Prvních 200 řádků.
تيــم ترجــمــه :: قــقــنـوس :: تـقـديـم مـي کـنــد
داداش چجوری آروم کنم خودمو؟
نمیتونم این استرسو کنترل کنم چون تا حالا تجربهش نکردم
یه سلامتی بزنیم
- آره - آره
آره معلومه مگه نه؟ یه پیک لازمم
- به سلامتی - حله بزن بریم بترکونیم
بزن بریم نابودش کنیم
که همه ببینند چقدر سخت کار کردیم
و کل تلاشمون تو این روزا هفتهها ماهها
از وقتی دختر کوچولو بودم همه بهم میگفتن
"کارول این رویا مال تو نیست"
به قول اونا
من تو ژانر اشتباهی بودم
از یه جای اشتباهی به دنیا اومده بودم
ولی چی میشه اگه در واقعیت من دیگه به اونا به چشم مانع نگاه نکنم
و تبدیلشون کنم به بزرگترین مزیتم؟
:::: ترجمه : مـحـمـد رضا :::: telegram : @subforpersian
::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده:::: تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس
مثل یه سگ ولگرد تنها بودم
سعی میکردم اون خلاء رو پر کنم از وقتی که تو رو نداشتم
نه اوه
یه روز عاشق من بودی روز بعدش نبودی
قسم میخورم نمیفهمم
سعی میکنم عقلمو از دست ندم
ولی اینجا خودمو جمع و جور میکنم
روی طناب راه میرم و پرتگاه رو میبینم
تو باعث همه توهمات منی
و به اونی که الان باهاشی بگو که من بهش حسودی نمیکنم
چون دیگه دردی نداره
چیزی که قبلا میسوزوند
یادمه با ماه حرف میزدم و از خورشید میخواستم
که لطفا عشق اولم رو بهم برگردونن
تو اون شب بی خوابی با الکل دوست شدم
ولی واسه فراموش کردن تو نبود
بلند بخونش یالا
از وقتی که این کارو کردم
سیاه و سفید بود شروع کرد رنگ گرفتن
واسه همینه بهت تاکید میکنم که دیر رسیدی
خیلی وقته کشتی رفته
عکساتو با همه چی و قابش انداختم دور
الان شبا دارم پارتی میکنم
دیگه گریه نمیکنم
اگه راحت افتادم راحتتر پا میشم
خب من حاضرم چجوری شروع کنیم؟
- اون طبل - با طبل که قشنگ صدا بده
نه نمیتونیم
فابیو با گوآچاراکا
خوان گییرمو با طبل
و خواننده دختره
یک دو سه
برقص
موسیقی از طریق خانواده پدرم وارد زندگیمون شد
پدرم عموهام همه آواز میخونن
همه خاطرات بچگیم
پر از این خیال بود که خواننده بشم
فقط داشتم کاری رو میکردم که حس میکنم واسه انجام دادنش به دنیا اومدم
که آواز بخونم و موسیقی بزنم
کارول جی رو به روی صحنه دعوت میکنیم
یه خواننده جوون از آنتیوکیا
که داره اولین حضورش رو تو تلویزیون ملی تجربه میکنه
تونستم تو جاهای زیادی آواز بخونم
ولی نه جایی با این همه آدم
چجوری یه هنرمند بشم که از زمان فراتر بره؟
16 ساله دارم اون هدف رو دنبال میکنم
که حتی بعد از مرگم هم موزیکم شنیده بشه
فراموش نشدنی باشم
پنهون نیست که دیدن یه زن که
رگهتون بخونه خیلی نادره
یا موسیقی اوربان
خب اینجوری فرض میشه که موسیقی اوربان یه ژانر مردونهست
واسه همین وقتی تو ایستگاههای رادیویی یه هنرمند زن رو میبینن
اولش میگن "نه" میگن "این واسه مرداست"
و من میگفتم "چرا؟"
حس میکنم یه جورایی دارم به اون هدف نزدیکتر میشم
بهترین هنرمند جدید کارول جی
ولی خوشحالی فقط به اعداد و رتبهها نیست
بهترین طرفدارا
همه میتونستن ببینن که من تو اوج دوران حرفهایم بودم
ولی تو دلم حس میکردم دارم خودِ واقعیمو از دست میدم
عشق میتونه کاری کنه حس کنی خوشبختترین آدم دنیایی
ولی همزمان میتونه نابودت کنه
رویاهاتو
کل دنیاتو
هرچی که هستی رو
وقتی بچه بودم و به یه آهنگ از رادیو گوش میدادم
فوری متحول میشدم
یه آهنگ بهم فرصت میداد رویاپردازی کنم حس کنم
تصور کنم خودمو مجسم کنم
به خاطر همینه که آهنگ میسازم
هنوز کلی کار دارم که باید انجام بدم
ولی شاید اگه زودتر موفق شده بودم
شاید اونقدر آماده نبودم
و مطمئنم خیلی از فرصتها رو از دست میدادم
وانمود کن یه آهنگ هیت تو دستاته
آفرین لازم نیست دیگه تو همین الانم داریش
شانزده سال تلاش و سختکوشی
ذهن قلب و دید منو قویتر کرد
تا تو این لحظه بتونم قدر اینو بدونم
که یعنی چی یه هیولایی مثل اینو تو دستات نگه داری
و سعی کنی کنترلش کنی
چون خیلی راحت میتونه کنترلت کنه
عاشقشم
و عاشق اینم که میگی "شکیرا شکیرا"
- امیدوارم خوشش بیاد - عاشقش میشه
همین الان میخوام بهش پیام بدم
"هر وقت تونستی بهم زنگ بزن"
فرصت اینو داشتم که باهاش حرف بزنم
چیزای خیلی شخصیای رو بهم گفت
که باعث شد همهچی برام منطقیتر بشه
با خودم گفتم "این همون آهنگه"
تو رابطهی آخرم ترک کردن خیلی سمی بود
خیلی سخت
قبلاً از خواب بیدار میشدم و حس میکردم دارم میمیرم
حس میکردم به عنوان یه آدم هیچ ارزشی ندارم
نه موفقیتی میدیدم نه عظمتی
واقعاً حس میکردم یه چیزیه که نمیتونم ازش خلاص شم
که نمیتونم ازش فرار کنم
وقتی همش داری زجر میکشی
و همش داری زجر میکشی و زجر میکشی
نمیخوای بری چون حتی بیشتر زجر میکشی
و یه کابوس لعنتی بود
جهنم بود
چیز قشنگی که از همهی اینا دراومد
این بود که از طریق آهنگام
این شانس رو داشتم که به جای خیلی از آدما حرف بزنم
که شاید ندونن چطوری احساساتشون رو بیان کنن
*به دوست دختر جدیدت بگو*
*که من رقابت نمیکنم*
دوباره
*که من برای مردها رقابت نمیکنم*
میخوام دربارهی این حرف بزنم و این و این
و شروع کردم به رفتن به استودیو برای نوشتن
و نوشتن و نوشتن و شروع به تخلیه کردن
*حتی زندگیم بهتر شد*
*دیگه اینجا خوش نیومدی*
*دوست دخترت یه تیکه انداخت بهم*
*دیگه عصبانیم نمیکنه فقط میخندم میخندم*
*وقت ندارم برای چیزی که هیچی بهم نمیده*
*مسیرمو عوض کنم*
*پول درآوردن یه جور ورزشه*
*پر کردن حسابم شوها پارکینگ و پاسپورت*
*گزارشا میگن سرسختترم*
*حالا میخوای برگردی معلومه*
موسیقی زیادی ساختیم
و اینگونه بود که تیکیوجی شکل گرفت
بشنو صداش چطوریه
- آره - چطوری
- آره - اونجا
سومی رو میشنوی؟
وکالها عالیه درسته؟
وقتی داشتم تو ماشین بهش گوش میدادم نزدیک بود گریهم بگیره
- خیلی خوبه - این وکالها خیلی باحاله
میسوزونه
خوبی؟
اجازه بدید بقیه تیمم رو هم معرفی کنم
- سلام چطوری؟ - سلام
- حاضریم؟ - آره
بترکونیم
کارول کجاییم؟
داریم موزیک ویدیوی "تیکیوجی" رو تو بارسلونا فیلمبرداری میکنیم
- ساعت 3:30 صبحه روز دوم - روز دوم
خیلی باحاله خیلی خفنه
- این اجرا محشره عاشقشم - آره
- خدافظ - اوه عزیزم
ممنون واسه همه چی
اصلاً نمیدونی این چقدر واسم ارزش داره اصلاً نمیدونی
خیلی ممنونم
بچه ها ممنون واسه تلاشتون واسه همه چی
- عاشقتونم ممنون - ممنون
فرایند نوشتن این آلبوم
حدود دو سال طول کشید
و این صادقانه ترین آلبومیِه که تو دوران کاریَم ساختم
چون از طریق آهنگام دارم یه داستان شخصی رو به اشتراک میذارم
"فردا قشنگ میشه" یه ذکری بود
که مدت زیادی با خودم تکرار میکردم
مثلاً "خب اوضاع خوب پیش نمیره ولی فردا یه روز دیگهست"
"فردا قشنگ میشه"
بهم وقت بده
حالم زیاد خوب نیست
ولی کم کم دارم بهتر میشم آره
امروز داغونم
ولی میدونم که فردا قشنگ تر میشه
متفاوت
یه حس دیگه
یه محیط دیگه
امروز تو منفی بیستم
ولی از دوستام انرژی میگیرم
و در حالی که دارم از ته قلب خوب میشم
امروز میرم کنار دریا تا از آفتاب استفاده کنم
اشکالی نداره اگه حس خوبی نداری این طبیعیه
دو هفته قبل از اینکه آلبوم بیاد بیرون من رسماً از نظر جسمی مریض بودم
استفراغ میکردم و دل درد داشتم
چون یه عالمه آهنگ داشتم که درباره خودم بودن
هیچوقت به عظمت این آلبوم باور نداشتم
فکر میکردم یه آلبوم خیلی شخصیه
دقیقاً
داری چیکار میکنی؟
فقط دارم به زندگی و "پروژه" فکر میکنم
بذار من بگیرمش
No comments yet. Be the first to leave one.