Informace o verzi

★ ★ Man Who Sets The Table E01 ★ ★ Man in the Kitchen ★ ★
Komentář od Mehdi_Rain
➤➤➤Translator : Mehdi_Rain ➨ ➨ ➨ Telegram : @Mehdi_Rain

Tagy

TS
Zveřejněno: 2017-09-06
Stažení: 10
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

‫( سالِ 1997)

‫(قسمت اول)

‫رو ری، یه کم سریعتر

‫خوبه ‫ای بابا

‫این رکورد به اندازه کافی خوب نیس

‫یه بار دیگه انجامش بده. ‫زود باش

‫بابا، دلم درد می کنه

‫عزیزم، دیگه ساعت از 10 شب گذشته

‫همه بچه های دیگه رفتن خونه

‫رو ری ‫قبلا اینو بهت گفتم

‫اگه یه مدال طلا برنده بشی،

‫بهترین دختر دنیا میشی

‫واقعا؟ ‫معلومه

‫میتونی بخاطر من نفر اول بشی؟ ‫آره

‫خب، بیا یه بار دیگه انجامش بدیم

‫فایتینگ، فایتینگ ‫(فایتینگ = موفق باشی)

‫فایتینگ

‫خوبه، رو ری ‫کارت عالیه

‫رو ری فایتینگ

‫میگن که اولین عشق هر دختری پدرشه

‫ایول، رو ری. فایتینگ ‫منم قبلا پدرم رو دوست داشتم

‫(مسابقات تیم ملی شنایِ کودکان، سالِ 1997)

‫فایتینگ ‫فایتینگ

‫(فایتینگ رو ری، ‫رو ری کارِت عالیه)

‫فایتینگ رو ری

‫فایتینگ

‫فایتینگ

‫فایتینگ ‫فایتینگ

‫(رو ری برنده میشه)

‫کارِت عالیه ‫فایتینگ

‫یه کم سریعتر!

‫لی رو ری

‫رو ری

‫کارِت عالیه ‫لی رو ری

‫آره!

‫رو ری نفر اول میشه!

‫کارِت عالیه ‫رو ری

‫لی رو ری، فایتینگ ‫تو نفر اول میشی

‫نفر اول...

‫رو ری!

‫ای وای ‫ای وای

‫بجنب، رو ری!

‫رو ری!

‫اگه یه مدال طلا برنده بشی،

‫بهترین دختر دنیا میشی

‫میتونی بخاطر من نفر اول بشی؟

‫نباید تسلیم بشم ‫بابا داره نگام میکنه

‫نه، نباید تسلیم بشم

‫رو ری!

‫( فینال شنای 100 متر آزاد دختران مقطع ابتدایی )

‫رو ری

‫کارت خوب بود

‫بابا چی شد؟

‫بابا کجاس؟

‫بابا؟

‫عزیزم ‫مگه کارِ رو ری ـمون عالی نبود؟

‫بابا، من می تونستم برنده شم

‫اما حداقل به خاطر شما تسلیم نشدم

‫آره، آره، ‫بهش افتخار نمی کنی؟

‫بخاطر اینکه خیلی عصبی بوده، ‫دچار گرفتگی عضلات شده

‫اما اون تا آخرِش تمام تلاشِشو کرد

‫فقط بخاطر تو

‫عزیزم. ای وای

‫عزیزم

‫از این بعد دیگه باید شنا رو کنار بذاری ‫عزیزم!

‫امروز تمام تلاشتُ کردی؟

‫که چی؟ ‫فقط کسی که برنده میشه، تو یادِ مردم می مونه

‫اگه برنده نیستی، ‫پس هیچی نیستی

‫بابا!!! ‫فکر میکنی چرا اسمت رو گذاشتم لی رو ری؟

‫معنی اسمت یعنی اینکه ‫همه چیز رو بدست میاری

‫تو باید موفقیت و پیروزی رو بدست بیاری

‫بهترین کار اینه که اسمِت رو خدشه دار نکنی

‫بابا...

‫گریه نکن!

‫من دختر احمقی که فقط گریه می کنه رو هیچوقت نمیخوام

‫دیگه هیچوقت اینطوری آبرومو نبر

‫بابا! ‫عزیزم!

‫بابا!

‫من احمق نیستم

‫من یه دختر احمق نیستم

‫عشق اولم اینطور به پایان رسید...

‫به عنوان یه عشق نافرجام

‫بعد از اون، تنها چیزی که دیدم...

‫عصبانیتِش بود که نسبت بهم نااُمید شده بود

‫ازتون ممنونم که امروز بهم ...

‫فرصتی برای مصاحبه دادید

‫از اونجایی که اون امروز مصاحبه شغلی داره،

‫بذار تو ایستگاه مترو پیاده بشه

‫چشم، قربان

‫برای اداره بازدید گوام میخوای مصاحبه کنی؟

‫چی؟ ‫این دفعه اعتماد به نفس داری؟

‫بله، این دفعه واقعا آماده شدم

‫خب، من تمام تلاشم رو کردم

‫اما اونا فقط یه کارمند کره ای استخدام می کنن

‫واسه همین همیشه اینو بهت میگم

‫تو باید همیشه تویِ همه چیز نفر اول بشی

‫به هر حال، این آخرین فرصتِته ‫نباید دیگه نااُمیدم کنی

‫اگه نتونی تو این کار استخدام بشی، ‫فقط باید با میونگ ته ازدواج کنی

‫اون برات مناسب تره

‫من خیلی سرمایه گذاری کردم ‫اما تو نمی تونی استخدام بشی. من به دختر احمقی مثل تو...

‫نیازی ندارم

‫چشم، ‫نگران نباشید

‫من یه دختر احمقم که همیشه بابام رو ناراحت می کنم

‫من همچین آدمی ام

‫من نه به بابام که مدیرِ موفقِ ‫یه شرکت بزرگه رفتم

‫و نه خوشگلی مامانم رو به ارث بردم

‫و نه از نظر هوش به داداشم که یک دکتره رفتم

‫من سه ساله دنبال کارم ‫و هیچ آینده ای ندارم

‫نه، این دفعه باید استخدام بشم

@Mehdi_Rain : کانال تلگرام

‫بوی کَره فوق العاده ـس

‫این شیرینی تازه درست شده

‫لطفا امتحانِش کنید

‫از نیشکر خام استفاده کردید ‫از کجا فهمیدید؟

‫طرزِ درست کردنش رو میدونم

‫دوتا از اونا بهم بدید

‫ببخشید. مجبور شدم امروز صبح زود ‫از خونه بیام بیرون، واسه همین چیزی نخوردم

‫ببخشید، ببخشید، ‫اینو یادتون رفت با خودتون ببرید

‫اونُ برای تو خریدم

‫اگه غذا نخوری، بزرگ نمیشی ‫یادت نره حتما بخوری

‫وایسید، وایسید!

‫صبر کنید

‫لطفا وایسید!

‫باید اون مترو رو بگیرم

‫درب در حال بسته شدن است ‫وایسید!

‫صبر کنید!

‫خدایِ من ‫نگاش کن

‫ای خدا ‫خدای من

‫برای چی عجله میکنی؟

‫معذرت میخوام ‫یهویی شیرجه زد داخل مترو

‫دیرم شده ‫بازم معذرت میخوام

‫یه بار یادم رفت کیفم رو بردارم

‫ببخشید، دامنِ ـتون لایِ در گیر کرده

‫دامنِ ـتون لایِ در گیر کرده

‫الو؟ صدامُ میشنوی؟

‫تو یه منحرفی!

‫تو یه منحرف کثیفی

‫باورم نمیشه! ‫وای، مامان

‫بلند شو! ‫وای، نه

‫این یه منحرفه! ‫منحرف!

‫تو این قطار یه منحرف هست!

‫نه، من منحرف نیستم ‫دامنِ اون لایِ درای بسته گیر کرده بود

‫نه، اصلا اینطوری نیس ‫اون داشت بهم لبخند میزد

‫اون دقیقا داشت پایین بدنم رو نگاه می کرد

‫چی؟ ‫خدای من!

‫اون چی کار کرده؟ ‫تو یه حیوون کثیفی، یک تیکه آشغالی

‫چی داری میگی واسه خودت؟ ‫چطور جرات میکنی اینطوری حرف بزنی؟

‫چطور میتونی اینقدر بی شرم باشی؟

‫باید دستت رو بگیرم رو با سنگ آسیاب خُردش کنم

‫درسته ‫دقیقا!

‫به خاطر آدمایی مثل تو، ‫ما همیشه تو جنگ هستیم

‫و ما بعد از سال 2002 بالاتر از یک چهارم نهایی نرفتیم

‫درسته. ‫کسی مثل تو رو...

‫باید بِکشونن تو ایستگاه ‫و با لگد تیکه پاره ـش کنن

‫دقیقا ‫بیاید بزنیم تیکه پاره ـش کنیم

‫بیاید بزنیم تیکه پاره ـش کنیم

‫یه لگد! ‫حقشه!

‫تو آبرویِ کشورمون رو می بری

‫خانم، با من بیاید

‫من؟ من مصاحبه شغلی دارم

‫یه لحظه صبر کنید ‫بیاید باهم حرف بزنیم. خدای من

‫اونطور که شما فکر می کنید نیست ‫چطور جرات می کنی بهم دست بزنی؟

‫ای بابا، آجوما ‫این خیلی داغه!!!

‫بیچاره ‫وای، نه

‫آبِ جوشه!

‫داره داغ تر میشه

‫داغه ‫چیکار داری میکنی، عوضی؟

‫خیلی داغه ‫بیا اینجا بینم

‫صبر کن ‫واقعا داره میسوزه. عجب اوضاعیه

‫خیلی داغه

‫درب در حال باز شدن است

‫بیاید اینجا

‫به ما گزارش شما رو دادن ‫بیاید بریم

‫آقا،

‫با آمبولانس تماس بگیرید، ‫نه افسر پلیس

‫خانم، ‫شما هم با ما بیاید

‫من؟ ‫من مصاحبه شغلی دارم

‫نگران نباش ‫من دقیقا با چشمایِ خودم دیدم که چه اتفاقی افتاد

‫اونُ بسپر به من

‫درب در حال بسته شدن است

‫(کلینیک پوست و اورولوژی)

‫خدای من، ‫وضعیتش خیلی وخیمه

‫شما تا حالا سوختگی شدید ‫که تو این ناحیه باشه رو ندیدید، درسته؟

‫بله، درسته

‫برام جایِ سواله که اصلا میتونه به حالت طبیعی برگرده

‫هیس!

‫چه اتفاقی افتاده؟

‫اون تویِ مترو به یه خانم آزارِ جنسی رسونده

‫چی؟ عجب احمقیه!

‫چطور جرات میکنی تویِ روز روشن ‫به یه خانم آزار جنسی برسونی؟

‫حقیقت نداره

‫من اذیتش نکردم

‫دامنِش لایِ در گیر کرده بود

‫چرا دارم اینو به اون توضیح میدم؟

‫به هر حال، من این کارُ نکردم!

‫ساکت باش! حرف نزن ‫تو یه منحرفی

‫دراز بکش!

‫به پلیس بگید بیاد اینجا

‫شما چرا آبِ جوش همراه خودتون داشتید؟

‫داره دیوونه ام میکنه. خدای من ‫همش داره نقش بازی میکنه

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left