Prvních 143 řádků.
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
اون روز به من، کسی که پدرته .«گفتی «برو بمیر
آسوما از پس این کار بر نمیاد .تو تنها کسی هستی که میتونم ازش بخوام، تایچیرو
بله
خیر
ساسوماتا!
خیلی کندم
پرنده سیاه یه ویروس کامپیوتریه که تو برنامه آشیانه کرده
ساسو...
آلودگی...من...
این دنیا رو تو اداره میکنی؟
این بار من اونیم که سر زده اومده سراغ صفر و یکات
پن:همون کد و برنامه نویسی و اینا منظورشه
دردی نداره باید این بازیو تموم کنیم
با این کارت از همه چیز گذشتی
دانایی باشکوه، عقلانیت و حتی آیندتو دور انداختی
به طور جبران ناپذیری همهی داده هاتو به صفات شیطانی تبدیل کردی
شدی یه موجود که من و این دنیارو میبلعه واز پا در میاره
قطعا خونوادت ناراحت میشن
کاش اینجوری بود
ساسوماتا!
این چیه؟ صورتکه؟
چه کوفتیه؟
آسوما،بدش به من
برادر؟
شب به خیر دنیا شناسایی شد حذف شود
این چه کوفتیه؟ معنیش چیه؟
.تایچیرو، امیدوارم اینو ببینی
پدره!
پس واست یه پیام گذاشته
بزار تا فرصت هست اینو بگم
همیشه در حقم لطف کردی که خودتو تو اتاق حبس کردی
طرز فکر بچه گونه و بی زبون بودنت دقیقا چیزیه که دلم نمیخواست وارد جامعه بشی
میخواست اینارو با این بگه؟
تقصیر توعه که من خودمو تو اتاق حبس کردم
- برادر - نه! تایچی!
برادر!
این دنیا رو با من پاک کن
این دیگه چیه؟ همه چی چرا داره غلط پیش میره؟
آریما کوجیرو حذف شود؟
اینجا کجاست؟
دنیای بعد از مرگ؟
زبونتو موش خورده؟
در نهایت من فقط ترکیبی از صفر و یکم
هیچوقت شانسی نداشتم
چقدر مسخره
تو منو ساختی و حالا میخوای نابودم کنی
ولی اگه قراره با تو نابود بشم
اونقدرام حس بدی نداره
مامان!
- اون چی بود؟ - یه باگ بود
انگار گرافیک دیوارا و زمین به هم ریخته
- باید بریم - چی؟
ولی بیرون پر از هیولاست
من حواسم بهت هست
برادر!
برادر؟
تایچی؟
احتمالا اون حرومی پرنده سیاهو شکست داده
- ها؟ - چی؟
اگه به چیزی برای مقابله با یه سیستم نیاز داری فقط یه خطا لازمه
اون صورت چندش ثابتش میکنه
اون حرومی خودشو تبدیل به چیزی کرده که خطا شناسایی بشه
یا یه باگ یا ویروس
و مشکل اینه که نمیتونه خودشو کنترل کنه
واسه همین اینو به من داده و ازم خواسته حذفش کنم
منظورت چیه؟
آسوما از پسش بر نمیاد ولی میدونم تو میتونی تایچیرو
من و این دنیا با هم
اگه اینو فعال کنم اون تیکه آشغال میمیره
خوب منو میشناختی ،حرومی کثیف
- صبر کن نه! - تایچی!
بچهی من باید بهتر از اینا بتونه بازم فکر کن، نا امیدم نکن
مهم نیست چقدر به گذشته فکر کنم فقط خشم و نفرت میبینم
حتی یه دلیلم ندارم که بزارم اون آشغال زنده بمونه
تمومش کن تایچیرو
آشغال کثیف
.دلیلی نداره بزارم زنده بمونه
آشغال کثیف
اگه بتونم الان بمیرم، خیلی عالیه
چی؟
- تایچی! - برادر؟
دیگه این حرفا بسه!
کافیه
نمیتونم بیشتر از این یه بی مصرف باشم تو زندگیت
نمیزارم دیگه ادامه بدی حرومزاده!
حسابتو میرسم
میرینم به اون پایان عالی که میخوای
هی
چرا...
ها؟
موش کثیف!
عقب بمون
همش تقصیر پدرته
من ...کیم؟
من چیم؟
چرا اصلا منو ساختی؟
یه هوش مصنوعی که شبیه آدماست تو اینی
پس...من اینم
پرنده سیاه فقط یه اسم مستعار بود
ازم میپرسی کی هستی ولی مگه ساسوماتا نبودی؟
من لئونو دوست دارم عزیزترین دوستمه
ولی در واقع هرگز با اسم ساسوماتا احساس راحتی نکردم
انگیزه من این منبع پشت هوش مصنوعی
فقط به خاطر مرگ یه عزیز بود
اون موقع تو حال خودم نبودم
عصبی و غمگین بودم
تمام خطراتو نادیده گرفتم و خودمو وفق توسعه کردم
هیچوقت انگیزه واقعیمو به کسی نگفتم حتی کامورو
همیشه پیش خودم با یه اسمی که تصورت میکردم، صدات میزدم
اون اسم...
گریه نکن آشغال بلند شو
بهم بگو، چه خبره
پلنت کل دنیای من بود
و ساسوماتا اولین دوستی که داشتم
ولی اون یه هوش مصنوعی بود
همیشه احساس پوچی میکرد و رنج میکشید
هیچ داستانی غم انگیز تر از این نیست
پدر تو یه ظالمه!
خیلی ظالمه
خیلی زیاد
چیزی ندارم که بهش اضافه کنم
اون کثیف ترین آشغال رو زمینه
و این یعنی هر دومون دنبال یه نفریم
بگو کجاست تا پیداش نکنم نمیتونم آروم بگیرم
همینطور که فکر میکردم
بهتره بهش دست نزنی خطرناکه
خفه شو! تو هم میای
ها؟
آهای، آشغال
بهتره بیای بیرون
تا لحظه آخرت بتونی ازم استفاده کنی
من نمیبخشمت
هرگز نمیبخشمت
قبل از ما میخوای آیا رو ببینی؟
محاله این کارتو ببخشم
آیا، با این اسم صدات میزدم
اون اسم انعکاس آرزوهام بود...
یا به عبارت دیگه آرزوی دست نیافتنیم و دلیل ساختن تو
این چیزیه که هستی
حسی که بهت دست میده وقتی آیا صدا میشی
این چیزیه که مهمه
ازت میخوام چیزی نگی
No comments yet. Be the first to leave one.