Prvních 200 řádků.
MINE
اون به شدت دندههاش آسیب دیده و شکستگی لگن داشته
و سرش بد آسیب دیده برای همین امآرآی انجام داده
اون شخصی که بغل هان جییونگ رو زمین از هوش رفته بود سو هی سو بود
از اونجایی که از پلهها افتاده
میشه گفت که از دست دادن حافظهی خانم سو واقعا حقیقت داره
فکر کنم درسته
!هاجون
خانم لی واقعا تو روز حادثه آمریکا بودن
وایسا
ما از کسی که خانم سو رو رسونده بیمارستان عکس پیدا کردیم
و فکر میکنم یکی یه آتوی بزرگ ازش داشت
چند روز قبل مرگش خیلی نگران شده بود
سیزده روز پس از قتل
دو روز قبل از قتل
چو گیونگ چول؟
به عنوان واسطهی پشت رینگ سگ کشی هان جییونگ بهش مشکوکیم
معاملات این تو هستن
رئیس کل هان جییونگ
الو؟
چی گفتین؟
انتصابمو به تعویق انداختین؟
آقای پارک
باید به آیندهی کمپانیمون فکر کنین
الو؟
...الو
همش تموم شد
از جایگاهت استعفا بده و خودتو تحویل بده
فکر کردی فقط میشینم و تماشا میکنم؟
من با آدمایی مثل تو فرق دارم
!من پستم، یه سگم
حرومزادههایی مثل من اگه چیزی ازمون بگیرن گاز میگیریم
و کشتن آدما دیگه کاری برام نداره
جون تک تکتون رو میگیرم
...میخواستم بزارم زنده بمونی
یک روز قبل از قتل
فکر میکنی
تو و سوهیون میتونین منو بیارین پایین؟
شماها گفتین هه جین فیلم بگیره و برای هیئت مدیره بفرسته، نه؟
اون فیلم جلوی تو رو برای رئیس کل شدن هیوون گرفت
بیشترم هست
...مدرک اینکه تو چه هیولایی هستی
همش این تو عه
من از قتلت مدرک دارم
فردا بازجوییت میکنن، نه؟
تیم حقوقی هیوون دیگه طرف تو نیست
امیدوارم تو بهترین تصمیمی
که میتونی به عنوان پدر هاجون بگیری رو انتخاب کنی
بهترین؟
به همه کارایی که کردی اعتراف کن
اگه اینکارو کنی
میزارم اینو خودت تحویل پلیس بدی
هیچ کار احمقانهای نکن
حتی اگه منو بکشی هم
آخرش این به دست پلیس میرسه
عمرا تنهایی بمیرم
میدونم تو هاجون رو برای خودت میخوای
و سوهیون میخواد وقتی من رفتم ریاست هیوون رو بگیره
ولی دوتاش ممکن نیست
چرا؟
چون هیوون و هاجون دوتاش مال منه
برای تو عه؟- تو مامان واقعیش نیستی-
و سوهیون لزبینه
هیچکدومتون نمیتونین چیزی که مال منه رو بگیرین
هیچوقت، نه تا وقتی که من زندهم
قبل از اینکه ازدواج کنی با کسی قرار میذاشتی؟
آره
دوستپسرت چه شکلی بود؟
هیچوقت دوستپسر نداشتم
ولی یه معشوقه داشتم
دوستپسر
معشوقه
یکی نیستن؟
سو هیون
اومدین؟- آره-
هیسو
لباسهای جشن نامزدی رسیدن بیا بریم روباتو
ایندفعه، من برات یه لباس انتخاب میکنم
باشه
این چطوره؟ فکر میکنم بهت بیاد
باشه، اینو برمیدارم
هیسو
قوی باش
هیچوقت نباید اعتماد به خودت رو بخاطر
مردی که یه زمان دوسش داشتی بهت خیانت کرده، از دست بدی
اون تقصیر تو نبود
مثل یه خواهر بزرگتر میمونی
همیشه ازم مراقبت میکنی
سو هیون
،مهم نیست چی بشه من همیشه پشتتم
،همه فرق دارن و این خوبه که متفاوت باشی
هیچ مشکلی نداره
هرکاری که دلت میگه رو انجام بده
من ازت مراقبت میکنم
ممنونم
خیالم راحت شد
خانم جونگ، نمونههای سرو غذا رسیدن کادنزا
باشه، میام اونجا
توضیح بده، این چیه؟
چرا اینو سرچ کردی؟
...چرا باید بی اجازه تو گوشی یکی دیگه
فضولی کنی؟
قرص خواب
هان جییونگ
یه قاتله
اگه قرار باشه جلوی همچین مردی وایستیم
باید آخرین چارهمون هم آماده کنیم
آخرین چاره؟
قسمت 15 قضاوت گران
چرا انقدر برای جشن نامزدی عجله داشتین؟
پیشنهاد نامادریم بود
میخواست رابطمون تایید بشه
و این اتفاق دقیقا توی روز مرگ هان جی یونگ افتاد
برای جشن گرفتن
شروع تازه هیوون هم بود
به هر حال،قرار بود سرپرست جدید هیوون بشه
پس آقای هان مرحوم احتمالا اون روز نابود شده
...متاسفانه
بله
درسته،هی سو اون روز زخمی شده بود برای همین بردمش بیمارستان
پس برای چی خودتون تا داخل بیمارستان نبردینش؟
آقا
مهمونی توی خونم هنوز جمع و جور نشده بود
و بالاتر از اون، یه مُرده پیدا شد
کارای دیگه ای داشتم که بهشون بپردازم
اگه درباره این قضیه زودتر بهم میگفتین بهتر میشد
ولی شما نپرسیدین،پرسیدین؟
من مطمئنم همه سوالاتون رو جواب دادم
لطفا توضیح بدین وقتی خانم سو رو پیدا کردین، اول از همه چی دیدین
یکی روی زمین بود
جی یونگ بود
و شما اون موقع توی اتاق مطالعه درحال صحبت با سرپرست تیم حقوقی بودین؟
درسته- ...و بعد از اتمام تماس-
توی راه برگشت به مهمونی آقای هان رو دیدین؟
بله و فورا با دکتر تماس گرفتم
وقتی که خانم سو رو پیدا کردین چجوری به نظر میرسید؟
...از وضعیت تعجب کردم
و خیلی هم تاریک بود
اون بالای پله ها بود
درد شدیدی داشت برای همین تا بیمارستان رسوندمش
یعنی میگین اقای هان و خانم سو تنها افراد حاضر توی صحنه بودن؟
درسته،فقط اون دو نفر بودن
بعدش یکی وارد خونه شد
یکی از خدمتکارامون بود،کیم سونگ ته
مادر اما، بعد از دیدن صحنه شوکه شد و سریع بیرون رفت
...و اولین نفری که باهاش برخورد کرد
اون بود
درسته
...برای بردن خانم سو به بیمارستان
از کدوم خروجی رفتین؟
اینو میپرسم چون که کسی ندیده از ورودی جلویی خارج بشین
...درهای مخفی متعددی
توی خونمون هست
...بعد از مرگ جی یونگ
...با شروع تحقیق پلیس
قیمت سهاممون ریزش کرد
من موظفم که نذارم هیچ اتفاق منفی برای هیوون پیش بیاد
...برای همین نمیتونم
هر مدرک ضمنی ای که ممکنه به قتلش اشاره کنه،به شما بدم
...حتی اگه
واقعا کشته شده باشه
به هرحال هیچ کسی توی این خانواده دستاش به خونش آلوده نبود
...پس
فکر میکنین خودکشی کرده؟
بله
اما باید یه جای مرتفع تر انتخاب میکرد برای خودکشی به اندازه کافی مرتفع نبود
اون محاصره شده بود
...مرتکب قتل شده بود
...جایگاه ریاستش رو از دست داده بود
و احترامش از بین رفته بود
واقعیت به خودی خود معلومه کاراگاه
اون در آستانه سقوط بود
چرا باید کسی خودشو به زحمت مینداخت که بکشتش
...معقول تر نیست که
فکر کنیم خودشو کشته؟
خانم جونگ باید توی یه جلسه شرکت کنن
اگه سوال دیگه ای داشتم بهتون زنگ میزنم
راحت باشین
کاراگاه داره میره سمت دفتر هان جین هو
آقای چوی رو بیار دفترم
نگرانش نباش
پیدات نمیکنن،فقط ریلکس باش
چی؟
جدی میگی؟
من باید با آقای کیم،که فردای ماجرا رفتن صحبت کنم
لطفا با من همکاری کنین
چیکار میتونم بکنم؟
چیزی غیر از اینکه اون توی موناکو هستش، نمیدونم
شنیدم کمکش کردین از کشور خارج بشه
اطلاعاتی از شرکت هواپیمایی داریم
و نشون میده که شما براش بلیط تهیه کردین
...خب این
بله،من خریدم
چرا بین اون همه روز،دقیقا اون روز باید میفرستادینش خارج؟
...آرزو
...آرزوش
این بود که توی موناکو زندگی کنه درسته
برای همین شما فقط آرزوی خدمتکارتو براورده کردی؟
باید حقیقتو بهم بگین آقای هان
من ازش خوشم میاد
No comments yet. Be the first to leave one.