A Series of Unfortunate Events

A Series of Unfortunate Events

Stáhnout Farsi Persian titulky

Série 3

Informace o verzi

Lemony Snickets A Series of Unfortunate Events S03E07 720p WEBRip x264-STRiFE
Lemony Snickets A Series of Unfortunate Events S03E07 iNTERNAL 1080p WEB x264-STRiFE
Lemony Snickets A Series of Unfortunate Events S03E07 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Lemony Snickets A Series of Unfortunate Events S03E07 720p HEVC x265-MeGusta
Lemony Snickets A Series of Unfortunate Events S03E07 480p x264-mSD
Lemony Snickets A Series of Unfortunate Events S03E07 WEBRip HEVC x265-RMTeam
Lemony Snickets A Series of Unfortunate Events S03E07 WEBRip x264-STRiFE
Lemony Snickets A Series of Unfortunate Events S03E07 WEBRip x264-ION10
Lemony Snickets A Series of Unfortunate Events S03E07 AAC MP4-Mobile
Lemony Snickets A Series of Unfortunate Events S03E07 XviD-AFG
Komentář od modern_gesprach
▒░╠▷ زيرنويس از حميد ◁

Tagy

TS
720p
720
x265
HEVC
x264
480p
480
XviD
Zveřejněno: 2019-01-06
Stažení: 52
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 195 řádků.

زیرنویس از حمید

کجا میری خانم جوان؟

هتل دینومنت لطفاً

هتل دنومنت سال‌ها قبل توی آتیش سوخت

.فقط یه کپه خاکستره آخه چرا می‌خوای بری اونجا؟

دنبال یه کسی‌ام

خب امیدوارم پیداش کنی، خانم...؟

بودلر

ممکنه توی زندگی‌تون این رو ...متوجه شده باشین که

عادت کردن به خوشبختی راحت‌تره تا بدبختی

وقتی برای بار سیزدهم معجون ...ریشه آبجو می‌خوری

ممکنه کمتر از بار اول ازش لذت ببری ...چون به مزه‌ی بستنی وانیلی

ترکیب شده با ریشه‌ی آبجو ...عادت کردی هرچند که

وقتی برای بارسیزدهم کشف می‌کنی ...که یه نفر تعقیبت می‌کنه

حس بدبختی‌ـت خیلی بیشتر از بار اول‌ـه

چون سال‌هاست که داری فرار می‌کنی و دیگه خسته شدی

اسم من لمونی اسنیکت‌ـه

من سال‌هاست که درحال فرارم و خسته شدم

یه زمانی عضوی از یک ...سازمان مخفی بودم

به همراه دوستانم، خواهرو برادرم و زنی که عاشقش بودم

حالا همه‌ی این آدما و سازمان از بین رفتن

و منم روزهام رو درحالی که به ...تنهایی ریشه‌ی آبجو می‌خورم

و پرونده‌ی غم‌انگیز و گرفته‌ی بودلرهای یتیم رو دنبال می‌کنم، میگذرونم

ولی الان پرونده به بن بست خورده

نمی‌تونم بفهمم که بودلرها ...بعد از اینکه سال‌ها قبل

سوار قایق از یک هتلِ شعله‌ور شده دور شدن، کجا رفتن

نه هم می‌دونم از اون زمان چی به سرشون اومده

...فقط می‌دونم که توی این داستان

،پایان خوشی وجود نداره ...و در این مورد

می‌ترسم که من و بودلرهای یتیم باهم توی یه قایق باشیم

!من پیروز شدم

...هتل دنومنت رو به آتیش کشیدم

وی‌اف‌دی رو یک بار ...برای همیشه نابود کردم

و بودلرهای یتیم بالاخره !توی چنگ من هستن

!بالاخره ثروتشون مال من شد

هی داری همینو میگی

اول از همه یه ماشین جدید می‌خرم

...یه چیزی که موتورش بزرگ باشه

تا بتونم بیشتر از سرعت مجاز برونم و بی‌هوا بکوبم به ماشین‌های دیگه

...یتیم‌ها

!برید به سمت اولین نمایندگی خودرو - ما هیچ‌جا نمی‌تونیم بریم -

باد متوقف شده، ما هم از پارو زدن خسته شدیم

تنبلی بهانه نمیشه

شما یتیم‌ها بدترین نوکرهایی هستین که تاحالا داشتم

!ما نوکرهات نیستیم - این اطراف چی برای خوردن پیدا میشه؟ -

آجیل

چطور جرأت می‌کنی !اینطوری صدام کنی

فکر کنم دارین فراموش می‌کنین ناخدا کیه

...اگه هرکاری میگم نکنین

این کلاهک غواصی رو باز می‌کنم و اونوقت پشیمون میشین

خودتم همینطور. اگه مدوسید میسلیوم رو آزاد کنی همه‌مون مسموم میشیم

ما همه‌مون توی یه قایقیم

فکر کردین خیلی زرنگین

از وقتی یتیم شدین، جز شکایت و غر زدن کاری نکردین

خب، اون وقتی که شما نق نقو ...و بی‌خاصیت بودین

من یه نقشه کشیدم

...مجبور نیستیم اینجا وسط اقیانوس

...توی کارملیتای 2 اسیر شده باشیم چون

!من می‌خوام اسمشو بذارم اُلاف

من اون نقشه‌های جزر و مدی روی کویینکوئگ رو خوندم

مطمئنم می‌تونم نقشه‌ی مسیر برگشت به شهر رو بکشم

می‌تونم یه جهت یاب بسازم. فقط یه جسم مغناطیسی و یه محور لازم دارم

کنت اُلاف رو چی کار کنیم؟

هلش بدیم

شاید جهت‌یابِ هدایتی نداشته باشیم ولی جهت‌یاب اخلاقی که داریم

نمی‌تونیم یکی رو پرت کنیم توی دریا

حتی کنت اُلاف رو؟ تا وقتی اون هست، هیچکس امنیت نداره

کار وحشتناکی‌ـه

حتی در حق یه آدم وحشتناک

چه راه چاره‌ای داریم؟

...خب

خب خب خب

انگار امواج تغییر جهت دادن و طوفان در راهه

اینو به معنی استعاری‌ـش گفتم

اینو به معنی واقعی گفت

کلاوس؟

!کلاوس

!سانی - ما اینجاییم -

حال‌مون خوبه. از طوفان جون سالم به در بردیم

فکر کنم

ما کجاییم؟

روی تپه‌ی ساحلی جزیره‌ای که دور تا دورش رو دیوار دریایی گرفته

یه طوفان ما رو آورده اینجا - انگار خیلی چیزها رو آورده -

اُلاف

گمونم لازم نبود از عرشه پرتش کنیم پایین

...فکر می‌کنی اون

تاحالا انقدر آروم ندیده بودمش

!یه قهوه برام بیارین یتیم‌ها شب خیلی سختی داشتم

.ما روی تپه‌ی ساحلی هستیم قهوه‌ای درکار نیست

!مسخره بازی درنیار ...همون‌جا یه قهوه‌ساز هست

کنار اون دختری که ردا پوشیده

!کشتی شکسته‌ها

...نترس. من وایولت بودلرم

ایناهم خواهر و برادرم، سانی و کلاوس

اسمت چیه؟ - جمعه -

.اسم خیلی قشنگی‌ـه تو هم کشتی شکسته‌ای؟

من توی جزیره زندگی می‌کنم

!ها! من یه جزیره کشف کردم

می‌خوام اسمشو بذارم سرزمین اُلاف

تو کشفش نکردی، همین الانش هم آدم توش زندگی می‌کنه

مطمئنم اونا منو به عنوان !شاهشون می‌پرستن

!دربرابرم تعظیم کن، جمعه

نه ممنون. جامعه‌ی ما سلطنتی نیست

هنوز نیست

ما رو می‌بری پیش مردمتون؟

باید دوست‌تون هم ببرم؟ - اون دوست ما نیست -

من قیم این بچه‌هام

منو ببر پیش رهبرتون

می‌تونم ببرمت پیش تسهیل‌کننده‌ی کارهای جزیره ولی اون ازت خوشش نمیاد

امروز روز غنیمت جمع کنیِ طوفانه

بعد از طوفان، هرچی که طوفانه به ساحل آورده رو جمع می‌کنیم و می‌بریم پیش ایشماییل

ایشماییل؟

اون کمکمون می‌کنه تصمیم بگیریم چی رو نگه داریم و چی رو بندازیم دور

بعد از طوفان چی پیدا کردی آلونسو؟

این قفس پرنده رو پیدا کردم

خیلی بزرگه پس فکر کنم برای پرنده‌هایی مثل عقاب استفاده میشده

...چون ما توی جزیره پرنده نداریم

بعید می‌دونم نیازی به قفس پرنده داشته باشیم

اگه من جای تو بودم اون وسیله‌ی ...بی‌مصرف رو دور می‌نداختم

ولی مجبورت نمی‌کنم

دیگه کی چیزی پیدا کرده که با دیگران تقسیم کنه؟

به این میگی اجتماع؟ !این فقط یه مشت میخه‌ست

منظورت خیمه‌ست. ایناهم چادرن

نمی‌دونم، به‌نظر من که خیلی آروم میان

من یه آکاردئون پیدا کردم

من این مجسمه‌ی سیاه کوچک !از یه هیولای دریایی رو پیدا کردم

!من چندتا کشتی شکسته پیدا کردم

این تسهیل کننده‌ی ماست، ایشماییل

بهم بگین ایش

من وایولت بودلر هستم، اینا هم خواهر و برادرم کلاس و سانی

و این مرد هم تهدیدیه برای !هرکسی که اینجاست

!تو

...من به اسم کنت اُلاف

خواستار این جزیره و این بچه‌ها هستم

حالا هم از تخت شاهی من بلند شو

ترجیح میدم بلند نشم

من تاحالا اسم کنت اُلاف رو نشنیده بودم

هرکسی که یه پیرمرد احمق ریشو توی ...یه جزیره‌ی متروکه نباشه

می‌دونه که کنت اُلاف توی بسیاری از محافل تئاتری برجسته خیلی معروفه

..آره، حالا که بهش اشاره کردی

اون اسم روی توی نقدی توی روزنامه که آب به ساحل آورده بود دیدم

آره، بهش گفته بودن بازیگر نابلد

دروغه - یه لاف‌زن خسته‌کننده -

تهمته - ...یه پخمه‌ی خودشیفته و متکبر -

که بدترین جرمش هیچکدوم از ...جرمای این لیست طولانی

یعنی قتل، آتش‌افروزی و اتهام به ...خطر انداختن کودکان نیست، بلکه

خودبینی مهارنشده‌اش برای بازی در نقشی که ...برای اون کاملاً فاقد صلاحیت

!افتراست

...به شکل خجالت آوری تصنعی - !بدخواهانه‌ست -

و حداقل چند دهه برای این نقش پیره

!حالا اینجا رو نگاه کن

شاید تو کاهن اعظم این ...جزیره‌ی از مد افتاده باشی

ولی منم که نیزه‌انداز دستمه

فعلاً - فعلاً؟ -

اگه دوست داری می‌تونی بهم شلیک کنی

خیلی دوست دارم - به همه‌ی اینا آدمای خوب که نمی‌تونی شلیک کنی -

دست بردار! چندتا هیپی رداپوش می‌خوان چی کار کنن؟

!نوکرها یه کاری کنین - تو نوکر نداری -

همه‌شون ولت کردن - !درسته -

نظرت درمورد توافق چیه؟

تو جزیره رو نگه دار، منم بچه‌ها رو نگه می‌دارم ...خیلی‌خب، این جواب نداد

!آخ

آلونسو، قفس پرنده رو برام بیار

فکر کنم بالاخره یه فایده‌ای براش پیدا کردیم

چه جور هیولایی یه نفر رو میندازه توی قفس پرنده؟

به چی نگاه می‌کنی فسقلی؟

کارما

!ببرینش به دیوار دریایی

اینجا برای سیب‌های خراب جا نداریم

سیب خراب؟

صبرکنین! بودلرها، نمی‌تونین بذارین این آدما منو ببرن

...نه وقتی که من یه رازی می‌دونم درمورد

خب بهم بگین چطور ...سه تا بچه مثل شما

با همچین مردی کشتی شکسته شدن؟

داستانش طولانیه - خیلی طولانی -

ولی هنوز تموم نشده

ما باید برگردیم - این جزیره راه خروج داره؟ -

بستگی داره چطور بشه نگاه کنین

دیوار دریایی از ما در برابر ...طوفان محافظت می‌کنه

ولی متأسفانه قایق‌رانی از روی اون صخره‌های تیز تقریباً غیرممکنه

پس ما اینجا گیر افتادیم - نه کاملاً -

سالی یه بار، امواجی بالا میان که انقدر ...بلندن که می‌تونن یه قایق رو

از درون پایین‌ترین نقطه‌ی اون دیوار به آب بندازن

...بهش میگن روز تصمیم

و اون روز از قضا همین فرداست

...ما یه پاروگیر داریم ...اون زورق بزرگ رو می‌بینین؟ آماده‌ست

،برای هرکسی که بخواد بره ولی هیچکس نمی‌خواد

اون گله‌ی گوسفندامونه اونا هم اینجا کشتی شکسته شدن

رنگ‌شون برای گوسفند عجیبه - ولی برای فلامینگو عادی‌ـه -

و مثل فلامینگوها، این گوسفندها ...هم رژِیم غذایی میگو دارن

که باعث میشه پشم‌شون این رنگ مرجانی خاص رو پیدا کنه

همو رنگی که توی چادرها و رداهامون می‌بینین

همه خوشحالن

یه جورایی خوبه

حتما به خاطر طوفان خسته‌این براتون لباس‌های تازه آوردیم

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left