Prvních 200 řádků.
ايـــــران فيــــــــلم تقديم ميكند
AliNiceBoy : متـــــــــرجــــــــم
. اين يه مورد غير معمول اي ـه ، سرورم
متهم در يك ايستگاه خالي . تحت تاثير يك شراب مستحكم قوي بود
كاركنان راه آهن حدود 3 كيلومتر دورتر بودن و داشتن به دوربين ها نگاه ميكردن
. و اونو ديدن كه داشت لنگ لنگان به سمت زمين اطراف ايستگاه ميرفت
عاليه
. اگه ممكنه مسافرين از لبه فاصله بگيرين
. تويي كه كفش كتوني پوشيدي . تويي كه پيرهن آبي رنگ پوشيدي
. برگرد عقب . يه قطار قراره از اينجا رد بشه
. عقب وايسا
كسي داره ميشاشه ؟
كِي ميخواي از اينجا دور شي ؟
دور شم ؟ - . آره . درست شنيدي . دور شو -
. هرجور تو بگي ، رفيق
! لعنتي
! ببين چيكار كردي ، ابله
از اون مسير بيا بيرون . چند ثانيه ديگه . يه قطار از اينجا رد ميشه
اين ديگه چي بود ، عوضي ؟ . نزديك بود بطري ـم بشكنه
! گور باباي بطري . از اون مسير بيا بيرون ! عجله كن ! زود باش
! نميتونم عينك هامو پيدا كنم
. اين خداست كه داره ما رو صدا ميزنه
! از اون مسير بيا بيرون ، لعنتي
! زود باش وگرنه ميميري - ! باشه بابا -
! عجله كن ، پخمه
! خدا رو شكر . لعنتي
، مرد جوان ، بنظر ميرسه كه حماقت زيادت
. با بخت ِ خوبِت تطبيق شده
تو رو به گذروندن 180 ساعت در انجمن پِي بَك . محكوم ميكنم
*انجمني كه مجرمين بايد اونجا به ازاي جرمي كه مرتكب شدن خدمت كنن*
، اگه كارايي كه ازت بخوان رو انجام ندي قبل از من برميگردي اينجا
. و يه حكم حضانت دريافت ميكني فهميدي ؟
! نه ، نفهميدم
متهم دوتا طوطي زرد و آبي از مغازه حيوانات خانگي
. در محله گلوگِيت دزديد
طوطي با دُم بيرون زده تو يه كيف ماركس اند اسپنسر
. گذاشته شده بود
، وقتي پاسبان در اين مورد از متهم توضيح خواست متهم جواب داد
چطوره گورتو از اينجا گم كني و بري ستمگرا و " قاتلين و منحرفين رو بگيري
" قُرُمساق ؟
خسارت وارده به دستگاه وندينگ ماشين خود کاري که با انداختن پول* *در سوراخ آن جنس از آن خارج ميشود
، اونجوري كه تصور ميشد نبود ، قربان
. و با هزينه كمي درست شد
، بنظر ميرسه ، اين جرم ، متاسفانه از طريق افسردگي انجام شد
و اين فوران خشونت اخير يك تلاش بي ثمر
. براي برگشتن به زندان ـه
. قربان ، اين يك جرمي هست كه در انظار عمومي رخ داده
. بالا رفتن از مجسمه دوك ِ وِلينگتون در مركز شهر
. متهم موقع ارتكاب جرم تحت تاثير مشروب و مواد مخدر بود
. بنظر ميرسه كه متهم نسبت به بناهاي عمومي كينه داره
در مناسبت هاي قبلي اون يه پرچم اسكاتلندي دور مجسمه ملكه ويكتوريا گذاشته
. و روي مجسمه دونالد دووار شاشيده *سياستمدار اسكاتلندي*
. متهم يه شغل نظافت ِ پاره وقت ِ سه روز در هفته داره
ولي در طول اين مدت ، مزاياي . تامين اجتماعي رو مطالبه كرده
جنابعالي ميدونين كه يك تاريخچه قابل توجه ـي
. از ادعاهاي تقلبي از متهم وجود داره
بنظر ميرسه نميتونه اين رفتارشو نسبت به . ادعاي مزايايي كه محقشون نيست عوض كنه
، همونطوري كه يادتونه ، قربان اين مرد جوان به جرم خشونت و تجاوز
. گناهكار شناخته شد
حالا ، قابل قبول ِ كه شاكي هاي اين پرونده باعث و باني اين حادثه بودن
ولي ، در ضمن ، خشونت و شرارت عكس العمل متهم
. بسيار فراتر از دفاع از نفس بود
هر دو شاكي به شدت و به صورت . وحشتناكي مورد تجاوز قرار گرفتن
، با توجه به هرج و مرج دوران كودكي اش ، قربان
، والدين آقاي امرسون
. در خلال بزرگ شدنش مدام بازداشت ميشدن
. احتمالا اون شروع ِ زندگي ِ خوبي نداشت
، عاليجناب به اين نكته توجه ميكنيد كه پس از آزادي آقاي امرسون
، از موسسه مجرمين جوان پولمانت
، ده ماه قبل رو بدون دردسر گذروندن ، قربان
. البته به غير از اين حادثه جدي
. اون يه رابطه پايداري رو با دوست دخترش تشكيل داده
دوست دخترش مدام روي زندگيش اثر مثبت . و با ثباتي گذاشته
. دليلش هم واضحه
. تا 10 روز ديگه ، موكلم واسه اولين بار پدر ميشه
قربان ، انتظارات پدري ، زندگي ، اين مرد جوان رو تغيير داده
و اون مايله كه آخرين فرصتي كه براش . بوجود مياد رو به هيچ وجه از دست نده
، اون به دلايلي با پدر ِ دوست دخترش درگير شده
. كه اين ميتونه منشا مشكلات جدي اي باشه
. بايستيد
. سابقه ـت خيلي بده
قسمت اعظمي از عمرت رو مثل يه گردن كلفت رفتار كردي
و حوادث خشونت آميز در اين پرونده به من ثابت كردن
. كه تو هنوز يه فرد خطرناكي هستي
ولي معلومه كه يه جوون ِ با انرژي و . با استعدادي هستي
. از حكم حظانت به سختي تونستي قسر دربري
تو رو به گذروندن 300 ساعت در انجمن پي بك . محكوم ميكنم
! سكوت كنيد
. ساكت
! سكوت كنيد - ! سكوت رو در دادگاه رعايت كنيد -
! ساكت
! ساكت
. لعنتي
. باورم نميشه
. اشكال نداره ، لئوني
خداي من ، فكر ميكردم قراره تو رو واسه . چند سال بفرستن زندان
. باور كن ، ديگه هيچوقت اينجا برنميگردم ! ببين كِي گفتم
، يه بار ديگه از اين كارا كني ، رابي . ديگه نه من نه تو
. اون داخل امن تر بودي ، عوضي . مراقب خودت باش ، پفيوز
. ميبينمت ، چُسباقالي - . ميبينمت ، ديوث -
. نميتونم اينجوري زندگي كنم . و نميكنم
. صبح بخير آقا
. اومدم واسه انجمن پي بك خودمو معرفي كنم
اسمتون ؟ - . آلبرت ريدلي -
. اسمت تو ليست نيست ، پسر - . مطمئني ؟ حتما بايد تو ليست باشه -
مطمئني امروزه ؟ - . آره ، 4شنبه -
. دو روز ديرتر اومدي - چي ؟ -
. دو روز ديرتر اومدي - دو روز ديرتر ؟ -
. حتما يه ... اسمم بايد تو ليست امروز باشه
، الان بهت ميگم . اگه بگي امسال چه سالي ـه . بهت اجازه ميدم كه با ما بياي
امسال چه سالي ـه ؟ - . آره -
. احساس ميكنم الان يه ميليونرم
ميشه به يه دوست زنگ بزنم ؟
.امروز روز ِ شانست ـه . چند نفر لازم داريم . داريم مركز اجتماع رو رنگ آميزي ميكنيم
رنگ آميزي بلدي ؟ - . آره ، تقريبا -
. پس سوار اتوبوس شو - . به سلامتي -
حالت خوبه ؟ - آره ، خوبم . چطور ؟ -
. گفتي فاميليت چي بود ؟ يادم رفت - ! اين يه رازه -
رازه ؟ - . بهت نميگم -
ويلي ، مست كردي ، رفيق ؟ - . لب به مشروب نزدم -
. ويلي - . بخدا ، لب به مشروب نزدم -
. دهنمو بو كن ! مشروب نخوردم
. رابرت امرسون - اسمت چيه ؟ -
. رابرت امرسون - . راب ، ساعت دقيقا 8 ـه . تاكسي سرويس كه نيست -
. اتوبوس درست از كنار من گذشت - . يه تاخير 15 دقيقه اي بوجود اومد . خيلي دير كردي -
. بايد محكوميتم رو بگذرونم . خواهش ميكنم . خواهش ميكنم
آلبرت ، تا حالا رنگ آميزي كردي ؟ - . با حلبي آره -
، الان بهت ميگم چيكار كني . يه ليسه بگير . تو و ديوي چندتا سنباده بگيرين
بريد تو حال و ديوارها رو پاك كنيد ، باشه ؟
بعد واسه رنگ آميزي آمادش كنيد ، باشه ؟
ديوارها رو پاك كنيم ؟ يعني چي ؟
، مسخره بازي درنيار . ليسه رو بگير . سنباده رو هم بگير . برو اونجا
. ديوي ، تو هم باهاش برو بهش ياد بده چجوري كار كنه ، باشه ؟
. تو راهرو . زود كارتونو شروع كنيد
. آفرين ، ديوي
. باريكلا ، تيم رويايي
. خب ، تو و پي سي ميتونيد از اين ديوار شروع كنيد
، رينو ، رنگ نارنجي رو بيار . تو پنجره ها رو رنگ كن . منظورم همه چي ِ پنجره ها به غير از شيشه ها ست
. گُه بزنن به اين شانس ، هري . من از اين رنگ متنفرم
ازش خوشت نمياد ؟ - . اينجوريم ديگه -
خيلي خب ، بچه ها ؟ - . خب -
كار چطور پيش ميره ، ديوي ؟ - . عاليه . آلبرت تو اين كار ماهر ِ -
چيكار ميكني ؟ . سنگر كه حفر نميكني . آروم و قشنگ
آروم و قشنگ ؟ - ... فقط اينو -
. انگار داري پوسته پودينگ برنج رو ميكَني
. يه رفت و برگشت ِ خوب و بزرگ - رفت و برگشت بزرگ ؟ -
. آروم و قشنگ - يعني چطور ؟ اينجوري ؟ -
اينجوري خوبه ؟
. الان از اون نردبون ميندازمت پايين . خوب رفتار كن
. رفت و برگشت ِ خوب و بزرگي بود - . اصلا تو واسه اين كار ساخته شدي ، آرنولد -
. آره . واسه امروز اولين باره
نميتونم جين رو تنها بزارم ، ميتونم ؟
. باشه ، اگه دفتر كار اجازه ـشو داده باشه
كدوم بيمارستان ؟
. خيلي خب ، ممنون ، شيلا
. رابي - بله ؟ -
. همسرت داره ميره زايمان كنه - چي ؟ -
. همسرت داره ميره زايمان كنه
. بايد گُل بخرم
. اينجوري خوبه
ميشه يه لطفي بهم كني ، هري ؟
. شروع شد ! بگو چي ميخواي
ميشه با من بياي تو ؟
چي ؟
. ميترسم نزارن تنهايي برم تو
. يه نگاه به زخمم ميندازن
هروقت واسه كار پيدا كردن ميرم . اين اتفاق ميافته
. باشه
. اينا پسرعموهاشن . پسرعموهاي لئوني
لئوني اون توئه ؟
. انتظار داشتم اينجا پيدات بشه
! واسه چي همتون اومدين ؟ لئوني الان فقط به من احتياج داره
. ولم كنين - چي شده ؟ -
! ولم كنيد ! ولم كنيد - ! خفه شو -
! لئوني به من احتياج داره - ! خفه خون بگير -
گوش كنيد ، محض رضاي خدا . اون بهم اس ام اس داد
. لعنتي . ببين ، من حق دارم اينجا باشم
. من حق دارم اينجا باشم - . تو همه جور حقي داري -
. پاشو
. حالا خوب گوش كن ، يابو
. پدرت يه عوضي ِ تمام عيار بود . برادرت همينطور . تو هم همينطور
. تو از نسل بازنده هايي ، و نسلتون هم اينجا تموم ميشه
، ميفهمي ؟ اگه بخواي نزديك لئوني يا بچه بشي
، تخماتو از جاشون ميكَنَم ! و ميفرستمشون تو حلقت
فهميدي ؟
. بچه ي منم هست
! كاري به اين كارا نداشته باش گرفتي ؟
حالت خوبه ، رابي ؟
حرومزاده ها . خوبي ، پسر ؟ . لعنتي
. بيا بريم بالا
ميتوني بلند شي ؟
. يالا
يالا . يالا . حالت خوبه ؟
! ميكُشمش ! ميكُشمش
! گم شو ! ميكُشمشون ، تو يكي گم شو
. اونا همينو ميخوان ، رابي ! اين كارو نكن
! قُلدُربازي درنيار ! اونا همينو ميخوان
! با اين كار ميخوان بفرستنت زندان ده سال زندان ؟
. بس كن ، قُلدُر بازي در نيار
! ميتوني بزاري همينجوري ببرن
No comments yet. Be the first to leave one.