Prvních 200 řádků.
کی این کارُ با دفتر من کرده؟
خدایا...پس فصل امتحانات میانترم سویت دوباره از راه رسید، نه؟
.ساکت باشید
.فقط سه روز تا میانترم مونده
.این طلسم خوش شانسیمه. بدون این نمی تونم امتحان بدم
.حداقل جلوی 197ام شدنتُ می گیرم
کی اونجاست؟
.چون داری می گی داری سخت تلاش می کنی پس این بار دیگه نفر دوم نمی شی
کیم یول یه نابغه اس، در نتیجه تو .هرکاری هم کنی نمی تونی شکستش بدی
.ما متاسفیم قربان
.آره، بهتره باشید
.خدای من. دارم دیوونه می شم
.سوالات میانترم توی اون یو اس بی بود
.کیم یول قبلتر اینجا بود
کیم...کیم یول؟
کانگ یون دو گفت مطمئنه اون بی گناهه، نمی دونستی؟
.اون داره دوربین ها رو چک می کنه و دنبال یه مدرک می گرده
حتی اگه مجبور باشم همه ی اینها رو .ببینم مجرم واقعی رو حتما پیدا می کنم
.متاسفم- .آره، بهتره باشی-
.بله هاجون
.آره، منم دارم به همین فکر می کنم
.بیا فردا بریم معلم ایم رو ببینیم و بیشتر بررسیش کنیم
.می دونم که مطمئنا مدرکی واسه اثبات بی گناهی یول پیدا می شه
.باشه
.باشه. فردا می بینمت
برای کانگ یون دو که احتمالا چون .مردش رفته الان داره تو غم غرق می شه
.من این فیلم رو بهت اهدا می کنم
این دیگه چیه؟
.شما دو تا رو در حال خوردن نوشیدنی با هم پیدا کردیم
.می خوام در این باره توضیحی بشنوم
اوه خدای من. توی تصویر خوب به نظر می رسم، نه؟
این چیه مین هیو شیک؟
.هی، تو...اونجا
.پیداش کردم
!پیداش کردم
چیُ کانگ یون دو؟
.مدرک اثبات بی گناهی کیم یول
حقیقت داره؟
.آره
.من این سوالُ از آقای شماره یک کیم یول می پرسم
.شما دو تا رو در حال خوردن نوشیدنی با هم پیدا کردیم
.می خوام در این باره توضیحی بشنوم
اوه خدای من. توی تصویر خوب به نظر می رسم، نه؟
.یول طرفای ساعت 12 تو دفتر معلم ها دیده شده
.و اونها ادعا می کنن که همون موقع بوده که دزد اونُ برداشته
.ساعت 12:58 دقیقه هنوز یو اس بی پیش معلم ایم بوده
.و اون قبل از یول بوفه ی مدرسه رو ترک کرده
،اگه زمانی خواستی حقیقت رو بدونی .هر وقت خواستی بیا منُ پیدا کن
.بنابراین کیم یول ساعت 12 اینُ از دفتر معلم ها ندزدیده
.باید هر چه سریعتر به یول خبر بدم
.صبر کن
.بیا حضوری بهش بگیم
.اون خیلی غافلگیر می شه
امروز؟
.امشب
.خبرهای خوبُ همیشه باید حضوری داد
.قبول
.قبول
شما دو تا اینجا چی کار می کنید؟
.اوه، معلم سلام
.داشتیم میومدیم پیش تو و گیر افتادیم .حالا کاملا داریم تنبیه می شیم
...اما صبر کن
چرا من به تنبیه شدن اونها حسودیم می شه؟
.ببخشید...تقصیر من بود که گفتم بریم
.آخ...پام درد می کنه
.ممنونم
.ممنونم
پس هاجون رو سرپرست خوابگاه برد؟
.آره
.خدایا...چی کار کنم شماها به خاطر نمره منفی می گیرید
.هی، من اونقدر از اونها گرفتم که دیگه روم تاثیری ندارن
.با این حال خدا رو شکر
.حالا می تونیم بی گناهیتُ ثابت کنیم
.اما فکر نمی کنم این کافی باشه
چی؟
چطور؟
ما می تونیم از ویدئو استفاده کنیم تا .ثابت کنیم من یو اس بی رو ساعت 12 ندزدیدم
.اما نمی تونیم ثابت کنیم بعد از 12:58 ندزدیدم
.اوه آره
.من به اونجاش فکر نکرده بودم
پس، باید چی کار کنیم؟
.عیبی نداره. فکر نمی کنم کاملا غیر ممکن باشه
اوهو...کیم یول متکبر باز داره خودشُ نشون می ده؟
.همچین چیزی فقط با دیدنش توسط ذهن نابغه ام واضح به نظر می رسه
تو چطور می تونی اینقدر متکبر باشی؟
به هر حال، غیر از این باشی هم دیگه .کیم یولی که من می شناسم نیستی
.خدا...بیا، حرفهامُ می پیچونی تا من کمتر باحال به نظر بیام
.هی
فقط دارم تصحیحت می کنم چون
.متوجه نمی شم کی معنی رو اینطوری تغییر می دی
.ممنون که باورم کردی
نه کیم یول رتبه یک، بلکه فقط کیم .یول ساده ی قدیمی رو باور کردی
.یه جوری میگی انگار خیلی کار سختیه
...این سخت ترین کار توی دنیاست
.که با تمام وجود به یه نفر اعتماد کنی
...واسه همین من
.کمتر سختی کشیدم
.چون کسایی داشتم که بهم اعتماد داشتن
.من بر می گردم
.باشه
اوه خدای من...توی تصویر خوب به نظر می رسم مگه نه؟
.خیلی خب
.بذار بگیم من یو اس بی رو تا 12:58 دقیقه داشتم
.اما تو می تونستی بعد از اون هم دزدیده باشیش
!چه استنتاج بزرگی
اما اولین بار کی حس کردید یو اس بی تون دزدیده شده؟
.توی اتاق معلم ها...بعد از ساعت پنجم بود
حدود 1:55؟
.درسته
.کلاس ساعت 1:50 تموم شد پس همین حدودا بوده
.12:58هنوز یو اس بی تو کیف شما در امان بود
.اما شما بوفه ی مدرسه رو قبل از من ترک کردید
.پس غیر ممکنه که من اون موقع دزدیده باشمش
.و بعد شما دقیقا سر ساعت 1 اومدید سر کلاس
.البته. من هیچ وقت حتی یک دقیقه هم سر کلاسام دیر نکردم
.از بوفه مدرسه تا کلاس حدودا 2 دقیقه طول می کشه
.پس این دقیقا درسته
.کلاس از ساعت 1 تا 1:50 دقیقه بود
.اگه یو اس بی رو دزدیده بودم اون فرصت من بوده
.اما...من ده ها شاهد برای این فاصله زمانی دارم
.اوه آره
شما توی کلاس کیفتون که یو اس بی توش بوده رو کجا گذاشته بودید؟
.خب، اوم...من همیشه می ذارمش زیر میز معلم
من چطور می تونستم از اونجا دزدیده باشمش، وقتی همه ی کلاس داشتن می دیدن؟
.جواب دادن بهش از اونی که فکر می کنید سخت تره
.بعد از کلاس! می تونستی اون موقع دزدیده باشیش
.اما چی کار می شه کرد؟ من برای اون زمان عذر موجه دارم
.شما تا کلاس تموم شد از کلاس رفتید
.و من با معلم نام توی کلاب بودم
.درسته
.همه ی تیم تشویق کنندگی شاهدن
.من دقیقا ساعت 1:55 دقیقه وارد کلاب شدم
مگه اینکه همزادم این کارُ کرده باشه .وگرنه واسه من کاملا غیر ممکن بوده
درسته؟ .مدیر
پس...چطوری یو اس بی وارد کیف تو شده؟
اگه من این کارُ بکنم، یعنی شما ساعت منُ دزدیدید؟
.با این وجود، فکر کنم یه چیزهایی رو مشخص کردیم
حالا می تونم برگردم مدرسه؟
مدیر؟
فکر می کنی خوب پیش بره؟ اون که زیاده روی نمی کنه، نه؟
.کیم یوله، نه کَس دیگه ای
.البته. کیم یول شر درست نمی کنه
.جالبه
چی؟
چرا همیشه جوری نگران کار بقیه ای انگار مال خودته؟
.خیلی فضولی
چرا همیشه برعکس چیزی که منظورته رو می گی؟
چی؟
.تو از درون خیلی خوش قلبی، اما از بیرون ادای قوی ها رو در میاری
داری در مورد چی حرف می زنی؟
دارم در مورد چی حرف می زنم؟
.هی
.واسه همین عصبانی میشی. چون نمی دونی واقعا چه احساسی داری
چرا یکم بیشتر با این رفیقت که اینجاست آشنا نمی شی؟
.خدایا...فکر می کنم اونجا داره متکبربازی در میاره
هی، هی، هی...چی گفتن؟ عذرخواهی کردن؟
.نه
پس...چی؟
.حالا باید بهش فکر کنم که چی کار کنم
!هی، یول
.می دونستم تو این کارُ نکردی
اصلا با عقل جور در میاد رتبه یک لازم باشه از این کارها کنه؟
.ما خیلی نگران بودیم
بودید؟ واقعا؟
دقیقا نگران چی بودید؟
هاه؟
"اگه اون پسره ناپدید شه رتبه ی من می ره بالاتر یا نه؟"
نگران همچین چیزهایی بودید؟
یا..."این امتحان انگلیسی طرح شده "ی جدید کمکی به من می کنه یا نه؟
نگران همچین چیزهایی بودید؟
...نه...اون
خب...مهمه که یه دوست اشتباها متهم شده باشه؟
.مطمئنم این حقیقت که یه رقیب کمتر شده مهم تره
.از زمانی که تو مدرسه عوضی صدام کرده بودن مدتی گذشته بود
.هی
با این حال تو دفترتُ توی امتحانا بهمون قرض می دی مگه نه؟
...میدونی، همونطور که قبلا می دادی
...البته
.که نه...
اگه خودتون بودید می خواستید این کارُ بکنید؟
حتی بعد از اینکه اینجوری روتون پا گذاشته شده؟
...نه...اینطور نیست
اوه، شماها نمی دونستید مگه نه؟
.من خیلی رقت انگیز می شم وقتی پای تلافی کردن باشه
.خدایا- .خدایا-
خدای من...چی کار کنیم؟
.اون با قدرت میاد سراغمون که ما اشتباها متهمش کردیم
.واسه من حتی بدتره
.هر چی هم که بشه نمی تونی جلوش شکست بخوری
.اگه با قدرت جلوش ظاهر نشی تا زمان فارغ التحصیلیش اذیت می شیم
.بله
.مطمئنم همه اتون در این باره شنیدید
.کیم یول غیر منصفانه به جرمی متهم شده بود که انجام نداده بود
.بنابراین مدرسه قصد داره مجرم واقعی رو پیدا کنه
...اما
گاهی وقتها آدم ها توی راهی پا .می ذارن که نمیتونن بهش پشت کنن
.توی همچین زمانی، با این وجود، تنها کاری که باید بکنن اینه که برگردن
اگه دستتون رو دراز کنید، من هر زمانی .دستتون رو می گیرم و کمکتون می کنم برگردید
.پس امیدوارم هر طور هم بشه شجاع بمونید
!به سلامتی
No comments yet. Be the first to leave one.