この世の果てで恋を唄う少女YU-NO
Prvních 168 řádků.
فقط بهم بگو، دوباره کی برمیگردی؟
.نمیدونم
برنامهات برای آیومی ـسان چیه؟
.اون اهمیت کارم رو درک میکنه
درسته که اون داره این حرف رو میزنه
ولی تو خودت باید عاقل باشی و بفهمی که اون داره از .روی عشقش به تو خودش رو مجبور به اینکار میکنه
عاشقش شدی؟
.کس نگو
.فقط نگرانشم
!پس حتی برای یه ثانیه هم ازش غافل نشو
...درست همین لحظه که داریم صحبت میکنیم، آیومی
آیومی ـــسان؟
تاکویا ـکون اونجایی؟
.آره
.من درست همین جا پشت در هستم
،حتی اگه بابای دیوثم مراقبت نباشه
.من تا ابد پیشت میمونم
.ممنونم ازت
...اما این اواخر خیلی خسته شدم
...زندگی بیشتر یعنی درد بیشتر
AlexFrostwolf :مترجم تقدیم میکند AnimeWorld
آیومی ـــسان؟
قسمت چهارم: سفید پوست کثیف
آیومی ـــسان؟
من در زدم، بعداً نگی نزدی؟
.دارم درو باز میکنم
...ممکنه که
آیومی ـــسان؟
!آیومی ـــسان
چیه، تاکویا ـکون چی شده؟
مترجم: خیلی خونسردی خودش رو حفظ کرد) (.اگه من بودم یه کس کش، جاکش ته جملهام میذاشتم
!منظوری نداشتم نمیخواستم دید بزنم به مولا
چه گوهی دارم میخورم؟
.عجب کس مغزی شدم امروز
.سلام، شما با منزل آریما تماس گرفتهاید، بفرمایید
تو همون پسر تنبله هستی؟
و تو هم همون یارویی هستی که یه سایت سوپر رو میگردونه؟
اسمم تویوتومی هستش و در ضمن یه سایت(محل کار) ساخت .و ساز رو اداره میکنم
الان سرم شلوغه و وقت ندارم .که وقتم رو بخاطر یکی از وابستگان رییس تلف کنم
.گوشی رو بده دستش
.دستش بنده
داره ظرف میشوره؟
دیونه ای چیزی هستی؟
...بهرحال، موضوع مهمیه
.برو گوشی رو بده دستش
تاکویا ـکون کی پشت خطه؟
...چیزه
.نوکر شماره یکت
تویوتومی رو میگی؟
.گوشی رو بذار روی حالت انتظار من از اتاق خودم جواب میدم
.باشه چشم
.هوی یارو صدام رو داری
به کی گفتی نوکر شماره یک؟
میو اوضاع مدرسهات در چه حاله؟
.هر روز سرم با کلاسای تابستونی و برنامههای کلوبم پر شده
.که اینطور
.پس سرت شلوغه
.آره
.یه پیشنهادی برات دارم
یه پیشنهاد؟
علاقهای داری بری مدرسههای اونور آب؟
چرا یه دفعهای همچین سوالی میپرسی؟
.اوضاع اینجا داره درهم و برهم میشه
.میخوام که توی این اوضاع اینجا نباشی
...بابا
.قبلاً کاغذ بازیاشو رو انجام دادم
.هفته دیگه توی یه مدرسه توی آمریکا داری درس میخوانی
...مگه میشه
.سرخود تصمیم نگیرید
.من توی ژاپن میمونم
.موضوع اصلی تحقیقات تاریخیم در مورد ساکایماچی ــه
.تو باید یاد بگیری که با چشماندازی بینالمللی به قضایا نگاه کنی
.تو باید ژاپن رو ترک کنی و از چشم انداز بیرونی اون رو وارسی کنی
.میو، من قبلاً تصمیم خودم گرفتم
بسم الله الرحمن الرحیم
چی شده؟
چیزی روی صورتمه؟
...نه
هنوز چشمام قرمزه؟
...ای بابا
الان حالت بهتره؟
.آره، خوبم
...امیدوارم که همینطور باشه
امروز کلاس تابستونی داری، درسته؟
.نگران درسات باش نه نگران من
.خب، من دیگه میرم
!خداحافظ
.گزارش زمینشناسی دقیق جئوتکنیک درباره تحلیل سنگ اسپی
...خب برم سراغ
.شاید زیادی نگرانم
.بخاطر اون کابوس دیشب ــه
سلام، میو
.صبح بخیر
چرا انقدر گرفتهای؟
...نکنه، که توی اون دوره
.نه پریود نیستم
خب، الان تعطیلات تابستونیه و ما هنوزم .مجبوریم بریم مدرسه
.کاملاً درکت میکنم که چرا ناراحتی
.در این مورد، خودم دوست دارم برم سرکلاس
من از اوناش نیستم که نمیتونن امتحان ساده کلاسی .خودشون رو قبول کنن
.باشه، اصلاً تو خواهر کوچیکه انیشتن هستی
.حتماً باید خودت رو برسونی سر کلاس، کلاسم نپیچون
.دیرم نکن
افتاد!؟؟
!هویی
چرا مثه معلما صحبت میکنه؟
چه کار میخواید بکنید؟
.حتی تصور هم نمیتونم بکنم که تو اون رو برای فروش میخوایش
از رو کنجکاوی میپرسی؟
.خیلی سوال نپرس
.سوال زیادی برای سلامتی هیچکودوممون خوب نیست
.خودم میدونم
.اما اون یارو هنوز روی اعصابمه
.نمیخوام اون توی کارام دخالت کنه
.من یه نقشه هم برای احتمالات ممکن هم دارم
.پس، اینکار رو دست شما میسپارم
.چه به موقع
وقت داری؟
یه روزنامهنگار از جون من چی میخواد؟
.راجب کارای مادرته
میدونی توی شرکتش درباره چی تحقیق میکنه؟
چرا میپرسی؟
.از الان به بعد میخوام درباره جئوتکنیک تحقیق میکنم
.آره، برنامهات رو دیدم
.اوه، جداً؟ چقدر خوبی تو
دامنت خیلی کوتاه بود ولی من بازم .نمیتونستم شورتت رو ببینم
.پاهام رو مثه یه فرشته بهم چسبونده بودم
.بعدش دلیلش رو فهمیدم، فهمیدم که تو چیزی زیرش نپوشیدی
.دفعه بعد امتحانش میکنم
...بهرحال... داستان من توافق شهردار و جئوتک
یکی از دوستات، دختر شهردار بودش؟
چیزی راجبش بهت نگفته؟
.هرچیزی، حتی اگه خیلی هم بیاهمیت باشه
.هیچی نمیدونم
...حتی اگه هم میدونستم چیزی
.من آدم فروش نیستم
.هیچوقت نگفتم آدم فروشی بکن
.قصدم فقط کمک به مردمه
.این دوتا جفتش یه معنی رو میرسونه
.حق با توه
.دوستت هیچکار ست
.این شهدار شیمازو هستش که کار اشتباه رو انجام داده
فکر نمیکنی که این وظیفهی توه که به اون دختر .راه درست رو نشون بدی که همه چیز درست بشه
.که اوضاع همون طوری بشه که باید باشه
.اونطور ترسناک نگام نکن
.اگه اتفاقی افتاد باهام تماس بگیر
.میتونی کائوری صدام کنی
.آریما ــسان جدی جدی امروز رو امد سر کلاس
.یه نفر امروز بهم گفتش که نپیچونم
چی شده، شیمازو ـسان؟
!اگه خواستی با کسی حرف بزنی من هستم
.اگه توی زندگی عشقیت به مشکل برخوردی من کمکت میکنم
.باشه، تو خیلی مهربونتر از آدمای دور و اطراف من هستی
.واقعاًّّ به طالع بینی اعتقاد دارم
تو متولد برج ثور هستی؟
...آیتم خوش شانسی امروزتون
.قاچ هندونه هستش
.اون که آیتم نیست
...تازشم
.میگه دور و بر کوهستان هم مراقب باشید
شاید کوه سانکاکو منظورشه؟
.مراقب تویوتومی باش
تویوتومی؟
.حالا که فکرش رو میکنم، امروز صبحم تماس گرفت
.فکر کنم دارم میرم خونه
رییس- هوی-
!وایسا بینم
جدی، جدی فکر کردی میتونی جلوی معلمت کلاس رو بپیچونی؟؟
No comments yet. Be the first to leave one.