Prvních 200 řádků.
!یکی از مایی، یکی از مایی !یکی از مایی، یکی از مایی
!یکی از مایی، یکی از مایی !یکی از مایی، یکی از مایی
!یکی از مایی، یکی از مایی
راه طولانی و زندگی کوتاهست
جک مورتون"، به خونه خوش اومدی"
حالا، بیاین دهن پلیدی !رو سرویس کنیم
هی
هیس
فکر کردم قراره بریم با پلیدی مبارزه کنیم؟ - و اینکارو میکنیم -
وقتی پلیدیای برای مبارزه وجود داشته باشه
تا اون موقع، میشه خواهشاً همهتون خفه بشین تا بتونم روی مقالهـم کار کنم؟
داری راجع به چی مینویسی؟
استعارهی فمینیستی از فرانکشتاینِ مری شلی
.بذار حدس بزنم اون هیولا یه کلیتوریسـه
بله
خب، چیه؟ قراره همینجوری دست رو دست بذاریم؟ الان یه هفته میگذره
جک، نمیشه همهمون فاز لیگ عدالت" برداریم"
تا موقعی که حواس عنکبوتیمون به کار بیافته
نه. یه بار که بهت گفتم
نمیدونی دنیای دیسی و مارول رو قاطی کنی - دیسی و مارول. آره -
بهتر نیست حداقل بریم بیرون و دنبال بدکارها باشیم؟
"باورم نمیشه الان گفتی " بدکارها
ببین، جک، شوالیه بودن یه وظیفهی مقدسـه
مدفوع
،و میدونم بیتابی تا وارد بازی بشی ...ولی انتظار بخشی از
!چه عجب
نمیریم این رو بررسی کنیم؟
احتمالاً فقط دوستت یه پیتزای دیگه دزدیده
یا شاید یه چیز پلید داره مردم رو میکشه؟
بچهها، من تصمیم خودم رو گرفتم - اوه، زودباش، محافظهکار -
.یه دور اطراف محوطهی دانشگاه چه ضرری میتونه داشته باشه؟
هر کاری که باعث بشه خفه بشه میکنم
داری کجا میری؟
آه، جکی کوچولو خجالتیـه؟
!من تک فرزند هستم
زیرنویس از عرفان
میدونین، داشتم با خودم راجع به ،جایگاهمون در دنیا فکر میکردم
و خودمون رو خیلی خوششانس میبینم
،که باعث میشه برام سؤال بشه شاید باید بیشتر به جامعه ارزانی کنیم
خب، همهمون یه چیزی میخوایم
،شاید کنترل یه شرکت باشه
...شاید سکسـه
،شهرت
قدرتـه
احترام حرفهای
یا شایدم فقط انتقام خوب و قدیمیـه
،نکته اینه که
بنظرم میتونیم همهش رو داشته باشیم و به منفعت همگانی
،و خودمون خدمت کنیم
چون من راهش رو پیدا کردم
وادی میکم اینفرنال
،با کمال احترام، مِیگس
وادی میکم اینفرنال خیلی خطرناکـه
...هر جادوگری که دنبالش رفت
،ناپدید شد
...قطعهقطعه شد
یا مُرد
اگه مِیگس اعظم به دنبال دوباره ،احيا کردن وادی میکمـه
پس یه مِیگس معبد حق نداره بلندپروازیهاش رو زیر سؤال ببره
من صرفاً پیشنهاد یه کم خودداری میکنم
،وقتی وارد این راه شدی راه برگشتی وجود نداره
پس به جلو پیش میریم
دو قسمت باقی مونده
این انجمن جفتشون رو پیدا میکنه، و با همدیگه
دنیایی میسازیم که تا به حال دیده نشده
نام من رامسس دوم، شاه شاهان است "
!ای توانمندان به آثارم بنگرید و نومید شوید
.این... این تویی حرفهات اینجوری به نظر میرسه
رنه
مدت زیادیـه ندیدمت
نه به قدر کافی زیاد
اوه، ادی
نازنازى نباش
میدونستی این روز فرا میرسه
یا باید یکی از این پیکرههای ...مومیـت رو تیکه پاره کنم
و آینده رو نشونتون بدم؟
آیندهبینى اینجا ممنوعـه
،خودت قوانین رو میدونی قوانین رو بخاطر تو نوشتیم
حالا، برو بیرون
.اوه، اخمهات رو باز کن، بد عنق روحیهی دانشگاهیـت کجا رفته؟
بازگشت سالیانهست
زندهباد، تیمبر ولفز
مِیگس اعظم، نمیتونیم ...اجازه بدیم این
موجود اینجا بمونه
" تعجبی نداره. پروفسور " همینگز اظهار فضل میفرمایند
تو و جاهطلبیهای منحرفِ خواهرت انجمن رو گمراه کرد
نزدیک بود یه جنگ رو شروع کنین. باید وقتی فرصتـش رو داشتیم شما رو میکشیم
اوه
دوست دارم تلاشتون رو ببینم
رنه، کافیـه
چی میخوای؟
اوه، چه دلپذیره
ازم نپرس چی میخوام
بپرس آمادهام چی مهیا کنم
!لیلیت، تو اون دختر رو کشتی
دختر؟ به زور میشه گفت آدم بود
اوه، ببین، دارن دعوا میکنن - بچهها -
نه، بس کنین
راههایی برای انجام اینکار بدون کُشتن همه وجود داره
" کدوم بخش از " گرگینه رو متوجه نمیشی؟
صادقانه بگم؟ نمیدونم چرا "گُر" هجیـش میکنیم، ولی مثل "گور" تلفظش میکنیم
اگه دختره تسخیر شده بود چی؟ شاید مثل "کلارک" بود
شاید میتونستیم نجاتـش بدیم
ببین، باشه
گاهیاوقات میتونیم یه طلسم رو بیاثر کنیم و کسی رو نکشیم و این عالیـه
ولی اگه کار به یا جون خودم یا یه هرزهی هیولا برسه
،که صورت یکی رو خورده من جون خودم رو انتخاب میکنم
و چندتا آدم بیگناه باید بمیرن تا تو ارضا بشی؟
تو اینجا رئیس نیستی - نه، من هستم -
تو، تصمیمگرفتن رو تموم کن
تو، کشتن بقیه رو تموم کن
دارم میمیرم، ادی
مطمئنی؟
اوه، سرطانـه
دکتر تصدیق کرده
میدونی، کاشف به عمل اومد مرگ خیلی کمتر حال میده
اگه من اونی نباشم که باعثـش میشه
خب، تو یکی دیگه باید بدونی آینده تغییرپذیره
آره، خب، بستگی داره به آیندهی کی داری نگاه میکنی
پس چرا اینجایی؟
چون قراره جونم رو نجات بدی، خنگول
یه مقدار سرم شلوغـه، رنه
آه، آره
در جستجوی وادی میکم اینفرنال
و دو قطعه باقی مونده
ولی تنها کسایی که میدونن ...کجا هستن خیلی خیلی وقته
مُردن
اگه بتونی با مردگان حرف بزنی چی؟
اگه بتونی به راحتی
...بپرسی همهش کجاست
و اونا مجبور باشن بهت حقیقت رو بگن؟
هر دومون میدونیم این ممکن نیست
...مگر اینکه تو
نکروفون" رو داشته باشی "
این واقعاً یه افسانهست
منم همینطور
،من سرطان تو رو درمان میکنم تو این دستگاه رو به من میدی
همیشه یه پسر باهوش بودی
جادوی خطرناکیـه
غیرقابل پیشبینیـه
الانشم میدونم قراره جواب مثبت بدی
برای همین اومدم
خیلی وقت تلف نکن
.بهتره بری خونه پیش گربههات، ويرا دلشون برات تنگ شده
من گربه ندارم - اوه، خواهی داشت -
واقعاً به کمک بهش که فکر نمیکنی، درسته؟
،یه انتقال بنیادی انجام میدیم همونطور که با "کیث ریچاردز" کردیم
خطرش بالاست، ولی نجات جونـش ما رو سالها از برنامه جلو میندازه
بذاری بمیره وضعـت بهتره
از کی تا حالا من از یه مِیگس معبد دستور میگیرم؟
هر کاری در توانمون باشه برای نجات جون اون انجام میدیم
و اگه بمیره، فقدان بزرگی نیست
سعی کن این رو به اون شرور غرق در خون که بهش میگه خواهر بگی
توی این طلسم ناموفق باشی
اونوقت دقیقاً کاری که میکنی همینه
!آلیسا! آلیسا
!سلام. اوه
سلام
خب، گوش کن - یه معلم خصوصى جدید داری؟ -
چی؟ اوه، آره، سلینا
به خوبی تو نیست
اگه بتونه جلوی تو رو از اجرای جادوی غیرمجاز بگیره هست
ببین، هفتهی گذشته
حرف زدیم و بعد از هم لب گرفتیم
اوهوم. میدونم. خودم اونجا بودم
منظورت چیه؟ - حرف نداشت -
...باحال و - باحال؟ -
میخوای اینجوری بگی؟ - !نه -
ببین، اولین خاطرخواهیای که داشتم دختر روبات توی انیمیشن "وال-ای" بود، پس وقتی تو رو دیدم
وای خدای من، جک. بس کن
من نزدیک بود بمیرم
چون لب گرفتن خیلی خوب بود؟ - نه. اون ماچ و بوسه رو فراموش کن -
ترجیح میدم نکنم
اینکه چطور میگس اعظم من رو عضو کرد یا اون پروژه رو یادت میاد؟
خب، کمکش کردم تا یه طلسم دیوانهوار رو انجام بده
و اوضاع بدجور از کنترل خارج شد
و اون نزدیک بود تو رو بکشه؟ - نه. ادوارد جونم رو نجات داد -
ادوارد؟
اون چه ربطی به ما داره؟
...جک
باعث شد متوجه بشم چی میخوام
و اون چیه؟
تا میگس اعظم بشم - آلیسا، سلام -
،خوشحالم که دیدمت. مورتون شاید تو هم دلت بخواد این رو بشنوی
جمعهی این هفته قراره یه وردخوانى برگزار بشه
و از قضا میدونم قراره اتفاق بزرگی بشه
یه جریان دیگهی بیثبات کردن اقتصاد آرژانتین که نیست، درسته؟
نه، نه
.خیلی مهمتر از اونه مثل قضیهی مرگ و زندگیـه
.قبلاً حتی راجع بهش هم نشنیده بودم ...بهش میگن
...یه بنیادی چیزی - یه انتقال بنیادی؟ -
آره. خودشه. همینه
انتقال بنیادی دیگه چه کوفتیـه؟
منم همین رو پرسیدم. توی هیچکدوم از کتابهای طلسم پایه نیست
آلیسا گفت خیلی نادره
ولی بهم اعتماد کنین، اگه کاونتری دستورش رو داده، چیز خوبی نمیتونه باشه
تا الان دوبار رفتم. برو سمت بار
.دلم نمیخواد برم خیلی شلوغه. بیخیال
میخوام رسماً اعلام کنم که من کاملاً با این كار مخالفم
تو میخوای بری بار؟
No comments yet. Be the first to leave one.