Prvních 200 řádků.
.ممنون جناب روز خوبی داشته باشید
باعث افتخار بود - همکاری با شما عالی هست، خدانگهدار -
ظاهراً اگه آدم رو دار بزنن کیرش راست میشه
شما هم وقتی کراوات میزنید کیرتون راست میشه؟
بریم، آقایون
من حتی بلد نیستم کراوات گره بزنم
شنیدم یه کم مواد میخوای؟ - آره -
کیلویی 500 تا قیمتشه چقدر میخوای؟
صد کیلو
اونوقت پولش رو چطوری میدی؟ - نقد -
باشه، رانندگی کن - بریم رستورانِ "لا استيق" غذا بخوریم؟ -
.منو ایستگاه تاکسی پیاده کن برام مهم نیست کجا غذا بخورم
...آقای چسرون، لطفاً
آقای چسرون، فقط یه سوال دارم
لوکا بارس شما رو برای صورتحساب های جعلیه اتحادیه جنبش مردمی مقصر میدونه
چه حرفی دارید بهش بزنید؟
حرفی که براش دارم اینه که وقتی خزانهدار اتحاد جنبش مردمی بودم
دستوراتم رو از طبقهی هشتم میگرفتم
از دبیرکل، خانوم اَوری
تمام صوراحساب هایی که امضا کردم توسط ایشون بازبینی و تأیید شدن
اگه هرگونه اختلاسی در بودجه وجود داشته از مقامات بالاتر بوده
این یک اتهام جدی ـه
،این یک بیان حقیقته نه یک اتهام
شما اتحادیه رو بخاطر این ترک کردین که احساس کردین داره منحرف میشه؟
.من همچین حرفی نزدم بیاید بگیم که فقط بدگمانیهای خودمو داشتم
به آقای بارس در مورد اتمام کار ساختمانی چی میگید؟
شما برای اختلاس در بودجه برای بازسازی خونهتون مقصر هستید؟
میدونید این کارا قبلاً چطوری حل و فصل شد؟
به وکیلهام میگم عرصهی منازعه رو آماده کنن و بعدش میریم دادگاه
خیلی ممنونم
...صبر کنید - خیلی ممنون، خدافظ -
...یه سوال دیگه
نصفش رو بده به مراقب ها
و بقیه رو بذار تو انبار
چه خبرا؟
همه چی ردیفه، مشکلی نیست - امروز روز خوبیه -
آقاتون کی برمیگرده؟
،هر لحظه ممکنه برسه چطور مگه؟
منتظرش میمونم - نمیتونی اینجا منتظر بمونی -
میخوای جلوم رو بگیری؟
فقط وسایلت رو بردار و بزن به چاک - با من اونطوری حرف نزن -
دیدی اون راجب کاندیدهای بابا چی گفت؟
خب؟ - !خب -
از وقتی عاشق این پسره شدی خیلی خنگ شدی
کی عاشق کی شده؟
هیچی - تنهامون بذار، باربارا -
اوضاع چطوره؟ همه چی مرتبه؟
چرا اون حرفو زدی؟ - مگه چی گفتم؟ -
راجب چسرون - همون که توی صدرِ لیست ناحیهی یک ـه؟ -
تو لیست شهردارهای کاندید شده
خب؟ همینطوره، مگه نه؟ - بس کن، لوکا -
تو بدون پدرم هیچی نیستی
. این یه مبارزه انتخاباتی ـه، جولیا حلوا که پخش نمیکنن
این سیاست نیست
تو میخوای پدرم رو نابود کنی؟
من میخوام همینطور که اون 20سال پیش بدست آورد، بدست بیارم
این منظوره که مهمه، نه وسیله
.برای برنده شدن، باید گاز بگیری ساده لوح شدی؟
من راجب رأی کازینو جلوی زبونم رو گرفتم ولی این دفعه دیگه نه
با پدرت حرف بزن، نه با من
باید درمورد چهارمین سخنرانیت صحبت کنیم
.حالا نه دو دقیقه صبر کن
بارس: الان به کمکت احتیاج دارم
ونسا: یه ساعت دیگه بیا دفترم
بارس: تو راهم
اومدم دنبال تفنگم
بیا تو
بیا بگیرش
داری چیکار میکنی؟
!مادر به خطا
دود رسوایی صورتحساب های اتحادیه که تو چشم تو نمیره، مگه نه؟
چطور؟ کار من توی دپارتمان شورای شهر ـه
هیچ ربطی به مسئولیتهام درقبال حزب نداره
مجبور نیستم هر وقت مدیرعامل حزب گفت حواسم به حرف زدنم باشه
از شنیدنش خیالم راحت شد
تا حالا اینجا ترتیبم رو دادی؟ - نه، ولی اگه بخوای میتونم -
وقت نداریم
این واقعاً یه بمب تعفن بود - این فقط شروعش بود -
مرحلهی بعدی چیه؟
دوشنبه نوبت مدیرعامل حزب ـه - و بعدش؟ -
سه شنبه بیا تا ببینی
به طرف در کناری راهنماییش کن
من پول لازم دارم، ونسا
نمیتونم قول مسکن سازی
و مرکز مراقبت از کودکان رو بدم وقتی دستم خالی باشه
قول دادن خرجی نداره
باید از اونایی که برام رأی دادن حمایت کنم
حتی اگه به عنوان شهردار انتخاب نشم تعهد دارم که بهشون کمک کنم
به پول احتیاج دارم تا به مردمی که اونجا زندگی میکنن خونهی جدید بدم
مردم دارن تو اون محلههای فقیر نشین تلف میشن
باید در برابر سخاوتنمد بودنت تعظیم کنم و جیبهات رو پر از پول کنم
کِی؟
وقتی بتونم بعد از دور دوم نقدینگیها رو آزاد کنم
روت حساب میکنم
بیا تو
خب؟
دیدیش؟ - همین الان رفت -
اونقدی که فکر میکردم سر به راه نیست
اونم به اندازهی تارو عاشق مارسی ـه
انتظارش رو نداشتیم
معلومه
دفترت بدک نیست
ممنون
قبلاً اینجا رو مبل ترتیبت رو داده؟
هنوز نه
ممنون، گیلبرت
بیا، من برات برش میدم. عزیزم
،همونطوری خوبه خیلی گرسنه نیستم
ممنون
میگذره
اینجا چیکار میکنی؟
میخواستم ببینمت
باید قبلش زنگ میزدی، پدر ممکن بود سرکار باشم
خونهی بزرگی داری دکوراسیون قشنگی هم داره
خیلی قشنگه
هنوز برای پولی که دادی، بهت بدهکارم
نه، آدم به پدر و مادرش بدهکار نمیشه
نوشیدنی میخوری؟
پدرم اون موقعها یه حرف خیلی درست میزد
میتونست با چنگ و دندون با رقیب سیاسیش مبارزه کنه
ولی به محض اینکه رفت تا دخترش رو از مدرسه بیاره
مبارزه شده بود
موجی از lpfj روش سرازیر شد
یجور تزلزل
مردم دیگه اون تزلزل رو دیدن
باعث شد بیشتر انسان بنظر بیاد
حالت خوبه، بابا؟
احساس میکنم کاملاً گم شدم، جولیا
تاحالا اینطوری ندیده بودمت
خوب مخفیش کردم
چی رو داری مخفی میکنی؟ بگو، مشکل چیه؟
نمیدونم که میتونم از پس مبارزه بر بیام یا نه
مبارزه انتخاباتی
متأسفم
سلیم
هیچوقت نباید شروعش میکردم گمونم زیاده روی کردم
اونهمه تلاش برای هیچ و پوچ؟
اومدی اینجا که بهم بگی شجاعتت رو از دست دادی؟
مادرت خیلی جوانه، جولیا
میترسی که از دستش بدی؟
آره
پس مبارزه انتخاباتی رو ول کن
نمیدونم که میتونم یا نه
گوش کن، ما دیگه شروع کردیم چارهای نداریم
عاشق وقتیام که میگی چارهای نداریم
لعنتی، ببخشید
اینکه من شهردار مارسی بودم برات خیلی گرون تموم شد؟
منظور؟
اصلاً یادم نمیاد که وقتی میخواستی بری کانادا باهات اومده باشم فرودگاه
نه، پدر، تو اونجا نبودی ولی مامان و لوکا بودن
ولی من نبودم
همین که یادته یعنی روت تأثیر گذاشته
.منم همین رو میگم به اندازه کافی پیشت نبودم
متأسفم، بابا ولی الان زمان مناسبی نیست
باشه؟
بیا
متأسفم
سلام - سلام -
بگو بینم چی شده؟ - اریک بهم شلیک کرد، حرومزاده -
بیا بشین من پانسمانت رو عوض میکنم
ببخشید، دردت گرفت؟
اریک چه غلطی باهات کرد؟ - خودت چی فکر میکنی، جولیا؟ -
چرا هنوز اون جای کوفتی زندگی میکنی؟
انتظار داری کجا برم؟ هان؟ کجا؟
باهام حرف بزن، یه چی بگو
من یه خونهی مرتب میخوام
با یه آسانسور که خراب نباشه
توقع زیادیه؟
به خدا، تمام پولامو جمع کردم
دیگه طاقت ندارم، جولیا
میخوام که بتونم به خونهم دعوتت کنم
به اتاقم
و بغلت کنم
تا ازت لب بگیرم
اون کارو میتونی بکنی
میدونستی شهردار تو این ساختمون یه معشوقه داره؟
جدی میگم
طبقهی پایین دیدمش
یالا، راه برو! سریع تر
زود باشید، حرکت کنید، بچهها ادامه بدید
آره - !برو دنبالش -
!عالی
کارت عالی بود
آفرین بچهها، آفرین
بلند تر
این شد یه چیزی
دیدی؟ تو هم بلدی
ایول، عالی بود بچهها
حالا بریم سراغ مسائل مهم تر از جلسات تمرین
.مبارزهی انتخاباتی شروع شده میدونید این یعنی چی؟
فقط یه انتخاب داریم، فقط یکی
باید هوای شهردار منطقهمون رو داشته باشید، لوکا بارس
بدون اون بودجهای درکار نیست
.من یکی از دوستام رو آوردم اون نمایندهی محلی شماست
.باید بهش کمک کنید تا دور اول فقط یک هفته مونده
یا الان یا هیچوقت
.ما روی شما حساب کردیم میدونید به کی رأی بدید
لوکا بارس
کی؟ - !لوکا بارس -
خودشه
No comments yet. Be the first to leave one.