Prvních 200 řádků.
*ملکـــه سفيــــد*
..."توماس" .توماس"، "ريچارد" - بياين. زود بيدار شيد"
.دلم ميخواد بخوابم
.بياين. لباستونو زود بپوشين، خواهش ميکنم
قصد داري بري پيش اون؟
.چاره اي ندارم
اليزابت"؟"
.اينو بگير، برات شانس مياره
.اين شايد کمکت کنه. و نميتونه آسيبي بهت بزنه
.،با مردي مثل اون .هيچي نميتونه به من کمک کنه، مادر
."بيا، "ريچارد
کجا داريم ميريم، مادر؟
چرا انقدر زود بايد بريم؟
.ما داريم ميريم با پادشاه ملاقات کنيم - شاه هنري؟ مگه برگشته؟ -
."نه. با پادشاه جديد. "ادوارد
!ادوارد" از "يورک" شاه نيست" !اون پدر ما رو کشت
.ساکت. اون الان پادشاهه
.و ما بايد وفاداريمون رو به اون نشون بديم ."زود باش، "توماس
!بايستيد - ."توماس" -
!ايست
!ايست
!ايست
ادوارد"؟ الان؟ واقعا؟"
.خيله خوب، يکم استراحت کنيد
اون واقعا پادشاهه؟
.من ليدي "اليزابت گري" هستم، اعلاحضرت
.بلند شو
شما براي ديدن من اومديد؟
...من
،من نميتونم ارث پسرام رو بگيرم
زمين هاي شوهرم که وقتي مرد .از دستم گرفته شد
پسرهام .و من جايي براي زندگي نداريم
.شوهر من "سر جان گري" بود ...اون کشته شد، در جنگ
اون فرمانده .سوار نظام اهالي "لنکستر" بود
.اونها هفتصد نفر از مردان ما رو کشتند ."اون علنا براي تو خط و نشون کشيد، "ادوارد
اون وظيفه شو همونطور که باور داشت .انجام داد، اعلاحضرت
اون به مردي که فکر ميکرد پادشاهه .وفادار بود
.پسران من در قبال همه چيز بي گناهند
و اينها پسراي اون هستن؟
.تنها دارايي من .اينها "ريچارد" و "توماس" گري هستن
!ادوارد"، تو واسه اون وقتي نداري"
خونه شما نزديک اينجاست؟
!توي مزرعه هاست .و خيلي نزديکه
.وارويک". افرادو فرماندهي کن"
.من بهتون ميرسم
.افراد خودشون ميتونن ادامه بدن .من شما رو همراهي ميکنم
!پيش به جلو
.ما شاه رو ديديم - !ميدونم - ما شاه رو ديديم -
.برگرديد پيش مادرتون
.به "گرافتون مانور" خيلي خوش آمديد، اعلاحضرت
!"جاکتا وودويل" اون پسره نامه رسون هم خونه ست؟
.متاسفانه، "بارون ريورز" اينجا نيستند
!ها ها، فراموش کرده بودم
!"بارون ريورز"
تا جائيکه يادم مياد، اين يک لغب ساختگي ...براي سرپوش گذاشتن روي چهره هائيه که
يه بانوي اصيل زاده از "لنکستر" به يک... .آدم عامي کثيفي که باهاش همخوابه ميشه ميده
اون يک خان بود، و هميشه يک قدم ."از شما جلوتره، "لرد وارويک
...آها
دلتون ميخواد يک ليوان آبجو ميل کنيد، اعلاحضرت؟
يا کمي از شراب خوبي که عموزاده هامون از .بورگاندي-فرانسه" فرستادن"
!"ادوارد"
...جدا که نميخواي
،با تشکر فراوان، من شراب رو ترجيح ميدم ."ليدي ريورز"
.پسرا .يه کار مهمي براي شما دارم
.از من در مقابل اون زن ترسناک محافظت کنيد
ترجمه نشده -
ترجمه نشده -
.سلامت بمانيد، اعلاحضرت
.آه، معذرت ميخوام
.بشينيد
اينجا راحت هستيد، همراه پدر و مادرتون؟
.من عاشق خانوادم هستم
ترجمه نشده -
پسرام صاحب هيچ چيزي نميشن .اگر نتونم براشون پس بگيرم
.خيلي ها در طول اين جنگ هاعذاب کشيدن
،اما اگر من بتونم تاجم رو حفظ کنم ...قانون رو بر انگلستان حاکم ميکنم
،از يک کرانه تا کرانه ديگه اون .و همه ما دوباره انگليسي ميشيم
بزرگترين آرزوي من اينه که پسرانم .هيچوقت مجبور به جنگ نشن
شما فکر ميکنين اين ممکنه؟
.يک جنگ ديگه بايد اتفاق بيافته
ترجمه نشده -
اما من تلاشم رو ميکنم .و اين جنگ رو از شما دور نگه ميدارم، بانوي من
.شما به پيروزي خيلي ايمان داريد
من چابکم، شجاعم و .خوش شانسم
...من همونطور که در جنگ خوش شانسم
.در عشق هم هستم...
.من پيروز ميشم. بخاطر شراب متشکرم
!تشريف ميبريد؟ - .بله -
...ما هنوز در مورد - ...جزئيات خواسته هاتونو بنويسيد -
زمين هايي که مدعي اونها هستيد و... .جزئيات حق مالکيت تون
.بله، حتما - .و من ميخوام برگه شما رو فردا ازتون بگيرم -
.توسط خودم
خوب؟
.اون... اون فردا برميگرده
.حتما همينطوره
مادر، داري منو کجا ميبري؟
.ميبيني
.يک نخ انتخاب کن
جادو؟ دلت ميخواد تو يه لگن مستراح خفه بشي؟
.اين کار ممنوعه و تو قول دادي
.کسي بجز من و تو نميدونه
.ما از نسل الهه رودخانه "ملوسينا" هستيم
."جادو توي خون ماست، "اليزابت
.حالا يه نخ انتخاب کن
اونا چي بودن؟
.چيزايي که هيچوقت نخواهي فهميد
،بچه هايي که هيچوقت بدنيا نميان .فرصتهايي که بدست نمياري
.اونا بخاطر تو گم شدن
و من در آخر از راه ماهيگيري تو چي بدست ميارم، مادر؟
.آينده رو
.هر روز حدود نيم متر دور اون بپيچ
!واي
!"ليزي"، "ليزي"
...اون - .ميدونم اون کيه -
."ليدي اليزابت"
!"جاکوتا"
."بارون ريورز"
!ساکت! ساکت
.اعلاحضرت. اينها پسراي من هستند
."آنتوني"، "جان" - .ما آشنا شديم -
."تو جنگ "تاوتون
وقتيکه نصف انگلستان رو در يک .روز قصابي کردي
و در "کالايس"، وقتي پدرت حيثيت ازدواج .مادرم رو زير پا گذاشت
.و به پدرم لغب هيچکس رو داد - ."آنتوني" -
چون شما به پادشاهي پشت کرديد ...،که با سم کشته شد
...کسيکه مالياتهاش پرداخت شدني نبود...
...
!و هنوز هم شما اونو محترم خطاب ميکنيد
خوب، الان "هنري" محترم شما .سرنگون شده، و من پادشاه هستم
ليدي اليزابت" به من گفتند که زمين هاي" .ازدواجشون رو از دست دادن
،اون اونا رو از دست نداده .ازش گرفته شدن
.اون فقط عدالت رو طلب ميکنه
!"عدالت! اونم از "يورک
ملکه اهل "لنکستر" شما پدر و ...،برادر منو بقتل رسوند
.و کله اونا رو روي ميله هاي آهني فرو کرد
!پس براي من از عدالت حرف نزنيد
درخواستتون رو براي من نوشتيد؟
.بله
.اونا بهتون برگردونده ميشن .توسط پادشاهتون
.متشکرم - ."اليزابت" -
ليدي اليزابت"، ممکنه قبل از ترک اينجا" منو توي باغ بگردونيد؟
...هواي اينجا يکم
.نم دار شده...
.من مدت زيادي نميتونم بمونم
ملکه "هنري" داره فرانسوي ها رو .مياره تا به ارتش شمالي اون ملحق بشن
.من بايد براشون آماده باشم
از احتمال شکست خوردن نميترسي؟
اين چيزيه که خواسته توئه؟
تو در کنار "لنکستر" نيستي؟
.من آرزو داشتم طرفي وجود نداشته باشه
ممکنه يه پيک بفرستم که شما رو امشب پيش من بياره؟
،من خيلي طالب شما هستم ."ليدي اليزابت"
خيلي بيشتر از حسي که نسبت به .هر زني داشتم
،اعلاحضرت .من نميتونم معشوقه شما بشم
من ممکنه توي جنگ بميرم و .اين ميتونه آخرين درخواست من باشه
ميخواي پادشاهتو از اين محروم کني؟
.شما نخواهيد مرد
...شما چابک
.و شجاع و خوش شانس هستيد...
پس من بايد برم؟ و اين پايان اينچيزا باشه؟
.نه - .فردا -
.غروب آفتاب
کنار درخت بلوط بزرگي که تو رو .اولين بار اونجا ديدم با من ملاقات کن
.حتي اگر فقط براي گفتن خداحافظي باشه
.اون نبايد با اون تنها بيرون ميرفت
.اون يه آدم هرزه ست - ."اونا از توي باغ پيدا هستن، "ريچارد -
و بعدش چي ميشه؟
اون زميناي "اليزابت" بعنوان !خيرات برنميگردونه
ما "لنکستر"يهاي هستيم .که جلوي اون ايستاديم
.اون حتما بدل اينو ميخواد - .اگه تا حالا نگرفته باشه -
.اون با تمام زنان بارگاهش خوابيده
چرا نبايد "اليزابت" رو برداره؟
.همين الان که ما داريم بحث ميکنيم ."اون ممکنه داره اونو مجبور ميکنه!- ساکت... "جان
اون قرار نيست "اليزابت" رو توي ."گلزار بکشونه، "جان
تو چطور ممکنه اينو بدوني؟
وقتي اونو در معذورات قرار داد .به دربار دعوتش ميکنه
.وقتيکه زميناي "اليزابت" رو برگردوند
مگه اينطور نيست، "اليزابت"؟
من فقط خواستم چيزي مال خودمه .بهم برگردونده بشه
من خواهان عدالت شدم، پادشاه هم .همونطور که بايد قولش رو بهم داد
،با اينحال، اون مرد سرسختيه ."اليزابت"
،و اگر تو رو به دربار دعوت کنه جواب تو چي ميشه؟
هر توصيه اي شما به من .بکنيد، پدر
کسي ميخواد شطرنج بازي کنه؟
خوب، توصيه من دقيقا بر .ضد اونه
.اين تو نيستي که ما زير سوال ميبريم
.نيمي از زنان متاهل لندن همبستر شده
و ارتش "يورک" موقع ترکش به .زنان ما تجاوز کردند
.کاريکه شاه "هنري" هم ميکنه
حداقل پادشاه جديدمون صاحب .تربيت و نزاکته
ما يکبار با اون پادشاه بي عقل .دوستي کرديم
.و ملکه اون يا نکنه فراموش کرديم، "جاکوئتا"؟
.من فراموش نکردم
اما چرخ زندگي اوج ميگيره و .به پائين ميافته
اما ملکه، دوست من، اخلاق ،فاسدي پيدا مرد
...و حالا اين مرد پادشاهه
و "اليزابت" نياز به پس گرفتن .زمينهاش داره
.فقط بدون هيچ بهايي
گرچه فقط زمينها نيستند که تو ميخواد، درسته؟
.تو هم اونو ميخواي
No comments yet. Be the first to leave one.