Prvních 200 řádků.
= قسمت 40=-
خانم آه دونگ هوي؟
شما کی هستید؟
گرفتیمش
چرا اینجوری میکنی؟ چه کار می کنی؟
نه ! وایسا
چرا هنوز برنگشته
انگار رفته توفو بسازه
خانم بزرگ اونجایی؟
بله هستم
خانم بزرگ
...نوه تون
رفته جایی؟
بله فرستادم برام یه چیزایی بگیره
با دوچرخه رفت برگرده
وای خدا ...وای خدا
پس خودش بوده
منظورت چیه؟
...چند لحظه قبل
اونطرف کنار خیابون
...یه سری مرد گنده رو دیدم یه دختره رو
بغل کردن و انداختن تو ماشین بردن
من ازشون دور بودم
مطمئن نبودم اون بوده یا نه
ولی مثل اینکه نوه شما بوده
چی؟
وای نه دونگ هوی
!دونگ هوی
ای خدا, !دونگ هوی
!دونگ هوی
!دونگ هوی
ای خدا.
.دونگ هوی .دونگ هوی
.دونگ هوی .دونگ هوی
...شماره مورد نظر در دسترس
...پیام بگذارید
منم ، اوه گوی بومم
اتفاق بدی برا دونگ هوی افتاده
رئیس بانگ دونگ هوی دزدیده
چکار کنم؟
...من
دونگ هوی گم کردم
حالا چکار کنم؟
لطفا گوشی رو بردار
شماره مورد نظر در دسترس نیست
ای بابا
کی کله سحر زنگ میزنه
باید امروز یه جایی برم
کجا میخوای بری؟
میدونی بعد از سه روز اومدی خونه
پاشو برو طبقه دوم
پدرو دیشب بردن بیمارستان
بابارو؟
آره من حتی نتونستم ببینمش
من باید برم استانداری
با 20 تا از سرمایه گذارهای دیگه
استانداری؟ - ...آره قصد داریم -
قرار گذاشتیم قبل از شروع ساخت و ساز همو ملاقات کنیم
ای بابا
تو همکار قدیمی منو می شناسی آقای کانگ می گم؟
اونم قراره امروز باهام بیاد
آقای کانگ واسه چی؟
من باهاش در مورد این تجارت صحبت کردم
بعد از اینکه امروز دیدمش
احتمالا باید تصمیم گرفته باشه
کار خوبی کردی
چرا آقای کانگ درگیر کردی؟
یعنی چی چرا درگیرش کردم؟
...بخاطر این بهش پیشنهاد دادم
چون اونم خیلی دست و پا میزنه
این مشکل مردهاس
واسه چی همش دنبال یه کاسبی جدید میگردن؟
...شماره مورد نظر - اینم در دسترس نیست -
چرا نمی تونم باهاشون تماس بگیرم؟
گفتن اتوبوس نزدیک ایستگاه یانگجا می ایسته
فقط اینکه زمان دقیق و مکان جلسه رو نمی دونم
چی داری میگی؟
دارم میگم دایی هم فریب خورده بوده
آدمهای بد این وسط گیوم جا و مال جا بودن
...بخاطر حساسیت داییم
به بابای واقعی تو حمله کردن
داییم ، اون پدر دوست داشتنی
توسط اونها فریب خورده
در واقع
برادرت میگه این هیچی رو عوض نمیکنه ولی من موافق نیستم
به نظر من این عادلانه نیست که همه تقصیر هارو بندازیم کردن دایی
اگه من جای اون بودم واقعا نمی تونستم تحمل کنم
...چطور این همه مدت
تونسته اینو تحمل کنه؟
بهش فکر کردم
...در اصل دایی
میخواسته از تو و خانواده محافظت کنه
و تنها راه این بوده که تو رو بزرگ کنه
و نذاره به خانواده آسیب بخوره
اگه اونها می فهمیدن که تو پسر اون راننده ای
فکر میکنی خانواده تو رو قبول میکرد؟
...فکر میکنم
دایی نگران بود که مبادا تو رو قبول نکنن
و اینکه همه خانواده بگن کار هیون وو رو نمی بخشن
اما راستش من هیون وو رو درک میکنم
الان دیگه 23 سال از اون حادثه وحشتناک گذشته
پدرش فوت شد و برادرشو گم کرد
و خودشو به فرزندخوندگی تو یه کشور خارجی گرفتن
و اینها همه سر هیون وو اومده
...و
از طرفی من کاملا دایی رو درک میکنم
بخاطر همین موضوع به اینجا کشیده سونگ جون
من اینجا میمونم تو برو
باید بری سرکار
یکم دیگه میمونم
فقط یه ذره دیگه میمونم بعد میرم
شماره مورد نظر موجود نمی باشد
...لطفا دوباره
چیه؟
هیچکدوم جواب نمیدن؟
نمی تونم پیداشون کنم
یعنی چی که هیچ کدوم اینها موجود نیست؟
چی داری میگی؟
صبر کن بالاخره یکی جواب میده
صبر کن
می تونم به آقای کیم زنگ بزنم
میتونم به مالک زنگ بزنم
...شماره مورد نظر موجود
لطفا دوباره امتحان کنید
موضوع چیه؟
چی شده عزیزم؟
چی شده؟ - یه دقیقه صبر کن -
...می خوام
...آقای کیم
بله آقای کانگ
آقای هان بیچاره شدیم
یعنی چی؟ چی شده؟
...این موضوع پارک تجاری
فکر کنم کلاهبرداری بوده
چی؟
تحقیق کردم دیدم همچین شرکتی اصلا وجود نداره
...اون رئیس کیم بیونگ جین
پنج بار بخاطر کلاهبرداری دستگیر شده
تو می تونی پیداش کنی؟
چی؟ اونه نه
....چی ...من
عزیزم
.عزیزم - .صبر کن -
صبر کن
.عزیزم
چی شده سونگ هون؟
سونگ جون بیچاره شدیم
چی شده؟
کجا باید برم؟
از کدوم طرف؟
سونگ هون ، سونگ هون چی شده؟
.سونگ جون
حالا چکار کنم؟ بدبخت شدیم
...سرمایه گذاری که کردم
کلاهبرداری بوده
چی؟
...من
من باید برم باید اونها رو بگیرم
.عزیزم
ماشینم ! ماشینم کجاس؟
ماشین کجا پارک کردم؟ ماشینم کجاس؟
ماشینم - .سونگ هون -
منم باهات میام
...زن داداش من باهاش میرم شما آروم باش
تو خونه منتظر بمون
.سونگ جون اگه واقعاکلاهبرداری بوده باشه
باید چکار کنیم؟
بذار ببینیم ...نگران نباش
سونگ هون عجله کن
باشه بریم
حالا چی میشه؟
واقعا بدبخت شدیم ؟
نه امکان نداره کلاهبرداری نبوده
چند بار بهش گفتم اینکارو نکنه
سعی کردم جلوشو بگیرم ولی گوش نداد
دارم عقل مو از دست میدم
حالا باید چکار کنم؟
چکار کنم؟
صبر کن ، چکار کنم؟
چی ؟ جدی میگی؟
راست میگم
...انتقام فقط تو فیلمها دیده شده
اونم درست تو خیابون ما ...چقدر وحشتناک
مگه میشه؟
حالا که شده
کنار هم که میذاری کاملا منتطقی ـه
پس یعنی اخراجت از برنامه تلویزیونی
و تموم شدن کارت به عنوان سیاستمدار
همش بخاطر اون بوده؟
...منظورم که تو و جونگ هوا
فکر میکنیم زیر سر اون بوده؟
چند بار باید بهت بگم
...گفتم که
من تو این انتقام یک قربانی بی گناه بودم
فیلم های ترسناکُ دیدی؟
اول از همه یه مرد بی گناه میمیره
اون منم
هی ، حداقل یه بهانه بهتری بیار
...همش بخاطر حرص و طمع خودت بوده
چیزهایی رو شروع کردی که نباید
No comments yet. Be the first to leave one.