Prvních 200 řádků.
اسم من ووشیه ست
پدر بزرگ من قبل از تاسیس چین جدید
یه سارق مقبره ی مشهور بود
اون یه دفترچه ی مرموز
با عنوان یادداشت های
سرقت مقبره داشت
عمو سانگ شین از آخرین باری که از خونه رفت
دیگه هرگز برنگشت
من فکر میکنم حتما باید مرده باشه
پیغام عمو سانگ شین
عمو سانگ شین
یه نفر توی یه شب سرد با چراغی در دست داره برمی گرده، رد پاهای عمیق در مسیر جاده
شرق برج استوانه ای نان جینگ
موزه ی طبیعت شناسی بیجینگ
221 کمد شماره ی
پادشاه دریای جنوب مالک قلمروی لویان دریای جنوبه
جایی که مردمش هفت تا گوش داشتن
افسانه ای هست که میگه اونا قادر بودن کلمات خدای آذرخش رو بفهمن
بنابراین اسرار زیادی از آسمون ها به دست آوردن
اون داره به صاعقه گوش میده
اون داره به صاعقه گوش میده
عموت
تنها فرد از تیم باستان شناسیه که گم و گور میشه
اون خودش تنهایی به شهر صاعقه رفته
و نهایتا توی مسیر مرده
ممکن نیست
عموی من هم چین آدمی نبوده
عمو سانگ شین
اگه
کاری وجود داشته باشه که هنوز تمومش نکردم
اون پیدا کردن توئه
دلم میخواد بدون پشیمونی بمیرم
ممکنه هرگز نتوانم خارج بشم
بخش کالا های متروکه خیلی بزرگه
نمی تونم یه راه برای خروج پیدا کنم
الان سه ساله که اینجام
به نظر میاد که اونجا باید
سرچشمه ی اصوات صاعقه باشه
برای همینم هر طور که شده
باید برم به بخش کالا های متروکه
قسمت یک
در واقع یه داستانی در مورد بخش کالا ها ی متروکه وجود داره
در طول جنگ مقاومت در برابر تعرض ارتش ژاپن
انبار 11تحت فرمان یکی از آخرین فرمانده های باقی مونده
زانگ چی شان ، زانگ فو یی بود
وقتی که جنگ شروع شد
هر فرد از ما مقابل ده نفر از دشمن قرار داشت
و همه فکر میکردن که جنگو میبازیم
جنگ خیلی سختی بود
اون موقع سربازای ژاپنی تقریبا سنگرهای ما رو تصرف کرده بودن
حمله کنید
افراد ، با سرعت به پیش
توی یه فرصت مناسب زانگ فویی
یه گروه تا دندان مسلح سربازای ژاپنی رو با فریب
به داخل بخش کالا های غیر قابل بازخرید انبار 11 می کشونه
عجله کنید ، به حرکت ادامه بدید
برید
چی شد ؟
چه اتفاقی داره میفته ؟
افراد ، مراقب باشید
خوشبختانه ، با حیله های متعددی که زانگ فو یی اونجا ترتیب داد
ارتش ژاپن یه شکست تمام عیار خورد
به عبارت دیگه
اون طوریکه از یکی از کارمندای اینجا شنیدم
حتی تا امروزم ،اون مکان
هنوز به خاطر فریاد های سربازای ژاپنی و صدا های
ارواح شیطانی شبح زده ست
واسه همین، کسی جرات نداره پاشو بزاره اونجا
پرسنل به محض این که کالا ها رو اونجا رها میکنن، فرار میکنن
با چیزایی که گفتی
حتی خیلی بیشتر از قبل واجب شد برم اونجا
چرا ؟
عموم در گذشته
به زور وادار شده وارد اون بخش بشه
و سرنخ های
خیلی مهمی باقی گذاشته
برای همین فقط با رفتن اون پایین می تونم حقیقت رو بفهمم
و این که کی به این کار مجبورش کرده
طبیعتا برای مکان هایی با راز های مخفی
بایدم هم چین افسانه ای وجود داشته باشه
تا مانع از پیدا کردن حقیقت توسط بقیه بشه
ولی این یه داستان ضعیف ساختگیه
انبار دیگه تقریبا تعطیله ، من آفم
منم میام
منم اون پیغام دریافت کردم
میخوام بیام جایزمو بگیرم
چه جایزه ای ؟خودتو تو دردسر ننداز
تو نمی تونی بدون کمک من وارد بشی
چرا ؟
گذرگاه انبار گان یانگ به انبار بعدیش
از زیر آبه
ولی
این ورودی با کالا های انبار شده زیر آب مسدوده
اگه بخوای ازش عبور کنی
اول باید اون کالا ها رو جا به جا کنی
ولی هر کانتینر زیر آبی
یه سنسور روش داره
که به محض تموم شدن تایم انبار سازی
یا دسترسی به کالا ها ،سیستم دفاعیش فعال میشه
هر بار که کالا ها در معرض خطرات خارجی قرار بگیرن
و تعادلشون به هم بخوره
تله ها فعال میشن
و برق رو میاره
داخل این مخزن
یه سری نشانگر نوری روی هر کانتینر هست
سبز بودنش امنه
زرد شدنش نشون میده به محدوده ش تعرض شده
و قرمز شدن نشانگر ماشه تله ها رو فعال میکنه
پس این یعنی
ما باید کالا ها رو جوری جا به جا
کنیم که تعادلشون حفظ بشه
ببینم چیکار میتونم براش بکنم
بریم
صبر کن منم بیام
دنبالم بیا
دارم میام
الان بالا تر بودن درجه ت
برتری خودشو نشون میده
بیا شروع کنیم
اول یه طنابو از داخل زنجیر آهنی رد میکنیم
بعدش تو به سمت کف شنا میکنی
تا به یه سری بلوک سربی به عنوان تکیه گاه وصلش کنی
اون وقت فقط باید
زنجیر آهنی رو با یه دستگاه جوش قطع کنیم
وقتی کابل بلوک ها به سمت کف کشیده بشه
می تونه زنجیر هایی رو که
کالا ها رو مهار میکنه بکشه بالا
تو قدم آخر ، ما دوتا همزمان کالا ها رو به سمت خودمون میاریم
تا زمانی که افقی نگه داشته بشن
می تونیم کانتینر هایی رو که خروجی رو
مسدود کردن به سمت بالا هدایت کنیم
شو بای
شو بای
عجله کنید ، برید اونجا رو بررسی کنید
باشه
عجله کنید، عجله کنید، عجله کنید
عجله کنید، یه نفر حریم انبار گان یانگ رو نقض کرده
بیا اینجا
یه نفر حریم انبار گان یانگ رو نقض کرده ، متوقف کنید
یه نفر حریم انبار گان یانگ رو نقض کرده، همه آماده باشید
همه ، آماده باش
برید اونجا ، برید اونجا
عجله کنید ، عجله کنید
اونجا
افراد، همه جا رو خوب بگردید
مراقب باشید
شو بای
بیا اینجا
شو بای
اوضاعت چطوره ؟
اوضاعت چطوره ؟خوبی ؟
آره
خدا رو شکر وقتی تله ها رو دستکاری میکردی ، برق قطع و وصل بود
اگه واقعا میمردی باید چیکار میکردم ؟
میخوای بقیه ی عمرمو زیر دینت باشم
دفعه دیگه بهت اجازه نمیدم
به خاطر من خودتو تو خطر بندازی
فقط یه هشدار پیشگیرانه ست
چطور می تونن واقعا آدما رو با برق بکشن
چرا قبلش بهم نگفتی ؟
اگه گاردمونو
بیاریم پایین شکست خوردیم
من نمیخوام تو شکست بخوری
حتی با این که ولتاژ پایین بود
اگه وقتی هنوز زیر آب بودی اتفاق میفتاد چی ؟
قبل از این که بریم زیر آب
یه شرطی تو قلبم بستم
شرطت چی بود ؟
تا زمانی که تو زنده ای
من قصد ندارم بمیرم
تو دیوونه ای ؟
تو دیوونه ای ؟
شرطت بر اساس چه منطقیه ؟
اگه هنوز زنده ای به خاطر اینه که جوونی
به خاطر اینه که شانس آوردیم
این چه ربطی به این داره که من زنده باشم یا نه ؟
به هر حال من بردم
تو عقلتو از دست دادی
خیلی خب ، بیا تمومش کنیم
انبار 11 الان تو وضعیت محاصره ست
هیچ راه برگشتی نداریم
فقط میتونیم به جلو حرکت کنیم
به عبارت دیگه این تنها فرصت ماست
مطلقا هیچ راهی برای این که دوباره وارد اینجا بشیم نداریم
بیا ادامه بدیم
باشه
از این طرف
این جا رو می زارم به عهده ی تو
بریم
وایسا
یه دوربین دیگه هم اینجاست
صورتت رو بپوشون
چی ؟
صورتت رو بپوشون
برای چی ؟
انبار 11 مکان قانون مندیه
تا زمانی که چهره هامون شناسایی نشه
می تونیم زیر بارش نریم که ما بودیم
حتی یه هم چین قانونی هم تو انبار 11 وجود داره ؟
بریم
No comments yet. Be the first to leave one.