اينجام
ويلازان؟ - حاضر -
وينستين؟
منم
يوليس؟ - اينجام -
خويه
خوشحالم از اينكه به شما خوشآمد بگم و چند نكته كوچيك رو مشخص كنم
دلايل زيادي وجود داره كه اينجا اومديد
اما فقط يكيش درسته
اگر اومديد اينجا كه ارتباطاتي پيدا كنيد جاي اشتباهي رو انتخاب كرديد
،دانشجويان قديمي بايد درمان بشن نه اينكه به مرحله فوق ليسانس برن
من نميتونم اونجا پاسخگو باشم
اما كساني كه هيچ سؤالي نپرسن در آينده نميتونن يك حقوقدان بشن
اينجا كلاس هشته
هشت هفته
2500صفحه مطالعه اجباري
و بيش از 3000 صفحه مطالعه اضافي
به عنوان كلاس هشتي هر كدوم از شما بايد يك مقاله پاياننامه بنويسه
مقالهاي در مورد چيزي كه ميخوايد در سمينار ارائه بديد
متأسفم
ببخشيد
روئيز - بله -
همه چيز مرتبه؟
من چندتا احتمال دارم
،چه تناقضاتي در مورد احتمالات داري، روئيز
كه ميتونن ناديده گرفته بشن
شما فقط يك مكان براي آنها در طرح خودتون ميسازيد
خوب، من ميدونستم كه در آخر شما ديوانه خواهيد شد
اما هنوز نميتونم از اون چشم پوشي كنم
دفعه بعد فقط خونتون رو زودتر ترك كنيد
بشينيد
كجا بوديم؟
شما گفتيد كه فقط يك دليل درست براي اينجا بودن هست
اما نگفتيد چه دليلي
براي بهرهبرداري كردن از من
!پروفسور
چند لحظه وقت داريد؟
حتماً
اميدوارم نظر بدي راجع به من نداشته باشيد
من فقط به يوينس آيرس اومدم و دارم سعي ميكنم كه بمونم
نه، ممنون
پدرت چطوره؟
خوبه، ممنون
ازم خواست بهتون سلام برسونم و اينو بدم به شما
بازش نكردي؟ - من از دعوا كردن ميترسم -
،اگر من اينطوري نباشم شم اميتونيد بهم بگيد
ترجيحاً اون رو در خانه باز ميكنم
ميخوام ازتون تشكر كنم كه تو سمينار به من جا داديد
براي من خيلي زياده
اون چيزي نيست
و ميخوام يكي از اين روزها به شام دعوتت كنم
منتظرم
من ماشين آوردم ميتونم تا جايي برسونمتون؟
لازم نيست نه برادر
من اين رو ترجيح نميدم - مراقب خودت باش -
وانگهي، تو ميتوني من رو راهنمايي كني
من شهر رو خوب بلد نيستم
باشه، حتما
مادرت چطوره؟
من خيلي مشكل اونو ببينم، اون خيلي سفر ميره
اون هم سلام رسوند
اون هنوز تو مؤسسه خيريه است؟
هر چيزي كه اون رو از پدرم دور نگه داره
،باور كنيد يا نه
گاهي اوقات اين تنها راهيه كه يك رابطه زنده بمونه
خودت چطوري، سيسيليا؟
خوبم، شما چطوريد؟
مثل ديروز
من كتابهاي رسيده رو ديدم
خوب
اين چيه؟
يك هديه
روئيز كوردرا اون رو فرستاده فليپ، اونو يادته؟
بله،البته
اون اينجاست؟
نه، پسرش اون منتظر سمينار منه
از من خواست اگر كسي رو شناختم كه بتونه
اينجا رو يك يا دوبار در هفته تميز كنه، معرفي كنم
من هم شماره شما رو به اون دادم
باشه، ممنون
هديه قشنگيه
آره، فوقالعاده است
(شمشير عدالت براي يك حقوقدان (قاضي
اين مثل كسي ميمنونه كه تو كار تابوته
اگر منظورت همينه
بلوز سفيد من؟
آويزونه ميتونم اتوش كنم؟
لطفاً
!پروفسور
سل
بله
خيلي طول كشيد
چطوري؟ - عالي -
من در مورد ارائه شنيدم و اومدم
خيلي خوشحالم كردي - اما من يك كم دير كردم -
در كل نه چيزي رو از دست ندادي
تازه شراب رو سرو كردن
ميتونيد كتابم رو امضا كنيد؟
نميخواي اونو با يكي از كتابهاي هري پاتر عوض كني؟
من همشون رو دارم
!مال خيلي وقت پيشه
ميخواي چيكار كني؟
ميخوام تو دفتر كاربالو كار كنم
واقعاً؟ برات خيلي خوبه - الان دو ساله -
در غير اينصورت چي؟ - ... خوب -
ازدواج نكردي، بچه نداري؟
نه، خيلي برام زوده
راستش، خيلي وقت نيست كه از دوست پسرم جدا شدم
تبريك ميگم - بهش فكر ميكني؟ -
در واقع چرا
به همه دوستان سلام ميرسونم باز هم ميبينمت؟
باشه
ارائه فوقالعادهاي بود
ممنون
:اين به خاطر چيزيه كه قبلاً به من گفتي
،يك قاضي سعي در نجات عدالت نداره اون قانون رو اجرا ميكنه
بزرگترين دروغ در جوامع مدرن
اينه كه باور كنيم قانون عادلانه است
مشكل اينه كه قوانين و مفهوم عدالت
توسط گروهي از مردم تأييد ميشه
كه ميخوان قدرتشون رو حفظ كنن
... هدف من اينه كه
من ميتونم يك پروانه رو له كنم ،و مرگ رو براش رقم بزنم
و اين در حاليه كه اين كار غيرقانوني نيست
حالا، اگر اين پروانه يكي از تيكههاي ،كلكسيون يك بيليونر باشه
من بايد به زندان برم
اين چيزي نيست كه خودش حكم بده
قانون از ما در مقابل اعمال غيرمتعارف محافظت نميكنه
اون فقط وقتي مداخله ميكنه كه يك رفتار غيرمعمول قدرتها رو بترسونه
نه، ممنون
ما در يك وضعيت آنارشي (بيقانوني) هستيم و هيچكس اون رو نميبينه
هر روز كساني حكم مرگ يك پروانه رو صادر ميكنن
و هيچ قانوني نميتونه جلوي اونها رو بگيره
يك نظريه جالب توجه
اين بيشتر از يك نظريه است
ببينيد، من حداقل 20 دليل براي اثبات نوشتههام دارم اما من
اونها رو به شما اطلاع دادم، اينطور نيست؟ البته -
... شما 20
هشت - بيست و هشت سال -
سعي كنيد بيشتر رابطه داشته باشيد
احتمال داره زنداني بشيد
ميدونيد زمانش كيه؟
حدود 3 سال يا بيشتر
سه سال و نيم
يك وقت ديگه صحبت ميكنيم
يك قاضي
هيچوقت به چگونگي يك جرم دسترسي مستقيم نداره
قبل از اون، شاهدين عيني وجود دارند
،تماشاچيان هستند ،نگهبانهاي امنيتي در گوشهها هستند
... امدادرسانها
... حتي يك ماشيننويس
من مبالغه نميكنم
صفحه 574 در مورد نمونهاي پانرو لوپز رو ببينيد
حالا نوبت شماست
"اين موضوع از امتحان اول استنتاج نميشود"
"كه تلفن پيدا شده در چند قدمي جنازه"
"مربوط به مقتول نيست"
چهار سال طول كشيد تا قبول كردند كه تلفن
وسيله قتل بوده نه استخوان
قاضي كسيه كه بايد تصميم بگيره كه متهم مجرمه يا بيگناه
در فضايي بسيار تاريك
در چنين شرايطي، چه ابزار معتبري براي قاضي وجود دارد؟
No comments yet. Be the first to leave one.