Prvních 200 řádků.
تقديم به #آتش_به_جان_هاي_سينما
.عين. دال
Cult Movie Translataion Presents
«موج جنايت» يا: قلب ها و دماغ هاي شکسته
و عاقبت در نيمه شب، تنها تا 12 دقيقهي ديگر....
،عامل قتل عام، ويکتور آژاکس
در زندان ايالتي هادساکر اعدام خواهد شد
اکنون مرگ به سراغ آژاکس مي رود
،براي آژاکس، تعميرکار سيستم هاي امنيتي اعدام با الکتريسيته در نظر گرفته شده
و اين پاياني خواهد بود بر داستان وحشتناک قتل و خونريزي
که نزديک دو هفته ي پيش شهر دادگر ما را شگفت زده کرد
،او تا پايان ادعاي بي گناهي کرد اما حالا ديگر هيچ چيز نخواهد توانست او را نجات دهد
....تو
....نه
!بشين
....صبر کنيد....صبر کنيد !نه....نه....نه....نه
خيله خب، زيگيل
خب گرويتزو سرخ کردن
بعدي تويي، آژاکس
اما من بي گناهم !بي گناه، بهتون که گفتم
نذار لذت ببرن
!آژاکس
خب، موفق باشي، بچه سلام منو به گرويتز برسون
يالا فسقلي، برات يه صندلي رزرو کرديم
بگو ببينم....شما مامور بدرقه هاي ....معقولي به نظر مياين پس
....بذارين توضيح بدم که چه چه اتفاقي داره اين وسط ميفته
!من اصن قرار نبود اين وسط باشم
اينا همه اش يه اشتباه بزرگه
هيچ خشونتي تو پايان قصه ي من نيست
سوء تفاهم شده
و طبيعتن من مي تونم همه چي رو توضيح بدم
ببين، من فقط براي آقاي اودگارد و آقاي ترند کار مي کردم
يه کارگر ساده بودم تو فروشگاه تجهيزات ايمني اونا
....و خب آقاي اودگارد خيلي هم آدم خوبي نبود
!نشيني يه وقت، ويک
فک کنم داشت پشت سر آقاي ترند برنامه مي ريخت که
مغازه رو بفروشه
...خب بگو ببينم اودگارد تو عين-الف-شين-قاف، عاشقشي؟
....ميميري براش؟ اين امم....سرحالت مي کنه؟
فرانکلي رينالدو، اينکه بعد خريد اين فروشگاه
،مي خواي باهاش چيکار کني اصلن برام مهم نيست
اما بذار اين معامله ي کوچيکو بين خودمون نگه داريم
من دوست ندارم شريکم بدونه داره کار و کاسبي شو از دست ميده
ولي حتمن آقاي ترند هم يه جوري در جريان قرار گرفت
،آقاي ترند خيلي آدم بدي نبود
اما اون و زنش کل زندگيشونو
پاي اون کار و کاسبي ....گذاشته بودن و....و
....آقاي ترند هرکاري براي زنش مي کرد
.هرکاري
...نابودگران بخش مرکزي
ترند؟
خودتي؟
....يه ندايي بده
....يه چيزي بگو
يالا، مرتيکهي چندش
همين امشب تمومش کن. تا دير وقت ....کار مي کنه، تنها
سريع انجامش بده
نمي خوام زجر بکشه
شنيدي چي ميگه، آرتور؟ !نمي خواد اون خيلي زجر بکشه
هلن، هيچ وقت نمي ذارم اون مرتيکه ي موش صفت خوشيمونو از بين ببره
مي توني رو حرفم حساب کني
....پس، پس مي بينين که
من اصن خبر نداشتم آقاي ترند مي خواد کاري بکنه
،هيشکي خبر نداشت يه چيزي بود بين دوتا شريک
من هيچ ربطي به اين داستان نداشتم
اگه فقط بتونين ننسي رو پيدا کنيد ....اون شاهد منه
اگه فقط بتونين اونو پيدا کنيد بهتون ميگه من کاملن بيگناهم
بهتون ميگه کل اون مدت من تو خيابون روبروي فروشگاه بودم
تو ساختمون آقاي ترند
سيستم امنيت تصويري نصب کردن
!آقاي ترند
!عزيزم، من اومدم
کيه؟
!منم، آقاي ترند
اوه....سلام، ويک چي مي خواي؟
،هه....چه مسخره !اينجا انباريه
....خب، يه دوربين ديگه هم مي خوايم
....آقاي ترند و اونم
بايد برم از مغازه بيارم
....باشه، خب برو
مي دوني، ويک، خيلي خوشحالم که تو همچين شرايط جذابي
همديگه رو ديديم
خيلي وقت بود که دنبال يه فرصتي بودم تا باهات خودموني حرف بزنم
مي دوني....تو هميشه براي من و هلن
بيشتر از يه کارمند ساده بودي
!عزيرم، من رسيدم
فک کنم تو همه جوره براي کارت مايه ميذاري، نه ويک؟
!چه جورم، آقاي ترند
اما تا حالا به اون نقشهي بزرگ فک کردي؟
،منظورم اينه که، يه چيزي کمه مگه نه، ويک؟
يه در، آقاي ترند؟
چي پشت دره، ويک؟
....،اوه،.... اوه.... خدا
آقاي ترند من خيلي دوست دارم يه خونهي بزرگ ....داشته باشم، اما با توجه به دستمزد من
....يه واحد بزرگ
....منظورم آپارتمان نيست، ويک
منظورم اون شاهزاده ي کوچولوي پشت دره
خدا مي دونه که من براي هلن هرکاري مي کنم
نرو فروشگاه
بقيه ي روزو مرخصي
امشب، برو بيرون و يه شاهزاده ....کوچولو برا خودت پيدا کن
که براش هرکاري بکني
حالا برو اون بيرون و آدم خودتو پيدا کن
اوه، ممنون، آقاي ترند
....فقط مطمئن شو که بدونه رئيس کيه
به روي چشم، آقاي ترند
امشب حالتون چطوره، کلنل؟
!مناسب
باداي جهنم دارن مي رسن
مي دوني اينو از کجا مي گم؟
نه، از کجا؟
صفحه ي آهني....تو سرم
بله آقا، کره جاي خوشگذروني نيست
،يه نصيحت دارم برات پسرم برا وقتي که مخ يه زن ميانسالو زدي
با دختر جووني که باهاش زندگي مي کنه لاس نزن
"قبل از اينکه بتوني بگي "خبردار سيلي رو مي خوابونه زير گوشت
بله آقا، يه زني هست که مي تونه از خودش مراقبت کنه
....تنهايي
....تنها
اينکه مراقب خودت باشي
مهمه
....اما اينکه دو نفر
....مراقب همديگه باشن
عشقه
عشق
....ببينم
فصل اول: زن فوق العاده
البته که زن فوق العاده قرار نيست سرشو ....بندازه پايين بياد تو زندگي من، خُـ
....اوووه !يا خدا
،اوه! خداي من شما خوبين؟
،يالا لعنتي !بکش کنار
!مرتيکهي رواني
باورنکردنيه، من تا حالا !همچين چيزي نديدم
شما خوبين؟ - ....آه....ها...اوه -
....اوه اين....اوه، اوه شما کليد همراهتونه....ووپس
يه چيز ديگه، تفاله، ديگه هيچ وقت به من نگو رواني
مردم بايد ياد بگيرن حواسشون باشه من دارم کجا دارم ميرم
خوبي؟
....آره
شما خوبين؟
من؟ بله
ببخشيد؟
چي؟
اوه، من...من....فک کردم شما....يه چيزي گفتين
نه
....اه
نگفتين؟....
خب.... ممنون دوباره
....ام! شما ....مايليد....که
يه بعد از ظهري يه ناهاري با هم بخوريم؟
!متاسفم، نه
اه، يا يه قهوه؟
....نه، نه، واقعن.... من اه
به حساب من
....نه، دليلش اين نيست....من....واقعن
....خب ببين
....اگه گرسنه نيستي شايد بتونيم با هم فقط حرف بزنيم
!هي، هي
....من بقيهي روزو مرخصي دارم و
!رينالدو
سلام علِکم، شيرينم
بگو ببينم، کجا بودي؟
مجبور شدم از سر کار تا خونه پياده بيام
اوه من....اوه....يکي از رفقاي قديم دوران ارتشو ديدم و
معطل شدم
سلام، من ويک هستم
!....اووو
خوب شد گفتي
،بگو ببينم، حالا هرچي چي چي ميگي من و تو
با هم بريم تو محل بچرخيم و
يه چندتا زيتون بندازيم بالا، ها؟
....خب، نمي دونم.....تو
.خب اين يه قراره ساعت 8 کافه ريالتو، همم؟
!خب، باشه
!از نظر روابط اجتماعي، اون نابغه است نمي دونم اونم خونده اين کتابو يا نه؟
خدافظ عزيزم - !خداحافظ رينالدو، خداحافظت -
طوفان؛] شهر در آشوب]
!خدا بپر بپرش گرفته
....تو همه ي سالايي که تو اين شهر بودم ....همچين چيزي نديدم
....از دست اين چتر ارزون ژاپني....
...من خيلي مي ترسم
،بجنب اني، بيا بريم تو !طوفانه
!چشمم
!من ازت شکايت مي کنم
لعنتي، حالت خوبه؟
خدايا، نمي دونم
ديدي اونو؟
اونو ديديش؟
هلن، لطفن از جلوي پنجره بيا کنار
اون ماشين آقاي اودگارده اون پايين؟
عزيزم، اين گوشت سرخ کرده واقعن خوشمزس
آقاي اودگارد امشب تا دير وقت کار مي کنه؟
....نه
....رفت خونه
تا شامشو بخوره
خيلي گشنه اش بود و رفت خونه
خب، به نظر ميرسه اون پايين يه چراغ روشنه
هلن، غذات داره سرد ميشه
اون هنوز اونجاست، عزيزم و ساعتم از 7 شب گذشته
من نمي دونستم اون هنوز اونجاست، عزيزم
No comments yet. Be the first to leave one.