Prvních 200 řádků.
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
هفت گناه کبیره
کینهی ادینبورگ
بریتانیای شمالی - قلمرو شیران
چطوره؟ - .زیادی آسونه -
شمادوتا، مراقب باشین
میدونی چیه؟ کارت خیلی خوبه ها
توام بدک نیستی
معلومه
وقتی بابات ملیوداسِ هفت گناه کبیره باشه همین میشه
خب اگه اینطوره
لازم نیست یادآوری کنم بابای من کیه، درسته؟
خیلی خوش میگذره
...حس میکنم
...قلبم دیگه نمی زنه
چه اتفاقی داره می افته؟
...سرم
.انگار خونم به جوش اومده
هی
!پرنس تریستان
!پرنس تریستان
تو حومه شهر نبود
مطمئنید؟ چون اتاقش هم نیست
پرنس تریستان1
بیرون و داخل قلعه رو گشتیم
ولی هیچ جا نبودن
چیکار باید بکنیم، پادشاه ملیوداس؟
دوباره غیبش زده، ها؟
یعنی الان کجاست
!وای! وای
تاثیرگذاره
دیگه اسب سواریت از خوبم اون طرفتر رفته
بدون کمک تو نمی تونستم .این همه راهو بیام، گوتر
،از ظاهر ماجرا برمیاد که چیز جدیدی برای یاد دادن بهت ندارم
.امکان نداره احساس میکنم تازه اول کار
کلی چیز هست که میخوام یاد بگیرم
نمی خوای به این زودیا از این قلعه بری که؟
تا یه مدت دیگه هستم هنور
،ولی مهم تر از این
اجازه داری که الان با من بیای اسب سواری؟
،کاپیتان - -اوه
،منظورم اینه پدرت منتظرته، درسته؟
.آره ولی مشکلی نیست
مطمئنی؟
..اوه... اوه
چی تو فکرته؟
نه چیزی نیست. خوبم
...فقط اینکه
اون چی بود؟ - بریم ببینیم -
حالت خوبه، حالت خوبه
هی، چی شده؟
!پرنس تریستانه
یکی از چرخای گاری شل شد
این دونفر پرت شدت بیرون
طاقت بیار بگو کجات درد میکنه
.همم
به نظر میاد این مرد عضلات منبسط کننده ریه اش آسیب دیده
و اون یکی استخوان های دنده اش شکسته
باید سریع هردوتاشون ...رو ببریم مرکز درمان هندریکسون
!باشه
هی. حالت خوبه؟
.خوبم
حالش خوب شد
که اینطور
مثل اینکه قدرت مادرش رو به ارث برده
.لذت ببرید
چیزی لازم نداریم، مرسی
..خب
چرا وقتی میخوایم با هم غذا بخوریم اینهمه از هم فاصله می گیریم؟
راست میگی اینطوری خیلی بهتره
خب چرا امروز تمرین نکردی؟
،یه اتفاقی تو شهر افتاده بود
و داشتم به کسایی که صدمه دیده بودن کمک می کردم
راستشو بگو
،با گاتر رفته بودی اسب سواری مگه نه؟
ولی خب به مردم هم کمک کردم
دیروز چی؟
..اوم
خب اون موقع هندی داشت بهم یاد میداد چطوری دارو درست کنم
،من میتونم زخم هارو درمان کنم ولی نمیتونم بیماری هایی مثل بیماری مادر رو درمان کنم
درنتیجه میخواستم راه های ...درمان بیشتری یاد بگیرم. همون موقع
از کی داروساز شدی تریستان؟
رویات این بود که یه روز شوالیه مقدس شی
و در برابر نیروهای اهریمنی بجنگی
آ -آره ولی این رویا واسه دوران بچگیمه
والا هنوزم بچه ای
!هیچوقت منو درک نمی کنی پدر
همم؟
ببخشید
!یکی کمک کنه
حالت خوبه؟
تریستان، اون قدرت، دقیقاً چیه؟
صدمه دیدی. چیکار باید بکنم؟
چه اتفاقی افتاد؟
کار پرنس تریستان بود، پادشاه
حالم خوب میشه
نمیفهمم
نمیخواست همچین کاری کنه
!ببخشید! ببخشید
پس اینجایی
.مادر
چی اذیتت می کنه
لزومی داره که تبدیل به یه شوالیه شم و با نیروهای اهریمنی بجنگم؟
نمیشه من کسی باشم که به مردم کمک میکنه
تا زخماشون خوب شه؟
چه ایده ی خوبی
تازه خیلی هم بهت میاد
آره منظورم اینه که، شوالیه مقدس بودن فرای جنگیدنِ صرفه
،ولی تریستان
اگه یه روزی بیاد که تنها راه کمک کردن به مردم جنگیدن باشه چی؟
اون موقع چیکار میکنی؟
،اوضاع همیشه ساده نیست
و پدرت اینو بهتر از هرکسی میدونه
،اگه این موضوع اذیتت میکنه
چرا نمی شینی باهاش حرف بزنی؟
شب به خیر، مادر
-تریت
جنگل های آلپا
!مراقب باش
اونا کی ان؟
!بس کنید
!گنداف
چی...کار باید بکنیم؟
اه! نمیتونم اون جونورای وحشی رو درک کنم
بابا رو انداختن تو قفس
وایسا، وایسا
نه! اگه گریه ات بگیره پیدامون میکنن
ها؟
فکر کنم پیدامون کردن
وقتشه بریم
!گیر کردم
!کی اونجاست
مرسی که مارو نجات دادی، غریبه ی مهربون
پس شایعات حقیقت داشتن
ها؟ تو کسی هستی؟
و منظورت از شایعات چیه؟
شنیده بودم که یه گروه عجیب
از غول ها و پری ها ،توی روستا
به روستایی هم و همدیگه حمله میکنن
میخوان بابا و بقیه رو با خودشون ببرن؟
یحتمل
اوه، باید بریم نجاتشون بدیم
دیوونه شدی؟
تعدادمون خیلی کمه
اگرم بریم دستگیرمون میکنن
...آره ولی توی این وضعیت، رسلا
.بابایی
فکر کنم پیدامون کردن
باید از اینجا بزنیم بیرون
بعدا نگرانشون میشیم
!صبر کن
قلعه ادینبورگ
!لطفاً آزادمون کن
!بذارید بریم
!باید آزادمون کنیم
چرا اینطوری ما رو اسیرِ خودت کردی؟
بهتره آروم بگیرید
خیلی زود از اینجا آزادتون میکنم
نمیذارم از زیر این قضیه قسر در بری
فهمیدی یا نه انسان؟
ولی چرا این همه شیطان هم اینجان؟
،نیروهای هرج و مرج قدرت واقعیتون رو به من نشون بدین
نژادهای پست تری که جرئت حقیر شمردن ،انسان رو به خودشون دادن
همه تون در این شب سرنوشت ساز دوباره متولد خواهید شد
!و به خدمتکاران وفادار من تبدیل می شید
شگفت انگیزه
کشیش، وقتش رسیده
وقتی همه چیز آماده بود کارتو شروع کن
به روی چشم
!پوچ ها
هر موجود غیر انسانی رو که در این سرزمین دیدید
پیدا کنید و بیاریدش پیش من
بالاخره میتونم انتقامم رو بگیرم
!و به زودی، کارشونو تموم میکنم
!پرنس تریستان! پرنس تریستان
!وضعیت اورژانسیه !خواهش میکنم بیدار شید
پنج دقیقه دیگه
!ملکه الیزابت تو دردسره
چی؟ مادرم چش شده؟
یه دقیقه پیش غش کرد
!پرنس تریستان
!مادر اوه خواهش میکنم
!طاقت بیار
!پرنس تریستان
چطوری اینطوری شد؟
چش شد؟
امروز صبح ،یه کم درد داشت
و بعدش یهو غش کرد
ولی دیشب حالش کاملاً خوب بود
هندی، به نظرت ممکنه مریض شه باشه؟
نه. همه جور دارویی رو بهشون دادم
ولی هیچکدوم کارگر نشدن
به نظرم ممکنه یک نفر نفرینشون کرده باشه
..یه نفرین بسیار قوی
ولی چرا و چه کسی باید چنین کاری بکنه؟
نمیتونی از جادوی کاهنیت برای درمانش استفاده کنی؟
سعی کردم ولی اثر نکرد
بانو الیزابت به راحتی میتونن با استفاده از جادوی خودشون نفرین رو بشکنن
...ولی خب با توجه به وضعیتشون
.بذار من یه تلاشی بکنم
No comments yet. Be the first to leave one.