Prvních 200 řádků.
.به سمت راستتون بچرخین، بانوی من
.ممنون
.تموم شد
!گوش کنین، گوش کنین، گوش کنین
!لردها! شوالیهها، سلحشوران
.و انواع دیگر مردم
به فرمان لردمان پادشاه فرانسه
این موکدا ممنوع اعلام میشه
و حکم مرگ و از دست دادن ملک دارد
اگر هر کسی که اینجاست مسلح باشد
یا با خودش شمشیری یا خنجری حمل کند
مگر اینکه از لردمان پادشاه اجازه نامه
.داشته باشد
هر مردی
باید سوار بر اسب و با پای پیاده
به هر روشی که او را خوشنود میکند مسلح
با هر وسیله یا سلاحی .برای حمله یا دفاع مبارزه کند
به غیر از سلاحها یا وسائل یکسان
یا ساخته شده توسط افسون یا طلسم
یا هر چیز دیگری که توسط خدا و کلیسای مقدس
.برای تمامی مسیحیان خوب ساخته شده
اگر هر کدوم از رزمندگان هر سلاحی که به وسیله
طلسمها، افسونها، جادوها
یا هر نیرنگ شیطانی دیگری ساخته شده به زمین نبرد بیاورد
اون وقت آن جنایتکار به عنوان دشمن خدا
یا به عنوان یه خیانتکار
.یا به عنوان یه قاتل مجازات میشود
.محکم تر. محکم تر - . موسیو -
.شوالیهها، آغاز کنید
!ولشون کنین
!ولشون کنین! ولشون کنین
--
!برای مبارزهتون بیاین
!همهتون میمیرین
!همهتون مثل خوک میمیرین
!زود باشین دیگه
...زود باشین، لاشیهای بدبخـ
.نمیتونیم همین طور اینجا دست رو دست بذاریم
!و بجنگین...
ژان» توسط «پییر» بهمون دستور داده شده» .تا این پل رو نگهداریم
.دستورات برن به درک .برای پادشاه
!برای پادشاه
!برای پادشاه
.ممنون
من بابت نحوهی مبارزهی امروز .شما مردان عذر خواهی نمیکنم
.باعث افتخار بود که اونجا در کنارتون باشم
.لیموژ" از دست رفته"
و متحدینمون در گرفتن بندر "برست" شکست خوردن
«لرد جدیدمون، «پییر
همین الان اردوگاه رو ترک کردن .و بهمون دستور دادن بریم خونه
.سپیده دم حرکت میکنیم
.بله، بله
.به سلامتی شاه
.مشخصا، پییر خوشحال نیست
.جان یه سری نجات داده شد
.ولی لیموژ نجات داده نشد
.بذار برگردیم خونه، دوست من
.تو امروز جونم رو نجات دادی
.ممنون
!خودت رو معرفی کن
.«سلحشور «ژان دو کاروژ
.پسر کاپیتان این قلعه
!دروازده ها رو باز کنین
برای پییر افتخار بزرگیـه
.که قلعهی پدرت برای این جشن انتخاب شده
باید آماده بشم تا فرماندهی رو
.بعد از مرگ پدرم بر عهده بگیرم
.دعا کنین که سالهای زیادی طول نکشه
.پدر .مادر
.کاپیتان .بانوی من
.سلحشوران
.لردمون پییر رو منتظر نذارین
.نوکر شما شدن... .تا آخر عمر به شما خدمت میکنم
.سرورم، من نوکر شما میشم .قسم میخورم تا آخر عمر به شما خدمت کنم
.سرورم، من نوکر شما میشم .تا آخر عمر به شما خدمت میکنم
.سرورم، من نوکر شما میشم .قسم میخورم تا آخر عمر به شما خدمت کنم
.سرورم، من نوکر شما میشم .قسم میخورم تا آخر عمر به شما خدمت کنم
...سرور - .نزدیکتر -
.سرورم، من نوکر شما میشم
.قسم میخورم تا آخر عمر به شما خدمت کنم
.خودت رو معرفی کن
.منم. هلن از تروی اشاره به جنگ تروا، یکی از بزرگترین جنگها) (در اسطورهشناسی یونان
.لهگری
.از دیدنت خوشحالم، دوست من
.البته فقط به عنوان یه دوست نیومدم
.متاسفانه دیدار من دلیل دیگهایم داره که نگفتم
.بگو
.پییر بهم وظیفه داده قرضها رو جمع آوری کنم
.متوجهام
همین الانشم با تمامی مستاجرین .توی قلمروش دیدار کردم
...و حالا
.اومدی به دیدن من
.اومدم به دیدن تو
.این مالیاتها برای دفاع نظامی هستن
و توئم مثل بقیه به خوبی میدونی .که دشمنمون حضور داره
.و باید آماده باشیم
من کی آمادهی ایستادگی و مبارزه برای پادشاهام نبودم ؟
.چرا بودی
.بیش از هر کس دیگهایه
.ولی این تنها چیزی نیست که پییر میخواد
...نه، چیزی که پییر میخواد
.پییر پولی رو میخواد که به حق مال اونه
.ندارمش
.این طاعون نصف نیروی کارم رو از بین برده
.جمع آوری اجازهام اومده پایین
.بازدهی زمینهام نصف گذشته شده
.و هزینهی برده هم الان بالا رفته
.آره
رعیتهای دیگه چطور پرداخت کردن ؟
.پرداخت کردن چون مجبور بودم اصرار کنم
.متوجهام
حالائم به من اصرار میکنی ؟
.بذار با پییر حرف بزنم
.آدم منطقیایه
.موقعیتت رو براش توضیح میدم
.تو یه دوست واقعی هستی
.ولی نمیدونم دست خالی برگردم
.البته که نه
.ممنون
.بذار ببینم دم دست چی دارم
.دربارهاش فکر کن - .فکر کردم -
.نه نکردی
.زیر دست «دریاسالار د وین» مبارزه میکنم
در همین حین که داریم صحبت میکنیم نگلیسیها .دارن "کوتنتین پنینسولا" رو غارت میکنن
.طاعون پسر و همسرت رو ازت گرفته
وقتی "نورماندی پایینی" داره سقوط میکنه .من کنار دست رو دست نمیذارم
.اجازه نده این لجاجت بر تو غلبه کنه
.تو هیچ وارثی نداری
.«اگه بمیری، هر چی که داری برمیگرده به کنت پییر
.مطمئنم حقیقتیـه که پییر خوب میدونه
.اون طور که به تو مساعدت میکنه، به من نمیکنه
.نه، تو خیلی چیزا داری که به خاطرشون زندگی کنی
من اینجا چی دارم که به خاطرش زندگی کنم ؟ چی ؟
.یه اسم
این اسم زیادی بزرگ و مشهوره .که بخوای انقدر بی ملاحظه باهاش رفتار کنی
.پدرت فرماندهی "بلم" رو بر عهده داره
وقتی بمیره، تو اون قرارگاه و هر چیزی که
.به همراه میاد رو رو به ارث میبری
.و منم دوستت هستم
و خیلیهای دیگهام مثل من هستن .که ترجیح میدن از بین نری
.من بدون ملاحظه عازم این سفر نمیشم
.عازمش نمیشم که فقط بجنگم
پس چرا ؟
.«ژاک»
من
.ورشکستهام
.پول لازم دارم
!زنده باد پادشاه
!زنده باد پادشاه
!اونا برگشتن !سریع! زود باش! برگشتن
.من اونو ازتون میگیرم
!بذارین کمکتون کنم، آقا
.لطفا بچرخین، سرورم
.بلند کنین، دستتون رو بلند کنین
.نون بیشتری براشون ببر
.این طرف .بازم میخوان
.«روبر دو ثیبووی»
.داره برامون پناهگاه و غذا فراهم میکنه
دو ثیبووی ؟
مگه اون توی "پوتیر" در طرف مخالف ما نایستاد ؟
.چرا، ولی همراه با بقیه بخشیده شد
.الان با ماست
و همین طور هم میمونه .اگر بدونه چه براش خوبه
.خونسرد باش ژان
.سقف بالا سرمونـه دیگه
.تازشم
.کمد شراب معرکهای داره
.چه زیبا
اونم از خانوادهی «دو ثیبووی»ـه ؟
.آره. قدمت اسمش از توئم بیشتره
.تنها دخترشـه
.یه جهیزیه قرار بدن
البته، آدم داغ رسوایی پدرش رو
...به دوش بکشه
تصور نمیکنم کسی برای وظیقهی به وجود آوردن
.وارثش سختی زیادی بکشه
.خوش اومدین آقایون محترم
.شما با شجاعت جنگیدین
.ممنون که میزبانیمون رو میکنین
...میخوام معرفی کنم - .ژان دو کاروژ -
.آوازهتون ازتون جلوتر پخش میشه
.مال شما هم همین طور
.برام لذت بخشـه که میزبان شما و افرادتون باشم
این فقط برای حمایت از مردانی هست .که برای پادشاه میجنگن
برخیها توی زندگی دیر تر درس میگیرن، هوم ؟
.اجازه بدین دخترم رو معرفی کنم
.«مارگریت»
.مارگریت، ایشون آقای ژان دو کاروژ هستن
.بانوی من، دیدنتون لذت بخشـه
.لذتش برای منه
.جهیزیه شامل این بخش هم میشه
.از اراضی شکاری هم شروع میشه
اینجا چی ؟ اونی که به طرف شمالـه ؟
."آنو له فوکون"
.همون طور که گفتم، از اراضی شکاری شروع میشه
.من اون تیکه زمین هم میگیرم
.قطعا
.آمین
.من مرد خیلی حسودیام، بانوی من
امشب، شما مال من هستین .و با هیچکس دیگهای نمیرقصین
No comments yet. Be the first to leave one.