Prvních 161 řádků.
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
بله، در این مورد هفته پیش براتون ...ایمیل فرستادیم
ساکه ژاپنی یا چشمه آب گرم؟
آره، بیشتر کدومشون رو میخوای؟
ها؟
چرا یه دفعه این رو میپرسی؟
سفر مگه هفته بعد نیست؟ .باید براش آماده بشیم
ها؟
امکان نداره سنپای! یعنی سفر هفته بعد شرکت رو فراموش کردی؟
...شرکت
!کاملاً فراموش کردم
امروز استادکار گربه
شده افسرده دوباره
Kara :مترجم
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
@AioSub | @AioFilmcom
کنسرو
یه گربه استادکار میتونه مراقب خونه باشه؟
کنسرو
یه گربه استادکار میتونه مراقب خونه باشه؟
!سفر شرکت؟
!کاملا فراموشش کرده بودم
.صب کن، یادمه که برنامه رو بیرون داده بودن
این اولین سالی نیست که میخوای بری؟ ساکو-سنپای؟
.اوشیرو-سان بهم گفت
!بلا! بلا! بلا
.اره. درسته
،هر دوسال یه بار سفر شرکت رو داریم
.و توی سفر قبلی گربه من هنوز بچه بود
.گربه وقتی بچه بود
.که اینطور
اما این بار میتونی بری، نه؟
،این بارم میخواستم نیام .اما همه برای متوقف کردنم بهم هچوم آوردن
!باید بری
نمیتونم یه مهمونی شام رو بدون !تو زنده بمونم فوکوزاوا
!مارو ول نکن
.نتونستم رد کنم
به نظر تورو اونجا میخوان که .یه دفعه زیر میز مست نکنن
.خب، به هرحال گربهت دیگه بچه نیست
!مطمئنم که برای یه شب اتفاقی براش پیش نمیاد
بد نیست که دوتا جعبه ....برای اطمینان براش بذاری
خب، احتمالا حتی اگه برای .یه ماه هم میرفتم مشکلی نبود
.گربهای که دیگه بچه نیست
ها؟
!اوه هیچی
!سالهاست که سفر نرفتم
!اوه، ژله ساکه ژاپنی
،حالا که حرفش شد .تا حالا ندیدم سفری چیزی بری
...آره
!اره، یه مدتی میشه که سفر داخلی نرفتم، مشتاقشم
.که اینطور
!اوه شنیدم اونجا معروفه
یوری-چان تو بیشتر دوست داری سفر خارجی بری، نه؟
!من تا حالا از کشور خارج نشدم
سفر رو دوست نداری؟
...نه اون نیست
.... فقط، قبل از اینکه
....خب
سفر کلاسیم توی دبیرستان .آخرین سفری بود که رفتم
!ب-بیا باهم خوش بگذرونیم سنپای
برنامه
مجله خریداری شده در راه خانه
...پس
.قراره دو روز کامل رو نباشم
مشکلی نداری تنها توی خونه بمونی؟
یه سری چیزا باید برات بخرم؟
خب، فک کنم هرچی بخوای میتونی .برای خودت بخری
اگه هرچی خواستی به گوشیم .زنگ بزن
.سعی میکنم هرچی زودتر برگردم خونه
اگه مشکلی داشتی از همسایه مون کمک میخوای؟
.به نظر منطقی میاد
پ-پس باید محض احتیاط یکم بیشتر .پول بذارم
!یادم رفت! کارت اعتباری داری
.مدیریت کامل دخل و خرج خانه
چیزی هست که باید برای سفر بخرم؟
،از اونجایی که فقط قراره یه شب بمونم یه کیف باید کافی باشه، نه؟
ها؟
اوه، کجا کیفم رو گذاشتم؟
یوکیچی؟
!اوه گذاشتیش توی یه کاور، ممنونم
!بعدی لباس
باید چی بپوشم؟
!هی، یوکیچی
...همم
این باید کافی باشه، نه؟
سرد میشه؟
ها؟ من همچین ژاکتی داشتم؟
تو اینو برام خریدی که بپوشم؟
!ممنونم یوکیچی
!یوکیچی رو برای دو روز کامل ندارم
مشکلی پیش نمیاد؟
،به نظر یوکیچی در مورد رفتنم آرومه
.اما من حتی نمیتونم بدون اون وسایلم رو جم کنم
شاید بیشتر از اونی که فکرش رو میکردم .توی دردسر باشم
بیشتر از همه اگه بهش بگم یه شب ،بدون اون گذروندن احساس تنهایی بهم میده
...احتمالا دوباره عصبانی میشه
...یوکیچی
.روز سفر
.خب، من رفتم
.احساس پریشانی دارم. نمیخوام برم
نمیتونم برای دو روز کامل .غذای یوکیچی رو بخورم
البته برای یوکیچی آسونتره .از اونجایی که لازم نیست غذا بپزه
این کاغذ چیه؟
یعنی نامهست!؟
!شاید یوکیچی هم احساس تنهایی میکنه؟
!تیکه های مجله؟
،مونده بودم میخوای چی بم بدی اما این لیست سوغاتیه؟
چقدر در مورد این سفر هیجان زدهای؟
!حتی نقشه همه ایناهم در آوردی !چقدر پر جزئیات
،نمیدونم میتونم همه اینارو بخرم یا نه .آخه گروهی سفر میکنیم
!خیلی انتظار نداشته باش
!الان میرم
فوکوزاوا چشه؟
.خب، تاحالا از دبیرستان سفری نرفته
اون تیکهها برای چیه؟
.داره در مورد همه وسایل لیست تحقیق میکنه
چی شده فوکوزاوا؟ حالت بد شده؟
!اوه! نه
!خوبم، ببخشید
.خیلی هیجان زده نشو که وسط سفر از پا در بیای
نه اصلا. در مورد سفر اونقدرا .هم هیجان زده نیستم
.لازم نیست قایمش کنی
.همه دیگه میدونن
،در مورد سفر هیجان زدهای
.اینکه کل مدت رو به تیکههای مجله زل زده بودی
ها؟ امکان نداره؟ واقعا؟
درست گفتم دیگه فوکوزاوا؟
!داشتم شوخی میکردم
...لیست سوغاتی که یوکیچی برام درست کرد
.چیزایی مثل وسایل آرایشی و الکل هم دارن
...اونا چیزایین که
باید دونسته باشه که چقدر .به این سفر بی میل هستم
!من... من خیلی صاحب حیوون وحشتناکیم
یادت رفت براش دوتا جعبه بذاری؟
.خب به زودی میرسیم به مقصدمون
لطفا تا وقتی که اتوبوس کاملاً نایستاده .سر پا نایستید
!خیلی سرده
...یوکیچی
موندم خوب ریلکس کرده؟
.انجام کارا رو تموم کرد
بوی ساکو
غلطوندن
غلطوندن
بیپ
خونه دار افسانهای تاما-سان !دوباره توی بعد از ظهر بهمون یاد میده
این دستورالعمل سریعیه که !میتونید حتی امشب هم درست کنید
!دستور پخت امروز به خوبی اسنک با نوشیندیه
...آره، پس
!مامان! دوباره یه فرش خرسی
.حق با توـه
.کارایی که باید میکرد رو کرد
ها؟
یوکیچی-سان، معمولا بعد از ظهرها تورو .اینجا نمیینیم
.اندکی پیش کارا رو تموم کرد
چیز میز برای شام میخری؟
.به نظر یکم ناراحت میاد
.میتونم حتی از بیرون لباس گربهایش تشخیص بودم
.فقط غذای گربه خریده این شامشه؟
شاید اون خانمه امروز خونه نیست؟
نه، پس حتی... چرا؟
.خیلی ممنون
No comments yet. Be the first to leave one.