SHY

SHY

Stáhnout Farsi Persian titulky

Informace o verzi

SHY-01-12 [AioFilm click]
Komentář od AioFilm

Tagy

other
Zveřejněno: 2024-01-10
Stažení: 24
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 199 řádků.

رسانه‌ی آیوفیلم تقدیم می‌کند

‫‫خوش آمد گویی به مهمانان (10 دقیقه)

‫‫شای-سان وارد می‌شود

‫‫!شای: (پر انرژی) سلام به همگی

‫‫:شای (منتظر می‌ماند تا مهمانان بگویند "سلام"! ؛ قدردانی می‌کند)

‫‫شای: من یه قهرمان ژاپنی هستم. اسم من شای ئه

‫‫‫!مقابله در برابر حمله گروهی از سارقان ‫‫‫‫نمام اطلاعات نجات گروگان

‫‫قسمت اول ‫‫‫من شای هستم

‫‫شای

‫‫قهرمان ژاپن

‫‫از ژاپن, به نام " شای" واقعی قهرمانی ‫‫‫اینجا خواهد بود تا حمایت خود را نشان دهد!

‫‫برنامه قهرمانی

‫‫اتاق استراحت شای-ساما

‫‫شای‫‫‫ اسم واقعی: ترو مومیجیاما ‫‫‫انقدر خجالتی که ممکنه از خجالت بمیره

‫‫ن. ویلیو ‫‫‫برای شای مثل یه همکاره ‫‫لقبش "‫ای‌بی‌او" ئه

‫‫داستان ادامه دار: یک نفر بعد از حادثه ترن هوایی ‫‫ در هیناواری لند در شرایط وخیم است

‫کویشیکاوا ایکو-سان (14)

‫‫قهرمان ژاپنی در نجات مردم در ترن هوایی هوایی هیناواری لند ناموفق بود

‫‫ ...مردم در حال زیر سوال بردن ‫‫‫حادثه ترن هوایی

‫‫قهرمانی که غیبش زد ‫‫‫بعد از حادثه 1 ماه پیش خبری از او نیست

‫شای بعد از یک ماه هنوز خودشو نشون نداده

‫شای بعد از یک ماه هنوز خودشو نشون نداده ‫‫یعنی فقط به خاطر اینکه یکم گند زد فرار کرده؟

‫شای بعد از یک ماه هنوز خودشو نشون نداده ‫‫یعنی فقط به خاطر اینکه یکم گند زد فرار کرده؟ ‫‫یه قهرمان وظایفش رو ترک کنه؟ اصلا همچین کاری درسته؟

‫شای بعد از یک ماه هنوز خودشو نشون نداده ‫‫یعنی فقط به خاطر اینکه یکم گند زد فرار کرده؟ ‫‫یه قهرمان وظایفش رو ترک کنه؟ اصلا همچین کاری درسته؟ ‫‫واقعا که شای بدرد نخوره

‫شای بعد از یک ماه هنوز خودشو نشون نداده ‫‫یعنی فقط به خاطر اینکه یکم گند زد فرار کرده؟ ‫‫یه قهرمان وظایفش رو ترک کنه؟ اصلا همچین کاری درسته؟ ‫‫واقعا که شای بدرد نخوره ‫‫هرچی نباشه قهرمانا هم بالاخره انسانن، میدونید چی میگم؟

‫شای بعد از یک ماه هنوز خودشو نشون نداده ‫‫یعنی فقط به خاطر اینکه یکم گند زد فرار کرده؟ ‫‫یه قهرمان وظایفش رو ترک کنه؟ اصلا همچین کاری درسته؟ ‫‫واقعا که شای بدرد نخوره ‫‫هرچی نباشه قهرمانا هم بالاخره انسانن، میدونید چی میگم؟ ‫‫آدمای ریاکار همون بهتر که غیبشون بزنه!

‫شای بعد از یک ماه هنوز خودشو نشون نداده ‫‫یعنی فقط به خاطر اینکه یکم گند زد فرار کرده؟ ‫‫یه قهرمان وظایفش رو ترک کنه؟ اصلا همچین کاری درسته؟ ‫‫واقعا که شای بدرد نخوره ‫‫هرچی نباشه قهرمانا هم بالاخره انسانن، میدونید چی میگم؟ ‫‫آدمای ریاکار همون بهتر که غیبشون بزنه! ‫‫قربانی یه بچه مدرسه ایه! اونا باید پاسخگو باشند!

‫شای بعد از یک ماه هنوز خودشو نشون نداده ‫‫یعنی فقط به خاطر اینکه یکم گند زد فرار کرده؟ ‫‫یه قهرمان وظایفش رو ترک کنه؟ اصلا همچین کاری درسته؟ ‫‫واقعا که شای بدرد نخوره ‫‫هرچی نباشه قهرمانا هم بالاخره انسانن، میدونید چی میگم؟ ‫‫آدمای ریاکار همون بهتر که غیبشون بزنه! ‫‫قربانی یه بچه مدرسه ایه! اونا باید پاسخگو باشند! ‫‫قهرمان بودن شغله؟ پول هم بابتش می‌گیرن؟

‫‫شای بعد از یک ماه هنوز خودشو نشون نداده ‫‫یعنی فقط به خاطر اینکه یکم گند زد فرار کرده؟ ‫‫یه قهرمان وظایفش رو ترک کنه؟ اصلا همچین کاری درسته؟ ‫‫واقعا که شای بدرد نخوره ‫‫هرچی نباشه قهرمانا هم بالاخره انسانن، میدونید چی میگم؟ ‫‫آدمای ریاکار همون بهتر که غیبشون بزنه! ‫‫قربانی یه بچه مدرسه ایه! اونا باید پاسخگو باشند! ‫‫قهرمان بودن شغله؟ پول هم بابتش می‌گیرن؟ ‫‫‫شای رو دارن تو مجازی اذیتش می‌کنن ‫‫اصلا درست نیست

‫‫من عاشق قهرمان ها ام @shining_hero ‫‫شای دیگه برنمی‌گرده...؟

‫ارسال ‫‫‫من عاشق قهرمان ها ام @shining_hero ‫‫‫شای دیگه برنمی‌گرده...؟ ‫‫آدمای ریاکار همون بهتر که غیبشون بزنه!

‫‫هویت واقعی شای ‫‫‫ترو مومیجیاما (14)

‫‫اسپریت ‫‫‫قهرمان روسیه ‫‫‫اسم واقعی: پپشا آندریانووا

‫‫فقط کرایه

‫‫فیلم کلاسیک ‫‫‫7 شب 8 روز

‫‫شای

‫‫اسم واقعی: ترو مومیجیاما ‫‫‫ملیت: ژاپن علاقه مندی ها: فیلم های ترسناک، ناتو (نوعی غذا) ‫‫‫قهرمان ژاپنی انقدر خجالتی که ممکنه از خجالت بمیره

‫‫غر غر

‫‫یونی‌لرد

‫‫ناظر قهرمانان

‫‫کویشیکاوا ایکو

‫در اواسط قرن 21 ام

‫جنگ از کره کوچکی که در ظلمات شناور بود رخت بر بست

‫ناگهان افرادی با قدرت های فرا بشری در کل دنیا ظاهر شدند

‫که رویای صلح و آرامش داشتند، و سخت تلاش می‌کردند!

‫اینکه از کجا اومدن و چجوری؟

‫می‌تونیم بعدا راجع بهش حرف بزنیم

‫ولی همگی لباس های منحصر به فرد و مفتضحانه ای ‫‫ به تن می‌کردند

‫تا مردم اون ها رو به شیوه خوب و قدیمی همیشگی...

‫‫"قهرمان"، صدا یزنند

‫ه-همگی...

‫‫س-س-سلام...

‫‫... سنچوری به طرز ماهرانه ای هواپیمای در حال سقوط را می‌گیرد

‫‫سلام...

‫‫من به عنوان یک قهرمان در ژاپن کار می‌کنم و...

‫اکنون به هیناواری لند رسیدیم، هیناواری لند

‫درب های سمت راست باز می‌شوند

‫‫ترو، مگه نمی‌خواستی اینجا پیاده شی؟

‫‫خ-خیلی ببخشید!

‫زمانی این دنیا در عصری بود که مردم در آرزوی صلح واقعی بودند

‫دنیایی که همه آرزوی آرامش و خوشبختی داشتند

‫راست، راست

‫واسه عملی کردن این آرزو ‫‫سر و کله قهرمان ها تو خیلی از کشورها پیدا شد

‫استارداست خیلی خفنه

‫اون یه قهرمان واقعیه

‫حتی تو ژاپن هم این اتفاق افتاد...

‫دیدمش

‫آم...

‫‫آم... س-سلام به...

‫‫ه-ه-ه-همگی!

‫سلام!

‫سلام

‫سلام

‫آم... من به عنوان یک قهرمان در ژاپن کار می‌کنم...

‫‫م-من شای هستم. از دیدنتون خوشحالم...

‫نگاه کن، "هارتمن" رو دعوت کردند!

‫آهای!

‫‫امروز، در برنامه قهرمانی هارتمن هستیم...

‫‫و-و منو به عنوان مهمان دعوت کردند...

‫گشنمه

‫از وقتی که بچه بودم هارتمن رو تماشا می‌کردم...

‫آهای، هارتمن کی قراره بیاد؟

‫آم...

‫حوصلم سر رفت!

‫پی پی دارم

‫‫زود باش!

‫ب-بله... البته. معذرت می‌خوام

‫خ-خب، فکر کنم که برنامه به زودی شروع بشه، پس...

‫می‌بینمتون، بچه ها...

‫شای! موفق باشی!

‫م-ممنونم...

‫و حالا، لحظه ای که منتظرش بودید: هارتمن!

‫کارت عالی بود

‫ممنونم...

‫میگم، میکروفونت رو لازم دارم

‫م-م-ممنونم!

‫بوم بوم حمله پر از احساسات!

‫چه دلگرم کننده...

‫‫امروز کارتون عالی بود!

‫تو هم همینطور

‫ح-حالم بده...

‫مثل اینکه بعضی چیزا هیچوقت عوض نمیشن، ترو

‫‫ای‌بی‌او-سان...

‫از وقتی که یه قهرمان شدی سه ماهی میگذره

‫‫باید به اینکه مردم بهت زل بزنن عادت کنی

‫هیچ وقت به همچین چیزی عادت نمی‌کنم

‫چیشد؟

‫چیشد؟

‫‫درست به نظر نمیاد!

‫اوضاع بد به نظر میرسه!

‫‫یکی درخواست کمک کنه!

‫‫آ-آبجی، من خیلی می‌ترسم...

‫‫ن-نگران نباش. یکی میاد نجاتمون میده—

‫چرا اینجوری شده؟

‫اتفاقی... برامون نمیفته...

‫ح-حالا دیگه در امانید

‫شای اومده!

‫م-میارمتون پایین. فقط دست منو بگیرید

‫آم...

‫میشه قبل از من بقیه رو نجات بدی؟

‫چی؟ و-ولی...

‫بالاخره که قراره همه رو نجات بدی ‫‫ترتیبش اهمیت نداره

‫‫خیلی خب...

‫برو بریم

‫اون از طرفدارای پر و پا قرصته

‫بهش یکم فن سرویس بده، باشه؟

‫(به معنی هر کاری که سلبریتی در جهت خوشحال کردن ‫‫‫‫ طرفداراش می‌کنه)

‫با وجود این شرایط، خیلی سر سخت خودشو نشون میده

‫خ-خیلی خب، شاید اینجوری حس کنی که انگار معدت اومده ‫‫ تو دهنت، ولی طاقت بیار

‫هان؟

‫‫خیلی خب، بعدی!

‫ممنونم، شای

‫خیلی خب

‫تنا کسی که مونده اون دختره

‫نگو که...

‫وای، ن—

‫متوقفش کرد!

‫عالیه! خداروشکر!

‫نزدیک بود ها. هر جوری بود به موقع رسیدم

‫‫ح-حالت خ—

‫چی؟

‫ما گزارشی مبنی بر اینکه کویشیکاوا ایکو-سان بعد از حادثه ای که در حدود یازده ظهر

‫در هیناواری لند رخ داد، به بیمارستان منتقل شده دریافت کردیم

‫هنوز به هوش نیومده و در شرایط وخیمی هست

‫‫مردم در حال زیر سوال بردن وضعیت فعلی قهرمانان هستند

‫قهرمان ها باید به طور قانونی پاسخگوی اقداماتشون باشند!

‫ولی مگه شای یه بچه نیست؟

‫قهرمانا به کنار، فکر می‌کنم جامعه فعلی ما یه مشکلی داره

‫وقتی از بچه ها توقع داریم که پاسخگو باشند

‫مثل اینکه یه کامیون تو منطقه کناری چپ کرده

‫نمی‌خوای بری؟

‫نمی‌دونم از کی شروع شده ولی دیگه نمی‌تونم تبدیل بشم

‫فکر کنم وقتی که قلبت داغون و شکسته باشه دیگه نمی‌تونی

‫یه ماهی از حادثه میگذره

‫متوجهم که چه حالی داری، ولی مردمی تو سراسر ژاپن هستند ‫‫ که به کمک تو نیاز دارند

‫ولی من نمی‌تونم ‫‫باز دوباره خرابکاری می‌کنم

‫دوباره یه نفرو بدجور زخمی می‌کنم و همه مسخرم می‌کنند

‫ترو

‫‫فقط یه تعداد کمی دارن ازت بد—

‫اگه...

‫فقط اگه یه قهرمان دیگه اون روز اونجا بود...

‫فقط اگه می‌تونستم اون ترن کوفتی رو بهتر بگیرم...

‫‫فقط اگه زودتر نجاتش داده بودم...

‫‫فقط اگه یه قهرمان واقعی بودم...

‫داری خیلی به خودت سخت می‌گیری

‫پپشا-سان؟

‫شنیدم که عملا خودتو حبس کردی

‫من بهش نمیگم حبس کردن...

‫نه، ولی متوجهم! جدی میگم!

‫هممون وقتی جوونیم تجربش می‌کنیم!

‫قبلا به این فکر می‌کردم که مثل سنچوری ‫‫ کل دنیا رو پرواز کنم تا همه رو مست کنم!

‫اونوقت دیگه جنگ ها، جرم ها و تبعیض ها ‫‫ همشون احمقاته به نطر میومدن

‫و همه مردم دنیا شاد و شنگول بودند!

‫آم، پپشا-سان...

‫دقیقا برای چی اومدی اینجا؟

‫یادم نمیاد!

‫ولی نگران نباش!

‫شاید یادم رفته باشه که برا چی اومدم اینجا

‫ولی میدونم که الان باید چیکار کنم!

‫آها...

‫ترو چان! با دقت بهم گوش بده!

‫ما نمی‌تونیم کل مردم دنیا رو مست کنیم!

‫حتی اگه با تموم مردم این کشور مست کنی

‫مردم اون سر دنیا همچنان الکل نخورده اند!

‫فهمیدی چی میگم، آره؟

‫ذ...

‫ذره ای نفهمیدم!

‫چی داری میگی واسه خودت؟ ‫‫من اینجا تو دردسر جدی افتادم ها!

‫داری اذیتم می‌کنی؟

‫ن-نه...! چیزی که میخواستم بگم اینه که...

‫هیچ قهرمانی نیست که بتونه تک تک آدما رو نجات بده

‫هان؟

‫ولی با این حال، حق نداری کنار بکشی

‫سفت بچسب به اون چیزی که تونستی نجات بدی

‫اون چیزی که نتوستی نجات بدی رو با خودت به دوش بکش، ‫‫ و رو به جلو برو

‫این کاریه که یه قهرمان می‌کنه، خب؟

‫پپشا-سان... ولی من...

‫چی؟

SHY subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for SHY

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left