Informace o verzi

Masamune-kun no Revenge S2 - 07 [AioFilm org]
Masamune-kun no Revenge R - 07 [1080p]-SubsPlease
Masamune-kun no Revenge R - 07 [1080p]-Erai-raws
Masamune-kun no Revenge R - S02E07 [1080p][HEVC x265 10bit]-DKB
Masamune-kun no Revenge S2 - 07 [1080p HEVC x265 10Bit][AAC]-ASW
Masamune-kun no Revenge R - 07 [1080p][HEVC 10bit x265]-Anime Time
Masamune-kuns Revenge S02E07 1080p CR WEB-DL AAC2 0 H 264-VARYG
Masamune-kun no Revenge R - 07 [1080p] [ENG]-New-raws
Masamune-kun no Revenge R - 07 AioFilm org
Masamune-kun no Revenge R-07
Komentář od AioFilm
🔷 Nekoyeet آیوفیلم با افتخار تقدیم میکند | مترجم 🔷

Tagy

1080
x265
HEVC
Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
Zveřejněno: 2023-08-16
Stažení: 5
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 162 řádků.

رسانه‌ی آیوفیلم تقدیم می‌کند

‫سال نو مبارک.

‫سال نو مبارک، پدر.

‫به‌سلامتی سال جدید، پدر جان.

‫امروز خیلی شاداب به‌نظر می‌آید.

‫به‌سلامتی سال جدید.

‫درسته. خوشحالم که می‌بینم حال همه‌تون روبه‌راهه.

‫اوه، نوشیدنی کافی نداریم.

‫اجازه بدید من بیارم.

‫شرمنده، نکو-سان. ‫با اینکه داری با بیماری دست‌وپنجه نرم می‌کنی.

‫نه خیر، من الآن حالم کاملا روبه‌راهه.

‫ووم! ویووو!

‫خدای من، حالت خوبه؟

‫هی! داری چه‌کار می‌کنی، شوتا؟

‫باید امروز درست رفتار کنی.

‫یوریکو-نه‌سان؟

‫عه! خودتی نکو-چان؟

‫چه غیرمنتظره! ‫چه‌قدر خوشگل شدی!

‫فکر کنم همدیگه رو از زمان عروسیت ندیدیم.

‫آره. فکر کنم اون موقع هم‌سن شوتا بودی.

‫بله، خیلی کوچولو و تپل بودم.

‫آره، دقیقا! الآن خیلی تصورش سخته !

‫آره...

Nekoyeet :مترجم

رسانه‌ی آیوفیلم تقدیم می‌کند

@AioSub | @AioFilmcom

«هراـدنـ یاهدیـافـ ـچـیـهـ ندـرکـ فاــرـتـعـا»

‫دلیلشو نمی‌دونید؟

‫بله. غیرمنتطقی هم نیست که فکر کنیم یکهویی

‫مبتلا به یک‌جور حساسیت غذایی شدید.

‫ولی با توجه به مکانی که کهیرها دراومدن، ‫احتمالش پایینه.

‫که اینطور.

‫توی سن تو، هورمون‌هات ‫می‌تونن هرموقعی به‌هم بریزن.

‫غیرعادی نیست که حتی یه‌ذره ‫استرس هم موجب دراومدن کهیر بشه.

‫یه‌ذره استرس؟

‫به‌هرحال، واسه یه مدتی به خودت ‫سخت نگیر، و ما هم حواسمون هست

‫تا وقتی جواب آزمایش خونت بیاد.

‫عا، چشم.

‫لطفا یه هفته دیگه بیا بهم سر بزن.

‫اگه توی اون مدت اتقاق دیگه‌ای افتاد، .‫یه معاینه دقیق‌تر انجام می‌دیم

‫باشه. خیلی ممنون.

‫استرس، ها؟

‫کاشکی آنمیتسو می‌گرفتم.

‫اوزونی هم خیلی خوب به‌نظر می‌رسید.

‫مگه نه؟

‫اولین بازدید از معبد سال...

‫اولین بازدید از معبد سال...

‫تو رفتی؟

‫نچ.

‫سه روز اول سال،

‫رفتیم به اقوام دوطرف فامیل سرزدیم.

‫اینجا بود که تونستم کار طاقت‌فرسای

‫مواظبت از همه بچه تخسا رو به‌عنوان مثلا «احوال‌پرسی سال نو» تجربه کنم.

‫شنیده بودم که خیلیا تو سال نو ‫یه‌ذره وزنشون بالا می‌ره،

‫ولی فکر کنم تو رژیم ‫می‌گیری و ورزش می‌کنی.

‫تو چی، کوجورو-کیون؟

‫به‌طور کلی وقتمو جلوی تلوزیون ‌گذروندم.

.‫رو دیدم شکم‌پرست تنها یه‌سره کل

‫هی... تازه اومدیم توی سال نو،

‫واسه همین می‌‌خواستم با همه‌تون ‫خوش‌بگذرونم و جشن بگیرم.

‫مثل موقعی که رفتیم دریا؟

‫هی، چطوره که اولین بازدید ‫از معبد سالمونو باهم بریم؟

‫چی؟

‫آره، بیا بریم!

‫هی، اون...

‫پیام‌ها

‫تائه

‫ویرایش

‫پشت سرتو نگاه کن ‫توی کافه!

‫تائه

‫پشت سرم؟

‫فکر کردم که بالا بود... ولی پایین بود.

‫و بعدش...

‫،شکمم خیلی درد می‌کنه ‫نمی‌تونم تکون بخورم

‫پایین پله‌ها توی جیب ‫کتم یه هدیه واست هست

‫پیام‌ها

‫ماکابه ماسامونه

‫ویرایش

‫پایین پله‌ها توی جیب ‫کتم یه هدیه واست هست

‫لطفا ورش دار و ‫واسه امروز برو خونه

‫واقعا شرمنده‌م

‫راستی، تولدت مبارک

‫یه هدیه؟

‫این؟

‫!!من از اون زنیکه انتقام می‌گیرم

‫آکی-ساما.

‫تا هفته بعد بدرود.

‫آکی-ساما.

‫ها؟ چیه؟

‫این برنامه توسط اسپانسرهای ‫زیر برای شما تهیه شده است

‫برنامه تلوزیون تموم شده.

‫چی؟ اوه ...

‫فکر کنم توی سال نو برنامه‌های ‫جالب زیادی نیستن.

‫هیچ‌چیزی جز برنامه‌های کمدی و ورزشی نیست.

‫جایی نمی‌خواید برید؟

‫تو این هوای سرد قراره کجا وردارم برم؟

‫هیچ برنامه‌ای ندارید؟

‫نه راستش.

‫‫چهار ژانویه

‫اینطور نیست که برنامه‌ای نداشته باشم...

‫سال نو مبارک!

‫س-سال نو مبارک...

‫شماها هنوز سال شروع ‫نشده چه‌قدر انرژی دارید.

‫خب، من و نماینده داشتیم باهم حرف می‌زدیم.

‫حرف می‌زدید؟ درباره چی؟

‫می‌خواستیم اولین بازدید ‫از معبد سالو با همه انجام بدیم.

‫ماسامه کون، تو اولین بازدید ‫از معبد سالتو انجام دادی؟

‫نه، من سه روز اول سالو تو خونه بودم.

‫خب پس چطوره همه‌‌مون باهم بریم.

‫چی؟ الآن؟

‫باشه، بزن بریم.

‫ایول!

‫پس بیا آداگاکی-سان و ‫بقیه رو هم دعوت کنیم.

‫درست مثل موقعی که رفتیم دریا!

‫چی؟

‫خب؟

‫خ-خب آخه، آداگاکی-سان به‌نظر سرش شلوغه،

‫پس مطمئنا استاد... کویوای-سانم همین‌طوره.

‫که اینطور...

‫پس بیا ببینیم حداقل ‫فوجیمومیا-سان بی‌کاره یا نه.

‫نکن نکو-سان.

‫چطوری قراره تکون بخورم اگه ‫اینطوری محکم بهم بچسبی؟

‫چه‌قدر از همه‌چیز می‌ترسی.

‫چه نازی تو!

‫احتمالا طرفای ‌سن ما-کون منه.

‫اوه، ما-کون! یه لحظه بیا اینجا.

‫رست بیف پیدا کردی؟!

‫ما-کون، سلام کن. این ‫دختر فوجینومیا-سانه، نکو-چان.

‫ها، پس رست بیفت کو؟

‫زود باش، نکو-چان.

‫می‌خوری؟

‫نکن، ماسامونه! نمی‌تونی همین‌طوری ‫بری غذا بذاری تو جیبات!

‫چی؟ تو هم می‌خوای بابا؟

‫وای خدا. جیبای ما-کون ‫اندازه لپای سنجاب جا داره.

‫،سال نو مبارک! ماسامونه-کون کوجورو-کیون، و من می‌خوایم بریم اولین بازدید معبد سالمونو انجام بدیم. باهامون می‌آی؟

‫تائه

‫با ماسامونه-ساما؟

‫شرمنده منتظر موندید.

‫سال نو مبارک.

‫سال نو مبارک!

‫از اینکه یه سال دیگه رو باهات ‫می‌گذرونم خوشحالم، فوجینومیا-سان.

‫بله، منم همین‌طور. سال نو خوبی داشته باشید.

‫منم از اینکه یه سال دیگه رو باهاتون ‫می‌گذرونم خوشحالم، ماسامونه-ساما.

‫همچنین.

‫عه... آداگاکی-سان و کویوای-سان ‫قرار نیست بهمون ملحق بشن؟

‫اوه، چیز، یه موردی پیش اومد...

‫خیلی خوب! پیش به‌سوی اولین بازدید معبدمون!

‫قراره یه طالع پربرکت خیلی خوبی بیرون بکشم!

‫آره!

‫انگار حالا هدفمون واقعا کشیدن یه طالع خوبه.

‫طالع‌ها

‫شانس

‫برکت بزرگ

‫شانس

‫برکت متوسط

‫شانس

‫برکت آینده

‫موز شکلاتی

‫ ‫یاکیسوبای مخصوص

‫بفرمایید!

‫چندتا می‌خواید؟ یکی؟ دوتا؟

‫برای چی آرزو کردی، ماسامونه-کون؟

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left