Leviticus

Leviticus

Stáhnout Farsi/persian titulky

Informace o verzi

Leviticus 2026 AMZN WEB DigiMoviez FarahSub Fa
Komentář od PersianSUB
‫ارائه‌ای از وب‌سایت دیجی موویز DigiMoviez ‫ « ترجمه از امیر فرحناک » ‫در تلگرام FarahSub@ ⇒

Tagy

webdl
amazon_prime_video_synced
Zveřejněno: 2026-07-28
Stažení: 27
Pro sluchově postižené: No
FPS: 23.976

Náhled titulků v jazyce Farsi/persian

Prvních 199 řádků.

‫شناگران، توجه کنید

‫استخر تعطیلـه

‫لطفاً به سمت خروجی برید

‫« پذیرش »

‫تو اینجا چیکار می‌کنی؟

‫باشه

‫« ترجمه از امیر فرحناک » ‫در تلگرام FarahSub@ ⇒

‫وایسا ببینم. چه گهی می‌خوری؟

‫بسـه

‫لاکردار. آروم باش

‫به نظرت میشه بالا رفت؟

‫چیـه؟

‫هم مار، هم ارتفاع؟

‫خیلی‌خب

‫پشمام

‫واقعاً فکر کردی می‌تونی بلندش کنی؟

‫می‌تونم

‫لامصب

‫عنکبوت تار مخروطی

‫روی شونه‌اتـه

‫تکون نخور

‫کون لقت، لاشی

‫چتـه؟

‫چه غلطی می‌کنی؟

‫یه بار دیگه هل بده ببینم

‫لعنتی

‫چه گهی می‌خوری؟

‫از سایه‌ی خودت هم می‌ترسی؟

‫هان؟

‫بهتره دیگه بریم

‫آره. باشه

‫یعنی چی اونوقت؟

‫نمی‌دونم، چیز بدیـه یا خوب؟

‫قضیه‌ی خاصی نیست

‫آره، ولی خب… بیخیال

‫چی رو بیخیال؟

‫توی مدرسه بی‌محلی می‌کنی،

‫بعدش میگی بریم بیرون؟

‫با خودت چند چندی؟

‫بی‌محلی نمی‌کنم

‫خوبش هم می‌کنی

‫توی مدرسه یه آدم دیگه‌ای

‫ولی وقتی تنهاییم کلاً عوض میشی

‫بگو چه فرقی کردم

‫- کلاً رفتارت، لحن حرف زدنت… ‫- یدونه هم نتونستی بگی

‫صحبت‌هات، راه رفتنت… ‫همه چیزت فرق می‌کنه.

‫من همون عوضیِ سابقم، رفیق

‫نخیرم

‫بیفت زمین

‫ولم کن

‫خیلی‌خب

‫تابحال اونجا رفته بودی؟

‫سمت… کارخونه

‫نه. اولین باره

‫تو چی؟

‫آره، من هم اولین بارمـه

‫ایول

‫چیزی به کسی نگو

‫این که رفتیم توی کارخونه

‫آره، نه… خیالت راحت

‫تا بعد؟

‫تا بعد

‫آیا عشق رو به زندگی خودش راه میده؟

‫و با پذیرفتن محبت خدا،

‫آماده میشه تا آزادانه انتخاب کنه؟

‫انتخاب‌هایی که ‫اون رو به اینجا بیارن

‫تا به گناهانش اعتراف کنه

‫چون همگی می‌دونیم که تربیت فرزند

‫یه مسئولیت جسمانی و روحانیـه

‫مطمئنم که با حرف‌هام…

‫سرتون رو درد آوردم

‫خودم هم خسته شدم

‫واسه همین خوشحال میشم ‫همگی دل‌هامون رو یکی کنیم و

‫واسه این کوچولو دعا کنیم

‫به نظرت مامانه چند سالش بود؟

‫نِیم!

‫احتمالاً ۱۲

‫ولی می‌دونی، ‫اینجا بچه‌های بزرگ‌تر هم میان

‫مامان

‫سالی فرانکستون هم از ‫اون آهنگ‌های ترنسِ روان‌شناختی

‫خوشش میاد

‫اسمش در واقع «سای‌ترنس»ـه و ‫(ترنسِ توهم‌زا)

‫از وقتی اومدیم این شهر، ‫بهش گوش ندادم

‫با کسی هم هنوز دوست نشدی

‫مامان، بس کن

‫سای‌ترنس؟

‫چند وقتـه بهش میگم روان‌شناختی؟

‫یه سه سالی میشه

‫شرط می‌بندم کلی بهش می‌خندیدی

‫هنوز هم می‌خندم

‫آرلین

‫تو باید… نِیم باشی

‫من رادم

‫پسرم، هانتر، رو که می‌شناسی، ‫هم‌مدرسه‌ای هستید

‫سلام، دادا

‫آرلین، به اون… ‫به اون قضیه فکر کردی؟

‫داستانت

‫لازم نیست خیلی بهش شاخ و برگ بدی

‫طرف‌های غروب بود و…

‫رگه‌های نارنجی ‫توی آسمون به چشم میومد

‫بعدش…

‫صدای زنگ اومد، از اون…

‫زنگوله‌های قلابی که صدای نازکی دارن

‫بعد برگشت گفت: ‫«خدا داره صدات می‌کنه، نیم.»

‫«بهش گوش بده.»

‫من هم بهش گفتم:

‫«از این خزعبلاتی که ‫سرهم می‌کنی خسته شدم.»

‫«اون فقط یه ماشین بستنی‌فروشیـه»

‫اون هم بعدش گفت:

‫«اون روز رو می‌بینم، ‫اون روز رو می‌بینم…

‫به چیزهایی باور داری که ‫به چشم نمیشه دید»

‫بعدش بازم زد زیر خنده

‫قبلاًها خیلی می‌خندید

‫نباید اینا رو بهت می‌گفتم. شرمنده

‫شرمنده واسه چی؟

‫از اینجا خوشت میاد؟

‫چی؟

‫از چیِ این شهر خوشت میاد؟

‫نه، مامانم می‌خواست بیاد اینجا

‫گفت یجور حس تعلق بهش داره

‫به چی؟

‫آدمای معتقد

‫چمی‌دونم. از اینجور چرندیات

‫حالا… توی این گه‌دونی گیر افتاده

‫پس… هیچی؟

‫چی؟

‫از هیچ چیزِ اینجا خوشت نمیاد؟

‫نه

‫هیچی

‫می‌دونستم چیکار می‌کرد. ‫داشت قدم میزد.

‫چون اگه قدم میزد،

‫دیگه لازم نبود در موردش بحث کنیم

‫می‌دونستم همچین بلایی قراره سر تام بیاد

‫در واقع، سر جفت‌مون

‫من هم توی سکوت هولناک خونه نشستم

‫ولی توی اون سکوت ‫یکی دیگه رو پیدا کردم

‫یکی که بهم گوش می‌داد

‫یکی که حرف از مرگ میزد،

‫ولی… از همه مهم‌تر،

‫از زندگی می‌گفت

‫مسیح رو توی اون سکوت پیدا کردم

‫حالا اون سکوت برام دلنشینـه

‫بهم احساس امنیت میده

‫تو نیز، ای مرگ بینوا، ‫(سونت دهم از جان دان)

‫توان کشتن مرا نداری

‫خواب و آسایش،

‫که تنها سایه‌ای از تو هستند،

‫این همه لذت می‌بخشند؛ ‫پس آنچه از تو نصیب انسان می‌شود،

‫باید بسی دلپذیرتر باشد

‫و بهترینِ ما، زودتر از دیگران…

‫واقعاً؟

‫نه

‫نیم، مطمئنی چیزی نمی‌خوای؟

‫چای، آب، آبمیوه؟

‫آبجو چطور؟

‫- فکر می‌کنه خیلی بامزه‌ست ‫- غیر از اینـه؟

‫ما مشروب نمی‌خوریم

‫ایزی؟

‫مرسی

‫خب…

‫تو…

‫نمی‌خوای بگی قضیه چیـه؟

‫حال مامانت خوبـه؟

‫می‌دونم سختی‌های زیادی رو ‫از سر گذروندید

‫قول می‌دید ‫به هانتر نگید من اینجا بودم؟

‫خواهش می‌کنم نگید کار من بوده

‫تابحال توی اینجور مراسم‌ها بودی؟

‫آره

‫باز ننه بابام ‫واسه این اسکل‌ها نمایش راه انداختن

‫آره، راست میگی

‫بابام خودش یکی از اون اسکل‌هاست

‫به خیالش طرف می‌تونه جلوش رو بگیره

‫جلوی چی رو؟

‫- حسش می‌کنی؟ ‫- نه، مرسی

‫بگو چه حسی داری

‫آمم…

‫گمونم اینجا یکم سرده

‫خوبـه

‫سرما نشونه‌ی خوبیـه

‫توی هر دمایی شکوهی هست

‫تمامی عذاب‌ها…

‫اینم از این

‫درمان شدید

‫حسش می‌کنید؟

‫نه راستش… حس نمی‌کنم

‫فقط بیشتر سردم شده

‫این همون قدرت خداونده که ‫قلبت رو در بر گرفته

‫تمام شهوت،

‫تمام ابتذال،

‫تمام تمایلات‌تون…

‫الانـه که از بین بره

‫نه فردا، الان

‫همین الان

‫نگاه کنید

‫به آتیش نگاه کنید

‫به قدرتِ شعله‌ی مقدست،

‫آنچه را به ناپاکی آلوده شده، ‫دوباره پاک و نو بگردان

‫ای پروردگار، دو آتش وجود دارد:

‫یکی که می‌آلاید و ‫یکی که اصلاح می‌کند

More Farsi/persian subtitles for Leviticus

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left