Shrinking - First Season

Shrinking - First Season

Stáhnout Farsi Persian titulky

Série 1

Informace o verzi

Shrinking S01E07 WEBRip x264-ION10
Shrinking S01E07 720p WEB x265-MiNX
Shrinking S01E07 720p WEB h264-TRUFFLE
Shrinking S01E07 1080p WEB h264-TRUFFLE
Shrinking S01E07 WEB x264-TORRENTGALAXY
Shrinking S01E07 HDR 2160p WEB h265-TRUFFLE
Shrinking S01E07 720p ATVP WEB-DL DDP5 1 H264-NTb
Shrinking S01E07 1080p ATVP WEB-DL DDP5 1 H264-NTb
Komentář od mmli_sm
█⫸ و سعید sm محمدعلی | 𝐃𝐢𝐠𝐢𝐌𝐨𝐯𝐢𝐞𝐳.𝐜𝐨𝐦 ◀◀

Tagy

webrip
web
x264
BRip
720p
720
x265
1080
HD
Web-DL
web-dl
WEB-DL
Zveřejněno: 2023-03-03
Stažení: 55
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

‫گه توش.

‫پشمام، ‫پشمام، پشمام، پشمام...

‫لطفاً اون حرفی رو که وقتی خیلی مست می‌کنم می‌‌زنی ‫رو نزن.

‫ارزشش رو داشت؟

‫دیوث.

‫- وای خدا! ‫- آره.

‫- وای خدا. خیلی‌خب. ‫- واقعاً هم که «وای خدا». با همدیگه خوابیدیم.

‫- عجب آدمای مزخرفی هستیم. ‫- دو تا خوک کثیف و هرزه‌ایم.

‫خب... ‫به چی داری فکر می‌کنی؟

‫به این فکر می‌کنم که ‫«اگه تیا بود چه فکری می‌کرد؟»

‫خب، باغبون‌تون رو که قرض می‌گرفتم ‫بدش می‌اومد

‫پس حالا هم که کیرت رو قرض گرفتم ‫عمراً خوشش بیاد.

‫دقیقاً که قرضش نگرفتی. ‫خودم داشتم اهداش می‌کردم

‫مثل کسایی که تو هالووین آب‌نبات میدن.

‫اگه بخوای تو هالووین کیر اهدا کنی ‫پلیس می‌گیرتت.

‫هی، ‫نگاه نکن. سوتینم کجاست؟

‫سوتین. ‫خیلی‌خب.

‫باید همین دور و ور باشه. ‫سوتین، سوتین، سوتین کوش؟ سوتین.

‫پیداش کردم! ‫سوتینت رو پیدا کردم! سوتینت رو پیدا کردم!

‫- پشمام. مرسی. اصلاً می‌دونی چیه؟ ‫- سوتینت رو پیدا کردم.

‫می‌دونم چیشده.

‫فقط باید ثابت می‌کردم ‫که واژنم کار می‌کنه.

‫خب، معلومه که کار می‌کنه گبی، ‫مثل ماشین‌هایی که یه روغن‌کاری تمیز شدن.

‫جداً؟

‫آره، آبداره و مهمون‌نواز، ‫مثل... مثل فلوریدا.

‫هی، ‫اسم هم ایالتی رو که خواستی واسه واژنم بذار،

‫اما بهش نگو فلوریدا، ‫حالیته؟

‫راست میگی.

‫این هم از لباست! ‫لباست رو بپوش.

‫- لباست رو بپوش. ‫- من هم ردام رو می‌پوشم.

‫- عالیه. ‫- و همه‌چیز برمی‌گرده به حالت سابق.

‫پس سر ردای تخمیم کوش؟

‫- اونوره. ‫- این هم از این.

‫- خیلی‌خب. ‫- چون اوضاع طبیعیه.

‫- تو مشت‌مونه. ‫- آره.

‫- اصلاً باید آروم باشیم. مثلاً آدمای بزرگی هستیم. ‫- آره بابا.

‫بابا، ‫میای پایین؟

‫از پنجره بپرم بیرون؟

‫آره.

‫سلام.

‫با این که دیشب می‌خواستی بوسم کنی ‫هیچ مشکلی ندارم.

‫یکم عجیب‌غریبه ‫چون خیلی از من بزرگ‌تری،

‫اما اشکالی نداره. ‫طوری نیست.

‫- ببین آلیس، من... ‫- مشکلی نداره رفیق.

‫میشه لطفاً دیگه هیچوقت هیچوقت هیچوقت ‫حرفش رو نزنیم؟

‫خیلی‌خب. ‫پایه‌م.

‫سلام. ‫خیلی‌خب.

‫هی آلیس، اومدی آشپزخونه. ‫آلیس تو آشپزخونه‌س.

‫- سلام. ‫- گبی.

‫- گبی تو آشپزخونس. ‫- چی؟ تو خونه‌ی ما خوابیدی؟

‫- تو اتاق مهمان خوابیدم. ‫- وای، ‌عاشق اون اتاقم.

‫- خیلی قشنگه. ‫- یه چیزیشون هست.

‫- قهوه می‌خوری؟ ‫- آره.

‫- لطفاً واسه من خامه اضافه بریز. ‫- بیا بشین. خواهش می‌کنم.

‫- ممنون. خیلی‌خب. ‫- حتماً.

‫لطفاً‌ به من یکی بده. ‫تلخ باشه.

‫- خب دیگه، من برم. ‫- اوهوم.

‫چندتا پنکیک پختم، .دل‌تون خواست بردارین

‫- خدافظ. ‫- خیلی لطف کردی.

‫معلومه که من هم دلم پنکیک می‌خواد.

‫پاول. ‫سلام، صبح بخیر.

‫- صبح‌بخیر. ‫- سلام.

‫آب‌نبات‌های کوفتی لیز ‫حالم رو جا آورد.

‫فکر می‌کردم دخترم دیرتر میاد. ‫میشه برسونیم خونه؟

‫- باشه. حتماً. ‫- خب دیگه. من باید برم.

‫- خیلی‌خب. ‫- فعلاً.

‫- دختر کوچولوی نازم. ‫- وای، بوی تصمیمات بد رو میدی.

‫بس کن. ‫همه‌مون همین بو رو میدیم.

‫خب، من که می‌خوام وانمود کنم ‫مال من هیچوقت اتفاق نیفتاده. خب دیگه. خدافظ.

‫خب... ‫من هم باید برم. مرسی.

‫- خدافظ گب. ‫- خدافظ.

‫خب حالا، ‫سکس چطور بود؟

‫کیر توش! ‫به‌نظرت بقیه هم فهمیدن؟

‫من نمی‌دونستم. ‫شوخی کردم.

‫ای خدا! ‫عجب مهمونی فاجعه‌ای بود پاول.

‫آره. ‫یه گندکاری‌هایی هست که باید تمیزشون کنی.

‫اما مشکل من نیست.

‫موندم چند دقیقه دیگه گبی می‌فهمه ‫که جام گذاشته.

‫اگه خانم راننده داشت بدون تو می‌رفت ‫داد بزن!

‫پاول می‌دونه که ‫ما سکس داشتیم.

‫عالی شد.

‫بابا من می‌خواستم بهش بگم.

‫تــرجمه از «محمدعلی sm و سعید» ‫:::. mmli_sm & Theo_S .:::

‫دیجی‌موویز در شبکه‌های اجتماعی: ‫DigiMoviez@

‫خلاصه ببخشید که گند زدم به شبت.

‫ چی داری میگی؟

‫چارلی جواب مثبت داد،

‫حالا هم بهترین داستان خواستگاری تاریخ رو دارم.

‫هم توش اشک بود، ‫هم استفراغ، برنادت پیترز هم اومد.

‫ حالا دیگه لازم هم نیست ‫که واسه‌مون کادو عروسی بیاری

‫البته باید بیاری. ‫خیلی ناراحتم.

‫بیشتر از جیبم خرج می‌کنم.

‫خیلی‌خب.

‫خب دیگه، ‫باید برم از همه معذرت‌خواهی کنم.

‫باشه. ‫خوش بگذره.

‫یه فهرست از ایده برای خریدن کادوهایی که ‫بقیه نمی‌خوان بیارن برات ایمیل می‌کنم.

‫بعداً حرف می‌زنیم.

‫نظرت چیه ‫که من ببخشمت،

‫و همه اتفاقاتی که دیشب افتاد رو ‫فراموش کنیم؟

‫مطمئنی مثل برایان ‫هدیه‌های گرون نمی‌خوای؟

‫اشتباه کردی. ‫همه اشتباه می‌کنن.

‫قضیه مهمی که نیست. ‫ای خدا.

‫همه باید یاد بگیرن که ببخشن، ‫فراموش کن و برن سر زندگی‌شون.

‫درسته.

‫شرمنده. ‫درحال حاضر مشکلات زیادی با خودم دارم.

‫خیلی‌خب. ‫کمکی از دست من بر میاد؟

‫آره. ‫بشین.

‫دقیقاً همون کسی هستی ‫که دلم می‌خواست باهاش حرف بزنم.

‫حله.

‫تیکه رو نگرفتی؟

‫نه، ‫نگرفتم.

‫اما مکالمه عجیب‌غریبی بود، ‫فکر می‌کردم که یه همچین اتفاقی بیفته.

‫اگه چیزی تو دلت هست ‫که می‌خوای بگی...

‫اوه، ‫وقت‌مون تموم شد.

‫یعنی چی؟

‫- سلام. ‫- سلام بابا.

‫- سلام عزیزم. بیا تو. ‫- سلام.

‫- چمدونت رو بده من. ‫- نه، خودم میارمش.

‫چیه؟ ‫عزیزم، این کار رو نکن.

‫- معاینه‌م نکن. چیزیم نیست. ‫- چی؟ معاینه نمی‌کنم.

‫خیلی‌خب.

‫بیا، ‫وسایلت رو میارم.

‫می‌خوایم قهوه درست کنم. ‫تو هم می‌خوای؟ کلی شیر دارم.

‫راستش من دیگه شیر نمی‌خورم.

‫- دارم سعی می‌کنم وگان شم. قضاوتم نکنی‌ها. ‫- خواسته‌ی زیادیه.

‫خب چیزی هست که بتونم برای بیارم؟

‫یه خوراکی سویایی؟

‫بابا، قبل از این که بری پیش متخصص اعصابت ‫می‌خواستم درمورد یه چندتا چیز باهات حرف بزنم. مشکلی نداره؟

‫باشه... ‫اما میشه اول یه چیزی بگم؟

‫آره.

‫خیلی به خودمون فکر کردم، ‫به رابطه‌مون.

‫- و... ‫- بابا، لازم نیست حرفش رو بزنیم.

‫فقط خواستم بگم ‫اگه چیزی هست که باید درموردش حرف بزنیم

‫و تا حالا نزدیم، ‫خجالت نکش، چون تحملم زیاده.

‫بابا، ‫گذشته‌ها گذشته.

‫هم بخشیدم و هم فراموش کردم ‫و خیلی خوشحالم که اینجام.

‫من هم خوشحالم که اینجایی.

‫- خیلی‌خب. ‫- اما باید قهوه بیارم.

‫دیشب مست و پاتیل کرده بودم.

‫- نکنه رفتی توی انجمن‌های پسرونه دانشگاهی؟ ‫- نه، جشن نامزدی‌ دو تا همجنس‌گرا بود.

‫فرقی هم نمی‌کنه.

‫عزیزم، ‫اره برقی داریم؟

‫بعد این که خواستی ایوان رو تعمیر کنی ‫قایمش کردم.

‫- آخ. ‫- چرا نرفتی سر کار؟

‫- امروز رو نرفتم. ‫- تو که یه هفته دیگه بازنشسته میشی.

‫می‌خوان چی‌کار کنن؟ ‫اخراجم کنن؟ خواستم واست قفس ادویه درست کنم.

‫لازم ندارم. ‫ادویه‌ها رو تو انباری آشپزخونه می‌ذارم.

‫می‌دونم. ‫برای همین بیسکوئیت تُرد‌هام مزه ترخون میده.

‫اصلاً می‌دونی چیه؟ ‫خوب شد اومدی.

‫باید درمورد یه چیزی حرف بزنم. ‫بشین.

‫خیلی‌خب.

‫باید بدونی موقعی که بازنشسته شدی

‫باید یه کارایی بیرون از خونه پیدا کنی

‫چون من فضا لازم دارم.

‫وگرنه... ‫این رو با کمال عشق و محبت میگم... می‌کشمت.

‫اما با کمال عشق و محبت.

‫- با کلی عشق و محبت. ‫- درسته.

‫مگه همه فکر نمی‌کنن که تو گلف بازی می‌کنی؟ ‫آخه یه نگاه به خودت بنداز.

‫- آره. ‫- شاید بهتره یاد بگیری.

‫ببین...

‫- می‌دونم که پشمات ریخته. ‫- آره.

‫آخه 30 ساله که زن و شوهریم.

‫- خیلیه. ‫- و یکم زمان برد، اما شناختمت.

‫- تو فضا لازم داری. ‫- آره.

‫و همینطوریه که با هم ساختیم.

‫- آره. ‫- آره.

‫اما...

‫اما خیلی وقته .که دهنم واسه کارم سرویس شده

‫نوبت منه که خونه باشم. ‫حقمه.

‫حالا اگه نمی‌خوای پیش هم باشیم اشکالی نداری.

‫تو باید بری برای خودت یه سرگرمی پیدا کنی.

‫خب؟

‫جدی میگی دیگه؟

‫آره. ‫اما با کمال عشق و محبت.

‫خدایا.

‫تیا، ‫باید با هم حرف بزنیم.

‫سلام.

‫- هی... سلام. ‫- سلام.

‫باید این رو ببرن بالا

‫تا لازم نشه اینقدر سرپا بشینی.

‫نه. ‫واسه عضلاتم مفیده.

‫و واسه قوی کردن اونجام. ‫منظورم رو که گرفتی؟

‫- ای خدا، گبی. ‫- غم به دلت راه نده.

‫اینقدر به خودت فشار نیار، ‫خب؟

‫با تیا حرف زدم. ‫هیچ مشکلی نداشت.

‫یعنی چی؟ ‫با تیا حرف زدی؟

‫با همدیگه درد و دل کردیم ‫و براش توضیح دادم.

‫به‌خاطر قضیه نیکو ‫خیلی داغون شده بودم.

‫و کلی مشروب خورده بودم،

‫این رو هم باید درنظر بگیریم ‫که تو یه کیر امنی.

‫کیر امن؟ ‫هیچوقت عاشق پیشه‌ی همدیگه نمیشیم.

‫پس واسه همین میشه بهت گفت ‫کیر امن.

‫امن بودنش رو که مطمئن نیستم.

‫بیشتر فکر می‌کردم یه پسر بده.

‫مثل نیل دایمند و اینا.

‫یعنی فکر می‌کنی آلتت یه پسر بد ‫مثل نیل دایمنده؟

‫آدم اشتباهی رو انتخاب کردم.

‫منظورم اینه... ‫که تیا من رو بخشید،

‫و گفت درک کرده ‫که ما آدمیم.

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left