Prvních 199 řádků.
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
.با اینکه دشمنتم ولی قدرت رزمیت قابل تحسینه
..ولی حتما تا حالا فهمیدی که اصلا
.در حد قدرت من نیستی
!قلمرو انسانی توسط یار های وفادارم تسخیر میشه
..لعنتی این دیگه اخر خطه
!فرد تسلیم نشو
...حالا من دلیل مرگتون میشم
!محافظت
!چه بامزه
!احمق
!لئو دووم بیار
!یوریا
!ضربه شمشیر
!بروووو
..مکس قهرمان
خیلی ماهرانه منو شکست دادی ...ای شیطان بزرگ
...منو شکست دادی ولی یاران وفادار من تا ابد زنده میمونن
!حرفام یادت بمونه چون یه روزی برمیگردم
!وقتی هم این کارو کنم از انتقام خونین من رنج میبری
..به امید دیدار
!و در اخر
!بالاخره زمانش رسیده
!دوباره متولد شدم
!مکس قهرمان تو بهترین کارو کردی
.تولد دوبارتان را تبریک میگم اعلیحضرت
.اره چند وقتی گذشته زنیا
فقط تو بیداری؟
بقیه کجان؟
.از زمان نبرد ده سال پیش با قهرمان هنوز در حالت خواب الودگین
..باور نکردنیه حرومزاده های بی مصرف
بگذریم تو قدت بلند تر شده؟
.اعلیحضرت فعلا بیاید روی لباس پیدا کردن برای شما تمرکز کنیم
...زنیا فکر کنم بهت گفته بودم که لباس های مورد علاقم رو بیار
.سرورم اینا لباس های اصلین که ده سال پیش لباس مورد علاقتون بود
.همونطور که میبینی هیکلت تغییر کرده
انگار که قدرتتون در ده سال دوباره کامل نشده و
باعث شده شکل فیزیکیتون کامل نشه
.شامل پایین تنتون هم میشه
..همه عضله هام از بین رفته
.ولی نترس سرورم
،من زنیا منشی وفادار شما پیش بینی کرده بودم که ممکنه اینطوری بشه
.برای همین چند تا لباس که مناسب اندام جدیدتون باشه تهیه کردم
...زنیا
نماد شیطانی این لباس چیه؟
.لباس سنتی یه جادوگر در قلمرو انسانیه
.خیلی بهت میاد
.یادم نمیاد که هیچکدوم از یاران قهرمانم همچین لباس تور دار و نازی پوشیده باشن
"بهش میگن "یونیفرم .لباس کار خدمتکارانه
چرا باید لباس یه خدمتکار حقیر و بدبخت رو بپوشم؟
.این لباس رو سال هاست که افراد محصل میپوشن
"حرفات به یه ورمم نیست"
.سرورم این اصطلاح ده ساله از مد افتاده
..حالا هم اگه بخوای شنا کنی میتونی
!نه بسه دیگه
..باورم نمیشه که این همه لباس مضخرف داری بهم میدی
.معذرت میخوام سرورم
خب فکر کنم با توجه به ظاهر عجیب و زشت شما
...بیشتر از این هم نباید انتظار داشته باشم
چی گفتی کصخل؟
..راستی زنیا
این روزا اون چیکار میکنه؟
"اون" سرورم؟
به جز مکس قهرمان نفرین شده راجب کدوم خری میتونم حرف بزنم؟
...خب
.به هرحال اون کسیه که تونسته منو شکست بده
!حتما این ده سال اسم و رسمی برای خودش پیدا کرده
!حتی اگه لقب سلطنتی هم بهش داده باشن تعجب نمیکنم
بگو زنیا چه بلایی سرش اومده؟
....اون
...راستش
با توجه به وضع فعلی قهرمان ..این یه رازه
چی؟
،تا جایی که منابع سیاسی و اجتماعی میدونن
.اون ناپدید شده
...ولی چرا؟ متوجه نمیشم
!اها فهمیدم چرا
!برای تربیت معنویش خودش رو از روی زمین حذف کرده
!همه بشریت رو نجات داده و همچنان فروتنانه رفتار میکنه
!یه قهرمان واقعی
!هر لحظه برای دیدار مجددمون هیجان بیشتری دارم
.اهم
.بیا سرورم
.وظایف رسمیتون مدتی که نبودین توی اسمون انباشته شده
.لطفا فعلا بیخیال قهرمان شو
ها؟
!امکان نداره زنیا
.قهرمان بزرگترین تهدید برای من و یاران وفادارمه
.نمیتونم به این راحتیا بیخیالش شم
...با کمال احترام سرورم
.شاید قدرت فوق بشری داشته باشه ولی هرچی باشه یه انسانه
.سرنوشتش پیر شدن و مرگه
.نیازی نیست به یه موجود فانی و بی اهمیتی مثل اون فکر کنی
داری یه چیزی رو ازم پنهون میکنی اره؟
یه چیزی راجب قهرمان هست که نمیخوای بدونم؟
!احمقاااانست چیزی رو پنهون کنم؟؟ از شمااا؟
!...نمیشه
!بهم بگو که هنوز نمرده !بگو زنیا
مریض شده؟ یا ترورش کردن؟
!لطفا بگو که دروغه
..سرورم اروم باااش
!خودم باید ببینم
!چشم سوم فعال شو
!..این چیه؟
!این نیرو زندگی رو هرجا که باشه میشناسم !قهرمان مزاحمه
!فکرکنم هنوز زندست
!یه لحظه نگرانم کردی
..انگار جایی نزدیک پایتخت امپراطوری انسان ها زندگی میکنه
..اره فهمیدم
!عالیه
!باید برم و یه نگاهی سریع بندازم
چی؟
کجا میری؟ !نباید این کارو کنی سرورم
!فقط میرم یه سلامی بکنم
.زود برمیگردم پس شامم رو اماده کن
وایسا لطفا سرورم ..قهرمان الان
اره شک ندارم که قهرمان داره صلح موقت رو
.جشن میگیره
..برای همین باید بازگشتم رو اعلام کنم
!و دوباره ترس و ناامیدی رو به دلش بندازم
!این کارو نکن سرورم !پشیمون میشی
!بسه دیگه انقدر کصوشر نگو
!برای همین بود که زود از خوابم بیدار شدم
!نباید منصرف شم
!برگرد سرورم
..شادی عه توی چهرش
..!سرورم لطفا منو ببخش که نتونستم جلوت رو بگیرم
..چند وقتی میشه که قلمرو بشر رو ندیدم
!ایناهاش ..شهر ساخته شدشون
انگار از اخرین باری که دیدمشون
...پیشرفت کردن
!دارم نزدیک میشم
.میتونم چهره قهرمان رو وقتی که بفهمه من برگشتم تصور کنم
!منتظره منو بکشه
!اون ساختمون اون پایینه
!بزن بریم
!خیلی وقته ندیدمت مکس قهرمان
!ببین به قولم عمل کردم و بالاخره برگشتم
چی شده؟ انقدر شوکه شدی که نمیتونی حرف بزنی؟
..ها؟
ها؟
تو دیگه کدوم خری هستی؟
.ببخشید فکرکنم اشتباه گرفتم
..اسمم مکسه
..اوه حتما شوخی میکنی
..سه تا چشم و یه جفت شاخ
یه شیطانی؟
الان یه شیطان از جهنم منو میخواد؟
!این بلیزبلینگر یه شمشیر مقدسه
..هرجا باشه میشناسمش
!شمشیری که دست راستم رو پاره کرد
...وایسا ببینم تو؟
..اره انگار گفتی که دوباره زنده شدی
!با شمشیر مقدس مثل یه اشغال رفتار نکن
!حالا هم بشین مرتیکه بی عرضه
واقعا تو همون مکسی هستی که ده سال پیش منو شکست داد؟
.اره اینطوری میگن
..آی کمرم
!اما هم شل و ولی هم احمق
چه بلایی سر اون فک تراشیدت اومده؟
!خفه شو بابا مگه نمیدونی که مردم پیر میشن
!خیلی با ده سال پیشت فرق کردی !اصلا نشناختمت
!ببین کی به کی میگه
چرا لباس ملوانی پوشیدی؟
..این اشغالدونی رو نیگاه
چه بوی بدی میاد بوی توعه؟
!نکن !انگشتت رو اینطوری نکن
این ظرف غذاهای موندست؟
..بندازشون دور وگرنه مورچه جمع میشه
دستمال کاغذی های مصرف شده؟ باورم نمیشه من همیشه اینارو میندازم سطل زباله
..خیلی شجاعی که دستمال کاغذی های کف خونه یکی دیگه رو برمیداری
این چیه؟ ...سوراخ داره
..نرمه
!بسه بهش دست نزن
!این حتما یکی از دستگاه های دیجیتالیه که شما ادما ازش استفاده میکنین
!گفتم دست از سر وسایل من بردار
..با این صفحه کیبورد متن رو مینویسی
!اها فهمیدم این برای کارای تحقیقاتی استفاده میشه؟
!شما ادما هم ترشی نخورید یه چیزی میشید
چرا اومدی اینجا؟
!داشت یادم میرفت
!مکس قهرمان
انگار توی این ده سال صلحی که گذشته
!از خود راضی شدی
خب؟
!بدون که قوی تر از قبل برگشتم
!و این بار انسان های رقت بار در برابرم سر تعظیم فرود میارن
نمیخوای چیزی بگی؟
دشمن قدیمیت برگشته "حتی نمیخوای بگی که"نه تا وقتی که من اینجام؟
.نه مشکلی نیست
شوخیت گرفته؟
!این تموم دلیلی بود که من زود از خوابم بیدار شدم
!که قبل از اینکه پیر شی و بمیری عذابت بدم
!اینا رو به یکی بگو که براش مهم باشه
!یادمه ده سال پیش خیلی شور و شوق و شجاعت داشتی
از اون موقع چی عوض شده؟
میخوای بدونی چی عوض شده؟
.اسونه
،بعد از اینکه شکستت دادم و رفیقای شیطانیت رو بیرون کردم
No comments yet. Be the first to leave one.