A Friend of the Family

A Friend of the Family

Stáhnout Farsi Persian titulky

Série 1

Informace o verzi

A Friend of the Family S01E01 WEBRip x264-ION10/KOGi
Komentář od mehrdadss
🔴 30nama | Mehrdadss 🔴

Tagy

webrip
web
x264
BRip
Zveřejněno: 2022-11-07
Stažení: 44
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

من جَن بروبرگ هستم

و این سریال براساس داستان زندگی من ساخته شده

می‌دونم ممکنه باورنکردنی به‌نظر برسه

ولی قبلاً توی دنیای متفاوتی زندگی می‌کردیم

امروز می‌خوام داستان خانواده‌م رو براتون تعریف کنم

چون به‌نظر می‌رسه خیلی‌ها فکر می‌کنن

یه همچین اتفاقی هیچ‌وقت براشون نمیافته

مخصوصاً توسط کسی که می‌شناسن و بهش اعتماد دارن

ولی این اتفاق افتاد

،این اتفاق برای خانوادۀ من افتاد برای من افتاد

ممنون که این سریال رو تماشا می‌کنین

« بر اساس اتفاقات واقعی »

« پوکاتلو، آیداهو » « سال ۱۹۷۵ »

شب بخیر، عزیزم

همه‌چی روبراهه؟

همه‌چی خوبه، مامان - باشه -

دوستت دارم، جَنی

« چند سال قبل »

امروز رفتیم کلیسا

و یه مراسم دینی خیلی خوب داشتیم

واقعاً امروز بهم خوش گذشت

به‌خاطر پدر و مادر فوق‌العاده‌ای که دارم سپاسگزارم

مامان و بابام بهم انجیل و اینکه

چطور آدم خوبی باشم رو یاد میدن

…اگر والدین و خواهرام رو نداشتم

!جَن - کارن، یکم صبر کن -

!داره میاد! داره میاد

جَن؟ - «گفت: «یکم صبر کن -

خانوادۀ بریچر کی هستن؟

خب، قراره امروز متوجه بشیم، عزیزم

خانوادۀ برچ‌تولد، سوزان

یادته، بیرون از کلیسا دیدیم‌شون؟

آقای برچ‌تولد صاحب یه فروشگاه بزرگه

جَن، عزیزم، بیا اینجا - بسیارخب، بریم -

!آماده‌ام

قراره بهشون نشون بدیم مردم پوکاتلو چه آدمای خوبین، نه؟

کُتت رو بپوش

بیا اینجا

دوستت داریم

باشه، بچه‌ها

!حرکت کنین! دو، سه، چهار !حرکت کنین! دو، سه، چهار

دخترا، خونه‌شون ۲ تا خیابون باهامون فاصله داره. بیاین پیاده بریم

خونه‌شون پائین خیابونه

خب، ۳ تا پسر دارن

یکی هم‌سن جَن، یکی هم‌سن کارن و یکی هم‌سن سوزان

و یه دختر کوچولو - وای -

‫۳ تا پسر و یه دختر کوچولو

بسیارخب

سلام، جَن - سلام، خانوادۀ بروبرگ -

سلام، کارولاین

لعنتی

باشه، کی می‌خواد زنگ بزنه؟

خب، خانوادۀ بِرِیدی توی ملک من چیکار می‌کنن؟

خانوادۀ بِرِیدی، سریال مورد علاقه‌مونه

اصلاً جای تعجب نداره. به تو میاد جَن باشی

آره، من جَن‌ام

خب، خوشحالم می‌بینمت، جَن

تو باید پدر خانواده باشی

خوشحالم می‌بینمت بروبرگ. باب برچ‌تولد هستم

خوشحالم می‌بینمت، باب

اسمم باب‌ــه. همه باب‌ان

شما دخترا باب هستین؟

خب، بیاین داخل، یه عالمه باب

…خانوادۀ بروبرگ، اینا پسرام

پسرا، پسرا

و این همسر عزیزم گِیل‌ــه

سلام - گوک‌وِلد -

به زبان نُروژی «یعنی «عصر بخیر

!هان

داستان این وسایل چیه؟

اوه

خب، چون نتونستیم برای پیکنیک تابستونی

،ازتون پذیرایی کنیم تصمیم گرفتیم داخل خونه اینکارو انجام بدیم

یکم غیر متعارفه ولی ما همچین آدمایی هستیم

خب، یه بالش بردارین و من میرم چند تا برگر درست کنم

بفرمائین

لحظه‌ای که فهمیدم جای درست رو انتخاب کردم

لحظه‌ای بود که اون روز تو رو بیرون از کلیسا دیدم، مِری اَن

وای، خدا

دخترا دوست دارن اینجا بزرگ بشن و منم شکایتی ندارم

مطمئنم وقتی که کوچیک بودی

و بهترین جای ممکن رو تصور می‌کردی

یه همچین چیزی رو می‌خواستی، هان؟

آره، به گمونم همینطوره

چقدر خوب شد که شماها اومدین اینجا

منظورم اینه، به مِری اَن میگم

همیشه زمان خوبی برای پیدا کردن دوستای جدیده

همۀ مردم پوکاتلو دوستت هستن

دیگه کسی نمونده

،اینجا شما وارد ماجرا میشین خانوادۀ برچ‌تولد

وای، پسر - و مدرسه‌های اینجا خیلی خوبن -

و تئاتر - هوم -

هفته‌ای که رسیدیم اینجا نمایش «اولیور» که بچه‌ها اجرا کردن رو دیدیم

فکر کردیم اشتباه اومدیم و سر از برادوی درآوردیم

!اون من بودم

من اولیور بودم - واقعاً؟ -

،جَنی توی نمایش اولیور بازی می‌کرد نمایش رو مال خودش کرده بود

البته من اینطوری فکر می‌کنم. من پدرشم

…مخصوصاً

«عشق کجاست؟» «عشق کجاست؟»

دخترتون صدای قشنگی داره

همینطوره

…هی، جَنی، نظرت

نظرت چیه الان برامون آواز بخونی؟

مثل یه برنامۀ استعدادیابی؟

جالب به‌نظر می‌رسه

باشه

ولی باید تمرین کنم - حتماً -

خب، می‌تونی از اتاق جسپر و جوئل استفاده کنی

یا از اتاق من و گِیل

اِ… جسپر، جوئل، جیکوب، کارن و سوزان؟

جلوی شما اجرا می‌کنم

پسرا، شنیدین جَن چی گفت. برین

پسرای خوبی باشین. پسرای خوبی باشین

باشه، تو بشین اینجا

باشه

الان آروم ولی جلوی اونا بلند می‌خونم

ما نمی‌تونیم توی یه شهر بزرگ زندگی کنیم

نه با اون همه سروصدا و خشونت

نه با ۳ تا دختر

من دوست دارم شب ستاره‌ها رو ببینم

وای. گِیل

…حالا که صحبت از ستاره‌ها شد

اون چیزی که بابات دیده بود رو براشون تعریف کن

…این

باشه

من یه دختر بچه بودم

یه شب بابام داشت ار فروشگاه

علوفۀ دام توی بریگام سیتی برمی‌گشت خونه

ماه رفت پشت اَبر

و پدرم ۲ تا چیز نور مانند رو دید که به همه‌جا تابیده می‌شدن

چراغ ماشین نبودن. سرعت‌شون خیلی زیاد بود

پدرم سرعتش رو بیشتر کرد

:و بعدش با خودش گفت

«وای خدا. دارن نعقیبم می‌کنن»

بعدش، ماشینش فاطی کرد

رادیو و صفحه کیلومتر ماشین

و بعدش یهو وسط جاده ماشین خاموش شد

و اون چیزهای نور مانند روی زمین فرود اومدن

و پدرم رو تماشا می‌کردن

و بعدش دوباره پرواز کردن

و رفتن توی آسمون

تا جایی که دیگه ناپدید شدن

صبح روز بعد، مادرم و من

یه سر رفتیم مزرعۀ چغندر

و محل فرودشون رو با چشمای خودمون دیدیم

ماشین دوباره روشن شد؟

نه، از اون روز به بعد دیگه هیچ‌وقت کار نکرد

تا حالا همچین چیزی دیدی، جَن؟

خب، هرگز نگو هرگز

باید بگم، الان دوست دارم برنامۀ استعدادیابی ببینم

اوه، برنامۀ استعدادیابی خوراک خودمه

بیاین. بشینین، بچه‌ها

بسیارخب، حالا، وایسین، فبل از اینکه بخش جالب ماجرا شروع بشه

دلم می‌خواد ازت تشکر کنم، مِری اَن

واسۀ اینکه شوهرت و ۳ تا

دختر خوشگل‌تون رو آوردی اینجا

و باعث شدین ما احساس غریبی نکنیم

یه جورایی احساس می‌کنم از یه خانواده‌ایم

اگرچه، آره، با وجود ۲ تا باب شرایط می‌تونه گیج‌کننده باشه

باید دوئل کنیم

می‌دونین چیه، می‌تونین من رو بی صدا کنین

از «برادر برچ‌تولد» آسون‌تره

بچه‌ها هم همینطور

واقعاً متأسفم، جَن. مزاحم اجرات شدم

صحنه کاملاً در اختیار توئـه

به سلامت برگردین خونه

خانوادۀ بروبرگ

بیاین بازم از اینکارا بکنیم

ممنون - ممنون -

ممنون که اومدین - خداحافظ -

شب بخیر، بی - شب بخیر، برادر بی -

شب بخیر - خداحافظ -

خب، خوب بود

خیلی خوب بود

،بسیارخب، خانما کُت‌هاتون رو بدین به من. عجله کنین

بیاین، دخترا. وقت خوابه

…ای پدر آسمانی

به‌خاطر این روز مبارک از تو سپاسگزاریم

به‌خاطر خانواده‌مون، تیفی و بندیت، انجیل

و شام سرگرم‌کنندۀ امشب با دوستای جدیدمون

به بیماران و نیازمندان رحمت عطا کن

و از ما در مقابل آسیب و خطر محافظت کن

به نام عیسی مسیح، آمین

آمین - آمین -

آمین. آفرین « دوست خانواده »

« کتاب مورمون »

« ماه آپریل، سال ۱۹۷۳ »

خیلی خوب بود - عاشقش شدم، عاشقش شدم، عاشقش شدم -

،«بگین «برادر بی یک، دو، سه

!برادر بی

آماده‌ای؟

شاید باید صبر کنی تا جِنی بزرگ بشه

یه جوری انجامش میدی انگار آب خوردنه، بی

ممنون

« ماه مِی، سال ۱۹۷۴ »

چسب زیاد بزن. الان فشارش میدم داخل

!سلام

سلام، عزیزم. بهت خوش گذشت؟

ممنون - خواهش می‌کنم -

More Farsi Persian subtitles for A Friend of the Family

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left