Prvních 186 řádků.
. . . پس این آزمون بعدیمه
ولی بعدی ، کیرینو انشی رو جلوی . روت داری که باید ازت اطمینان حاصل کنه
، بین ما چهار تا . اون سختگیرترین شخصیت رو داره
. حتی بااینکه ، اجراهای بینظیری داره
برو ببینش ، قبول شو ، هرچی ازش میتونی . بدزد (مهارتهاش) و بهش غلبه کن
! صابخونه
! صابخونه
بیرونه . . . ؟
تو دیگه چی میخوای ؟
! . . . اومدم که استاد کیرینو انشی رو ببینم ! من
. انشی شیشو سرشون شلوغه
وقت اینکه با یه مشت غریبه ! ناشناس سر و کله بزنه رو نداره
! یالا برو
اون دیگه چه مرگشه ؟
هیچ وقت زیرکی ما جونور کوچولوها رو ! دست کم نگیر
، خیلی خوبه که تونستم یواشکی وارد شم ولی یعنی اون کجاست . . . ؟
! انشی شیشو ، اینم برنامه امروزتون
، یک اجرای عصرگاهی در کونوهانا تی . بعدش اجرای آخر در کاناساوا تی
، شب هم ، بعد از تمرین رقص محلی . یک جلسه راکوگُ با انجمن سانیو دارید
. بعدش هم شام و تمرین با شاگردها است
ماشین چیـ ـ ـ ـی . . . ؟
! بله ، معلومه که هماهنگ کردم
! هیچ وقت نمیزارم راه برید
. . . زیاده روی
! معلومه که زیاده روی میکنم
! نمیتونم بزارم پاهای شیشوم ، کثیف بشه
. پس اون انشیه . . . و اونم همون دختر قبلیه است
. . . برنامه زمانبندی داره . چه آدم دقیقی
! هرچیزی که سر راهتون قرار بگیره رو نابودش میکنم
! چه آدم باشه چه هر چیز دیگه
. . . عِنو ، خیلی
! بله ، خیلی رو مخم ، نیستم ؟ روم سیاه
! کیرینو انشی شیشو
! یـــ یه هِیتر
! ما اومدیم
! تـــ تویی که
! اومدم درباره چیزی حرف بزنم
جدی . . . ؟
! خیلی بیشرمی ! حداقل اسمت بگو
! من اولین شاگرد بونکُ دایکوکتی ، مامدا هستم
اومدم تا به اندازه ارزش اسم دایکوکتی ! اعتبار کسب کنم
. . . ایداد ، پس تو با بونکُ چانی
! شاگرد بونکُ - چانی
. . . این یعنی
! پس یعنی آزمون استاد بیاکودانجی رو قبول شدی
. . . این ور
! از این طرف ! دنبالمون بیا
چه صنمی باهاش داری ؟ . دهنم هم باز مونده که میتونی بفهمی چی میخواد بگه
! من شاگر ایشون ، عِنو
! خیلی خاطر شیشوم رو میخوام ، کاملاً هم طبیعیه
. پس جدی جدی اومدی
. از قبل آزمونت رو آماده کردم
. خیلی چیز راحتیه
. قراره که " جوگِمو " اجرا کنم
ازت میخوام که تا هفته دیگه . کاملاً حفظش کنی
جوگمو ؟ " منظورتون همون داستان اوپنره ؟ " همش همین ؟
عنو ، چه اوپنینگ هایی ( اجرای افتتاحیه اونروز ) رو توی برنامه هفته آیندهام دارم ؟
! بله
فقط امروز و چهار و ربع . بعد از ظهر ، چهار روز دیگه
، پس فقط دوبا میتونی اجرام رو ببینی . . . امروز و چهار روز بعد . همچنین
. حق نداری حتی یه ویرگول رو جابهجا بگی
! حتی یه اشتباه کوچیک هم . . . ؟ امکان نداره
داری از یسری احساسات اشتباه زجر میکشی ؟
. همه آدمای دنیا که دوستت نیستن
. عِنو ، مترونوم رو متوقف کن
دقیقا عرض ده دقیقه و پانزده ثانیه . . . تمومش میکنم ، پس با دقت ببین
عـــــا ، سلام علیک
. عــــه ، ک - سان بودی درسته
خیلی وقته ندیدمت . چیکار میکارا میکردی ؟
. لطفاً ، بفرمایید بشینید
! دستُ بوسیدم
. عــا میدونی ، زنم اخیراً زاییده
. آهــــ ، پَ بچه دار شدی ؟ چه عالی
. خب ، هفت روزی هست که فوت شده
اوه ؟ چه غم انگیز . درست بعد از به دنیا اومدنش از دستش دادی ؟
کی رو میگی ؟
. کی رو میگم . . . ؟ بچهات دیگه
. نه ، بچهام که رواله
چی چی میگی رواله . . . ؟
. همین الان گفتی چند رو پیش مرد
آره ، هفت روزی میشه که از دنیای قبلیش . چشم بسته و به دنیا اومده
. خیلی فن بیان تو دیواری داری
اگه منظورت اینه باید میگفتی . یه هفتهای شده
! به بچه من میگی ضعیف ؟ تازه بدنیا اومدهها
Week : (ویک) هفته Weak : (ویک) ضعیف
. . . هرکی دیگه جرأت میکرد همچین چیزی بگه
، منظور خاصی نداشتم . هفت روز شده . پس گفتم یه هفته شده
. و اگ که شش روز بود ، میتونستی همون رو بگی
این . . . " جوگیمو " ــئه ؟
، با اینکه یه داستان اوپنره . درست مثِ دیدن یه اجرای خفنه
حتی لحظهای لغزش یا وقت تلف کردن . . . در کلماتش دیده نمیشه
. . . خیلی لذت بخش ، و پر تنشه
انشی شیشو فقط داستانهایی . که به کمال رسونده باشهشون رو اجرا میکنه
. . . هیچ مکث یا تلفظ اشتباهی جایی نداره ! اون کاملاً بینقصه ! اون کیرینو انشیــئه
، جوگمو اسم خیلی مبارکیه
. و معنیش " زندگیه نامحدود " است
آهــــــ ، جوگمو ، یعنی این ؟
خب چه اسمای دیگهای تو بساط ؟
وقتی داشتی اسمم رو میگفتی . گومبولیم (وَرَم) خوب شد
! . . . ای وای ! داره ناز میکنه
. درست سر وقت ، فوقالعاده است
. معلومه که هستم
. در تعجبم که تا اینجا پیش اومدی ؛ بعد اینطوری فکر میکنی
همیشه اون بیرون یکی هست که . برای اولین بار راکوگُ میبینه
، و اگه تجربه اولشون دلچسب نباشه . دیگه برنمیگردن
. یه اجرا میتونه یه بار در عمرت رخ بده
کسی که از این خطر آگاه نباشه . هیچ وقت نباید صلاحیت راوی شدن رو کسب کنه
. من به نرمی اون ( بونکُ ) نیستم
جوگمو ، جوگمو ، گوکُنو ، سوریکیره سویگیوماتسو ، آنرایماتسو ، فورایماتسو کونروتوکورونی ، ساموتوکورونو
. بیا بریم مدرسه
. . . ممنون که اومدی ، مای
هوم ؟ برای اومدن . . . ؟ کدومش بود ؟
! نمیتونم یه اشتباه هم کنم . . . اَهــ
مرد ، فکر نمیکنی اون یارو خیلی احمق بود ؟
. . . ولی با یه همچین اسمی
. . . میدونی ، زنم همیشه میگه
چیـــ چی بود . . . ؟
! اه ، فهمیدم
. باید برم از پارتی - سان بپرسم
. هیچکی هم اسم اون نیست
. . . خب ، خب ، از نقطه دید من
. . . اگه یکی از اونا رو انتخاب کنی
! مامدا - چان ! کوسن ها رو بیار اینوری
. آمـــــ ، رشته کلام از دستم رفت
. . . کلی اسم جور واجور بهم گفتی
اون کی بود ؟! کی رفت !و این کیمونو ها رو اینجا ول کرد ؟
همشون خیلی فرخندهان ( اسمها رو میگه ) انتخاب کردن سخته ، غیر اینه ؟
. . . اینطوری ، انتخاب اسم پسرک خیلی طول کشید
مامدا - چان ، میشه یکم از پشمالوییت رو قرض بگیرم ؟
! بودن . . . هـــــآع پشمالو وقتی رفت مدرسه ، همه دوستاش
خب ، هر کسی به یه جایی . برای خوردن و خوابیدن نیاز داره
حالا که همچین معنیای میده نظرت با کونروتوکورونی سوموتُکورو چیه ؟
. . . هه ؟ کونروتومورونی
. برا اینکه آسون تر بشه ، برات نوشتمش روی کاغذ
. یه لحظه واسا . درسته ، اینطوری باید آسون تر بشه برات
حالت خوبه ، مامدا - چان ؟ اون " جوگمو "ــئه ، درسته ؟
اوه ، میخوای یادت بدم ؟
. رومون حساب کن
! اصـــــــــــــــــــــــــــــــلــــــــــــــــاً راهــــــــــــــــــــــــــ ندارهــــــــ حــــــــــفـــــــــــــــــظـــــــــــــــــش کــــــــــــــــــــــنـــــــــــــــم
. . . یه جای ساکت و آروم ، برای تمرکز میخوام
. . . فهمیدم ، اگه اینطوریه
. هی ، خانومی
، اگه بخوای میتونی دنبالم بیای . ولی قرار نیست نظرم رو عوض کنم
با به شاگردی قبول کردن من . چیزی رو از دست نمیدی
. هرچی نباشه ، من نابغهام
. . . گل آرایی ، پذیرایی چایی ، کوتو ، و رقص . در همه زمینه ها من رو میخواستن
تو یه خانوم کوچولو از یه خانواده از دماغ فیل افتادهای ؟
اون بخش ژیگول پیگول جامعه برات بهتره نیست ؟
همچین چیزی نگو . بدم میاد باهام . مثِ یه بچه مایه برخورد بشه
اوه ؟ اونوقت چرا ؟
، وقتی شنیدن که از یه خاندان شناخته شدهام . همه میخواستن جذبم کنن
. ولی اینطوری نیست که منُ بخاطر خودم میخواستن
. همش به اسمم بندم
، به جای تکیه کردن به اسمم . میخوام دنباله رویه راه خودم بشم
و اون کوتو و رقصی که گفتی برات کافی نیستن ؟
. میخوام که راویه راکوگُ بشم
. اگه بخوام کاری کنم ، دوست دارم هیجان انگیز باشه
. درست مثل راکوگُی شما
. یه همچین وسواسی مفرطی
یه اسم داره پایینت میکشه ، ها ؟ . . . ولی منکه اینجوری نمیبینمش
حرف اسم شد ، عنوانی که همیشه . یه داستانی رو به یادم میاره
خانومی با " جوگمو " آشنایی داری ؟
! شیشو ، شیشو انشی
! مامدا اومده
. بفرستش تو
. چشم
. . . خوابم برد
. چه خاطره قدیمیای بود
همش رو میخوای بگی ؟ جداً اسم به این طولانیای یادت میمونه ؟
. داریم درباره اسم ، پسر عزیزم حرف میزنیما
. تمام تلاشم رو میکنم که یادم بمونه
وقتی داشتی اسمم رو میگفتی . گومبولیم خوب شد
جوگمو ، جوگمو ، گوکُنو ، سوریکیره سویگیوماتسو ! آنرایماتسو ، فورایماتسو کونروتوکورونی ، ساموتوکورونو
! این دفعه دیگه نمیزارم کسی سد راهم بشه
! این تنها جایه آرومیه که برام مونده
جوگمو ، جوگمو ، گوکُنو ، سوریکیره سویگیوماتسو
خیلی خب ، به اندازه کافی ساکت هست . که بتونم حفظش کنم
اونرایماتسو فورایماتسو کنرو توکورو . . . نی سوسوموتوکورو یابوراکوجی نو بوراکوجی پایپوپایپو پایپو نو شورینگان
. حالا باید سه روز آینده رو تمرکز کنم
، آب اقیانوس ، شن و ماسه . . . ماهی ، همشون اونجا بودن
خیلی وقت پیش ، قبلنا یه شهری توی چین بود . . . به اسم پایپو ، که پادشاهی به اسم شورینگان اونجا زندگی میکرد
اون آدمای بزرگ گفتن که . . . میخوان عمرشون رو طولانیتر کنن
. مثِ اینکه دوباره داره حقههاش رو تمرین میکنه
اینروزا یاد گرفتن همچین چیزی چه فایدهای داره آخه ؟
خب ، یه همچین احمقی مثِ اون . هرچقدر هم بهش بگی ، گوش نمیده ، درست مثِ اجداد احمقش
. . . همش تو ذهنمه . . . باید تمرکز کنم
No comments yet. Be the first to leave one.